نورومارکتینگ // آیا نورومارکتینگ در کشور ما قابلیت پیاده سازی دارد؟

مطلبی به قلم ابوالفضل علیزاده: تلاش همیشگی بازاریابان بر این بوده است تا بر فرآیندهای  تصمیم گیری مصرف کنندگان و کم و کیف آن اشراف پیدا کنند حال آنکه این فرآیند تصمیم گیری بیش از آنکه بر پایه استدلال باشد،احساسیاست و حتی تصمیم گیری های عقلایی هم بدون کمک جنبه های احساسی، هیچ گاه مجال علمی شدن پیدا نمی کنند. در واقع این احساسات هستند که باعث علاقه مندی ما به یک برند خاص می شود.نتایج تحقیقات دانشگاه نورثوسترن نشان می دهد که مغز با تصمیمات بسیار پیچیده ای سرکار دارد و می تواند این تصمیمات را از فرد پنهان کند  تا وی نداند که چگومه این تصمیمات اتخاذ می گردد که این بدان معناست که بسیاری از تصمیمات در سطح ناخودآگاه افراد رخ می دهد.

یکی از مشکلات تحقیقات بازار این است که مصرف کنندگان آنگونه که احساس می کنند، فکر نمی کنند و طوری که فکر می کنند ، حرف نمی زنند و طوری که می گویند عمل نمی کنند، با توجه به موارد ذکر شده می توان به اهمیت نورومارکتینگ که دارایابزار های مخصوص به خود است که از آن جمله می توان الکتروآنسفالوگرافی،اف ام آر آی، اس اس تی، ام ای جی، ردیابی حرکات چشمی، پی ای تی، ای آر پی و …. است، پی برد.

به وسیله نورومارکتینگ و به واسطه همین تحقیقات و استفاده از اف ام آر آی بود که محققین تشخیص دادند که چاپ تبلیغات ضدتنباکو بر روی پاکتهای سیگار نه تنها باعث کاهش مصرف سیگار نمی شود بلکه باعث فعال شدن بخش امیال و هوس مغز، موجب شدت یافتن رفتار مصرف سیگار می شود.

می توان به یک مطالعه موردی دیگر نیز اشاره کرد که در آن مورد مینی کوپر که از برندهای محبوب اتومبیل در جهان است،در مرحله طراحی اتومبیل از اف ام آر آی استفاده کرد تا به طرحی دست پیدا کند که برای غرایز ذاتی ما جاذبه داشته باشد و نتیجه ای که از بررسی ناخودآگاه مصرف کنندگان حاصل گردیدطراحی شبیه صورت بچه ها بود که همه قصد لمس آنرا داشتند.

حال با این مصادیق، آیا به جای صرف بودجه های چندمیلیونی برای دیدن تأثیر برنامه های بازرگانی و سپردن کار به دست شرکت های تحقیقات بازار که اغلب تحقیقات میدانی صورت می دهند، بهتر نیست که از روش های نورومارکتینگ استفاده کرد؟اگر اینطور است،از آن می توان چگونه و در چه بخشهایی از بازار استفاده کرد؟


22 thoughts on “نورومارکتینگ // آیا نورومارکتینگ در کشور ما قابلیت پیاده سازی دارد؟”

