Product placement یکی از تکنیک هایی است که شرکتها برای نمایش و معرفی محصولاتشان به شیوه ای غیر از شیوه های سنتی تبلیغاتی و با نمایش محصولاتشان در فیلم ها و سریال ها انجام می دهند. سریال پایتخت، نقی معمولی و تــــاژ. یک همنشینی سوال برانگیز. احتمالا شما هم شاهد این همکاری بین برند تاژ و سریال پایتخت ۴ در ایام ماه رمضان بوده اید. تـــــاژ در یک چرخش استراتژیک بودجه تبلیغات خود را به حمایت مالی با گرایش Product placement از یک سریال تقریبا محبوب اختصاص داده است. سریالی که در فصل گذشته خود میزبان مجموعه “اطلس مال”بود. البته در همان زمان هم به اطلس مال نقدهای درستی وارد بود از جمله عدم سنخیت پوزیشن سریال با اطلس مال و همچنین تفاوت تارگت مارکتها.
در شرایطی که بحث حمایت مالی و اسپانسرینگ رفته رفته در کشورمان با حرکتهایی نظیر بانک سامان و یا ستاره هفتصد و سی سه پر رنگ تر می شود شما این رفتار برند تاژ را چگونه ارزیابی می کنید. هر چند این روزها شایعات زیادی در مورد رقم اسپانسرینگ این برند وجود ارد از ۵ میلیارد تا ۱۰ میلیارد. با توجه به اینکه رقم مورد تاییدی توسط دست اندرکاران اشاره نشده شاید بهتر باشد صرفا به ارزش کیفی این پدیده بپردازیم. با این حال اگر شناخت بهتری دارید حتما به ان اشاره کنید.
اساسا مهمترین مساله در جمایت مالی و Product placement موارد زیر است:
- سطح یا کلاس اجتماعی دو برند (سریال و یا فیلم و محصول)
- تشابه حداکثری مخاطب هدف
- “هزینه فرصت” مشارکت
- محبوبت احتمالی فیلم و سریال
- شکل حضور برند در سریال یا فیلم
اینکه صاحب برند از این موج ایجاد شده چگونه استفاده کند خود مساله ای دیگر است که می توان در یادداشتی دیگر به ان پرداخت. اما آیا شکل حضور این برند در سریال و نحوه اشاره به آن را خوب ارزیابی می کنید؟ چه فیدبک هایی از این رفتار برند تاژ از اطرافیانتان گرفتید؟
با سلام خدمت بزرگواران اهل کافه
از دید من در سریال پایتخت ۴ به هر بهانه ای و در هر صحنه ای برند یاد شده دیده می شه و به طور محسوسی بارز که عوامل فیلم ناچار بودن لوکیشن هایی را برای تصویربرداری انتخاب کنند که تنها ارتباطش با فیلم نشان دادن برندی که آن فیلم نان و نمکش رو می خوره!
البته این تبلیغات کمی تا قسمتی هوشمندانه تر از تبلیغات اطلس مال در سری قبل این سریال صورت گرفته و از همان قسمت اول فیلم سعی داره در ذهن مخاطب نفوذ کنه. تناسب تارگت مارکت برند تبلیغ شده و سریال هم که از عوامل اصلی موفقیت product placement است نیز در این سری نسبت به تبلیغ سری پیش موفق تر به نظر میرسه.
اما با نگاهی گذرا به استفاده برندهای مطرح بین المللی از product placement که به برخلاف برندهای ما خیلی نا محسوس تبلیغ خودشون رو تو فیلم ها جانمایی می کنند و بعضا حتی بیننده ها باید هوشمندی درک این تبلیغ رو داشته باشند! فاصله ما با استانداردهای جهانی خودنمایی میکند…
ممنون خانم عابدینی
در مورد عملکرد بهتر تاژ نسبت اطلس مال با شما موافقم هر چند بعضی جا ها نقد وارد است که در ادامه نظر دوستان خواهم گفت
سلام خدمت دوستان
به نظرم برند تاژ حرکت عالی انجام داد و مجموعه پایتخت هم با فیلمنامه ای هنرمندانه برند تاژ رو در دل فیلم قرار دادند . تبلیغات خوبی بود ولی برای بهتر شدن در بعضی مواقع بهتر بود حد اعتدال رو رعایت می کردند .
مثلا تو اوج داستان فیلم درست نبود که یکی از بازیگران خردسال نحوه قرعه کشی رو معرفی کنه یا خیلی ازمواقع سعی در به تصویر کشیدن بیلبورد تاژ در خیابون جالب نبود .
یکی از افسوس های من هم همین بود
معرفی گل درشت طرح در مراحل پایانی عجیب بود
از نگاه شرکت صاحب برند، به نظر می رسد صرف نمایش تبلیغات محیطی و نهایتاً چند سکانس جزئی در خصوص حمل و جابه جایی محصولات، آن اثرگذاری جدی را در مقابل هزینه ای که پرداخت شده ندارد.
اگر رقم اسپانسر همان مقداری که ذکر شده باشد، حضور محتوایی با مضامین مختلف تجاری، اخلاقی، اجتماعی، اطلاع رسانی و … در سکانس ها از اثربخشی بیشتری برخوردار است.
مثلاً نشان بدهند که در حال صادرات این محصول هستند. حضور این برند را در مسئولیت های اجتماعی نمایش دهند. مسئولیت پذیری، نوآور بودن، متمایز بودن، بروز بودن همه و همه مفاهیمی است که به راحتی می توانست در سکانس ها جایابی و به مخاطب با ظرافت القا شود.
در مورد رقم فقط یک ذکر مختصر شایعات بود و اطمینانی وجود ندارد
اما به حق مطمین هستم اگر پیشنهادات شما رو مسولین تاژ قبل از اجرا می شنیدند خروجی بهتری می گرفتند عالی بود به ویژه صادرات
به عنوان یک مخاطب از اینکه از درو دیوار فیلم ها و سریال ها و برنامه های پخش زنده، تبلیغات تجاری آویزان است و مدام تکرار می شود، احساس توهین می کنم.
برای اینکه بتوانی یک سریال طنز ۴۰ دقیقه ای ببینی و کمی احساس شادی و فراغت داشته باشی، به خاطر نیاز مالی تولید باید مجبور باشی حضور یک برند پول دار را مدام تحمل کنی.
برای اینکه برنامه اجتماعی پخش زنده قبل از افطار را ببینی باید هزار بار از زبان مجری و زیرنویس و میان برنامه ببینی و بشنوی که اسپانسر این برنامه کیه.
در مجموع هم برای صدا و سیما، هم برای عوامل تولید و اجرا و هم برای خودت به عنوان مخاطب احساس کسر شأن می کنی.
شاید باید دست به قلم های این رشته در زمینه آنتی تبلیغ ها گفتمان سازی کنند و یه مقدار روی عواملی که میتواند مخاطب را متنفر و گاهی اوقات در موضع تقابلی ببرد تمرکز کنند.
با سلام و احترام
دقیقا قبل از انجام این حرکت قرار بود تاژ یک کمپین کامل را اجرا کنه که احتمالا پس از اجرای این P.P و شاید به خاطر هزینه های آن از این مهم صرفنظر کرده است. البته باید در شرکت حضور داشت و مسائل و جزییات را در کنار هم قرار داد تا پی به چرایی این حرکت تاژ برد. من یک جلسه با آقای غروی معاون بازاریابی و توسعه فروش جلسه داشتم، ایشان را انسان پیگیری دیدم احتمالا سناریویی پشت این مساله جابجایی هست که خوب است خود ایشان هم در این زمینه توضیح بدهند.
موفق باشید.
سلام
فکر میکنم اون چیزی حکم پوست موز زیر پای طراحان تبلیغ تاژ داشت این بود که به گشتالت کارشون دقت نکردن
هر کدوم از سکانس های تبلیغ به صورت جداگانه خیلی ضایع نبودن ولی وقتی در کل کار دیده میشدن اوضاع خراب میشد
همنشینی بیلبورد و پودر های توی خونه و تاژ در فریزر و. .. کار رو خراب کرد
پیشنهاد جناب احمد هم درباره صادرات جالب بود ولی مقتضیات ساخت این سری دست و بال گروه رو در این مورد بسته بوده حتی روند داستان هم از فشردگی کار و رسیدن به آنتن در امان نبوده چه برسه به تبلیغ ها
در کل تجربه های خوبی هستن این دو سری از سریال پایتخت که البته هر دو سری نشون دادن به صورت کلی ضعف طراحی تبلیغات داریم در کشور
آقای سپهری خیلی ممنون استدلال شما نزدیک به واقع است و حاکی از درک شما از فای حاکم بر تبلیغات در ایران است.
نمی دونم از دوستانی که این ور و اون ور در مورد این جانمایی تبلیغات در فیلم نظر داده اند چند نفر خودشون پشت میز این نوع مذاکرات را انجام داده اند در دنیای تبلیغات ایران در هنگامه اجرا داستان خیلی تغییر می کنه و اگر برسم چون دو طرف این میز تجربه داشته ام مطلب را قدری باز می کنم تا دوستان متوجه بشوند که تغییرات از مذاکره تا اجرا چقدر زیاد است بعد احتمالا به همه طرفهای مذاکره حق می دهید و می گویید اگر غیر از این بود تعجب داشت
در ایران این یک بازی است که در نهایت اغلب همه احساس باخت می کنند
در مطلب قبل منظور من از کلمه این ور و اون ور اشاره به اظهار نظر یک مجری رادیویی ( فاقد اطلاعات در مورد تبلیغ ) در مورد این مطلب بود که می گفت که سیما به این نوع حمایتها نیاز دارد. چون در انتهای بحث داشتم دنبال می کردم متوجه نامش نشدم . ممنون . این نیاز حتما وجود دارد اما اطفای آن به این شیوه محل بحث است
با سلام
به عنوان کسی که از نزدیک با برند تاژ و مدیرانش ارتباط داشته بر این اعتقاد هستم که متاسفانه تاژ در زمینه بازاریابی بسیار ضعیف عمل کرده . نمونه بارزش هم رو همه میبینیم. تاژ ی که قدمت نزدیک به ۳۰ سال در این مملکت داره و مدیرعاملش عنوان “پدر علم شوینده ایران” رو یدک میکشه و بزرگترین کارخونه مواد اولیه محصولات شوینده خاورمیانه رو هم داره متاسفانه بر اثر عدم اطلاع یا عدم دلسوزی مدیرانش سهم بازار بسیار بزرگی رو دودستی تقدیم حضور برند پرسیل از راه نرسیده میکنه!!
اگه بخوام در مورد این موضوع صحبت کنم مثنوی هفتادمن کاغذ میشه ولی خلاصه بگم:
تاژ می تونست طی سالها اونقدر عاقلانه و با برنامه جلو بره که الان نیازی به این نوع تبلیغ ها و به اعتقاد من (این نوع دست و پا زدن ها!! ) نداشته باشه ولی حیف …
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوستان
خیلی ممنومنم از اینکه به همه موارد هوشیارانه توجه میکنید. بازاریابی یک جنگ است. ما برای اینکه بدانیم ایا تاژ روند خوبی را پیش گرفته یا نه باید ان را در برابر رقبای ان بسنجیم. خب در اینکه این روند منجر به موفقیت تاژ شده است شکی نیست بلکه بحث بر روی درصد موفقیت به نسبت هزینه انجام شده است. تاژ یه شرکت تازه تاسیس شده نیست و پیش از این برند خود را بر سر زبان ها انداخته بود و در این سریال برای یاداوری وارد عرصه شده بود و سریال خوبی را هم انتخاب کرده بود چرا که هم مخاطبان زیادی دارد و هم یک نقطه قوتی که دارد این است که این سریال را بعدها در چندین شبکه تکرارش را نشان میدهد.
از نقاط قوت که بگذریم ایده این طرح خوب بود ولی به نظر بنده کمی ضعیف عمل کرد. منظور از ضعیف عمل کردن این نیست که حضور کمی در سکانس ها داشته بلکه به نظر من این حضور بیش از اندازه منجر به زدگی میشود. در کل ما بسیاری از مواقع یا از این ور بام میافتیم یا از ان ور. به نظر بنده اگر کمی خلاقیت به خرج میدادند وضعیت بهتر میشد. این نشان دادن های تاژ در سکانس ها بدون هیج خلاقیتی به مفهوم تبلیغ نیست. بنا به گفته دکتر محمدیان که در یکی از سخنرانی هایشان فرمودند تبلیغ خوب تبلیغی است که صداقت را با چاشنی خلاقیت پیوند دهد. به نظر بنده خلاقیت شیوه این تبلیغ در فیلم پائین بود. با تشکر
سلام آقای اصلانی عزیز ممنون از نظرات ارزشمندتون برای شما آرزوی موفقیت دارم
جناب اصلانی عزیز سلام
کاملاً درست میفرمایید بازاریابی یک جنگ تمام عیار است. ولی آیا برند تاژ در این جنگ در تقابل با رقبایش برنده شده ؟ به اعتقاد بنده حقیر بیسواد بهیچوجه ! بلکه بازنده هم هست. مثالی عرض میکنم: یک خودروی BMW در خیابان با یک پراید کورس میگذارد!!! اگر بتواند بعد از ۱۰ دقیقه پراید را شکست بدهد آیا برنده محسوب شده؟ هرگز. یا اگر یک ورزشکار قوی هیکل و باتجربه بتواند یک آماتور در همان رشته ورزشی را شکست بدهد آیا مستحق عنوان برنده است؟
آیا برندی مثل تاژ با ۳۰ سال تجربه و کیفیت بسیار بالا اگر سهم بازار عمده خود را دودستی پیشکش یک برند تازه از راه رسیده کند و بعد از چند سال بتواند با هزینه های سنگین تبلیغات و … بخش کوچکی از آن را پس بگیرد و خوشحال باشد که فلان قدر بیشتر فروش کرده آیا موفق است؟ خیر. متاسفانه هر زمان که مدیران گرانقدر این برند احساس خطر میکنند تبلیغات نیز در آن شرکت شروع می شود و زمانی که فروش آنها مقداری بالا میرود شدیداٌ احساس غرور و پیروزی کرده و دیگر خبری از تبلیغات نیست.
شما بهتر از بنده می دانید زمانی که یک کالا تبدیل به “سهم ذهنی” میشود یعنی اوج موفقیت آن محصول. مثل ریکا ، مخلوط کن مولینکس، چای نپتون (برگرفته از لیپتون) و … مشکین تاژ …
بسیاری از خانمها در صحبتهای روزمره وقتی میخواهند بگویند لباس مشکی را چطور بشور میگویند با مشکین تاژ . ولی متاسفانه در مقطعی در سال ۹۳ مشکین شوی پرسیل گوی سبقت را از مشکین تاژ گرفت … و این عبارت برای بسیاری از سوپرمارکت داران آشنا بود: ” آقا یک مشکین تاژ پرسیل بده !!!”به عبارت دیگر تاژ حتی نتوانست گل سرسبد محصولات خودش رو که سهم ذهنی هم شده بود برای مدت کوتاهی حفظ کند.
جناب اصلانی عزیز. بنده با تمام صحبتهای حضرتعالی موافقم بجز جایی که فرمودید ” موفقیت تاژ “!! چون هرچه نگاه میکنم “موفقیتی” برای تاژ نمیبینم.
مجدد همان مورد در پست قبلی خود را تکرار میکنم. این تبلیغ بیشتر یک حالت “دست و پازدن” دارد تا یک ایده جالب برای تاژ. متاسفانه بخاطر یکسری محدودیت ها نمیشود همه چیز را گفت همانطور که قبلاٌ عرض کردم بنده حقیر با مدیران تاژ از نزدیک برخورد کاری داشتم و هنوز هم که هنوزه در هر کجا که بحث بازاریابی هست از این شرکت به عنوان یک شرکت شکست خورده و دارای بیماری ” نزدیک بینی بازاریابی” ولی دارای کیفیت بالا یاد میکنم.
شاید بعید به نظر برسد ولی اعتقاد بنده بر این است برندهایی مثل تاژ ، چین چین ، داروگر، پارس خزر و … اگر تغییرات جدی در سیستم بازاریابی و فروش خود ایجاد نکنند در آینده نه چندان دور شاید فقط خاطره ای از آنها در ذهنمان بماند که امیدوارم اینطور نشود…
با عرض پوزش از تطویل کلام
سلام و روزهمه دوستان بخیر
مطالب رو خوندم نظرات دوستان همگی جالب بود.
یکی از انواع بیمه ها بیمه عمر و سرمایه گذاری هست همنطوری که خیلی از دوستان در مورد این بیمه اطلاع دارند با پرداخت حق بیمه هایی ماهانه یا سانه بعد از مدت قرارداد که برای سنین پایین مدت ۳۰ ساله رو تعیین می کنند و مدت ۳۰ سال مدت زمان خیلی طولانی هست و خیلی از افراد می گن ۳۰ ساله دیگه با این شرایط زندگی و اوضاع مملکت وجود بیماریها یی مثل سکته و سرطان و… از کجا معلوم ۳۰ ساله زنده باشیم کی اون روزا رو می بینه اصلن از کجا معلوم که پولی بهمون بدم و هزار و یک حرف دیگه حالا شما ببینید یک نماینده بیمه باید چقدر توانایی و اطلاعت عمومی و قدرت مجاب مشتری و ….. داشته باشه تا بتونه افراد رو راضی کنه که بیمه نامه رو برای خودش یا عزیزانش تهیه کنه که تازه سود و مزایای اون هزاران برابر بیشتر از نماینده بیمه است کار خیلی سخته اما خیلی از نماینده ها بازاریابها دارند این کار رو انجام می دن.
اما متاسفانه تو زمینه تبلیغات تو کشور ما خود شرکتهای تبلیغاتی خودشون عملکردهای ضعیفی دارند البته من منکربعضی از تبلیغات خوب و ماندگار در کشورمون نمی شم هرچند که اونها هم به لطف آهنگ و فقط متن بوده یعنی تبلیغاتی در مورد کالاهای مختلف که انگیزشی باشه یا حس کنجکاوی مخاطب رو برانگیزه نداشتیم، اگه داشتیم که من یادم نمیاد..
به نظرم مشاوره های خوب و دقیق و حساب شده و خلاقیت تبلیغاتی و و نیاز سنجی های دقیق ، انتخاب نوع تبلیغات مناسب و خیلی از المانهای دیگه هنوز تو صنعت تبلیغات ما جای خالیش احساس می شه ، در مورد تبلیغات تاژ در سریا ل پایتخت به نظرم ضعیف و شتابزده بود غیر از موضوع صادراتش که خب مرتبط با کار ارسطو بود و خیلی در این جا خوب عمل کردولی در بقیه جاها ضعیف بود و این نیاز به کارشناسیهای دقیق تر و بیشتر توسط تیم مشاوره و عوامل سازنده داره که درسریالهای بعدی بهتر و بهتر شه و البته ما ایرانیها بیشتر ترجیح می دیم خودمون تجربه کنیم تا از تجربه دیگران استفاده کنیم .
ممنون از اینکه حوصله خوندن مطلب رو داشتید.
با سلام:
اقای جاوید عزیز من هم با نظر شما موافقم، به نظر من تاژ فقط قصد داشت خود را نشان دهد، در صورتیکه میتوانستند ازدست اندرکاران مجموعه بخواهند حداقل زمانهای مناسبی که می توانند محصول را معرفی کنند نشان تیم تبلیغات شرکت دهند نه اینکه وسط یک مشاجره زناشویی تاژ رخ نمایی کند.. وسط اهنگ محزون فیلم بیلبورد تاژ خود نمایی کند، پدر خانواده در یخچال را باز میکند پودر تاژ را بیرون بیاورد. از کودکانی استفاده شد در معرفی جوایز و قرعه کشی شرکت که اصلا قدرت جذب کنندگی ندارند، سارا و نیکا دو کودکی که از قسمت اول در این مجموعه بودند و فقط چندکلمه کوتاه صحبت کرده اند و اصلا قدرت جذب کردن ببیننده را ندارند.تبلیغات خیلی مصنوعی و کاملا از عرف خارج شده بود… با احترام به نظر استاد ارزشمند آقای دکتر محمدیان، بنده تجربه کار های اینچنینی ندارم و در حد یک دانشجوی مدیریت اجرایی اظهار نظر کردم.. به نظر من خیلی بهتر ازاین ها می توانستند خود را نشان دهند.. نه اینکه فقط معرفی کنند. شرکت تاژ ان طور که شایسته ان است نتوانست موفق شود.
با تشکر
سلام و درود بر بزرگواران
در حضور بزرگان صحبت کردن کمی سخته
اما اجازه بدین از نگاه خودم به این تبلیغ نگاه کنم
اتفاقا برعکس دید عزیزان
من از تبلیغات تاژ بشدت خوشم اومد
شاید غیرحرفه ای باشد اما فکرکنم که مصرف کننده نهایی هم نگاه بااصطلاح خودمونی با تاز داشت
سپاس
درود بر شما
شخصا با اسپانسری بسیار موافق هستم. اسپانسر نه تنها در حال تبلیغ است که خود را در ذهن مخاطب بسیار بزرگتر از آن چیزی که هست نمایش می دهد. به طور کلی واژه اسپانسر (بزرگ) است. مانند بانک سامان که شما به آن اشاره فرمودید. اما شکل حضور تاژ در این سریال تلویزیونی یا گچ سمنان در سریال مهران مدیری کمی غیر حرفه ای است. این غیر حرفه ای بودن متوجه سریال است نه اسپانسر. از دید من نمایش برند در یک برنامه تلویزیونی یا سینمایی یا کلیپ و… باید غیرمستقیم اما جالب توحه باشد. البته می دانم که این کار سخت است و بیشتر روش نخست یعنی مستقیم را می پسندند.
Wow! Great to find a post knickong my socks off!
ببخشید؛ این که فرمودید یعنی چی؟!!