“چین چین” در تلاش برای احیای مجدد // آیا “چین چین” مسیر درستی را پیش گرفته است؟

چین چین این برند قدیمی بعد از مدتها باز هم سروصدای تبلیغاتی به پا کرده و طی دو مرحله تبلیغاتی برند خود را مجددا سر زبان ها انداخته است. فاز اول تبلیغاتی این برند با شعار” طعمی که تاریخ مصرف نداره” و فاز دوم آن با شعار محوری ” ذائقه مردم ایران زمین ” به نظر می رسد که توانسته این برند قدیمی را مجددا در ذهن ما زنده کند.

در فاز نخست این برند با تصویری که نمادی از تازگی است بازار را تحت تاثیر قرار داد. تصویری که در بالای این متن می بینید بخشی از این مجموعه بود. در فاز دوم نیز با نمایش محصول در دست زنان محتلف ایرانی که البته لباس این زنان گویای این موضوع است، قصد دارد پیام تطبیق با ذائقه ایرانی را به بازار انتقال دهد.

حال کل فعالیت تبلیغاتی این برند را در ماههای اخیر چگونه ارزیابی می کنید؟ دوم اینکه نظر شما در باره تبلیغی که می بینید چیست؟ آیا آن را خلاقانه و موثر تلقی می کنید؟ راستی آیا اینکه طعم یک برند با ذائقه اقصی نقاط ایران سازگار است برای من مشتری که در تهران یا هر جای دیگری زندگی می کنم مهم است یا خیر؟


14 thoughts on ““چین چین” در تلاش برای احیای مجدد // آیا “چین چین” مسیر درستی را پیش گرفته است؟”

  1. در مورد احیای برند چین چین، خب مایه ی خوشنودی است که ما هم یاد بگیریم با برند های قدیمی زندگی کنیم، و سازمان هایمان هم شبیه خانه هایمان نشود که زود به فکر کوبیدنش بیفتیم.

    اما عمده انتقادی که بنده به کمپین تبلیغاتی محصولاتی شبیه رب گوجه دارم اینست که مصرف کننده همواره انتظار خاصی از طعم رب گوجه فرنگی دارد و از نظر من، به عنوان یک مصرف کننده خیلی منطبق بودن با ضائقه ی بقیه مهم نیست، چرا که دیگر حتی پپسی و کوکاکولا هم در تیزر های تبلیغاتی شان، تکیه ای به طعم خود نمی کنند؛ در حقیقت در مورد یک محصول مرسوم، دیگر انتظارات مصرف کنندگان از طعم آن یکی است.

    حالا اگر روی ویژگی تازه بودن هم بخواهیم متمرکز شویم، بازهم نوآوری های انجام شده نخ نماست؛ اگر اشتباه نکنم اولین تبلیغ تقریبا نوآورانه با این سبک و سیاق را شرکت مهرام برای تبلیغ سس سالسا خود به کار برد که با الگو برداری از تبلیغات سس هنز heinz پشت شیشه با برشی از گوجه فرنگی نشان داده شده بود.
    اما در مقایسه با عکسی که در بالا نشان داده شده، نوآوری و سلیقه ی به کار برده شده بسیار بسیار ضعیف و تا حدی نیز کاریکاتوریست. که مشتری را به جای تحریک کردن به خرید، وارد نقد ذهنی چگونگی وصل شدن قوطی رب به شاخه ی گوجه فرنگی خواهد کرد!

    به عنوان یک مشاور، اگر می خواستم به چین چین پیشنهاد جایگاه یابی مجدد بدهم، شاید تبلیغاتی با درون مایه ی حضور مداوم در طول سالیان دراز و ایجاد یک حس نوستالژیک در مصرف کننده ایرانی، و قرین کردن آن با خصوصیات حال حاضر بازار، بتواند تصویر مثبت تری را ایجاد کند.

  2. کمپین چین چین که به نظر میرسد بیشتر یک تبلیغ محیطی گسنرده بوده ( بیلبرد ، استروبرد، لمپست ، مترو و …) در کنار محاسنی که داره ایراداتی هم داره
    سوال بزرگی که من همیشه در ذهن دارم این است که تا چه حد این کمپین بزرگ محیطی میتونه رفتار خرید مصرف کننده را در کوتاه یا بلند مدت تحت تاثیر قرا بدهد ؟

    1- به نظر میرسد باید قبل از اجرای طرح تبلیغاتی با توجه به اینکه چین چین مدتی دور از ذهن و سبد خرید مصرف کننده بوده اول باید یک تحقیقات بازار کیفی و عمیق در خصوص شاخص های مورد نظر رب در ذهن مصرف کننده و شخصیت برند میشد . البته ممکن است که این کار انجام شده باشد . مسلما کیفیت و طعم رب از طرف مصرف کننده اعلام میشود اما چون هسته اصلی محصول است باید به دنبال گزینه های دیگر رفت . اصلا این کیفیت طعم تا چه حد در برابر دیگر رقبای حاضر در بازار قابل تشخیص است .
    ممکن است نتیجه ابن باشد که مصرف رب در غذا بیشتر به خاطر رنگ است نه طعم آن . در ضمن ترجیع استفاده از رب درون شیشه ممکن است بیشتر از قوطی باشد. باید توجه داشت که بازار رب دارای تراکم رقابت بسیاربالایی است . شاید باید راهی برای تمایز پیدا کرد مانند بسته بندی متفاوت

    2- اجرای طرح کمی تکراری است و با بیننده ارتباط برقرار نمیکنه . قرار گرفتن یک قوطی صنعتی در شاخه کوجه فرنگی اگر چه میتونه خلاقانه باشد اما خلاقیتی دستکاری شده و دوست نداشتنی است .
    رنگ سبز در بیلبرد طعمی که تاریخ مصرف نداره به اصطلاح رنگ مزاحم است چرا که نه هدفی را دنبال میکند و جزء رنگ سازمانی برند هم نیست . رنگ سفید ، شیری ، اکر و حتی سبز بسیار بسیار روشن راتصور کنید…
    با توجه به اینکه رب پختن یک کار گروهی و نوستالژِک است وتقریبا از یاد رفته است . شادی میتوانست تم طبلیق تلفیقی از سیر زمانی باشد ، فوت گوزه گری آشپزی و … و در کنار دیگر فعاالیت های BTL تاثیر عمیق تری داشته باشد.

    مسلما تغییر در نتیجه یافته ها ی مربوط به تحقیقات بازار عمقی ، میتونه زبان کمپین و نحوه اجرای آن را به طور معنا داری تغییر بده. آنچه مسلم این است که چین چین به دنبال یک کمپین یاد آوری کننده است . به نظر من اگر کمی چاشنی ترغیب کنندگی با توجه به معبار های انخاب مصرف کننده نیز به برند اضافه میکرد میتوانست نتجه بهتری بگیرد .

    1. ممنون خانم کریمی از نقد همه جانبه تان
      فقط به این نکته اشاره کنم که چین چین حضور گسترده ای هم در تلویزیون و رادیو داشت
      به گونه ای که سه تا 4 مدل تیزر را نیز با این کمپین راهی بازار کرد
      همچنین دستمایه یکی از همین تیزرها نیز نوستالژی استفاده از چین چین است
      به هر حال مواردی که بررسی کردید خوب بود به ویژه ارجحیت توسط مشتری که رنگ مهم است یا طعم

    2. نقد جالبی بود، به خصوص نکته ای که در خصوص بسته بندی عرض کردید

      چه خوب بود که کنار abbreviationهائی که در نقدتون ذکر می کنید، حتما یکبار اصطلاح اصلی را ذکر کنید، Bellow The Lineبرای من یکی که در نگاه اول ناآشنا بود. هرچند که در تقسیم بندی promotion ها مطلب جالبی است.

  3. متاسفانه هیچ گونه تبلیغی از این برند را در شیراز ندیدم . نقدهای که در کافه گاهی در مورد تبلیغات محیطی و بیلبردهای مختلف است هرگز در شهرستان ها دیده نمیشه و ناراحتم از این جهت که اظهارنظر خاصی در این زمینه نمیتوانم انجام دهم.
    اگر طعم برند با ذائقه اقصی نقاط ایران هم خوانی داره پس چرااااا هیچ گونه تبلیغی از آن را در شهرستان ها نمیبینیم. که این بنظرم یکی از بزرگترین ایرادات این تبلیغ است.

  4. درود
    درمورد تبلیغات……..>>بزرگان اظهارنظر کردند
    بنده نیز در بطن ماجرا میروم…….>>آنجاییکه مصرف کننده محصول رو انتخاب میکنه یعنی فروشگاه …….>>خودمونیش میشه سوپرمارکت محل!
    خوشبختانه شرکت چین چین یه ترفند فروش برای نشان دادن محصولش در فروشگاهها داشته که اضانتیون و تخفیفهای بسایر بالایی به مغازه دار داده که اغلب آنها این محصولو خریدند!

  5. من وقتی تبلیغات چین چین رو دور میدان انقلاب و میدان ولی عصر (که در دست احداث ) هستند می بینم حس خیلی بدی بهم دست میده… واقعا چرا باید تو این میادین مهم رب گوچه تبلیغ بشه؟ یعنی کالای مناسب تری نبوده که اینجا قرار بگیره؟
    نا خودآگاه یه حس منفی به این برند پیدا کردم…

  6. رنگ سبز بکار رفته در بیلبورد تداعی تازگی محصول و تداوم مفهوم کشت صنعتی و زنجیره از مزرعه تا خانه را دارد. رنگهای قرمز وسبز رنگهای مکمل بوده وبرای ایجاد کنتراست و تباین بصری بهترین انتخاب مخصوصا در موضوع فوق است. سبک تبلیغات محیطی مدرن رو به سوی القای مفهوم میرود نه بازی با عکس و تصویر و جار زدن همه چیز برای شیر فهم کردن مخاطب.! جدای از بحث تکراری بودن ایده یا اقتباس از برندهای مشابه خارجی یا غیره ، از منظر تحلیل گرافیکی طرح ، انتخاب المانهای رنگی و بصری بیلبورد مناسب بوده و بسته به محیط و مسیری که نصب شده کمترین اتلاف زمان در گیرایی مفهوم برای بیننده را دارد. چراکه در مقوله بیلبوردهای تبلیغاتی اصل بر القای مفهوم و درک سریع از موضوع است نه ابراز سلیقه شخصی طراح وتولیدکنندگان آگهی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *