همت غرب به شرق، یک طرحی به چشم می خوره که از دور شبیه یک ماشین Jeep است و وقتی نزدیک می شی میفهمی تلفیق یه چمدون با یک لپتاپ است که مثلاً دعوتت میکند به سفر. از زیر تابلو که رد می شی تازه از خودت میپرسی کی بود که این حرف و می زد. بعد با خودت می گی تبلیغ فرهنگی شهرداری بوده. فردا مجدداً طرح رو تو همون مسیر میبینی. باز کالبدشکافی عکس برات موضوع اصلی است و کمی هم شعار برایت جالب به نظر میرسد. اما باز از زیر تابلو رد می شی باز یادت می ره که واسه کدوم برند بود. اما پس فردا طرح رو کامل رمزگشایی میکنی. همه اینها در حالیِ که تو یک تبلیغاتچی هستی و هر تبلیغی رو کامل و موشکافانه میبینی و کلا به تبلیغ علاقه داری.
اما روز چهارم میبینی که دیگه خبری از اون طرح نیست و همون برند یهنی سفرستان این بار خیلی ساده وب سایت خود را مثلاً در قالب یه موتور جستجوی اینترنتی نوشته و معرفی کرده، شعارش رو قشنگ در ذهن شما فرو می کنه. آدرس سایتش هم یه چیزهایی تو ذهنت می مونه و دستآخر میفهمی یه سایت رزرواسیون آنلاین بلیت هواپیما و رزرو هتل است. همین نه بیشتر و نه کمتر.
همه اینها و گفتم که برسم به این موضوع که اساساً فکر میکنم خیلی از صنایع اصلاً نیاز به تبلیغات خلاقانه عجیبوغریب بیخاصیت ندارند. خیلی راحت میشود مردم رو در مورد کسبوکار و مزیتهای اون مطلع کرد. بدون پشتک و باروی بیخودی. این درس رو بیشتر از همکاری با برندهای خصوصی گرفتم اونجا که به ازا هر تومان پول باید برای بازگشتش پاسخگو باشی.
صد درصد علاقهمندم که فرض کنم که علت تعویض طرح تبلیغاتی سفرستان از یک طرح خلاقانه ولی کم خاصیت به یک طرح ساده ولی با خاصیت نتیجه نگرفتن از طرح اول بوده است. اصلاً اینطور فرض میکنم. چون می خوام به یک موضوع مهمتر اشاره کنم. در واقع وقتی کسبوکارهای اینترنتی تبلیغ میکنند خیلی راحت میتوانند اثربخشی تبلیغات خودشون رو ببینند. کاربر بیشتر و رزرو بیشتر یعنی اثربخشی تبلیغات. اما به نظر شما در سایر صنایع به ویژه در حوزه تبلیغات مالی و دولتی اگر قرار بود اثربخشی تبلیغات هم سنجیده شود چه اتفاقی میافتاد؟ آیا خیلی از همین مدیران تبلیغات و تبلیغاتچی هایی که این تبلیغها رو تولید کردند و بهصرف اینکه جامعه تبلیغات از کارشون تعریف کردند، می تونستند سرشون رو بالا بگیرند. به نظرتون خیلی از همین مدیرانی که دغدغههای هنری خودشون رو در تبلیغات دارن دنبال میکنند می تونستند پاسخگوی تبلیغاتشون باشند. پاسخگویی منصفانهای که مثل همیشه پشت این جمله سنگر نگیرند که ” اینها تبلیغات برندینگ است” من این جمله را درک نمیکنم. جلوتر میگویم چرا.
همه این داستانها رو گفتم که بگم واقعاً اگر ارزیابی تبلیغات تو کشور ما جایگاه خودش رو داشت خیلی از بانکها، برندهای دولتی و حتی برندهای خصوصی باید درِ دکان تبلیغاتشون رو تخته میکردند. تبلیغاتی که در تأثیرش در فروش محصول باید شک کرد. تبلیغاتی که رسالت اصلیشان خلاقیت است و گهگاه حتی تو همین مسیر در ارتباط گرفتن با مخاطب هم ناموفق هستند. تبلیغاتی که جان میدهند برای جشنوارههای تبلیغاتی و جایزه گرفتن ولی در راضی کردن صندوقهای فروش ناموفق هستند. تبلیغاتی که به خاطر نبود سازوکار سنجش اثربخشی تبلیغات برای خودشون یکه تازی میکنند و میزبان ایدههای هنری و خلاقانه تعدادی تبلیغاتچی هستند و تعهدی در برابر فروش ندارند. اگر شما در ذهنتان میگویید که احتمالاً روی برندشان تأثیر دارد باید بگم با همدیگر همفکر نیستیم. تبلیغ باید اکشن ایجاد کند، فروش رو تحریک کنه. من تبلیغات برندینگ یا اطلاعرسان یا ورود به بازار رو فقط زمانی میفهمم که فازهای قبل و بعدش کامل تعریف شده باشه و مسیر بهرهبرداری از اون هم کامل مشخص شده باشه. رسالت تبلیغات آگاه کردن مردم از وجود محصول نیست تبلیغات باید بتواند در مخاطب اکشن ایجاد کند و به او دلیل فروش بدهد مستقیم یا غیرمستقیم. اگر دو روز با برندهای خصوصی کار کنید این موضوع رو خوب متوجه خواهید شد که بودجه تبلیغات باید برگشت داشته باشد.
البته شاید یه ذره تند رفته باشم. واقعاً نمی شه همه رو با یک چوب روند. اینکه بگوییم در ایران ارزیابی تبلیغات صورت نمی گیره صحت نداره. کلی کانون و شرکت تحقیقاتی داریم و حتی چند شرکت تبلیغاتی خوب هم داریم که کار سنجش اثربخشی هم انجام میدهند که امیدوارم بیشتر هم بشوند.
بگذارید در انتها نیز بحث تبلیغات سفرستان رو هم یه جمع بندی بکنم و بگم سفرستان درس بزرگی در پس این فعالیتش برای ما می تونه داشته باشه و اون اینه که “جلوی ضرر رو از هر جا بگیری منفعت است”. مخصوصا اگر یک کسب و کار کوچک داری و خصوصی هستی حتما خیلی زود جلوی ضرر رو بگیر که به منفعت تبدیل بشه.
پاورقی:
۱-خواهش میکنم من رو متهم به مخالف بودن با خلاقیت در تبلیغات نکنید. من با خلاقیت موافقم به شرط آنکه هم توسط مخاطب فهمیده شود و هم در فروش تأثیر بگذارد. من مخالف سرسخت تبلیغات خلاقانه بیخاصیت هستم.
۲-این یادداشت در نقد تبلیغات سفرستان نوشته نشده و موضوع اصلیش اثربخشی در تبلیغات است. وگرنه تبلیغ دوم سفرستان هم نقاط مثبت و منفی خاص خودش رو دارد.


جناب مجتبی محمدیان ممنون از مطلب شما از جمله تبلیغاتی که تعهد در برابر فروش ندارد لذت بردم و اضافه می کنم که در جامعه تبلغیاتی ما ، تبلیغاتی هم ساخته می شود که تعهد در برابر هیچ چیزی ندارد
سپاس فراوان اقای دکتر
ممنون جناب محمدیان عزیز عبارت “تبلیغات خلاقانه ی بی خاصیت” ضمیر اشاره خوبی است برای بسیاری از پدیده های تبلیغاتی اطرافمان. با تجربه کمی که من دارم به این نتیجه رسیدم که اگر ما شاهد”تبلیغات خلاقانه ی بی خاصیت” هستیم به این دلیل است که اولویت های کارفرما حین تدوین بریف و پس از ان، عوض، دگرگون و متحول میشود. همین باعث می شود که اگر هم برای پروژه تبلیغاتی خط سیری دیده شده، ناپدید شود.
مثل همیشه اموزنده می نویسید. ارادتمند
خوبه باز شما کارقرماهایی رو مشسناسی که بریف می کنند. یه یادداشت دارم در زمینه انواع بریف تو ایران ان شالله به زودی اکران می کنم. در مورد بریف دل من بد جور پر است
سلام جناب محمدیان
بحث جالبی در خصوص ارزیابی تبلیغات مطرح کردید ولی معتقدم خلاقیت صرفا در طرح و گرافیک یا حتی سوپرایز کردن یا نکردن مخاطب نیست.. از نظرم تبلیغ دومی سفرستان خلاق تر از اولی هست چون بهتر ماهیت کسب و کار رو مشخص می کنه وشاید اکشن تر هم باشه وخیلی دیگه از دلایلی که شما اشاره کردین نشون دهنده خلاقیت بیشتر تبلیغ دوم است.. باید مفهوم خلاقیت به خوبی روشن بشه….
حقیقتا ارزیابی تبلیغات جای صحبت داره ولی قبل از اون باید به این سوال هم پاسخ داده بشه که چرا اصلا تبلیغ اون هم از نوعی محیطی؟ با توجه به اینکه بی راه نیست اگه گفته بشه که واقعا هزینه تبلیغات محیطی در ایران کم از کشورهای توسعه یافته نداره که هیچ بیشتر هم هست… اگه هدف افزایش فروشه یا همونطور که اشاره کردین برندسازی (البته که خودم با این تقسیم بندی مشکل دارم)… آیا تنها راه فقط تبلیغات است؟ آیا تبلیغات ابزار جادویی افزایش فروش است یا نوع نگاه مدیریت؟چرا گران ترین راه انتخاب می شود؟ می خواستم به این نکته هم اشاره کنم که درآمد حاصل از تبلیغات در صدا و سیما حدودا یک سوم کل درآمد این سازمان رو تامین می کنه…
دیدگاه های خوبی رو ارایه دادید. اما هنوز اعتقاد دارم در طرح دوم رگه های خلاقیت کمترو توجه تاثیر گذاری بیشتر است. چیزی کخ من تاکید داشتم پرهیز از خلاقیت بی خاصیت بود وگرنه ارایه طرح به شیوه خلاقانه و تاصیرگذار رو هیچ وقت رد نمی کنم. طرح دوم به نطرم تو این مسیر قرار داره
به نظر من به سطح هوش مدیران میتونه هم بستگی داشته باشه. اصولا مدیران زمانی که از مشاور تبلیغات کمک میگیرند و حاضر به پرداخت هزینه میشوند انتظار یک تبلیغ نوآورانه دارند و میخوان خیلی خاص باشن نه اینکه نوآوری بد باشه نه! ولی اگر ما احساس نیاز در تبلیغات هوشمندانه برجسته کنیم مناسب تر از تبلیغات گنگی که هدف به فکر انداختن باشه تا رفع نیاز.
مدیران هوشمند همیشه به دنبال تبلیغات خلاقانه موثر هستند. در مورد نقش مدیران در خروجی های تبلیغات ایران هم مطلبی را دارم اماده می کنم که یزودی در دسایت درج می کنم
جناب چرمفروشان خوشحالیم که حضرتعالی به جمع کافه بازاریابی پیوسته اید
سپاس گزارم
به نظر من مکان تبلیغات هم خیلی مهم بود . چنین تبلیغی در بزرگراه! مثلا تبلیغات در خیابانی مثل انقلاب به نظرم میتونست موثرتر باشه! درست نمیگم جناب دکتر؟
درست میگید. شاید قابلیت چاپی اون بیشتر بود.
چرمفروشان عزیز از مشارکت شما سپاسگزارم
به نظرم نکته ای که باید در نظر داشت در مورد هر تبلیغ و بیلبورد تبلیغاتی و ارزیابی اون تبلیغ اینه که ما باید سیر تبلیغات اون شرکت و موسسه رو در نظر بگیریم، چرا که هر تبلیغ به تنهایی شاید زیاد اون بازدهی و اثربخشیو نداشته باشه ولی ممکنه در مسیر یرند سازی باشه، و در حال تکمیل فرآیند آگاهی بخشی و یا هرچیز دیگه ای باشه، نتیجتا به نظرم نباید در مورد هر تبلیغ به صرف خود اون تبلیغ به تنهایی قضاوت کرد،
باعرض سلام و خسته نباشید، بسیاردقیق و درست اشاره کردین. ممنون از این همه علاقه. ص