در چند فنجان گذشته یک فنجان برندینگ به بررسی نقش چاشنی های فروش پرداختیم. در ذیل بحث بررسی چاشنی های فروش در صنعت چای دوستان نظرات بسیار جالبی مطرح نمودند که در این میان موافقان و مخالفان این رویه به ارائه نظرات خود پرداختند. گروهی از دوستان ارائه چاشنی های فروش با رویه ای که در حال حاضر حاکم است را دچار مشکل دانسته اند و معتقد بودند با این استراتژی برند قدرتمندی ساخته نخواهد شد و گروهی دیگر معتقد بودند که این استراتژی چاشنی های فروش واقعا کار می کند هرچند که نقش برند را کمرنگ می نماید.
در این میان یکی از نظرات بسیار قابل تامل، نظر جناب آقای دکتر فرشید حسینی بود. ایشان سوالات بسیار بسیار مهمی مطرح کرده بودند و نقش واقعی برندینگ در ایران را مورد سوال قرار داده بودند. متن کامل نظر ایشان را در ادامه خواهیم خواند. لطفا در این بحث مهم شرکت نمایید و نظر خود را در این مورد بیان کنید. پاسخ شما به پرسش های جناب دکتر فرشید حسینی چیست؟ آیا واقعا برندینگ در بازار ایران کار نمی کند؟
“سلام
ممنون از بررسی هایی که انجام میدین
نظرات خیلی جالبی ارایه میشن اینجا که واقعا اموزنده هستن.
راستش من چندتا سوال داشتم در زمینه برندینگ در ایران؟
۱. ایا تو مملکتی که خیلی از شرکت ها کنترل کافی رو برخی از مهمترین متغیرها مثل قیمت ندارن چطور میشه به فکر ایجاد برند تو این کشور بود؟
۲. دوستانی که در مورد جوایز فروش نظر دادن آیا از خودشون پرسیدن که شاید شرکت هایی که از این روش استفاده می کنند ان هم در طولانی مدت لابد اثرش رو روی فروش می بینن که به این کارشون ادامه میدن وگرنه مدیران این شرکت ها از ماها باهوشتر نباشن حتما کم هوش تر نیستن؟ چرا این شرکت ها بطور مستمر هزینه این فرایند رو پراخت می کنن؟ شاید همچنان مردم دوست دارن تو لاتاری این شرکت ها بطور مستمر بعنوان یه سرگرمی نگاه کنن و شرکت کنن؟
۳. ایا به رفتار شرکت های بین المللی با برندهای جهانی تو بازارهایی مثل امریکا یا اروپا توجه دارن که خیلی هاشون در طول سال به طور مستمر از جایزه و تخفیف استفاده می کنن و اساسا اسیبی به برندهاشون نمی رسه؟ منظورم برندهای بسیار معتبری که در وال مارت و مارکت بسکت و میسیز و … اقدام به عرضه محصولاتشون می کنند و در طول سال هم جایزه و تخفیف می دن؟
۴. آیا کسی مطالعه کرده که نقش برند (به معنایی که بسیاری از دوستان ازش برداشت دارن) چقدر در تصمیم گیری خانواده ایرانی نقش داره؟ در مقایسه با قیمت…
۵. آیا کسی مطالعه کرده خرده فروش ها و بنک دارهای درگیر در توزیع مواد مصرفی چقدر به برند و چقدر به خروج کالا از قفسه فروشگاه هاشون اهمیت میدم؟ لطفا فقط به منطقه شمال شهر تهران توجه نداشته باشید کل کشور را در نظر بگیرید
۶. شاید اساسا مدیران یا صاحبان یک شرکت به دنبال ایجاد برند نباشند و هدف دیگری در سرداشته باشند بنابراین ارزیابی رفتار انها از دریچه برندینگ و متهم کردن شرکت ها به نزدیک بینی و صیفی کاری و نادانی و بی اطلاعی و … بیش از اینکه جایگاه منتقدین رو افزایش بده به مدیران و کارشناسان درگیر فرایندهای اجرایی بازاریابی (نمی دونم چند نفر از دوستانی که اینجا نظر دادن واقعا خودشون چند بار بطور عملی و در سطح ملی یا بین المللی درگیر فرایندهای برندینگ شدن) نشون میده که کارشناس ها و تحصیل کرده های بازاریابی کشور چقدر سطحی و از روی ذهنیت های خاص خود اظهارنظرهای کلیشه ای ارایه می کنند.”

آقای عزیزی ممنون که طبق سنت کافه نظرهای خوب را در صحن علنی به نمایش می گذارید تا بتواند چالش جدیدی ایجاد کند
با سلام
من سوال اول را اگر بخواهم نظر خود را بیان کنم به نظر بنده برندینگ و به طور کلی مارکتینگ جایی خودش را نشان میدهد و وارد عرصه میشود که رقابت به معنای واقعی وجود داشته باشد واز طرفی دیگر خود رقابت جایی خودش را نشان میدهد که شرکت ها در قیمت گذاری ازاد باشند حال انکه در ایران سازمان های زیادی وارد این مقوله شده و در این امر دخالت میکنند مثلا در صنعت خودرو شورای رقابت که طبق قانون وظیفه اش نظارت است قیمت تعیین میکند و الی ماشا.. از این قبیل سازمان ها همچون سازمان حمایت مصرف کننده و تعزیرات و .. .دلیل دیگر اینکه چرا ایران نمیتواند برند سازی کند به نظر بنده این میتواند باشد که ما دید استراتژیک و بلند مدت و از همه مهم تر تفکر سیستمی نداریم. البته ایران و یرخی از محصولاتش پتانسیل واقعی برای تبدیل شدن به یک برند جهانی را دارند به عنوان مثال صنعت قالیبافی که بنده از کودکی با ان سروکار داشته ام اگر کمی حمایت دولت وجود داشته باشد و از افراد خبره چه در حوزه عملیاتی و چه در حوزه مارکتینگ استفاده شود میتواند باشعار بر روی کیفیت مثل شعاری که رئیس هیئت مدیره گروه سامسونگ، لی کانهی بر روی کیفیت داشت، برنامه خود را به پیش ببرد.
با سلام خدمت اهالی محترم کافه
1. در کشور ما که شرکت ها به طور کامل روی متغیر ها کنترل ندارن یا به عبارتی قابل پیش بینی و برنامه ریزی نیستند این موقعیت هم فرصت است و هم تهدید اما از آنجا که ایرانیان در مدیریت موقیت های بحرانی و ناپایدار نبوغ و استعداد ویژه ای دارند و کسب سود غیر عادی در این موقعیت ها گاها مشاهده شده پس میشه گفت الزاما برند ها نباید در شرایط پایدار و قابل پیش بینی متولد شوند و رشد یابند.
2.به دلیل اینکه مردم ما غالبا (در کل کشور) از سطح مالی ضعیفی برخوردارند این نوع استراتژی فروش بیشترین تاثیر را در خریدار دارد یعنی خریدار با جایزه فروش یه سرعت تحریک میشود
3.با نظر شما موافقم شاید در برند سازی داخلی کمتر به برند های در عرصه جهانی توجه بشه اما باید در نظر داشت که معدود شرایط ما منطبق با عرصه جهانی است و باید بیشتر به “بازاریابی ایرانی” تمرکز کرد.
4.برند در کالا های با سطح قیمت یکسان در تصمیم گیری خانواده های ایرانی نقش مهمی ایفا میکند. خانواده سنتی ایرانی چسبندگی زیادی به برندهای با قدمت بیشتر دارد و سخت پذیرای تغییر برند میشود.
5.بله درست است بنکدار ها بیشتر به زمان و میزان خروج کالا از قفسه خود اهمیت میدهند تا برند کالا و در بازار کمتر بنکداری به صورت نمایندگی انحصاری فعالیت میکند و ناشی از ساختار غلط ورود و توریع محصول در بازار است
6.نظری ندارم
با سلام وخسته نباشید.
در اول موضوع لازمه بگویم که واقعا سوالات عالی و قابله تاملی دکتر حسینی مطرح کردند و واقعا انقدر جواب انها سخت ونبازمند تحربه است که در توانایی افراد دانشجویی مثله بنده نیست ولی خالی از لطف ندیدم که به عنوان به عنوان یک مشتری و فردی که تجربه دیگران در این زمینه دیده بگویم که حتی در شرکت های نامی , مدیر برند در حد یک نام با کلاس برای شرکت باقی مانده است ..در مورد سوال اول باید بگویم وضعیت معیشتی مردم به خصوص سطح حقوق بگیر جامعه واقعا سخت اداره میشود در مورد سوال دوم به عنوان مشتری بعضی از همین شرکتها به من ثابت شده است که کیفیت پایین عامل مهم تبلیغ جایزه برای این گونه محصولاته در ضمن اگر دقت کنیم میبینیم اغلب این محصولات وارداتی هستند پس همین که محصول با اغوای جایزه فروش بره و سود برگرده برای این شرکتها کفایت میکنه مگه رضایت مشتری در ایران مهمه !!!این در حالیه که در شرکتهای اروپایی و امریکایی تبلیغ جایزه به معنای پل برای تبدیل تجربه مشتری به مصرف برای تبدیل شدن به مشتری وفاداره …خرده فروش اگر مغازه از خودش نباشه بد بخته انقدر اجاره گران است که خرده فروش مرتب باید جابه جا شود این در حالیه که در هر محله ای حداقل سه یا چهار تا خرده فروشی وجود داره بنابراین رقابت خرده فروش بر سر قیمت میشود تا حداقل بتواند محصولاتشو بفروشد و ورشکسته نشود و مشتری بیچاره حاضر است حتی این تخفیف قیمتی و غیره و ذلک وجود نداشته باشه فقط محصول طعم و کیفیت خوبی داشته باشه ماکارونی که تا دیروز تبلیغ کیفیت و طعم عالی میکرد بعد از مدتی که تونست خودشه تو سبد مشتری جا کنه , بلافاصله کیفیت اردشو انقدر تنزل داده که در اب جوش تبدیل به ارد خمیر میشود , تصویر سالاد اولیه روی جلد محصول از زمین تا اسمان با محتویاتش فرق میکند , کوشت بسته بندی وقتی باز میشود پرتی اش بیشتر از گوشت ان است , خوب مشتری بد بخت در ایران چیکار کند به برند اعتماد کند یا نکند برای مدتی دارای انقضا اعتماد کند ای کاش رویه محصولاتمان مینوشت مدت انقضا اعتماد …
درود بر عزیزان و سروران کافه ! عرض ادب و احترام دارم ! نمی دونم مبحثی به این پر مغزی و مهم چرا اینقدر بی توجه مونده ! دوستان برای بررسی بیشتر مفاهیمی که آقای دکتر حسینی به اونها اشاره فرمودند مطالعه مقاله آقای کاتلر به نام mapping the future market رو بهتون توصیه می کنم ! عصر امروز ، شرایطی را تجربه می کنه که برندها از یک سو رو به رشد و از سوی دیگر رو به افول هستند ! مباحثی که دکتر حسینی به اونها اشاره داشتند ، باز هم رنگ و بوی دلنوشتگی می دادند ! بازاری به رنگ و بوی محدودیت های دولتی و از سوی دیگر با فضای رقابتی بسته که بیشتر در رقابت بی اخلاقی رو برای ما به همراه میاره و از سوی دیگر مصرف کننده ای جهان سومی که عاشق یکشبه ره صد ساله رفتنه و لاتری ها رو می پسنده و از طرف دیگر محدودیت در رسانه های تبلیغی و ترویجی و تعرفه های بالای اونها که تبلیغات و برند سازی را بی توجیه و نامقرون میکنه !
مباحث نشان از محیط ملی بازار ما داره که با پارامترهای بازار بین الملل همخوانی نداره !
دوست داشتم این بحث رو اینطور تعریف کنیم که اصلا برند چیه ؟ اصلا ما در ایران برند هم داریم ؟ اصلا قول ثابته ای از برندی می شناسید ؟ اصلا شرکت و یا برندی در ایران موفق بوده که در تصاویر ذهنی و تعهداتش ثابت قدم باشه ؟ من که انگشت شمار می دونم این سازمان ها رو ! حیفه که این بحث ادامه پیدا نکنه !
آقای دکتر مشایخی من هم تعجبم که چرا این مطلب که خیلی هم چالشی است نتوانسته نظرات زیادی جلب کند
جناب آقای عزیزی ، عزیز ! درود !
براسی حیف است که این بحث چالشی به روی زمین بماند ! من به شخصه قلم شما و بخش یک فنجان برندینگ رو دوست دارم ! فکر می کنم حالت نقل قولی که شما برای این موضوع و مقدمه چینی آن دچار ایراد شده است که این موضوع به روی زمین مانده است !
به نظر من اصلاحاتی اعمال کنید و مجددا آنرا منتشر کنید ! یا اینکه مباحث دکتر رو در مورد برندهای ایرانی به بوته بررسی قرار دهید ! این موضوع و بحث خیلی جالب توجه بوده !
جناب مشایخی با شما موافقم
بزودی ترتیبی می دم که این مطلب احیا شود
موفق باشید
آقای عزیزی به نظرم نظر آقای دکتر مشایخی درست است این مطلب نیاز به دست کاری و اکران مجدد دارد
آقای مجتبی محمدیان این مطلب را لطفا بعدها باز بالا بیاورید تا بتوان در مورد آن حرف زد
حتما این کار را می کنیم
سلام آقای دکتر حسینی عزیز. می دونین که همیشه چالش هاتون رو دوست داشته و دارم.
در مورد سوالاتتون باید بگم از دید من آنچه که در ایران هنوز مفقوده است اصول مدیریت برند است در سازمان ها. انجایی که مشتری به خاطر وفاداریش در خرید به مغازه برود و خرید کند نه الزاما قیمت. شرکت های ایرانی قاعده بازی با پرومدشن تخفیف جایزه فردش را یاد گرفته اند و بخوبی بلدند با آن کار کنند. اما هنوز قواعد بازی برند برایشان آشکلر نشده. هر کسی به سهم خود برای آن تکامو می کند اما مسیرش نامشخص است هنوز.
با گفته شما کاملا موافقم که در کشوری که عوامل اصلی مدیریت برند دست مدیر برند نیست یا حتی دست صاحب بیزینس نیست نمی توان انتظار برتدینگ داشت. اما من نیز معتقدم مدیران ایرانی انقدر باهوش هستند که اگر راه حل های برندینگ پیدا شود تمام عوامل ان را متحد سازند. مساله ان است این راه حل ها پیدا نشده است.
در مورد پروموشن مصرف کننده من به شخصه آن را منافی برند نمی دانم اما اگر برند نامش تنها با آن گره بخورد مساله می بینمش.
امیدوارم موفق باشید.