یاسمن کریم پور: گرچه از ورود بازاریابی اینترنتی به فضای کسبوکار ایران زمان زیادی نمیگذرد، با این حال شرکتهای زیادی با ورود به این عرصه تلاش کردهاند با اندک دانش و مهارتی که دارند قابلیتهای محصول یا خدمتشان را در فضای آنلاین به رخ بکشند و از این قافله به سرعت در حال پیشرفت عقب نمانند. جمله معروفی هست با این مضمون که: “هیچ محصولی وجود ندارد که نتوان آن را از طریق اینترنت تبلیغ کرد و فروخت.” در واقع هر چیزی که در دنیای واقعی به طور ملموس قابل معرفی به جامعه هست را میشود و “باید بشود” که در فضای مجازی هم معرفی و عرضه کرد.
مقالات خارجی زیادی در اینترنت به این مقوله پرداختهاند که چطور تبلیغات آنلاین و استراتژیهای بازاریابی دیجیتال توانسته موقعیت یک کسبوکار را متحول کند. این مقالات که هر روزه در اینترنت به آنها برمیخوریم از آمار سرسامآور استفاده از موبایل و جستجوهای بیحد و مرز اینترنتی حرف میزنند. از شبکههای اجتماعی که جزء جداییناپذیر زندگی روزمره ما شدهاند و اعداد و ارقام عجیب و تاملانگیز خریدهای آنلاین!!
در قالب بخش “تحقیق و توسعه” و یا “تحقیق و تحلیل“ یک شرکت تبلیغاتی یا در مقام یک “مشاور بازاریابی“ مطلع از روندهای بازار، ما در “ایرانِ” خودمان بعد از مطالعه این مقالهها و بعد ترجمهشان به زبان ساده و قابل فهم، شروع به استفاده از رهنمودها و توصیه تکنیکهای استفاده شده در آنها میکنیم. با نشان دادن آمار تکاندهنده جستجوهای اینترنتی و زمان قابلتوجهی که افراد با تلفن همراهشان میگذرانند، مشتریانمان را از دور ماندن از فضای آنلاین میترسانیم و در نهایت به آنها وعده میدهیم که با ورود به فضای مجازی معجزهای در انتظار کسبوکار آنهاست.
بدون شک صنعت درمان در ایران و به عبارتی بازاریابی پزشکان، کلینیکهای درمانی و بیمارستانها هم از این هجمه دیجیتال بینصیب نمانده و این روزها “ترجمه” مقالاتی که جامعه پزشکی را تشویق به استفاده از ابزارهای آنلاین برای تبلیغ خدمات درمانی میکند، در سایتهای ایرانی زیاد به چشم میخورد.
در این یادداشت قصد ندارم بیش از این از خوبیهای بازاریابی به شکل اینترنتی و واقعیتهایی که همگی در مورد فراگیر شدن این سبک از بازاریابی میدانیم حرف بزنم، بلکه دغدغه اصلیام در این یادداشت پرداختن به این مسئله است که بازاریابی دیجیتال در ایران واقعا چقدر توانسته در عرصه پزشکی حرف برای گفتن داشته باشد و اثربخشی تبلیغاتی که به صورت آنلاین برای یک پزشک یا بیمارستان انجام میشود واقعا چقدر است؟
بیایید کمی به حوزه درمان و پزشکی نزدیکتر شویم:
فارغ از دیدگاه بازاریابی که شاید به هر چیزی در دنیای انسانی ما نزدیک باشد، درمان و مراجعه به پزشک مقولهای است که اکثر افراد تا نیاز واقعی و اضطراری به آن نباشد، از سر میل و اشتیاق شخصی به سراغش نمیروند (یا شاید لااقل من اینچنین هستم). ما اغلب تا دندانمان درد نگیرد سراغی از دندانپزشک نمیگیریم؛ تا دردی در قفسه سینهمان احساس نکنیم، نزد متخصص قلب نمیرویم؛ تا احساس پیری و ضعف نکنیم، چکاپهای ماهانه برایمان اهمیت پیدا نمیکنند. جور دیگری هم میشود به موضوع نگاه کرد … صرفنظر از هزینههای بالای درمان خیلی از افراد از احساس منفی مراجعه به پزشک و درمانگاه در زمانی که سالم هستند، اجتناب میکنند. در واقع حتی حرفزدن از بیماری و مقولات وابسته به آن مانند دارو، بیمارستان و … حس ناخوشایندی همراه با ترس و موضعی دفاعی در انسانها ایجاد میکند و همین باعث میشود که به عقیده من “ایجاد تقاضا” برای درمان یکی از سختترین مقولهها در “بازاریابی خدمات درمانی” باشد.
حالا زمانی که انسانی بیمار است (حال در هر ناحیهای از جسمش) اولین کاری که انجام میدهد چیست؟ احتمالا با نزدیکان و دوستانش صحبت میکند و به نزد پزشکی میرود که مورد تایید آنهاست. در مواردی که بیماری واقعا جدی است توصیه افرادی که بیشترین نزدیکی را با فرد دارند و به اصطلاح برایش دل میسوزانند، کارگشاتر است. در بعضی موارد هم که بیمار جایی برای رفتن و منبعی برای کسب اطلاعات ندارد، پزشکان عمومی پس از دریافت حق ویزیت، بیمار را به متخصص مورد تایید خودشان ارجاع میدهند. حساسیت بالای موضوع سلامتی فرد به عنوان یک “انسان” از یک طرف و هزینههای درمان، دردسرهای وقتگرفتن از مطب، مراجعه به بیمارستان، انتظارهای تمامنشدنی و اضطراب بیمار و همراهانش هم از طرف دیگر، این فرآیند ناخوشایند را پیچیدهتر میکند.
حالا دوباره به بازاریابی خدمات درمانی در فضای دیجیتال نگاه کنیم:
تعداد نسبتا زیادی از بیمارستانهای کشورمان وبسایت دارند. این یک واقعیت است و چقدر هم خوب! اما این سایتها واقعا چقدر کاربرد دارند؟ چه تعداد از افراد زمانی که نشانههای یک بیماری را احساس میکنند در اینترنت به دنبال یک بیمارستان معتبر با کادر مجهز برای تشخیص یا درمان میگردند؟ اصلا آیا سایت بیمارستانها به شکلی کاربرپسند طراحی شده که کاربر را تشویق به گشتن در سایت و جستجوی اطلاعات بیشتر کند؟ آیا پرسنل بیمارستانها توان کار با پنل سایت و اطلاعرسانی مناسب به بیماران را دارند؟ برخی از این سایتها امکان نوبتگیری آنلاین دارند… اما چه درصدی از بیماران از این امکانات اطلاع دارند، تا در زمان مراجعه وقتشان کمتر تلف شود؟
در مورد پزشکان چطور؟ در بازاریابی دیجیتال، “محتوا” حرف اول را میزند، اما محتوای سایت پزشکانی که وبسایتهای خوب و حرفهای دارند، واقعا توسط چه کسانی خوانده میشود؟ در مورد شبکههای اجتماعی یک بیمارستان یا پزشک … ما چقدر حاضریم براساس پستی که در اینستاگرام یا فیسبوک یک پزشک دیدهایم دست به انتخاب بزنیم؟ یا چقدر میتوان از فردی که بهبود یافته انتظار داشت تا حسابهای اجتماعی و کانال تلگرام پزشک یا بیمارستان معالجش را دنبال کند؟ آیا مخاطبان میانسال یا مسنی که بیشتر نیازمند خدمات درمانی هستند اصلا در معرض این تبلیغات قرار میگیرند؟
برای درک رفتار یک بیمار شاید باید بین مرحله قبل و بعد از درمان تفاوت قائل شویم. یعنی زمانی که فرد به توصیه اطرافیان یا به زبان بازاریابی “تبلیغات دهان به دهان” به پزشک مورد تائید آنها مراجعه میکند و مرحله پس از درمان که در صورت نتیجهبخش بودن درمان، میتوان امیدوار بود که فرد به تبلیغات اینترنتی واکنش مثبت نشان دهد. یک حلقه گمشده بین این دو هست و آن هم انتظارات پزشک یا بیمارستانی است که با اعتماد به مشاور تبلیغاتیاش و با هزینه نسبتا گزاف وارد فضای مجازی شده … و حالا مثل هر کسبوکاری انتظار فروش بیشتر دارد. یعنی کسب درآمد از بیمارانی که مستقیما … بدون هیج واسطهای از طریق وبسایت و شبکههای اجتماعی آن را شناخته و انتخاب کنند.
در تمام مدتی که به عنوان مسئول خدمات مشتریان در حوزه تبلیغات خدمات درمانی مشغول به کار بودم، این سوال ذهن من را به چالش میکشید که کاری که برای جامعه پزشکی و مصرفکنندگان نهایی خدمات آنها یعنی “عامه مردم” انجام میدهم واقعا چه اندازه اثربخش است؟ سلطه دنیای مجازی بر زندگی امروز ما واقعیتی مسلم است، اما هنوز افراد زیادی هستند که در کشور خودمان دسترسی مناسب به اینترنت ندارند. یا اگر دارند، دانش آنها برای استفاده از موتورهای جستجو و پیداکردن نیازشان در سایتهای مختلف کافی نیست. شاید برای خیلی از افراد جامعه ما (مثلا پدر و مادرهایمان)، هنوز کمی عجیب باشد که میتوان اصطلاحات پیچیده یک برگه آزمایش خون را با یک جستجوی ساده در گوگل رمزگشایی کرد.
میخواهم بگویم قضیه از آنچه به نظر میآید پیچیدهتر است. به عقیده من بازاریابی خدمات درمانی به شکل دیجیتالیاش در ایران راهی طولانی در پیش دارد تا بتواند یک ابزار واقعا “اثربخش” باشد. “اثربخش” به این معنا که هدفهای جامعه مخاطبش را محقق کند. آمار و ارقام جذابی که در مقالات خارجی میخوانیم شاید تنها تبلیغ آن چیزی باشد که برای آن جوامع اتفاق افتاده … بهراستی ما چقدر از دانش آنها و الگوهای رفتاری و سلایقشان در جستجوهای اینترنتی اطلاع داریم؟ زمانی که هیچ بیمارستان یا پزشکی را در ایران نمیبینیم که بیلبورد یا تیزر تلوزیونی داشته باشد، چگونه انتظار داریم در فضای آنلاین، با وجود رفتار سنتی بیماران در انتخاب پزشک دیده شود؟
با کمی سختگیری باید گفت بازاریابی دیجیتال برای عرصه پزشکی تا حدی زیادی یک علم وارداتی است. نگاه ما هم به عنوان مشاور بازاریابی حرفزدن از “یک چیز جدید و جذاب” برای مشتریمان آن هم از دیدگاه “فروش” است، نه بازاریابی به معنای واقعیاش که پوشاندن تقاضاهای افراد و ارتقای سطح زندگی آنهاست. شاید هم این حوزه بسیار نوپاست و هنوز نقش یک محصول “لوکس” برای افراد تقریبا جوان، تحصیلکرده و حرفهای که در استفاده از فضای مجازی تبحر دارند را بازی میکند و باید تا بالغ شدنش صبر پیشه کرد.
بیصبرانه منتظرم نظر شما اهالی خوب کافه بازاریابی را در این باره بدانم. شما فکر میکنید بازاریابی دیجیتال چگونه میتواند به حوزه پزشکی در ایران کمک کند؟ آیا تا به حال در فضای مجازی به دنبال خدمات درمانی مورد نیازتان گشتهاید؟ اگر پاسخ مثبت است خوشحال میشویم از تجربههایتان برایمان بگویید.


این روزها بحث محتوا و تولید آن خیلی در محافل مختلف مورد توجه قرار گرفته است اما کیفیت محتوا چیزی است که به آن کمتر توجه می شود . خوشبختانه خانم کریمپور هر بار که دست به تایپ می شوند محتوایی با کیفیت تولید می کنند از ایشان ممنونم
ممنونم از شما استاد … به من لطف دارین.
امیدوارم این مطلب مورد توجه اهالی کافه بازاریابی قرار بگیره.
مارکتینگ در حوزه پزشکی نیاز به تعریف جدی و متمایز با سیار حوزه ها دارد.
ضمن اینکه روش SAVE روش خوبی برای توضیح این مهم است، باید بدانیم که هدفگزاری صحیح بسیار اهمیت دارد. برای مثال وقتی برنامه بازاریابی خدماتی یک شرکت سمعک را طراحی می کردم، به این چالش برخوردم که آیا تارگت مصرف کننده نهایی است یا شنوایی شناس؟!
مدتها روی این موضوع تحقیق کردم تا به نتیجه درست رسیدم.
یا بعنوان مثالی دیگر، پوسنری را برای یک شرکت تجهیزات پزشکی طراحی کردم که در آن علامت تعجب در انتهای جمله بود. در حالیکه انتظار تشویق از استادم را داشتم، با تذکر ایشان مواجه شدم که پسر! مردم با سلامت خودشون شوخی ندارند. حذفش کن.
امروز بعد از حدود ۱۴ سال فعالیت تازه به نکاتی دست یافتم که مارکتینگ در حوزه پزشکی را کاملا متفاوت با سایر زمینه ها می سازد.
من برعکس شما فضای بهره برداری از قضای مجازی توسط پزشکان رو این چنین “کارنشده” نمی بینم. به اعتقادم در لاین پزشکانی که در حوزه زیبایی کار می کنند به شکل هوشمندانه ای تولید محتوا صورت می گیرد. بخش از اعتبار پزشکان در این لاین تخصصی توسط تیم تولید محتوایشان در سایتهای معتبر مربوط به “زندگی و روزمرگی ” تولید می شه. طرح سوال و پاسخ سوال هر دو از یک تیم. این شکل در واقع همان وارد شدن در دیالوگ مردم است. اما در مورد سایر حوزه های پزشکی جای کار هست.
در حوزه زیبایی من هم با شما کاملا موافقم ..
اتفاقا میخواستم در مطلب به این موضوع بپردازم که برخی از تخصص ها مثل زیبایی و زنان و زایمان خیلی خوب تونستن از فضای مجازی بهره ببرن … ولی به دلیل طولانی تر نشدن مطلب ازش صرفنظر کردم تا دوستان در کامنتها بهش اشاره کنند.
من فکر میکنم تولید محتوا در این زمینه خیلی تخصصی باشد و نقاطی که پزشکان می توانند روی آن مانور بدهند برای تبلیغات, در سطح دانش عامی نباشد.
پزشکان بیشتر با حضور در کنگره های تخصصی و چاپ مقاله سعی در مطرح کردن خود دارند و این روش تنها به برند شدن در محافل تخصصی خودشان منجر می شود و البته این روش بسیار کارآمدتر است. چون با اینگونه مطرح شدن ها, بیمارستان ها و مراکز درمانی برند از ایشان دعوت به همکاری میکنند و این یعنی مشتری بیشتر.
از نظر شخصی بنده این گونه تبلیغات از طرف خود پزشک می تواند به مقدس بودن این حرفه ضربه و این بازتاب را داشته باشد که پزشکان به دنبال پول بیشتر هستند دیدگاه(که البته بحث در این موضوع بسیار است )اما این دیدگاه در جامعه به نفع پزشک نیست.
سلام خدمت جناب ا.ع
خوشحالم از این که در این بحث همراه ما هستین .. این طور که از نظر شما برداشت کردم شما عقیده دارین که فعالیت پزشکان در فضای مجازی ممکنه با اخلاقیات و اصول حرفه ای کار اونها در تضاد باشه.
با این حال پزشکان هم مثل تمام حرفه های رایج در جامعه نیاز به شناخته شدن مستقیم توسط مردم دارند … فکر می کنید برای ارتباط مستقیم با جامعه – منظورم محافل غیرتخصصی هست … چه کانال هایی مناسب پزشکان باشه؟؟
سلام
علیرغم طولانی بود مطلب، با اشتیاق مطالعه کردم!
در زمینه بازاریابی دیجیتال آن هم در حوزه درمان، اطلاعات کاملی ندارم ولی تصور بنده این است که در این زمینه کسب و کارها و موضوعاتی مورد اقبال و توجه قرار می گیرند که برای عامه مردم یا مشتریان (نیازمندان به خدمات درمانی) جذاب و خوشایند باشند. برای مثال حوزه زیبایی، یا زایمان و مراقبت از کودکان که هم جنبه خدمات درمانی دارند و هم به نوبه ی خود جذاب و خوشاید هیتند برای تمام افرادی که آنرا مطالعه کنند. نمی توان انتظار داشت فردی که در طول روز درگیر مسایل مختلف زندگی خود است (و به قول شما تا دردی احساس نکند به پزشک مراجعه نمی کند) در دنیای مجازی که (که عموما بدنبال سرگرمی است) مطالب نگران کننده بخواند! از این جهت کلمه نگران کننده را استفاده کردم که اغلب مطالب پزشکی که تاکنون مطالعه کرده ام به نوعی هشدار دهنده بوده اند و ایجاد نگرانی می کردند!
در خصوص دیگر سوال تان باید عرض کنم که فقط برای گرفتن وقت مراجعه حضوری به بیمارستان از سایت دو بیمارستان بازدید کردم که البته در هر دو مقطع تلاشم بی نتیجه بود وبرخلاف ادعای سایت، امکان هماهنگی اینترنتی وجود نداشت.
سلام به آقای شهسواری
خیلی ممنون از اینکه مطلب رو مطالعه کردین و همچنین از مشارکتتون در بحث.
کاملا می تونم تجربه شما رو در مورد وقت دهی اینترنتی درک کنم … چون خودم از نزدیک در جریان ایجاد بخش وقت دهی آنلاین در وب سایت چند پزشک بودم و از ناکارآمدی این موضوع کاملا مطلعم.
آقای شهسواری در مورد قسمت اول کامنت شما سوالی دارم …
با توجه به موضوعی که در مورد جذابیت محتوا بهش اشاره کردین آیا فکر نمی کنید اگه تمام پزشکان به سمت تولید محتوای جذاب و خوشابند برن محتواهای تولید شده تا حدی شکل عمومی به خودش بگیره و نشه در اونها برند و تخصص یک پزشک رو متمایز کرد؟؟
به طور کلی می خوام بدونم اگه یه پزشک با یه تخصص خاص (مثلا تخصص درد) که کارش شامل موارد خوشایند نمیشه بخواد برای خودش در فضای آنلاین “برندینگ” کنه چه فاکتورهایی رو می تونه در نظر بگیره؟
ممنونم از پاسخ شما.
خانم کریم پور، شما فرمودید “آیا فکر نمی کنید اگه تمام پزشکان به سمت تولید محتوای جذاب و خوشابند برن محتواهای تولید شده تا حدی شکل عمومی به خودش بگیره و نشه در اونها برند و تخصص یک پزشک رو متمایز کرد؟؟” باید عرض کنم به نظر من خدمات پزشکی چیزی نیست که از طریق دیجیتال قابل برندسازی باشه. مگر اینکه این خدمت در راستای سایر برنامه های یکپارچه برندسازی و در جهت تکمیل اونها باشه.
و در مورد سوال شما باید بگم جواب دادن به این سوال ساعتها فکر میخواد! شاید اشاره به تخصص، سوابق، تعداد بیماران و اعمال جراحی، تجهیزات مطب و نظرات بیمارن قبلی مفید باشن. اما از دید یک مشتری خدمات پزشکی میتونم بگم که دوست دارم اطلاعات مختلف از انواع دردها و دلایل ش داشته باشم (اگه بطوری که باعث وحشتم از درد های عادی بدنم نشه!) و اینکه برای هر کدام راهکارهای درمانی در صورت مراجعه به موقع رو داشته باشم.
سلام به خانم کریمپور
متشکرم از مطلب پربار. استفاده کردم. راستش من تجربه زیادی در این زمینه ندارم اما به نظرم مواردی مثل یک کالای مشخص در زمینه ارتقاء ظاهر افراد!!! حالا چه به صورت محتوا و چه به صورت اشاره مستقیم خیلی موفق ترند تا مثلا تبلیغ فلان دکتر یا مرکز درمانی. راستش در حال حاضر معتقدم برای دکترها و یا مراکز درمانی بهترین راه حل استفاده از روابط عمومی در فضای دیجیتاله. به طور مثال در کمپین سرطان صورتی، اکثریت کلینیکهای تخصصی درگیر بودند اما فقط چندتا از اونها از فرصت استفاده کردند و با انتشار خبر تعداد زیادی مشتری به سوی خودشون کشاندند
سلام آقای داورنیا ..
ممنونم از ابراز نظرتون.
در مورد روابط عمومی باهاتون شدیدا موافقم (البته به شرط تعریف درست از روابط عمومی توسط مجموعه ای که قصد داره این کار رو انجام بده) … فکر می کنم یکی از راه های تبدیل تبلیغات دهان به دهان از شکل سنتی به شکل آنلاین یعنی (eWOM) هم همین کمپین ها باشن.
سلام خانم کریمپور، خوشحالم از شما مطلبی میبینم.
به موضوع بسیار خوبی اشاره کردید،نظر من اینه تعدادی از شرکتهای فعال در زمینه دیجتال و ای تی دست به کار شدند و اتفاقا ایده های خوبی هم به پزشکان میدهند تا انجا که میتوان نقش منشی را از بین برد و تمامی کارها را اینترنتی کرد، در حال حاضر هم مثلا وبسایتی به نام nobat.ir خدمات خوبی به پزشکان ارایه میدهد مثلا نوبت دهی اینترنتی، تعامل با بیمازان و …/ از سمت دیگر همانطور که دوستان اشاره کردند جراحات زیبایی تب تندد بازار را گرفته و ضمن نیازسازی ( تعریف انواع عمل های زیبایی عجیب غریب حتی) به فضای مجازی روی اوردند، نمونه صفحات پزشکان معروف عمل های زیبایی در اینستاگرام نیز شاهد خوبیست. همینطور کانالهای تلگرامی، و حتی وبسایت های فعالشان. به نظرم همانطور که اشاره فرمودید این حوزه جای کار بسیار دارد و با توجه به تعداد کاربران اینترنت کشورمان حدود ۴۵ میلیون کاربر میتوان گامهای خوبی برداشت . اما باید بسیار هوشمندانه و حساب شده انرا پیاده کرد. نظر من اینست تا دو سه سال اتی خیلی از مقاومت های بیماران کمتر شده و این حوزه به سدت نیازمند فعالیت در فضای دیجتالی خواهد شد. تولید محتوا و نوبت دهی انلاین و امکان تبادل نظر کاربران در مورد ارایه خدمت اولین قدم های این امر است.
اما در مورد سوال اخرتان بله تجربه انرا داشته ام ، اما فقط در حد اطلاعات تماس .. و البته مورد اخری که در ذهنم است وبسایت دکتر میرشکاری است که جوابگوی تمام سوالان بیماران بودند و چه عمل نیکی!
سلام خدمت خانم دهکانی عزیز
خوشحالم که در این مطلب همراه ما هستین.
همون طور که شما و دوستان اشاره کردین به نظر میاد بازاریابی دیجیتال اقبال بالایی رو برای متخصصان زیبایی داشته … فکر می کنم در مقوله زیبایی چون افراد وقت بیشتری رو برای جستجو دارند و قرار هم هست هزینه بالاتری رو پرداخت کنن به محتواهای تولید شده توجه بیشتری نشون میدن …
خانم دهکانی .. به نظر شما بیمارستان های دولتی کشور ما چگونه می تونن از فضای آنلاین بهره ببرند؟؟ با توجه به اینکه هزینه های درمان اغلب بالاست، افراد برای استفاده از خدمات ارزان تر به بیمارستان های دولتی هجوم میارن و همه امکان پرداخت ویزیت های پزشکان متخصص رو در مطب یا بیمارستان های خصوصی ندارند … به عقیده شما آیا بخش دولتی اصلا می تونه در دنیای مجازی حرفی برای گفتن داشته باشه؟
در این رابطه توجه شما را جلب می کنم به برند اورال که در مارکتینگ حوزه پزشکی در ایران پیش قدم است.
سایت این مجموعه : http://aural.ir
اینستاگرم: #aural_iran
سلام ،روز همه بخیر
به نظر من تبلیغات چاپی مثل تراکت و آگهی نامه تاثیر بیشتری نصبت تبلیغات مجازی در حوزه پزشکی داره حس دیدن و اعتماد کردن با تبلیغات چاپی بیشتر تحریک میشود