مطلبی به قلم لیلا خطیبی: در این چند ساله به تاریخ دزدی زیاد برخوردیم، کشورهایی با الگو گرفتن از تاریخ کشورهای متمدن برای نشان دادن تمدن در کشورشان دست به اقداماتی زده اند و در حال سرقت شخصیتها و پیشینه معماری و صنایع دستی شده اند و ما که خود صاحب تمدن هستیم واقعا چه اقدامی انجام داده ایم؟ قطعا ما به تمدن قوی که داشته ایم افتخار میکنیم اما آیا برای حفظ آن این باور را نیز درخود ایجاد کرده ایم؟ اگر این باور در تک تک افراد جامعه ایجاد شده باشد میتوانیم به حفظ و نگهداری آثارمان و جذب گردشگرخوشبین باشیم. خوب برای جذب توریسم بایستی اولویت بندی کرد: و نیاز به تحقیقات اولیه است و یک برنامه جامع کوتاه مدت و بلند مدت و عملی که حتی بعد از تغییر مدیریت نیز دستخوش تغییر و رکود نشود.. هر سه مورد فرهنگ، ماجراجویی، تفریح و.. در کنار هم دارای اهمیت هستند و بنظر من نمیتوان آنها را تفکیک کرد.در ذیل موردهایی را اشاره شده که جای تفکر و بررسی دارد و برای انجام آن نیاز به تیمهای کاری از رشته و سازمانهای دیگر مثل سازمان محیط زیست است.
۱- شناسایی ، نگهداری و حفظ آثار و ابنیه تاریخی و طبیعت (مراتع، جنگلها، سواحل، وحوش و..)
— استفاده از طراحان و معماران برای طراحی فضا با حفظ بافت سنتی
— برنامه ریزی دقیق و اطلاع رسانی همه جانبه ، برای ایجاد جشنواره های سالانه مطابق رسومات گذشته (با حفظ ارزشهای ملی و سنتی، بطوریکه از المانهای غربی استفاده نکنیم چراکه آنها هزینه نکرده اند تا گوشه ای از تمدن غربی خود را به شکل بی کیفیت “پوشش،موسیقی،غذا و ابزار و.. ” ببینند.)
— در حال حاضر برخی جشنوارهایی محلی برگزار میشود ولی نحوه هماهنگی، طراحی فضا وچیدمان و.. مناسب نیست.
— چیزی که از دید هر فرد (داخلی و خارجی) جالب توجه ، میزان اهمیت آن جامعه نسبت به اصالتها و نگهداری طبیعت بکر منطقه است. افراد برای دیدن هتلهای زیبا و بزرگ، خیابانهای عریض و طویل سفر نمیکنند.
استادی تعریف می کرد برای تحصیلات به کشور اروپایی رفته بود و برای آنکه بتواند با هم دانشگاهی ها بیشتر آشنا بشه سعی کرده لباس و رفتار و.. شبیه به آنها کند، همزمان با ورودی وی خانم هندی نیز برای تحصیل به دانشگاه آمده بود و تا پایان دوره تحصیلی با همان پوشش محلی حاضر میشده که طبیعتا با احترام افراد بیشتری روبرو شده بود.
۲- تغییر کاربری با حفظ ساختار ابنیه تاریخی
۳– استفاده از پتانسیل های خاص برای جذب گردشگر (یک هفته زندگی مثل عشایر یا محلی کوه نشین، مسابقات صحرانوردی، اتومبیل رانی در کویر وسوارکاری)
۴– زنده کردن و ترویج داستانها و افسانه های گذشته و تبلیغات روی انها برای جذب گردشگر (۱۰۰ سواره نظام آهنی در دوران هخامنشی، روایت زندگی حکام زن و سپهسالاران و دریانوردان و بینهایت داستان و اسطوره)
۵- همانطور که خانم مباشری نیز اشاره کرده اند توریسم درمانی نیز چندسالی است که روی آن کار شده.
با عرض سلام خدمت خانم خطیبی
راهکار هائی که شما در چند سطر بالا ذکر کردیم، دقیقا مشابه مدل های کاندیدا های ریاست جمهوری در طی ادوار گذشته است و به نظر نیز در ادوار آتی نیز خواهد بود.
من فکر می کنم ارائه چنین مدل های مسجلی برای حل مشکلات راه به جائی نخواهد برد، چرا که مشکل اصلی در موانع اجراست، نه راه حل ها.
راهکارهای شما به عنوان سرفصل ریشه یابی عدم توفیف می تواند راهگشا باشد، نه حل مشکل.
اقاقی خدنگی عزیز
بشخصه همیشه نظرات شما برام قابل تامل و آموزنده بوده است.
ممنون که با ما همراهید
ممنون از ابراز لطف شما جناب محمدیان
ساز و کار شماست که باعث عرض اندام تازه کارهائی مثل ماست
ارادت داریم
خانم خطیبی ممنون.
من با نظر آقای خدنگی موافقم چرا که به نظرم اکثر کسانی که در این زمینه دستی دارن این راهها یا بعضا راهکارهای دیگر رو میدونن ولی مشکل اینجاست که اجرای این راه حل هاست که با ضعف و مشکل و در اکثر مواقع با مانع روبرو هست. در مورد راهکارها شاید برنامه ریزی دقیق و اطلاع رسانی و تبلیغ ما مشکل داره و تلویزیون ما در ایجاد این اطلاع رسانی میتونه خیلی بیشتر و مفیدتر کار کنه که به نظرم کم کاری صورت میگیرد. در اکثر فیلم ها و سریال های تلویزیون کشورهای دیگه به عنوان مثال ترکیه میشه دید که چقدر از مکانهای دیدنی و چشم اندازهای طبیعی شهرشون تصاویری در میان سریال می گنجانند در صورتی که در سریالهای ایرانی این مساله خیلی خیلی کمه و البته به استثنای برج میلاد عزیز که تو اکثر سریال های ما نقشی ثابت به عهده داره و یا ساختمانی که توش سریال ساخته شده از نماهای متفاوت!!
در مورد پایه های این کار و سرمایه گذاری ها باید اصولی پیش رفت همین داستانها و اسطوره ها که گفتید چقدر تبلیغ روش صورت میگیره؟؟ اصلا چند درصد از ما کامل این اسطوره ها رو میشناسیم؟ این اطلاع رسانی هست که در ابتدا سهم بزرگی در موفقیت این صنعت داره چون گردشگر با دیدن جذابیتها و شنیدن اوصاف جاذبه هاست که ترغیب میشه به سفر نه با چیدن برنامه و برنامه ریزی و عمل نکردن به اون…
ممنون از شما.
سلام
ممنون از ايده هاي خوبتون خانم خطيبي
اينطور كه متوجه شدم شما هم گردشگري خونديد اما چقدر از روز اول كه وارد دانشگاه شديم و يا وارد اين صنعت شديم همه جا گفتند به به گردشگري!! چه صنعت اشتغالزايي!!!چقدر اقتصاد رو تكون ميده و….
چقدر از جاذبه هاي كشورماان گفتند ،چقدر گفتند ما ميراث داريم و….
تا زماني كه همه اينها حرف باشد و عملي صورت نگيرد ما هيچ چيز نداريم…….
گردشگري ما ريشه مشكلاتش عميق تر از اين حرفاست كه با يكسري حرفاي اميدواركننده حل شود!!!!
سرکار خانم توانا سلام
نوشته اید ” از روز اول که وارد دانشگاه شدیم و یا وارد این صنعت شدیم همه جا گفتند به به گردشگری!! چه صنعت اشتغالزایی!!!چقدر اقتصاد رو تکون میده و….
چقدر از جاذبه های کشورماان گفتند ،چقدر گفتند ما میراث داریم و….
تا زمانی که همه اینها حرف باشد و عملی صورت نگیرد ما هیچ چیز نداریم… ”
باید بگویم که گردشگری کاملا صنعت اشتغالزایی هستش اما بستگی دارد که چطور به موضوع نگاه کنیم.
من هم مثل شما وقتی نرم افزار می خوندم به من این موضوعات رو می گفتند که نرم افزار …
اما من از نرم افزار چیزهایی که واقعا به دردم می خوردند رو برداشتم. مثلا اینترنت. و هرگاه هم از کلاس خوشم نمی اومد از استاد اجازه گرفته و به کلاس های مدیریت و خصوصا زبان می رفتم.
خوب دیگر به قول معروف گذشته ها گذشته.
الان چطور؟
من پیشنهادی دارم.
سایتی راه اندازی کنید و به صورت کامل برای شهرها و استانهای مورد علاقه خودتان، روی موضوعات گردشگری آنها و همه عوامل کوچک و بزرگ مربوط به این موضوع کار کنید. حتی می توانید از استارت آپ ویکند هم کمک بگیرید.