در ذیل یادداشتی که چندی پیش با موضوع گزارش یک برند از نوین چرم داشتیم “جناب آقای یوسفی فر” مدیرعامل محترم این برند مطلبی را از مجله مد در اختیار ما قرار دادند که در این نوبت با هم می خوانیم.
**************************************************
صنعت مد و لباس ارتباط تنگاتنگی با تبلیغات، بازاریابی و رسانهها دارد. رقابت تنگاتنگ برندها و تولیدکنندگان برای دستیابی به بخشهای بزرگتری از بازار سبب شدهاست تا شرکتهای محلی و چندملیتی برای بهبود فروش از انواع روشها برای تبلیغ و ترویج کالای خود استفاده نمایند. استفاده از چهره ها برای تبلیغات یکی از راهکارهای مناسب برای بازاریابی مد میباشد. از جمله روشهای مرسوم که به نوعی میانبر سایر روشهای تبلیغاتی نیز محسوب میگردد، به کارگیری چهرههای خاص اجتماعی(سلبریتی celebrities) جهت تسریع در روند معرفی و فروش است. در این مقاله با معرفی کوتاهی پیشینه استفاده از گروههای مرجع اجتماعی در تبلیغات بیان شده و نمونههای مشابه در ایران، موانع و مزایای استفاده از این شیوه بیان خواهد شد.
پیشینه استفاده از چهرههای مشهور
استفاده از چهره های تبلیغاتی توسط برندها امروزه به یک سنت تبلیغاتی تبدیل شده است.چارلز فردریک ورث(Charles Worth) اولین فردی بود که در اواسط قرن نوزدهم میلادی اهمیت استفاده از چهرههای مشهور در تبلیغات و بهبود فروش را دریافت. وی برای افزایش فروش خانه مد خود از چهرههای مشهور و مدلهای زنده استفاده میکرد. از جمله مهمترین افرادی که وی مورد استفاده قرارداد میتوان از همسر ناپلئون بناپارت نام برد. در دوران معاصر از مرلین مونرو(Marilyn Monroe) هنرپیشه و خواننده مشهور آمریکایی به عنوان اولین سلبریتی حرفهای در دنیای برندینگ، بازاریابی و تبلیغات نام برده میشود.
۲۰ سلبریتی مشهور حال و حاضر دنیا بر اساس اعلام مجله فوربس بر اساس میزان تأثیرگذاری و پولسازی عبارتند از: اپرا وینفری، لیدی گاگا، بیونسه، مدونا، تیلور سوئیفت، کریس رونالدو، لیونل مسی، جاستین بیبر، راجر فدرر، جنیفر لوپز، هیو جکمن، ریحنا، تایگر وودز، لورون جیمز، سایمون کاول، کیتی پری، دیوید بکهام، رابرت داونی جونیور و لئوناردو دی کاپریو.
اهداف و بهرهمندی از چهرههای مشهور در برندینگ
سلبریتی برندینگ (Celebrity branding) و تبلیغات از طریق چهرههای مشهور نوعی از برندینگ یا تبلیغات است که در آن چهرههای مشهور از گروههای مرجع اجتماعی به عنوان سفیر یا عامل یک برند یا تولید کننده با استفاده از محبوبیت و جایگاه اجتماعی خود به تبلیغ برای یک محصول، خدمات و یا یک رویداد خیریه میپردازند.
مشاوران و کارگزاران صنعت تبلیغ با آگاهی از محبوبیت بالای چهرههای فرهنگی، ورزشی در میان عامه مردم، سالهاست که پای این نامداران و مشاهیر را به آگهیهای بازرگانی باز کردهاند. شرکتهای بزرگ و بینالمللی چون«آدیداس»، «نایک»، «پوما» و… با پیشنهاد رقمهای حیرت انگیز از بزرگان ورزش به عنوان معروف و مروج کالا و خدمات خود بهره میبرند. درچند سال اخیر فوتبالیستها، بسکتبالیستها، رانندگان فرمول یک و تنیسورها و… پولی که از راه تبلیغات عایدشان میشود، بسیار بیشتر از قراردادهایی است با تیمهای ورزشی خود منعقد میکنند.
عقد قراردادهای متعدد و کلان با کمپانیهای چند ملیتی بود که موجب شد «دیوید بکام» فوتبالیست شهر انگلیسی، راهی آمریکا شود و برای هرثانیه زندگی در این کشور ۲ دلار دستمزد دریافت کند.
سلبریتی برندینگ اشکال مختلفی دارد، از جمله حضور ساده یک چهره مشهور در تبلیغات یک کالا، خدمات و یا مراسم خیریه یا حضور این افراد در رویدادهای روابط عمومی و یا راهاندازی خط تولید یک محصول یا خدمات توسط خود فرد که ممکن است تنها محدود به استفاده از نام یک شخص برای یک محصول باشد. شایعترین نوع استفاده از این شیوه تبلیغاتی در حوزه مد، پوشاک و لوازم مد میباشد. تعداد زیادی از خوانندهها، هنرپیشهها، مدلهای مشهور، ورزشکاران و سایر چهرههای مشهور هم اکنون حداقل یک محصول تحت لیسانس دارند که نام آنها را یدک میکشد.
در برخی موارد برای بازاریابی و تبلیغات به این شیوه حتی ممکن است از شخصیت یا خصوصیت خاصی از افراد مشهور استفاده شود. به طور مثال استفاده از صدای چهرههای مشهور. برخی از چهرهها با داشتن صدایی خاص بدون نمایش تصویرشان میتوانند تداعی کننده یک تصویر از خویش باشند. به طور مثال هنرپیشه مشهور شان کانری(Sean Connery) و یا مرحوم خسرو شکیبایی.
استفاده از چهرههای ورزشی میتواند تأثیر بسیار زیادی بر فروش و بهبود جایگاه برندهای ورزشی داشته باشد به طور مثال پس از حضور تایگر وودز در تبلیغات شرکت نایک فروش این شرکت ۱۰۰ درصد افزایش یافت. از مشهورترین چهرههای فعال در حیطه تبلیغات ورزشی میتوان از کرستیانو رونالدو، تایگروودز، آسامی پاول نام برد.
به تازگی روشهای جدیدی برای حضور چهرهها در تبلیغات استفاده میشود و با بررسیهای دقیق علم بازاریابی تأثیر حضور چهرهها بر تصویر برند و تغییر رفتار خریدارن مد نظر قرار میگیرد. در کشورهایی نظیر هندوستان استفاده از این شیوه تبلیغاتی سبب شده است تا مردم تمایل بسیار زیادی برای استفاده از تولیدات داخل پیدا کنند. به طور کلی موفقیت و سطح کاری چهرههای مشهور اثر بسیار زیادی بر توفیق برند خواهد داشت. بر طبق آمار از سال ۱۹۹۵ تا کنون استفاده از چهرههای مشهور بیش از دو برابر شده است.
با گسترش رسانههای مجازی به تازگی نوع جدیدی از چهره های مشهور به عنوان چهرههای مشهور مجازی ایجاد گردیده است. سایبرلبرتیز(Cyberlebrities) عنوانی است برای کسانی که با استفاده از رسانههای مجازی و طرفداران خود از سراسر دنیا شناخته میشوند. این نوع از چهرهها میتوانند شخصیتهای غیر واقعی نظیر شخصیتهای کمیک استریپها، داستانها و یا کارتونها نیز باشند.
جناب آقای یوسفی فر از مطالب ارزشمند و علمی شما سپاسگزارم. از دوستان کافه ای هم استدعا دارم که دیدگاههای خود را در این زمینه مطرح کنند.
با سلام خدمت جناب آقای یوسفی فر
ممنونم که این مطالب ارزشمند را در اختیار اهالی کافه قرار دادید.
آقای مجتبی محمدیان حقیقتا از این مطلب لذت بردم . آز آقای یوسفی فر تشکر می کنم
آقای یوسفی فر خوشحالیم که در کافه هر از گاهی اخبار شرکت موفق شما را می خوانیم
آقای یوسفی فر به حق از کارآفرینان موفق در صنعت چرم ایران هستند. مشارکت ایشان با محافل علمی بسیار حرفه ای است
سلام
در شبکه های اجتماعی، نوین چرم علاوه بر استفاده از سلبریتی مانند بهرام رادان، تصاویر ارسالی هواداران با محصولات نوین چرم را هم به اشتراک می گذارد
شاید این دو حرکت با هم در تناقض باشند. سلبریتی دست نیافتنی در پوشش نوین چرم و مشتری دست یافتنی و شاید به نظر افراد نه چندان دلچسب در همان پوشش
سلام..از مطلب جالب و خواندنی تون ممنونم.
سلام
ممنونم به خاطر مطلب خوبتون.
ماشین تبلیغات چه که نمی کند یکی را مشهور و دیگری را زمین گیر می کند. به راحتی و با پرداخت هزینه خوبی می توان فردی را در این دوران مشهور کرد و سپس این فرد به راحتی می تواند به قول شما برای هر ثانیه زندگی ۲ دلار دریافت کند. این ما هستیم که بتوسط این ماشین تبلیغات و خصوصا دادن انرژی هایمان (که شک دارم در این مورد کسی اصلا فکری کرده است) کمکش کرده ایم و ایشان تا این حد از زندگی رسیده است.
مثلا در روزنامه های خارجی می خوانیم که کوکاکولا و پپسی با هم درگیر هستند و روز به روز هم به اعتبار و ارزششان و همینطور مشهور شدنشان افزوده می شود و این درحالی است که نوشابه ایرانی نمی تواند در روزنامه ها و نشریات دیگر برای تبلیغات بیشتر با همدیگر درگیر شود زیرا که یک سری ممنوعیت هایی در این مورد داریم و البته خاطرم هست که در سایت تبلیغات آقای محمدیان در جایی از ممنوعه های تبلیغات در ایران سخنی گفته بودند و این هم یکی دیگر از آنهاست. ماشین تبلیغات معلوم نیست که چند تا سر داره و داره روز بروز هم پیشرفت می کنه.
شرکتها برای اینکه سهمی از بازار فروش منظور پول مردم را در اختیار داشته باشند به راحتی به هر کاری دست می زنند حتی درگیری های دروغین، کنار افراد مشهور و هالیودی بودن، استفاده ابزاری از یک سری فعالیت های اجتماعی، شرکت در مسابقات، استفاده از حیوانات در تبلیغات خودشان، استفاده از فیلم ها، استفاده از هنجارهای اجتماعی و حتی ناهجارهای اجتماعی هر کشور و جامعه آن.
مثلا: کوکاکولا در زمستان از چند خرس برای تبلیغات خودش استفاده می کنه و اونها نوشابه کوکاکولا رو می نوشند و این نوشابه تبلیغ میشه. خوب کسی نیست که به ایشان بگه برادر من خرس ها در زمستان به خواب زمستانی میروند این هم خودش استفاده ابزاری از حیوانات، محیط و حتی فصل های کره زمین و در نهایت رسیدن به هدف و مشهور شدن است. یا در وسط تابستان و در این هوای گرم تبلیغاتش با به هم خوردن شیشه های نوشابه شروع میشه و دوباره در انتها نیز به همان صورت تمام میشه و این درحالی است که دیگر کم کم نوشابه بطری شیشه ای جای خودش رو به پت ها داده و به هم خوردن پت ها اصلا معنا و مفهومی رو نداره.
استفاده از صدا، هوا، رنگ و احساسات و عواطف انسانی نیز استفاده ابزاری برای تبلیغات شده و این ماشین تبلیغات داره روز بروز هم به این مواردش اضافه می کنه.
با تشکر
آقای علی عزیز ممنون از مشارکت شما موفق باشید
با عرض سلام
نه تنها هم صحبتی با جناب یوسفی فر بلکه مطالعه قلم ایشون هم لذت بخش است… واژه سایبرلبرتیز برای من تازگی داشت …..برای ایشون و مجموعه محترم نوین چرم آرزوی موفقیت دارم
سلام آقای اسحاقس عزیز من هم مطلب ایشان را جذاب و مفید می بینم ممنون
سلام به جناب یوسفی فر عزیز
مطلب بسیار جالب و آموزنده ای بود و به شخصه استفاده کردم متشکرم از اینکه وقتتون رو به خوانندگان کافه بازاریابی اختصاص دادید. البته این موضوع در ایران با محدودیتهای بسیار زیادی روبروست. علی رقم استقبال عمومی از این نوع مارکتینگ و تاثیر آن بر فروش، متاسفانه در هنگام استفاده از برند دوستان سلبریتی، سازمانها و اشخاص زیادی این قابلیت رو دارند که بتونن مانع از این بهرهوری بشن. کما اینکه تا چندین سال استفاده از برند و چهره ی سلبرتی ها ممنوع بود. در هر حال به نظرم در کشور ما اگر قرار باشد پس برداشته شدن تحریمها به عنوان یک ملت واحد از همدیگه حمایت کنیم که شامل حمایت از تولیدات داخلی هم میشه بهتره همه جوره به هم کمک کنیم تا بجای دیدن چهره کریس رونالدو در تبلیغات شامپو کلیر در شبکه های صدا و سیمای خودمون چهره ی آشنای سلبرتی های وطنی رو بیشتر ببینیم
درود بر جناب یوسفی عزیز و ممنون برای این مطلب خوب و عرض ارادت به دکتر محمدیان بسیار عزیز و مجتبی گرامی
چند وقت پیش مطلبی نوشتم و منتشر نمودم با عنوان: ” رادان، انتخاب اشتباه نوین چرم؛ یا نوین چرم، انتخاب رادان! / وقتی برند و آدمش از یک جنس نیستند…”
که اعتقاد دارم همانقدر که رضا یزدانی انتخاب صحیحی بوده برای نوین چرم، رادان انتخاب صحیحی نبوده. هر چند که ممکن است رادان سبب فروش بیشتر محصول شده باشد و رضایت خاطر مدیران مجموعه معظم نوین چرم را فراهم کند، ولی از منظر برند این انتخاب را صحیح نمی دانم که دلایلش را مفصل در آن مطلب گفته ام. ولی مزید امتنان خواهد بود اگر فیدبک های هم فروشی و هم برندی را هم در زمان استفاده از رضا یزدانی و هم بهرام رادان به عنوان چهره تبلیغاتی بیان فرمایید.
با سپاس
نوریان