  1. عرض سلام و ادب واحترام

    نوروماركتينگ در واقع حاصل تركيب دو دانش بازاريابي و علم عصب‌شناسي يا نوروساينس است. اين دانش نوظهور تركيبي، به صاحبان صنايع نشان مي‌دهد كه واقعاً چه چيزي در ذهن خريداران مي‌گذرد.
    بازاریابی عصبی درک بهتر عملکرد مغز است تا بتوان عملیات بازاریابی و فروش را بهبود بخشید.
    در واقع میتوان گفت که بازاریابی عصبی آن جنبه از ذهن مشتریان را که بازاریابی سنتی قادر به کشف آن نبود،آشکار کرد.
    برای درک بهتر نقش مغز در بازاریابی عصبی مغز انسان به سه قسمت تقسیم میشود :
    مغز جدید فکر میکند:داده های منطقی را پردازش میکند و استنباط خود را با مغزهای دیگر به اشتراک می گذارد.
    مغز میانی احساس میکند:احساسات را پردازش میکند و نتایج را با مغزهای دیگر به اشتراک میگذارد.
    مغز قدیم تصمیم میگیرد:از داده های دو مغز دیگر استفاده میکند.و ماشه تصمیم گیری را فشار میدهد..
    آنچه کانون بازاریابی عصبی است تفاوت مغزهاو نقش منطق و احساس در تصمیم گیری خرید است.رویکرد بازاریابی عصبی میگوید برای موفقیت پایدار به مغز قدیم بفروش.اساس بازاریابی عصبی واحدهای اطلاعاتی ذخیره شده در مغز است که در حافظه باقی می مانند.این واحدها در آستانه تصمیم گیری خرید ،بر احساس شخصی که در حال تصمیم گیری است، تاثیر می گذارند و اگر بطور مناسب انتخاب شوند وقایع خوشایند را یادآور می شوند. بنابراین بازاریاب عصبی احساسات مشتریان را دستکاری می کنند تا دگمه های خرید را در مغز آنها بفشارند.از این ابزار در سازمانهای کوچک و بزرگی که با خواست مشتری و مرحله انتخاب شدن کالا خود مواجه هستند مورد استفاده قرار میگیرد لازم به ذکر است که این روش فقط در بازاریابی مورد استفاده قرار نمیکیرد بلکه در سایر زمینه ها نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
    در بانکداری نیز از این روش استفاده میشود.معمولا مهم ترین پیامی که مردم می خواهند از یک بانک بشنوند این است که بانکشان تا چه حد درد یا مشکلات آن ها را درک میکند. این ها یافته ها از طریق بررسی مستقیم ساختار های عصبی مغز انسان بدست آمده یعنی آنها میخواهند که بانک نشان دهد که مشکل آنها را میفهمد.
    اتفاقا من امسال خیلی دوست داشتم که یک مقاله پژوهشی در این زمینه انجام دهم ولی بدلبل استفاده از دستگاههای تشخیصی پزشکی گران قیمت که در متن بالا اشاره شد و همچنین هزینه زیاد آن میسر نشد ولی خیلی دوست دارم در این زمینه مقاله پژوهشی انجام دهم.

  2. با سلام خدمت آقای علیزاده به خاطر مطلب جالب و قابل بحث و متاسفانه مسکوت مانده در کشور ما!!!در حال حاضر فقط بحث طراحی محصول بوسیله نورومارکتینگ توی کشورهای دیگه نیست.بلکه این مقوله به بحثای تبلیغات و حتی به نوروبانکینگ و نوروبرندینگ هم منجر شده است.البته توی ایران عده معدودی روی این مقوله تحقیق کرده اند.ولی این موضوع با این وسعت کشور ما و تفاوت های فرهنگی بین نقاط مختلف کشور میتونه محصولاتی را طراحی کنه که مناسب هر منطقه ای از کشورمون باشه.به نظر من چیزی که توی ایران کمی آزاردهنده است همکاری نکردن بخش صنعت با علاقمندان به فعالیت در حوزه بازاریابی است.ما هنوز توی بحثای قدیمی بازاریابی و اجرای اونا تو کشورمون بطور کاملا مطلوب ودر حد استاندارد شرکت های بزرگ جهانی عمل نمی کنیم.و اینکه بخواهیم بحث جدیدی مثل نورومارکتینگ که اخیرا داره ابعاد گسترده تری به خودش میگیره رو پیاده سازی کنیم نیاز به بودجه کلان و البته صبر ایوب هم داریم….

  3. با سلام
    مطلب جالبی بود.
    در ابتدا اینطور به نظرم اومد که بازاریابی عصبی تعبیر دیگه ای از بازاریابی شبکه ای باشه اما متوجه شدم ابعاد متفاوت دیگه ای داره که اون رو کاملا از بارایابی شبکه ای متمایز می کنه. اگه بتونین یه منبع خوب برای مطالعه بیشتر بهم معرفی کنین خیلی ممنون میشم.
    سپاس

      1. با کسب اجازه از جناب محمدیان،در بازاریابی شبکه ای مهمترین مزیت که داره اینه که خریداران نقش بازاریاب رو هم ایفا می کنند،این از طرفی به نفع شرکت تولیدکننده است که مسئولیت بازاریابی محصولات رو به مصرف کننده انتقال میده،راحت ترین مثالش رو میشه شرکت های هرمی رو گفت که در اون مشتری،به دنبال مشتری است.ولی در بازاریابی عصبی همونطور که اشاره هم شده،علم ترکیبیه.علاوه بر کتاب آقای درگی،مقالات زیادی کار شده که می تونم براتون ای میل کنم.

  4. با عرض سلام..
    نظر دادن در این مورد بدون داشتن اطلاعات جامع و نبودن پژوهش عملی( در جامعه ما) شاید درست نباشه ولی شاید ذکر چند نکته خالی از لطف نباشه…
    یکی این که انجام این روش بطوری که نمونه نماینده جامعه باشه و بشه به اطلاعات بدست آمده تکیه کرد و به جامعه نسبت داد هرینه زیادی دارد، وآیا منافعی که ما بدست میاریم این هزینه هارو پوشش میده؟؟؟؟؟؟؟؟
    داده ها و اطلاعات جمع آوری شده از این روش و تبدیل آنها به تاکتیک برای اجرا هم میتواند یکی از چالش های مهم مدیران باشد..

  5. با تشکر از شما،آقای جعفری من سوالتون رو با یک سوال دیگه میخوام جواب بدم، سالانه 400بیلیون دلار صرف هزینه تبلیغات در دنیا می شه،ولی آیا این هزینه اثربخشی لازم رو داره؟ و نکته دوم اینکه تنها نورو در زمینه بازاریابی نیست،در خیلی از زمینه ها رسوخ پیدا کرده،مثل neureoaccounting,neureoeconomy و neuroanatomy،آیا درسته که به طور مثال نتایجی که در neuroanatomy بدست میاد بگیم قابل گسترش به دیگران نیست؟قاعدتأ این نگرانی ها در علوم دیگه هم هست ولی با وجود این نگرانی ما شاهد گسترش این علومیم و نکته ای که جالبه اینه که با توجه به اهمیت این موضوع چرا در کشور ما اقدامات در حد چاپ کتابه(تا اونجایی که من خبر دارم)؟

    1. جسارتا “نوروآناتومی” یکی از شاخه های رشته آناتومی از علوم پایه تجربی هست و تو ایران هم قدمت نسبتا بالایی داره و هیچ ارتباطی به این مبحث نداره.
      صرفا از مباحث اون در توصیح ساختار مغزی برای فهم بهتر علوم نوپایی مثل نورومارکتینگ استفاده میشه.

  6. با سلام و عرض ادب خدمت دوستان گرامی
    لطفا اساتیدی که در این حوزه فعالیت دارند و قابلیت ارایه مفاهیم نورومارکتینگ رو در قالب دوره های آموزشی یا کنفرانس دارند معرفی بفرمایید. تشکر

  7. سلام . ممنون از مطالب مفيدتون ، لطفا اگر مقاله ، كتاب يا منبعي درباره كاربرد نورومارکتینگ در بانكداري هست معرفي بفرماييد ،‌ ممنون ميشم

  8. با سلام
    اول اینکه از ذرج مطالب باارزشتون ممنونم
    من میخاستم نظر شمارو در مورد اینکه بخام موضوع پایان ناممو در مورد نورو مارکتینگ انتخاب کنم رو بپرسم که آیا تو ایران میتونم به جایی برسونم و آیا به جامعه ی آماری دسترسی میتونم داشته باشم یا سخته

  9. با سلام و خسته نباشید
    بنده پایان نامه کارشناسی ارشدم در زمینه نرومارکتینگ هست لطفا اگر منابع و مطالب و مقالاتی در این زمینه به جز کتاب استاد درگی در اختیار دارید لطفا برای من هم ارسال نمایید با تشکر

  10. باسلام.
    ممنون از مطالب خوبتون.
    بنده قصد دارم که موضوع پایان نامه ارشدم رو، نوروبرندینگ کار کنم. آیا دستگاه های پزشکی توی کشور و جود دارند، یا اصلا امکان کار کردن هست؟
    باتشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *