کمال طلبی جزء جدایی ناپذیری از وجود انسان ها هست،به خصوص ما ایرانی ها. ما ایرانی ها دوست نداریم توی هیچ موضوعی ابراز نا آگاهی کنیم و در هر زمینه نظر خودمون رو بیان می کنیم.برای هر مریضی طبابت می کنم،از مهندسی و تعمیر ماشین سر در میاریم،راجع به سیاست صاحب نظریم و الی آخر که خودتون بهتر می دونید. در کل نمی خوایم کم بیاریم.این شاید به دلیل علم زیادمون باشه شایدم به دلیل اینه که نمی خوایم طرف مقابل دست خالی از پیشمون بره.
کمال طلبی ما ختم به همین جا نمی شه.موقع تصمیم به خرید هم خودشو نشون می ده.وقتی قرار هست که کالایی خریده بشه بی توجه به نیاز خودمون در پی خرید بهترین و بالاترین مدل اون کالا هستیم تا مبادا از کسی عقب بیوفتیم.خرید بهترین کالا مخصوصا توی بازار گجت ها داغه داغه.آخرین مدل گوشی،تبلت،لپ تاپ و غیره رو می خریم تا چشم همه در بیاد.حالا وقتی خریدیم نه می دونیم چه امکاناتی داره نه چطور می شه ازش استفاده کرد و نه اینکه آیا از همه امکانات محصول می شه توی ایران استفاده کرد یا خیر؟
کار به اونجایی می کشه که هر جا به یکی باید بگیم بلدی آهنگ زنگ این موبایل رو عوض کنی؟نمی دونم چرا چند وقته یه شکل جدید بالای گوشیم ظاهر شده ،آخه قبلا اینطوری نبود!!!البته این فرصتی رو برای بعضی ها فراهم کرده که با گرفتن پول به شما آموزش بدن گجت شما چه امکاناتی داره.خواه به دردتون بخوره خواه نخوره.خلاصه پا رو از گلیم اطلاعاتی مون فراتر می ذاریم و باعث سر در گمی خودمون می شیم.بعضی از وسایلی رو هم که می خریم هیچ وقت مجال استفادشو پیدا نمی کنیم.
به نظرمون هر چه بیشتر پول بدیم بیشتر آش می خوریم فارغ از این نکته که نیاز واقعی ما چیه و چقدره؟چشم و هم چشمی باعث شده فراموش کنیم هدف از خرید هر وسیله چی هست.لا اقل باید قبل از خرید هر چیزی به دنبال فرهنگ و روش استفاده از اون بریم تا وقتی ماشین دنده اتومات روشن رو از نمایشگاه خریدیم بعد از خاموش کردنش توی پارکینگ خونه بتونیم دوباره روشنش کنیم.
سلام
ممنون از اينكه حرف دلمون رو زدي. اين خريد گجت ها در بين نسل جديد ( نوجوانان و كودكان) بيشتر خودنمايي ميكنه.فارغ از اينكه بدانند چه چيزي است فقط بخاطر عقب نموندن از بقيه خريداري مي كنند.و چشم و هم چشمي بيشتر و بيشتر شده بينشون.
اما خود ما گاهي با آنكه مي دانيم به درد اون گروه سني نميخوره بخاطر پافشاري بچه ها و اينكه در بين همكلاسي ها عقب نباشند براشون ميخريم . اما چه ميشه كرد ديگه !!!!!!!
در اينجا دوست دارم يه خاطره ايي تعريف كنم كه خالي از لطف نيست.
يكي از آشنايان يك دختربچه 12 ساله كه يك تب لت ASUS خريداري كرد. پس از چند وقت دچار مشكل نرم افزاري شد و قادر به تعمير اون نبودند( و مثل من هم پيگير جريان نبودند) خلاصه به راحتي اين تبلت رو كنار گذاشتن و يك تبلت ديگر خريدند!!!جامعه اين چنين شده است 🙁
پاراگرف آخر مطلبتون،طنز تلخ جالبی بود. قشنگ نوشتین.
اگر به رفتار اجتماعی خودمون توجه کنیم میبینیم که بیشتر کارهای ما جنبه عادت پیدا کرده، بنابراین اگر حتی نخواهیم تکرارشون کنیم بازم تکرار میشن.
به نظرم شرکت هایی که بتونن به رفتار خرید رو به نفع خودشون تبدیل به عادت کنن، در صحنه رقابت دایمی میشن.
متشکر از مطلبتون.
نمونه ای که همین دو ساله مرسوم شده تبلت ها هستند. قیمت های گزاف که فقط صرف بازی یا دیدن کلیپ میشوند! دریغ از یک استفاده ی مفید. چه کارهایی که با تبلت ها نمیشه کرد. انصافا مهجور مانده اند در دست کودکان و بعضا بزرگان جامعه ی ما!