موج نوی تبلیغات ایران // گدایی لایک و کامنت با عکس العمل نشان دادن به روز تشتک بازکنی با دست چپ

اعتقاد دارم به استثنای برخی برندها که کمابیش در کافه بازاریابی بهشان پرداخته ایم این قدر این تبلیغات و تولید محتوا در فضای مجازی مضحک شده است که بر خلاف پیش بینی ها در مورد اثرگذاریش، به نظر می رسد تبدیل به محفلی برای هنرپراکنی برخی مدیران و تبلیغاتچی ها شده است. برندها با نادیده گرفتن ارتباط معنایی برند خود با رویداد، نسبت به هر مناسبت و رویدادی علاقه دارند که عکس العمل نشان دهند. از روز “تشتک بازکنی با دست چپ” تا روز تولد “شاملو” و “بروسلی“. گویی برندهای ایرانی برای این به وجود آمده اند که عکس العمل نشان دهند. یعنی همش عکس العمل نشان می دهند. در واقع تیم دیجیتال ندارند تیم عکس العمل دارند. آن هم با یه عکس العمل شاتر استوکی (گرافیستها معنایش را خوب می دانند). در این بازار عجیب غریب باید هر جا آگهی استخدام از سوی برندها برای متخصص دیجیتال دیدید بدانید دنبال تیم سری دوزی مناسبتها می گردند با تکیه بر عکس های شاتراستوک. به نظرم وقتی به تمام رویدادها عکس العمل نشان می دهیم وقتی برای هر مناسبت تقویمی می خواهیم حرف بزنیم یک جای کار ایراد دارد.

چند وقتی است که موضوع شبکه های اجتماعی را در کافه بازاریابی با جدیت بیشتری دنبال می کنیم. راه اندازی بخش دیجی ریپورت در کانال کافه بازاریابی یکی از این اقدامات بود و افزایش مطالب با موضوع شبکه های اجتماعی با رویکردی بر رفتار برندها در کشور خودمان نیز از دیگر اقداماتمان. چند وقتی است که موضوع شبکه های اجتماعی و استفاده های تجاری از آن توسط برندها جدی تر گرفته شده است. یک اتفاق یا پارادایم جدید که رفتار صاحبان برند را نیز تغییر داده است. حتی این تغییر علاوه بر نگرش در ساختار سازمانی و ایجاد واحد دیجیتال شرکتها خودنمایی می کند. تبلیغات در شبکه های اجتماعی و سرویس های پیام رسان موج نوی تبلیغات ایران است که گویا کارفرمایان رو هم بسیار راضی می کند و شمارش لایک ها و کامنتها و VIEW ها بسیار خوشحالشان می کند.

بعضی موقع ها احساس می کنم برندهای ایرانی خط تولید را رها کرده اند و اکانتی در شبک های اجتماعی راه انداخته اند و گدایی لایک و کامنت می کنند. انگار داستان عوض شده است. بعضی از این برندها اگر نصف زوری که برای تولید محتوای “بی اعتقاد” در فضای مجازی می کنند را صرف ارتقا کیفیت تولیدی می کردند وضعیت بهتری داشتند.

دورویی و تظاهر از محتوای تولیدی برخی برندها می بارد. به نظرم جور در نمی آید که هنوز مشکل باز کردن درب نوشابه را برای مشتریانت حل نکردی بعد روز معلولین رو بیایی و تبریک بگویی. جور در نمی آید که در خط تولید برای فروش دوباره محصولات تاریخ مصرف گذشه، تاریخ انقضای روی محصول را دستکاری کنیم ولی در شبکه های اجتماعی برای روز راستگویی پست ارسال کنیم و پاس بداریمش. جور در نمی آید که از مواد تراریخته در تولید محصول استفاده کنیم بعد در شبکه های اجتماعی خط سلامتی در غذا را ول نکنیم و هر روز در مورد سلامت تغذیه حرف بزنیم. جور در نمی آید حقوق پرسنل را سر وقت پرداخت نکنیم بعد در شبکه های اجتماعی روز کارگر را به همه کارگران تبریک بگوییم. جور در نمی آید در حالی که ذره ای اعتقادات انسانی در تولید نداریم و سلامت و جان و مال مردم با تولید محصولات بی کیفیت برایمان مهم نیست روز ایمنی یا روز هوای پاک را پاس بداریم. جور در نمی آید ساده ترین اصول بهداشتی رو در تولید محصولت رعایت نکنی و محصولت اون قدر بد باشه که خودت استفاده نکنی بعد روز حمایت از مصرف کننده رو برای تولید محتوا فراموش نکنی. عزیز من این هنرپراکنی ها را بگذار برای جای دیگر. باور کن تولید محتوا نکنی هم اتفاقی نمی افتد.

داستان نسبت به قبل فقط شکل و اندازه اش عوض شده. قدیم روابط عمومی ها با بنرهای آمده در انبار به استقبال ایام سوگواری و جشن می رفتند حالا با عکس های شاتر استوکی. با این تفاوت که هزینه کمتر و بی در و پیکری شبکه های اجتماعی باعث شده موضوعات بیشتری برای ریاکاری داشته باشیم.

دوست داشتم یاداور بشوم هیجان فضای مجازی مبادا ما را بگیرد. کار اصلی ما تولید صادقانه است نه عکس العمل نشان دادن.


32 thoughts on “موج نوی تبلیغات ایران // گدایی لایک و کامنت با عکس العمل نشان دادن به روز تشتک بازکنی با دست چپ”

  1. نقدی که می بایست نوشته می شد. ممنون که وقت گذاشتین.

    کمتر در ایران تبلیغات هوشمندانه دیده می شه. در زمینه دیجیتال مارکتینگ همون طور که گفتین بیشتر عکس العمل مارکتینگ داریم تا تهیه محتوی هوشمندانه و به اشتراک گذاشتن در اینترنت.

    نظر من اینه که بازاریاب ها علاقه کمی به تهیه محتوی دارن به همین دلیل واکنشی عمل می کنن.

    به نظر شما و بقیه دوستان چه عاملی سبب این نوع برخورد می شه؟

    سیف

  2. جناب محمدیان

    متعجب بودم که چرا چنین متنی از سایت حذف شده که دلیل ان را از طریق کانال تلگرام متوجه شدم. متاسفانه مردم عجیب شده اند!!
    اتفاقا همین مورد, نمونه خوبی است. بعضی ها فکر میکنند با سانسور, خوب جلوه دادن اوضاع و دورویی میتوانند کارشان یا بهتر بگویم کسب و کارشان را پیش ببرند…البته تا حدی هم موفق هستند ولی مدت موفقیتشان محدود است. همان داستان ماه است و ابر! این موج نوی تبلیغات و دوگانگی هم دامنگیر جامعه ما بوده و هست… ولی چرا مواردی که به سلامتی مربوط است و با هیچ چیز قابل قیاس نیست این چنین مورد سو استفاده قرار میگیرد نمیدانم! یعنی ارزش سلامتی انسان انقدر پایین آمده؟!

    ممنون.

  3. دست مریزاد جناب محمدیان حرف دل ما را زدید
    عااااااااااااااااااالی بود
    این پاراگراف “دورویی و تظاهر از محتوای تولیدی برخی برندها می بارد…” عالی بود حرف نداشت
    بهش این موارد رو هم اضافه کنید
    نمی شود روی محصول بزنی ۱ لیتر اما ۹۰۰ گرم به ملت بفروشی بی خیال + و _ هم باشی!!
    نمی شود روغن صنعتی خالص و سراسر پالم را به مردم بفروشی و حرف از سلامت قلب مردم بزنی!
    نمی شود نیترات و مواد سرطان زاد به خورد مردم بدهی و حاضر نباشی برچسب گیاهی را از روی محصولاتت برداری!

    خلاصه دمتون گرم
    گل نوشتید

  4. خدا خیرتون بده استاد
    به این دلیل عرض کردم که بار بزرگی از دوش من برداشتید! مدتها بود می خواستم حرفهای زیادی به دوتا از مدیران عکس العمل گرا بزنم ولی نه دایره لغاتم جواب می داد و نه افکار پریشون اجازه جمع بندی و حمله به سمت اونها رو!
    الان راحت شدم و ارجاعشون دادم به صحبتهای شما
    🙂
    باید اعتراف کنم امشب حضرتعالی رو در کسوت یک وکیل مدافع بسیار حاذق دیدم که تونسته حرفهای مهمی رو به زیبایی هرچه تمامتر جمع بندی و منتقل کنه و حق خیلی ها رو بگیره.
    دست مریزاد و موفق باشید

  5. این رفتارهای افراطی این نقد عالی رو نیاز داشت. بخشی از این رفتار به دلیل تظاهر و بخشی به دلیل موج گرفتگی است. یعنی به طور ناخوداگاه برندها به سمت این عکس العمل ها می روند. گدایی لایک و کامنت شاید بهترین و موجزترین عبارتی بود که می شد روی این مفاهیم گذاشت. دستتون درد نکنه. پر بار بود آقای محمدیان پر بار

    1. نوع نظرات نشون می ده گویا دل همه از این اتفاق پر است
      به غیر از این بخش کلی پیام و دیدگاه محبت امیز و درست و حسابی از طریق تلگرام گرفتم
      امیدوارم حداقل تاثیر کوچکی روی رفتار برندها در فضای مجازی داشته باشه
      سپاس از شما

  6. درود بر شما
    چقدر خوب شد که به اینکه اشاره کردید من هم داشتم یک مطلبی آماده می کردم در همین زمینه به عنوان محبث آسیب شناسی تبلیغات.
    یک مقداری هم وجود کانال های تلگرامی تخصصی تبلیغات بنظرم در این زمینه دامن زده است به این دور باطل
    مثلا من ، هم مثل شما اصلا موافق نبودم زمانی که هنوز مشخص نبود آتش نشانهای شهید، در زیر آوار زنده هستند، یا به رحمت خدا رفته اند، موتور عکس العملی به کار افتاد و مرتب برای ما بنر می رسید که آقا در کانال قرار بده. خیلی هم باعث دلخوری برخی دوستان شد ولی واقعا منعکس نکردیم.
    بنابراین باید هم جانب اخلاق رعایت شود و هم جنبه خلاقیت در انعکاس رویدادها.
    متاسفانه برخی رویداد ها هم هستند که اصلا ربطی به ما ندارند. مثل روز جهانی CapsLock و اساسا و از ریشه فان هستند ولی برخی شرکت ها و آژانس هایشان با جدیت به آنها می پردازند. حالا یک زمانی هست که این رویداد را با درون مایه برند به خوبی جوش می دهیم موضوع چیزی دیگری است اما در اغلب موارد صرفا یک کاری است برای رفع تکلیف.
    موفق باشید.

  7. بخش تناقضات رو در قالب پستهای کوتاه در کانالتون منتشر کنید. اون دوستانی که فقط اهل عکس العمل هستند بیش تر از دو سه تا کانال تلگرام فرصت دیدن و خواندن چیز دیگری ندارند. شاید این طوری این یادداشت خوب رو بتونند بخونند. بسیار خواندنی بود قلمتون.

  8. با سلام خدمت جناب محمدیان و اهالی خوب کافه
    ابتدا جا داره که از مطلب بسیار جالی و البته جنجالی شما کمال تشکر رو داشته باشم.
    چند روز قبل جلسه ای در زمینه بازاریابی و تبلیغات با شرکتی ترتیب دادم. وقتی وارد فاز مذاکره شدیم به نکات جالبی برخورد کردم مثل اینکه روش های بازاریابی و تبلیغات آن ها بسیار من در آوردی بود و بر پایه هیچ منطقی شکل نگرفته بود اما چیزی که من رو مات و مبهوت کرد و به این نوشته شما هم مربوط میشه این بود که چند کتاب روی میز این مدیرعامل دیدم که در زمینه دیجیتال مارکتینگ بود و اینکه ایشون به گفته خودشون چند ماهیه که دیجیتال مارکتینگ شرکت رو دارن خودشون و بر مبنای فقط چند کتاب پیش می برند. اما جالب اینجاست که ایشون هنوز در الفبای شرکتش مونده، هنوز چشم انداز و ماموریت و ارزش های سازمان خودش رو نمیدونه، هنوز swotهای خودش رو مشخص نکرده و نمیدونه بعد داره تولید محتوا هم برای خودش میکنه. وقتی که به سایتش نگاه میکنی جز محصولات و آدرسش چیز دیگه ای نمیبینی بعد این آقا الان چند ماهیه که داره به گفته خودش تولید محتوا هم میکنه، فقط می تونم بگم که داره یک تبلیغات بسیار شلخته رو پیش می بره که نتها اثرگذار نیست بلکه داره به کار و برندش هم لطمه میزنه.
    به نظرم بهتر میاد که این آقا به جای وقت گذاشتن برای دیجیتال مارکتینگ بیشتر بر روی محصولات و کیفیت آنها انرژی بزاره و این کار رو به اهل فن بسپاره.
    تبلیغات بسیار شلخته ای داشت!!!

  9. باسلام
    بسیار نقد درست و صحبت های به جایی است. موافقم که این رفتارها در خصوص شبکه های اجتماعی به شدت حاد است، اما متأسفانه بسیاری از برندها در کل فعالیتهای ارتباطات بازاریابی خود نیز یک چنین رفتارهای سوء و افراطی گری هایی را دارند. از همه بدتر اینکه هر روز نیز بازار خریداران این ایده های پوچ و حرافی گری های بیهوده (با مهر خلاقیت و ساختارشکنی) نیز در کل کشور هر روز پر شورتر از روز قبل می باشد.

    1. دکتر فکر کنم اگر سازمانهای دولتی و بانکها هم وارد بازی بشن دیگه همه چی تکمیله
      خداروشکر هنوز فرمان حکومتی برای ورود صادر نشده

        1. من با آشنایی که نسبت به مشتریان بانک ها از نزدیک دارم فکر می کنم این گونه تبلیغات تلگرامی و در واقع تبلیغاتی از این دست بسیار اثرگذار خواهد بود و به سرعت بانک ها رو به اهدافشون در انتقال پیام های مورد نظر یاری می کنه.

  10. سلام آقای محمدیان …
    مطلب خوبتون رو همون ابتدا خونده بودم ولی فرصت نشده بود که نظر بذارم. با این حال می تونم بگم این وقفه باعث شد بیشتر به رفتار برندها توی این مدت دقت کنم.
    با یک نگاه اندکی رادیکال تر فکر می کنم بهتر بود اصلا بعضی برندها وجود نداشتند تا اینکه به این شکل واکنش نشون بدهند و ماهیت توخالی خودشون رو آشکار کنند. به نظرم بهترین مرجع برای پی بردن به واقعیات یک برند کارکنان اون هستند که با لایه های درونی سازمان درگیرن و اونجا تناقض ها رو می بینند و شاید باید حرف دل اونها رو شنید.
    این روزها مخصوصا توی حوزه خدمات خیلی ها از دادن حال خوب و حس خوب دادن به مشتری حرف می زنند .. کانسپتی که خیلی جذابه و می تونه عمیق ترین احساسات مارو قلقلک بده ولی به درون سازمان شون که نگاه می کنی چیزی جز حال بد کارکنان و بی انگیزگی اونها نمی بینی و این برای حوزه خدمات که ارزشمندترین سرمایه اش کارکنانش هست مسئله بزرگیه.

    1. نکته خوبی بود. بحث منابع انسانی. جالبه بدونید محموعه گفتگوهایی رو در حال تهیه کردن هستیم که در مورد منابع انسانی در صنعت تبلیغات می پردازه. می خواهیم به همین حال خوب پرسنل یا بلعکسش در صنعت تبلیغات بپردازیم. موفقیت بیرونی یک شرکت از موفقیت داخلی شروع می شود.

    2. سلام خانم کریم پور
      با صحبت های شما موافقم. در حال حاضر خود من با این قضیه کاملا درگیر هستم.
      به جرات میتونم بگم که خیلی از سازمان ها از بزرگ گرفته تا کوچک، که در راس آن ها میشه از بانک و بیمه ها نام برد اصلا در جهت ارزش ها و شعارهای سازمانی خود حرکت نمی کنن و فقط از این گونه مسائل برای رسیدن به منافع خودشون استفاده می کنن. در واقع می شه این طور نتیجه گرفت که این برندها در فکر فریب مشتریان و رسیدن به منافع خودشون هستن.

      1. سلام آقای حلمی ..
        بله متاسفانه این واقعیتیه که گریبانگیر جامعه ماست.
        اگه از کمی نزدیک تر نگاه کنیم می بینیم که اغلب خود مشتریان هم از این نفع طلبی شرکت ها آگاهن ولی با این حال به استفاده از خدمات و محصولات اون ها ادامه می دن و حتی اگه باز کارکنان رو در نظر بگیریم .. کمتر پیش میاد که کسی به خاطر ادعاهای شعارگونه سازمانش استعفا بده.
        گاهی فکر می کنم این یک دور باطله و راهی برای رهایی ازش نیست.

  11. :)) جالب بود، نظر من هم همینه و احتمالا یک روزی میرسه که تب شبکه های اجتماعی میخوابه یا کمرنگ میشه و همه به سر کار و زندگیشون بر میگردن و افرادی که وقت زیادی رو برای این کار اختصاص دادن میمونن با حداکثر چند صد هزارتا فالور و عضو بیکار که احتمالا هم مخاطب هدفشون نیستن و بیشتر طرفدار فان و سرگرمی هستن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *