یک فنجان برندینگ // فنجان بررسی: شما آخر این نمایش را حدس بزنید. چه خواهد شد؟ + به روز رسانی

روزنامه قانون - کافه بازاریابی

یک فنجان برندینگ این هفته به بررسی نمایش یک برند می پردازد، از تولد تا امروز. نمایش برند روزنامه قانون پیش روی چشمان شما. فنجان بررسی این هفته نوش جان!

پرده اول:

اولین شماره روزنامه قانون در ششم آبان 91 منتشر شد. شروع در صنعتی که خیلی ها گمان می کنند در آینده ای نه چندان دور، مرگ این صنعت را به چشم خواهیم دید. روزنامه قانون به عنوان رسانه چاپی رسانه قانون به همراه پایگاه خبری قانون معرفی شد.

روزنامه قانون - کافه بازاریابی

پرده دوم:

17 اردی بهشت 93 قانون توقیف شد. اخبار غیررسمی دلیل توقیف را انتشار خبری درباره محمد رویانیان دانستند.

پرده سوم:

13 مرداد 93 بعد از مدت ها پیگیری، قانون رفع توقیف شد. خوانندگان قانون خوشحال از رفع توقیف منتظر انتشار دوباره قانون بودند.

پرده چهارم:

از چندی پیش، لمپ پست بنرهایی در برخی از اتوبان ها نصب شد تا ما را با روزنامه قانون آشنا کند. همت، نیروی زمینی، امام علی و… نقاطی بودند که قانون برای تبلیغات در نظر گرفت. من و تو قانون می خوانیم و مملکت قانون می خواند. این ها دو عبارتی است که بر روی این بنرها به چشم می خورند و یک کارتون! با دیدن این کارتون شما گمان می کنید این روزنامه درباره چه موضوعاتی صحبت می کند؟ آیا قرار است با یک گل آقای دیگر رو به رو باشیم؟ یا روزنامه ای از جنس حرف های جدی؟ پس به دکه روزنامه فروشی می رویم برای خرید این روزنامه. طی هفته گذشته به چندین دکه روزنامه فروشی در نقاط مختلف تهران سر زدم برای خرید قانون اما در کمال تعجب قانون پیدا نکردم. دکه داران از عدم پخش قانون خبر می دادند. به سایت روزنامه مراجعه کردم و در کمال تعجب دیدم روزنامه منتشر شده در سایت برای تاریخ 17 اردی بهشت سال 93 است! یعنی سایت از آن زمان تا کنون به روز رسانی نشده است.

روزنامه قانون - کافه بازاریابی

پرده پنجم:

روزنامه منتشر شده 17 اردی بهشت 93 را به صورت مجازی تورق کردم. روزنامه ای با حرف های جدی مانند دیگر روزنامه ها. حس تورق گل آقا به شما دست نمی دهد. روزنامه ای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با حرف هایی جدی به جز صفحه آخر روزنامه که بخش طنزانه نام دارد و به موضوعات سیاسی روز از نگاه طنز می نگرد. یعنی یک صفحه از دوازده صفحه! کارتون لمپ پست بنرها را دیدید؟ این کارتون قرار است شما را با قانون آشنا کند. فردی میانسال که دهانش از شدت خنده به شدت باز شده است و قانون به دست گرفته، می خندد. ربط کارتون بنرها با موضوعات کلی روزنامه چیست؟ نمی دانم. آیا این کارتون قرار است کاراکتر برند روزنامه قانون باشد؟

روزنامه قانون - کافه بازاریابی

پرده ششم:

متاسفانه داستان تبلیغات بدون پشتوانه را در خیلی از کسب و کارها شاهدیم. تبلیغات پشتوانه می خواهد. سیستم توزیع صحیح، کیفیت محصول یا خدمت مناسب، استراتژی قیمت گذاری صحیح و… پشتوانه های تبلیغ اند. هر کدام از این موارد که نباشند، تبلیغات شما اثرگذاری پیش بینی شده را نخواهند داشت. مثال های زیادی می توانم شاهد بگیرم که کسب و کارها از صنایع گوناگون دچار این اشتباه شدند. روزنامه قانون مثال دیگری از تبلیغات بدون پشتوانه است. صدها میلیون تومان خرج تبلیغاتی می شوند که هنوز پشتوانه آن آماده نشده است. این تبلیغات قرار است شما را با برند کسب و کاری آشنا کند که صنعت آن حال و روز خوشی هم ندارد. حالا حساب کنید شما هم مثل من چند بار به دکه سر بزنید و بگویند قانون خیلی وقت است پخش نشده است. آیا قانون جایگاه مناسبی در ذهن شما پیدا خواهد کرد؟ آیا اقدامات اولیه برای برندینگ مناسب در صنعت نشر صورت پذیرفته است؟ نظر شما درباره بنرها چیست؟ آیا طراحی این بنرها و شعارهایی که نوشته شده است، می تواند شما را ترغیب به خرید قانون کند؟ کارتون بنرها چطوراست؟ به نظر من افتضاح!

پرده آخر:

پایان این نمایش را نمی دانم. فعلا ضعف قانون و تبلیغات مشخص است. اما پایان این نمایش چه خواهد شد؟ شما حدس بزنید…

 

پی نوشت: پایگاه خبری قانون هم از دسترس خارج است!

 

به روز رسانی:

پایان نمایش مشخص شد! روزنامه قانون دقیقا دیروز و در روز انتشار یک فنجان برندینگ منتشر شد. اگر به سایت سر بزنید، قانون تازه را خواهید یافت و اگر منوی 30 شماره آخر روزنامه را مشاهده کنید، خواهید دید که شماره قبلی روزنامه همان 17 اردی بهشت 93ای بوده است که در متن بدان اشاره شده است و شماره جدید منتشره 13 دی ماه است.

روزنامه با قبل تفاوت هایی دارد. 16 صفحه ای شده و 4 صفحه انتهایی به نام بی قانون، به عنوان اولین روزنامه طنز ایران معرفی شده است. پس نتیجه میگیریم که کارتون لمپ پست بنرها قرار است شما را به این صفحات هدایت کند. ضمن آرزوی موفقیت برای قانونی ها، لطفا حالا که پایان نمایش مشخص شده است نظر خود را در مورد برند قانون و لمپ پست بنرها با ما به اشتراک بگذارید. به نظر شما کارتون لمپ پست بنرها معرفی کننده مناسبی برای بخش جدید قانون است؟ شعارها چطور؟ آیا شعارهای دیگری می توانست انتخاب شود که قانون را بهتر در ذهن مشتریان جایگاه یابی کند؟ فقط 500 تومان چطور؟ همچنین آیا فاصله نسبتا طولانی بین اجرای تبلیغات محیطی و انتشار روزنامه را نشانه مثبتی برای برند قانون می دانید؟

 


33 thoughts on “یک فنجان برندینگ // فنجان بررسی: شما آخر این نمایش را حدس بزنید. چه خواهد شد؟ + به روز رسانی”

  1. با سلام و تشکر از مطلبتون

    من فکر میکنم این موضوع به دلیل برداشت اشتباه از مقوله بازاریابی و تبلیغات هست که تصور میشود برای جبران یک سری اشتباهات که حتی ممکن هست اشتباهات بنیادی و استراتژیک باشد ، از تبلیغات استفاده کنیم و کسب و کار را از سقوط نجات دهیم.

    استفاده از این کاراکتر کارتونی هم ضعف دید نسبت به بازاریابی را نشان میدهد زیرا مصرف‌کننده با دید طنز اقدام به خرید میکند و با یک بار خواندن دید بدی نسبت به این تبلیغات پیدا خواهد کرد و نه تنها این تبلیغات برای پیشبرد فروش نقش خوبی ایفا نمیکنند بلکه منجر به بی اعتمادی خواهند شد

    اینکه پایان نمایش چه خواهد شد قطعا بستگی به قدرت پایه‌ای این روزنامه اینکه چقدر از حمایت برخوردار است، خواهد داشت

    1. سلام و سپاس از همراهی شما دوست عزیز
      کاملا با شما موافقم. متاسفانه برخی گمان می کنند که با تبلیغات همه چیز درست می شود! بازاریابی فقط تبلیغات نیست و تبلیغات بخشی از بازاریابی است.
      طبق به روز رسانی که در متن صورت پذیرفت، کارتون قرار است شما را به بخش جدید روزنامه قانون هدایت کند. به نظر شما این گونه تبلیغ برای یک ضمیمه مناسب است؟

  2. با سلام و تشکر از مطلبتون
    من فکر میکنم این موضوع به دلیل برداشت اشتباه از مقوله بازاریابی و تبلیغات هست که تصور میشود برای جبران یک سری اشتباهات که حتی ممکن هست اشتباهات بنیادی و استراتژیک باشد ، از تبلیغات استفاده کنیم و کسب و کار را از سقوط نجات دهیم.
    استفاده از این کاراکتر کارتونی هم ضعف دید نسبت به بازاریابی را نشان میدهد زیرا مصرف‌کننده با دید طنز اقدام به خرید میکند و با یک بار خواندن دید بدی نسبت به این تبلیغات پیدا خواهد کرد و نه تنها این تبلیغات برای پیشبرد فروش نقش خوبی ایفا نمیکنند بلکه منجر به بی اعتمادی خواهند شد
    اینکه پایان نمایش چه خواهد شد قطعا بستگی به قدرت پایه‌ای این روزنامه اینکه چقدر از حمایت برخوردار است، خواهد داشت

  3. سلام وخسته نباشید
    من سایت قانون را که چک کردم روزنامه به روز بود می توانید از لینک زیر استفاده کنید.
    http://ghanoondaily.ir/?NPN_Id=428&pageno=1

    به نظر من تبلیغات در بخش مطبوعات با این تعداد خواننده کم و این بازار پر رقیب خیلی سخت تر از آن است که با چند لمپ پست بنر و بیلبورد مخاطبان را راضی کرد که این روزنامه را خریداری کنند. و فاجعه ی بزرگتر در طراحی این تبلیغ اشاره به قیمت روزنامه است آیا در حال حاضر آنهایی که روزنامه می خرند فرقی بین 500 تومان و 1000 تومان قائل هستند اصلا این فاکتور قیمت مزیتی برای این روزنامه ایجاد کرده است؟
    در مورد این المان(مرد خندان) هم خدمت شما عرض کنم که روزنامه قانون قرار است یک روزنامه طنز ضمیمه با نام “بی قانونی” چاپ کند، ( البته در تبلیغ ذکر شده اصلا به این موضوع اشاره نشده و معلوم است این تبلیغ یک تبلیغ آماتور بیش نیست) که به عنوان اولین روزنامه طنز ایران از آن نام برده شده است ، ضمنا این المان در خود سایت قانون با عنوان “قانون هر روز به پنج نفر یارانه جایزه می دهد ” نیز به کار رفته است.

    1. سلام آقای عزیزی
      ممنون مطلب بسیار جالبی بود. تبلیغات و شعار انتخابی و کاراکتری که در نظر گرفتن به تنهایی هیچ کنجکاوی ای در من ایجاد نکرد که حتی زحمت جستجوی سایت این دوستان رو هم به خودم بدم، شاید به این خاطر که مباحث قانونی برام جالب نیستند. ولی یادداشت شما و توضیحات آقای بیاتی کاملا موثر بود، باعث شد حداقل سایتشان رو بررسی کنم.

      1. سلام خانم احمدی
        سپاس از همراهی شما با یک فنجان برندینگ
        نکته جالبی که اشاره کردید توجه به نام برند بود. این روزنامه برخلاف نامش، در ارتباط با تمامی موضوعات می نویسد نه صرفا قانون. به نظر می رسد برای جلوگیری از این برداشت، باید شعارها تغییرکند. نظر شما چیست؟
        همچنین عدم جذب تبلیغ حتی برای یک جست و جوی ساده واقعا قابل تامل است چه برسد به خرید روزنامه!

        1. سلام آقای عزیزی
          حق با شماست، نام این روزنامه باعث گمراهی می شود، و بسیاری از افراد احتمالا مثل من فکر میکنند که صرفا درباره مسایل قانونی هست و جزو گروه هدف تبلیغ نیستند.
          من نمی دونم دلیل انتخاب این تصویر چی بوده ولی حس مثبتی حداقل برام ایجاد نکرد،مثلا قانون خنده داره،صحبت از قانون خنده داره، اجرای قانون خنده داره،….. . علاقه دارم علت انتخاب این تصویر رو بدونم. شعار هم کششی ایجاد نمیکنه.
          همه چی اینجا با هم جوره.

    2. جناب بیاتی عزیز
      سلام و سپاس از همراهی شما
      قانون دقیقا همزمان با انتشار یک فنجان برندینگ منتشر شد. من برای اطمینان از مطلب دقیقا حوالی ساعت 23:50 روز جمعه هم سایت قانون را چک کردم که همان روزنامه 17 اردی بهشت بود اما خبر انتشار قانون را امروز از خبرگزاری ها متوجه شدم که برای خودم بسیار جالب بود. برای دوستان قانونی آرزوی موفقیت داریم.

      دقیقا با فرمایشات جنابعالی موافقم. طراحی این بنرها واقعا جالب است! حالا به نظر شما جناب بیاتی اعلام قیمت چه تاثیری بر برند این روزنامه دارد؟ به طور مثال در ذهن شما شرق یا آفتاب یزد برندهای قابل قبول تری است یا قانون؟

      ارادتمند

  4. با سلام
    یکی از موارد در برندینگ تطابق و هماهنگی المان های مختلف یک برند است . گاهی برندها حالت چند پاره پیدا می کنند و مخاطب بدون دانستن و اگاهی از ایراد ، به صورت ناخودآگاه سعی در peregnanse دارد درنهایت هم به دلیل تلاش زیاد برای به سامان کردن نشانه های مختلفی که از یک برند می بیند سردر گم می شود و حاصل همه این ها عدم ارتباط با برند است.چیزی که در ارتباط با این تبلیغات به شدت به چشم می آید:
    نام روزنامه کاملا جدی
    شعار تبلیغاتی جدی که حتی می تواند به بستن های غیر قانونی اشاره کند با این تفکر که مملکت قانون می خواند و از بی قانونی شما در همه اتفاقات نیز آگاه است ، شعاری هوشمندانه است.
    انتخاب کاراکتر و تصویر: کاملا طنز که تداعی کننده شخصیت شاغلام مجله گل آقا می باشد و با هویت روزنامه قانون هماهنگی ندارد.
    در ارتباط با روزنامه قانون، فارغ از مشکلات صنعت ،بسته شدن مداوم روزنامه ها با موردی مواجه هستیم که آن عدم داشتن آینده در این صنعت هست، روزنامه ها مرتبا توقیف می شوند که به نظر بنده همین مسئله باعث دید کوتاه مدت صاحبان امتیاز این صنایع علی الخصوص در زمیه برندینگ می شوند به همین دلیل من فکر می کنم تبلیغات این مجموعه با دید کوتاه مدت و فروش می باشد. به همین دلیل به دنبال پوشش کامل و زیرسازی برندینگ نیست که عوامل Internal نظیر کیفیت خدمات و توزیع و … را همگام با تبلیغات و عوامل External جلو برد.

    1. خانم بخشی احتراما از ذهن شما درخواست می‌کنم پرسشی مطرح کند با این عنوان : چرا این روزنامه چنین کارتونی با فرم شاغلام -گل‌آقایی- انتشار داده است؟
      اگر شما پیش‌تر این روزنامه را خوانده بودید بیش‌تر تهییج می‌شدید. اگر نه حداقل وجود چنین محتوای تصویری در ظاهر ناهماهنگ با هویت روزنامه قانون -به زعم شما- کنجکاوی برانگیز باید می‌بود.

      1. جناب سروش گمان کنم طراحی قدیمی کارتون، همان طور که حضرتعالی هم فرمودید، باعث عدم ایجاد کنجکاوی شود. حتی یکی از دوستان اشاره داشتند که با ایت طراحی بنر، میل به جست و جوی قانون در اینترنت هم ایجاد نشد چه برسد به خرید روزنامه.
        به نظر شما این طراحی حق مطلب صفحه طنزانه را ادا کرده است؟

      2. با سلام
        ممنون از توجهتون .من خواننده روزنامه هستم و شاید ازنوجوانی که روزنامه های جامعه و یاس و صبح امروز و … منتشر می شده مطالب را دنبال می کنم . البته در حال حاضر از طریق application هایی مثل روزنامه ، شرق و اعتماد را می خوانم. مه این طولانی گویی را کردم که بگم در ذهن من که روزنامه خوان هم هست ، کنجکاوی ایجاد نشد که حتی ب سایت این روزنامه مراجعه کنم.

    2. سلام و سپاس از همراهی شما
      نظر علمی شما قابل تامل و توجه است. عدم تطابق المان ها موضوع بسیار مهمی است که تحلیل شما از برند قانون جالب بود. کارتون طنز قرار است ما را به 4 صفحه ضمیمه قانون هدایت کند. اما آیا به نظر شما موفق یوده است؟
      همچنین به گمانم قانون آمده است که جایگاهی متفاوت در اذهان روزنامه خوانان دست و پا کند. برخی از گزارش های دوره های قبلی دلیل نشوتن جمله قبلی ام بود همچون گزارش از مراکز سقط جنین. پس لااقل می توانیم امیدوار باشیم که قانون نگاه کوتاه مدت نداشته باشد اما در همین صنعت برندی قوی همچون گل آقا هنوز در ذهن ماست. قانون می تواند جایگاه بلندمدتی در ذهن مخاطبان ایجاد کند. اما آیا به نظر شما با این تبلیغات به این هدف خواهد رسید؟

      1. من فکر نمی کنم که روزنامه ها دوست داشته باشند که نگاه کوتاه مدت داشته باشند ولی توقیفهای مکرر در ذهن این صنعت کوتاه بودن عمر را ایجاد کرده .به شخصه آرزو دارم این بستن های بیجا متوقف بشود تا دوستان این صنعت محکم و با ذهن باز و خلاقشون جلو بروند. قانون در حال حاضر جایگاه خوبی تو ذهن من به عنوان روزنامه معتبر اصلاحات مثل شرق و اعتماد دارد و پتانسیل ایجاد جایگاه را در داراست علی الخصوص با تیم حرفه ای شورای سردبیران. منتها این تبلیغات که فقط در مناطق محدودی وجود دارد و این نحوه تصویر گری بعد می دانم به این جایگاه برسد.

        1. البته همین موضوع که مدیران اسن روزنامه در این صنعت رو به اختضار تصمیم به تبلیغ گرفته اند نشان از خرد و درک بالای ایشان دارد اما خب متاسفانه اینطور به نظر می رسد که طرح از استانداردهای لازم برخوردار نیست. من هم همانند شما امیدوارم قانون به جایگاه مناسبی در ذهن مصرف کننده برسد.

  5. باسلام و آرزوی به‌روزی
    این مطلب را از دو دیدگاه پاسخ می‌گویم:
    ۱-طرف‌دار و مطالعه‌کننده پروپاقرص روزنامه قانون و ۲-بی‌طرف
    به عنوان “بی‌طرف” در تایید مطلب نگارنده‌ی محترم و تیزبین باید بگویم موضوع حساسی که خود تهدید برندینگ به‌شمار می‌رود -با وجودی که به‌نظرم برندینگ در ایران منتفی است.- متاسفانه توسط متولیان این مهم یعنی موسساتِ بدون دانش تبلیغات محیطی به اجرا درمی‌آید و به عنوان آگاهی/یادآوری برند به خورد کارفرما داده می‌شود. به عنوان نمونه همین کارتونی که می‌بینید و برای مخاطب(مشتری) جدید تداعی‌کننده نیست و به‌دلیل شمایلی و فرم کمیکی قدیمی جذابیت لازم را هم ندارد به‌علاوه با مراجعه به مرکز توزیع(کیوسک) باعث دل‌سردی هم می‌شود.
    به عنوان طرف‌دار پروپاقرص این روزنامه که سابقا با همکاری اهالی قوی‌پنجه طنز(نوشتاری و کارتون) محصول خوبی را منتشر می‌کردند و اکنون نیز صفحات بیشتری را به طنز انتقادی و کارتون اختصاص می‌دهند پیش‌نهاد می‌دهم به وب‌سایت ایشان به نشانی بروید: http://www.ghanoondaily.ir

    1. جناب سروش سلام و سپاس از همراهی شما با کافه بازاریابی
      خیلی خوشحالم که هم به عنوان بی طرف و هم به عنوان یکی از خوانندگان قانون نظر ارزشمند خود را شرح کردید
      متاسفانه مواردی که درباره موسسات بدون دانش تبلیغات محیطی و به عنوان آگاهی/یادآوری برند فرمودید کاملا صحیح است. کارتون هم دقیقا طراحی قدیمی ای دارد که جذاب نیست. فاصله بین تبلیغات و توزیع هم که دیگر نور علی نور!!
      از خواندن طنزانه های قانون لذت می برم و امیدوارم در دوره جدید هم طنزانه های زیبایی از اهالی قانون بخوانیم.

      اما جناب سروش می شود بفرمایید چرا معتقد هستید برندینگ در ایران منتفی است؟ نظر حضرتعالی برای من شنیدنی است…

      ارادتمند

      1. براساس تحقیقات کیفی (IDI و Zmet و ..) محرمانه‌ای که برای موسسات مختلف -با همکاری گروه تحقیقاتی- انجام داده‌ام در همان مراحل اولیه (Perceptual/Mind map) به نتایج جالبی رسیده‌ایم که به‌طور خلاصه نشان‌دهنده این است که اکثریت نام‌های تجاری به قله فانل برند -یا به زعم برخی عمق جای‌گاه برند در دل و ذهن- نمی‌رسند.

        پیروز باشید

        1. خوشحال می شویم که اگر امکان پذیر باشد، نتایج عام تحقیقات شما را در صحن علنی برای مطالعه دوستان تحت نوشته خود حضرتعالی قرار دهیم. خود من بسیار مشتاقم که نتایج این تحقیق را، البته آن مواردی که جنبه محرمانه ندارد، بدانم.

          ارادتمند

  6. سلام
    شنبه 13 دی ماه اولین شماره روزنامه قانون بعد از توقیف بود. یعنی چند ماه بین رفع توقیف تا انتشار دوباره وقفه افتاد. دلیل به روز نشدنش همین موضوع بود. 4 صفحه از 16 صفحه حاوی مطالب طنز خواهد بود، پس از این بابت متفاوته با سایر روزنامه های مملکت و به احتمال زیاد داره تلاش می کنه برای خودش جایگاه متفاوتی در ذهن مخاطب ایجاد کنه. جایگاهی مثل نسیم شمال، توفیق و گل آقا البته از جنس روزنامه.
    جنس طنز این تبلیغ بابت مبلغ 500 تومان می تونه باشه. یعنی پرداخت مبلغ 500 تومان برای یک روزنامه توی این روزگار تورم و گرانی باور کردنی نیست و همین نکته رو میشه طنز ماجرا قرار داد. حالا شما این موضوع رو کنار قانون خواندن مملکت ما قرار بدید در حالی که سرشار از بی قانونیه و می بینید که این پارادوکس به عنوان طنزکاملا باور پذیره! ضمنا کاریکاتوریست ها و کارتونیست های سرشناس مملکت قراره به صورت روزانه در این روزنامه فعال باشن و این مرد خندان در لمپست می تونه یادآوره فضای دوس داشتنی گل آقا در دوران مرحوم صابری باشه و اونایی که طرفدار فضای اون روزگار بودن قطعا خاطرات خوبی با این تصویر براشون زنده خواهد شد.
    البته به طور حتم مشکلاتی هم وجود داره از جمله لوگوتایپ “قانون” که اگه می خواد با هویت جدید در این کارزار رقابت کنه باید لوگوتایپ فعلی رو تغییر بده و از فضای نستعلیق فاصله بگیره.
    من همیشه از مطالعه مطالب دوستان در اینچا لذت می برم و این سایت رو متفاوت با سایر سایت های مشابه می دونم، فقط به نظرم کمی در ارتباط با این موضوع و یکی دو موضوع اخیر دیگه تندروی صورت گرفته و صرفا نیمه خالی لیوان بررسی شده. (ضمنا بنده وکیل مدافع این دوستان نیستم و این کار هم هیچ نسبتی با من نداره و صرفا احساس کردم میشه از زاویه دیگه ای به موضوع نگاه کرد.)
    به هر حال اولین شماره روزنامه ای که تو این دوران سخت اهل قلم خیلی از کارتونیست های مملکت رو به کار گرفته و بزرگانی نظیر جمال رحمتی و احمد عربانی و …. در اون مشغول به کار هستن در کنار انتقادات باید مورد تحسین و قدردانی هم قرار بگیره.
    با آرزوی موفقیت برای شما

    1. جناب خوروش عزیز
      سلام و سپاس از همراهی شما با کافه بازاریابی
      و تشکر بابت اینکه متعهدانه کافه را دنبال می کنید و نظرات خودتون رو با کافه به اشتراک می گذارید
      همچنین خوشحالم نظری متفاوت با آنچه در متن یک فنجان بوده رو می خونم. تلاش نویسندگان کافه توجه به ابعاد موضوعات از نگاه بازاریابی ست که ممکن هست در برخی مواقع نیمه خالی لیوان موضوعات بیشتر به چشم بیان. اما به هیچ وجه نکته های مثبت موضوعات همچون مواردی که برای قانون ذکر کردید، نمی خواهیم و نباید خدشه دار بشن. سپاسگزارم که این نکته رو به من یادآوری کردید.
      در مورد 500 تومان برخی دوستان معتقد بودند این موضوع اتفاق خوبی برای برند قانون به حساب نمی آید. البته گمان کنم نظر مدیران قانون این نبوده که صرفا به عنوان طنز شناخته بشن. چون لوگوتایپ و شعارها، با اینکه می شه رگه های طنر رو در اون ها دید، اما با کمی فاصله از فضای طنز طراحی شدند. به نظر شما توجه کامل به طنز برای روزنامه ای که یک چهارم نوشته هاش قراره رنگ و بوی طنز بگیره، مناسبه؟
      از طرف دیگه فاصله بین تبلیغات و انتشار روزنامه هم قابل تامله. گمان کنم این فاصله تبلیغات تا انتشار خیلی برای برند قانون مناسب نیست.
      اما به شخصه صفحه طنزانه قانون رو دوست دارم و امیدوارم دوستان قانونی ما به کمک بزرگان طنز کشور که شما هم از چند نفر نام بردید، بتونن در ذهن مخاطب جایگاه قابل قبولی رو کسب کنند.

      ارادتمند

  7. با سلام
    خیلی ممنونم از جناب عزیزی عزیز برای فنجان های جذابشون و موارد به روزی که با مثالهای به روز مطرحشون میکنند
    من هم این بنرها رو میدیدم اما تصاد زیادی بین کارتون و اسم روزنامه و حتی لوگوش بود. ذهنیتیم این بود که این روزنامه شاید می خواد به قول شما یک گل اقای دیگه باشه. که خب با توجه به به روز رسانی شما مشخص شد که نصفه نیمه هست.
    اما اینکه به نظرم شاید بهتر بود به دوتا نکته توجه بیشتری میشد. یکی اینکه وقتی یک روزنامه پیشینه ای کاملا جدی داره به نظرم بهتره یک دفعه توی برنامه ارتباطاتیش فقط به اکران یک طرح بنر منتهی میشه اکتفا نمی کرد. شاید خیلی از قانون خوان ها با دیدن این بنرها خورده توی ذوقشون، شاید حس کردن قانون هم برای اینکه بتونه به فعالیتش ادامه بده تن به زرد شدن داده.
    از طرف دیگه فاز اجرایی شروع فعالیت بود که به نظرم درست اجرا نشد. ما برای اصطلاحا لانچ هر محصول و خدماتی نیاز به برنامه ریزی داریم خصوصا اگر بخشی از این اجرا درست جلوی چشم مردم و مخاطبین باشه. شاید بهتر بود سایت به روزرسانی میشد و حتی اگر شماره جدید اکران نمیشد، مطالبی یا طرحهایی در خصوص شماره جدید یا تم جدید قانون اجرا میشد. شاید بهتر صفحه فیس بوک و اینستا و موارد دیگه اجرا میشد. شاید بهتر بود یک تیزر کم خرج و جذاب در آپارات اکران میشد.
    نقطه ضعف دیگه از نظر من همون عبارت فقط 500 تومنه. برای یک روزنامه صبح رسمی اون هم با اسمی دهن پر کن و جدی یک همچین عبارتی چیپ به نظر میاد، یکجور التماس. فکر میکنم قانونی ها باید باور بیشتری به روزنامشون داشته باشن
    اما در کنار همه اینها به نظرم باید مطالب جذابی رو در این روزنامه ببینیم
    تشکر از مطلب خوبتون

    1. سلام و احترام خدمت دوست عزیزم جناب داورنیا
      مواردی رو بهش اشاره کردید که گمان کنم قانونی ها باید درباره آن بسیار تامل کنند. لبه تیز زرد شدن در این صنعت واقعا بحث قابل تاملی به حساب می آد. مخصوصا زمانی که لانچ دوباره روزنامه دچار مشکل بوده. از طرف دیگه تاکید روی گل آقا بودن و صرفا یک بنر در تمامی مدت برای همین موضوع، کمی سوال در ذهن من ایجاد میکنه که آیا نمی شد برنامه ریزی بهتری کرد؟

      ارادتمند

  8. سلام
    ممنون از شما بابت لطفتون
    اول یک نکته رو اشاره کنم که از دید بنده هم جای نقد بسیار به موضوع وجود داره و دلیل اینکه من مثبت نویسی کردم حفظ مسیر اعتدال این بحث بود و اشاره به نکات خوب طرح. اما نظرات من:
    1. به نظرم همه تلاش تبلیغ اینه که توجه جلب کنه و می خواد به این نکته برسه که “یک بار امتحان کنید”… احساس من هم اینه که ذکر 500 تومان کار درستی نبوده و برای اشتهار برند و منزلت حرفه ای یک روزنامه نکته مثبتی به شمار نمیادو از طرف دیگه چون شبکه توزیع این جنس کالا یعنی روزنامه دکه های کنار پیاده روهاست و در معرض دید آدم ها قرار می گیره، اگه قیمت رو با فونت درشت تر روی خود روزنامه درج می کرد کافی بود برای اقناع مخاطب به امتحان محصول و حای این موضوع توی لمپست تبلیغاتی نبود، چرا که وجهه خوبی ایجاد نمی کنه. اما در مورد این که یکی از دوستان مطرح کرده 500 یا هزار تومان فرق چندانی نداره؛ به این راحتی نمیشه با اطمینان بیان کرد و باید حساسیت قیمتی محصول-مصرف کننده رو بررسی کنیم. ولی اگر بنا به برداشت شخصی باشه یک روزنامه خوان حرفه ای اگر بخواد به صورت مداوم یک روزنامه رو دنبال کنه بالای 250 شماره در سال خرید خواهد کرد و تفاوت این 500 تومان تا آخر سال بالای صدهزار تومان خواهد بود که برای قشر روزنامه خوان که اکثرا سطح درآمدی بالایی ندارن مبلغ کمی نیست. البته این هم فقط یه فرضیه هست و اثبات نشده. پس برداشت شخصیه و من دفاعی ندارم 🙂
    2- درسته که فقط یک چهارم این روزنامه طنزه، ولی احتمالا صاحبین قانون احساس می کنن همین چهار صفحه در قیاس با رقبا یک برتری مهمه و در واقع این تنها مزیت رقابتیشونه که قابلیت مانور داره. انبوهی از روزنامه ها وجود دارن که قدمت و شهرت بیشتری دارن، پس چرا به دلیل مطالب جدی کسی قانون بخره؟ پس تارگت اصلی رو گذشتن روی کسانی که الویتشون خندیدنه و بعد خبر خوندن. اگه این تارگت با مطالعه انتخاب شده باشه و یک دهم درصد جمعیت باسواد مملکت رو شامل بشه می تونه یه موفقیت باشه، هرچند باید تکلیف خودشون رو معلوم کنن، با این لوگوتایپ و این صفحه اول نتیجه ای حاصل نمیشه و برداشت من البته اینه که هنوز به این کار مطمئن نیستن و می خوان هوای دوطرف ماجرا رو داشته باشن و شاید قصد دارن اگر فیدبک خوبی گرفتن کلا برن سراغ این سبک و روش و به یک توفیق یا گل آقای روزانه مبدل شن.
    3- راجع به فاصله ای هم که افتاد بین تبلیغ و توزیع باهاتون کاملا موافقم و این یکی از معضلات تبلیغات ماست. میشه به این امید بود که قصد داشتن زودتر منتشر کنن ولی به دلیل ماه محرم و صفر تصمیمشون عوض شده یا بهشون توصیه شده که این تاخیر رخ بده و احتمالا برای تغییر زمان تبلیغات دیر بوده و قراردادها قطعی بوده…

    باز هم از این همه فرضیه بافی و پر حرفی معذرت خواهی میکنم. من به دلیل مشغله ای که دارم کمتر در بخش نظرات فعال هستم ولی وقتی هم می نویسم یکی باید جلومو بگیره. این بار هم دلیل نوشتنم لطف شما و جوابی بود که با دقت و بدون جانبداری دادید.
    موفق باشید

    1. جناب آقای خوروش عزیز
      نظرات شما برای من ارزشمند است و باز هم منتظر خواندن نظرات جامع شما درباره موضوعات هستم و از اینکه کافه همراهانی چون شما و دیگر دوستان عزیز را دارد که هوشمندانه به بحث درباره موضوعات می پردازید، بسیار خوشحالم.
      مواردی که فرمودید را کاملا با حضرتعالی موافقم. پیشنهاد جایگزین 500 تومان در بنر، و تاکید برا وجهه طنز روزنامه و اینکه میشد این مزیت ها را بهتر بیان کرد و پیشنهاداتی که فرمودید بسیار عالی است. امیدواریم دوستان قانونی در آینده این مسیر پر پیچ و خم، بتوانند روز به روز علمی تر و موفق تر پیش روند.

      ارادتمند

  9. با سلام خدمت دوستان

    تبلیغات راهیست برای زنده نگه داشتن یک برند و بسیار اندک هستند شرکتهایی که توانسته اند برند خود را با تبلیغات بسازند.

    البته این نکته ممکن است در ایران اندکی متفاوت باشد و علت آن اینست که صنعت برندسازی در ایران سابفه چندانی ندارد و بین شرکتهای دست اندر کار این صنعت هنوز بحث بر سر آنست که کدام یکی این کار را بصورت حرفه ای انجام میدهند.

    سردرگمی بین تبلیغ و محتوای مجله بدرستی توسط دوستان اشاره شد تبلیغی طنزگونه برای مجله ای جدی با چند صفحه ضمیمه طنز!
    لذا با توجه به بازار بسیار رقابتی مطبوعات ابتدا باید هدف مدیران روزنامه قانون مشخص شود، که اولا میخواهیم طنز باشیم یا جدی و دوما میخواهیم پر تیراژ باشیم مانند همشهری و یا تیراژ پائین دیگر روزنامه های جناحی. که از مطالعه این روزنامه جواب هیچکدام از دو سوال قبل را نیافتم. برداشت من از روزنامه قانون در زیر خلاصه میشود.

    “قانون روزنامه ای جدی – طنز است که میخواهد تیراژ بالا داشته باشد ولی جناحی فکر میکند !”

    لذا پیش بینی من در مورد روزنامه قانون با این رویکرد چیزی جز تبدیل شدن به یک روزنامه درجه دو یا سه مانند بسیاری از روزنامه های موجود نیست.

    پیشنهاد میکنم با توجه به خالی بودن جایگاه یک روزنامه طنز و نیاز مبرم جامعه به این مقوله ، “قانون” رویکرد خود را 100% طنز کرده و خود را تبدیل به یک روزنامه پر تیراژ نماید.

    *(گل آقا به عنوان هفته نامه طنز موفقیتهای بیشماری را بدست آورد ولی بنا بدلایل متعدد حوزه فعالیتش بسیار کمرنگ شد و فضا برای قانون کاملا باز است)

    با تشکر
    بهروز لطفیان (پارتنر ال ریس در ایران)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *