یک فنجان برندینگ: فنجان بررسی // برندینگ شخصی به شیوه ای متفاوت

کافه بازاریابی - یک فنجان برندینگ

فنجان امروز درباره برندینگ شخصی و استفاده از رسانه ای متفاوت در این حوزه است. فنجان امروز نوش جان!

اهمیت برند دیگر بر کسی پوشیده نیست. برندها جزء پر ارزش ترین دارایی های یک سازمان است. به همین دلیل سازمان ها تلاش می کنند تا بتوانند برندهایشان را در طی زمان ارزشمندتر کنند. طبق تعاریف برند، اشخاص هم می توانند برند باشند. همه ما چه بخواهیم و چه نخواهیم برند هستیم و در ذهن افراد مقابل مان دارای جایگاه ذهنی. در برندینگ شخصی پیشنهاد می کنند تا با استفاده از علم، به برند ارزشمندتری تبدیل شویم و جایگاه مناسب تری را در ذهن مخاطبان مان کسب کنیم.

همه ما درباره برندینگ شخصی کتاب ها یا مقالاتی را خوانده ایم. این روزها اگر به مقالات سر بزنید، خیلی ها استفاده از شبکه های اجتماعی را برای تبدیل شدن به برندی ارزشمند معرفی می کنند و بر قدرت این شبکه ها تمرکز می کنند. اما فنجان بررسی امروز از زاویه ای متفاوت به برندینگ شخصی پرداخته است. در برخی از خیابان های شهر، بیلبوردها، به جای معرفی محصول یا خدمت،  با نام یک نفر پر شده اند. استفاده از رسانه های محیطی همچون بیلبورد برای برندینگ شخصی! موردی که شاید کمتر درباره آن شنیده ایم.

 

برخی از بازیگران صنعت طراحی ساختمان تصمیم گرفته اند برای پروژه برندینگ شخصی خود، از بیلبوردها استفاده کنند. استفاده از بیلبورد برای برندینگ شخصی در ایران کمی عجیب به نظر می رسد. استفاده از رسانه ای گران قیمت –به نسبت استفاده در سطح شخصی- و برای رسیدن به هدفی که تا به حال هر چه درباره آن شنیده ایم، راه هایی متفاوت از بیلبورد بوده است.

برخی از خدمات وابسته به فردی مرکزی و مشخص هستند. ارائه خدمت طراحی ساختمان، از آن دسته از خدمات است. خدمتی که فرد اصلی با ذوق و سلیقه خود، سعی در خلق ساختمان هایی کارا و چشم نواز دارد. از این رو طبیعی است که طراحان به دنبال شناساندن خود به سرمایه گذاران صنعت ساختمان باشند. اما باید قبول کرد که استفاده از بیلبورد برای این هدف، نوآوری به حساب می آید. البته باید از این طراحان سوال کرد که این نوآوری چقدر توانسته بر افزایش درآمد آنان اثر بگذارد.

کافه بازاریابی - یک فنجان برندینگ

کافه بازاریابی - یک فنجان برندینگ

ایده اولیه این دو بیلبورد یکی است. استفاده از قدرت این رسانه برای برندینگ شخصی. اما در یکی از بیلبوردها، علاوه بر نام طراح، نام سایتی درج شده است که “تیم” جزیی از نام سایت است و در بیلبورد دیگر، نام سایت، صرفا نام شخصی طراح. شاید همین موضوع نتیجه های متفاوتی از این نوآوری به وجود آورد. و البته سوالی همچون آیا بهتر نبود به جای تاکید بر برندنیگ فردی و برندینگ تیمی به طور همزمان، بر یکی از موارد تاکید می شد؟

این بیلبوردها روی دیگری از برندینگ شخصی را به تصویر کشیده اند. اما به نظر شما چقدر در رسیدن به هدف اصلی خود موفق بوده اند؟ آیا اساسا بیلبورد رسانه مناسبی برای فرایند برندینگ شخصی به حساب می آید؟ همچنین کدام یک از بیلبوردهای بالا را در جذب مخاطب موفق تر می دانید؟ جدای از اشکالات طراحی بیلبورد، تاکید موکد بر برند شخصی یا تاکید همزمان بر برندینگ شخصی و تیمی؟ کدام استراتژی موفق تری است؟


32 thoughts on “یک فنجان برندینگ: فنجان بررسی // برندینگ شخصی به شیوه ای متفاوت”

  1. به نظر من بیلبورد دومی موثر است .بیلبورد اولی مشخص نیست دقیقا چه طرحی رو داره نشون میده و فقط اسم فرد بولد شده اما در دومی طراحی و اجرا با عکس واضح شده اند. ضمن اینکه به نظر من طراحی یک ساختمان دقیقا وابسته به فرده نه کار تیمی بنابراین من دومی رو ترجیح می دم .از نظر من اگر فرد نام برده شده در بیلبورد اولی طراح خوبی بود حداقل بیلبورد خودش رو درست طراحی می کرد!

      1. ظاهرا جناب شکرانی به سوال شما پاسخ نگفتند. قبل از نقد دو طرح باید توجه داشت که سبک طراحی این دو طرح متفاوت است. طرح دوم به چشم ما اشناتر است. به نظر من این شیوه تبلیغات موثر است و خوب البته عواید مالی احتمالی، هزینه ها را جبران خواهد کرد.

    1. به نظر من برندینگ شخصی اگه بدون پشتوانه یک تیم باشه، می تونه نشان دهنده ضعف کار باشه. طبیعتاً یه تیم معماری که توسط یه طراح ارشد هدایت می شه، در برابر برندینگ شخصی بدون پشتوانه تیم، حس امنیت بیشتری به مشتری می ده. دقیقا مثل فرزاد دلیری که با تیمی که داره، همه جا شناخته شده.
      در کل هم به نظر من بیلیورد اول طراحی خلاقانه تری داره.

  2. به نظر بنده در این موضوع خاص قبل از مواجهه با Personal Branding اساسا با خود هویت خدمات رسانی در حوزه صنعت ساخت و ساز باید خود این صنعت مورد بررسی قرار بگیره
    در این خصوص بعد از تغییر ذائقه بازار ساختمان در بخش لاکچری ساز، فضای چهار عاملی کارفرما، مشاور(ناظر)، پیمانکار، مدیر طرح جای خود را به فضای دو عاملی سازنده، آرشیتکت داد. بنابراین در برند شدن یک ساختمان آرشیتکت خود به تنهایی وزنه ای برای بالا بردن عیار برند پیدا کرد. و پیشکسوت این امر در شمیران جناب آقای مهندس فرزاد دلیری بوده اند. شما به کرات FD آقای دلیری رو دیدید و سر هر پروژه ای که دیدید قطعا اون پروژه به لحاظ قیمتی نسبت به کل محدوده قیمتی بالاتر داشته. این امر بیشتر کارفرمایان بزرگ را به سمت ایشان کشید و موضوع از دید سایر معماران جذابیت پیدا کرد و کار به جایی رسید که دوستان دیگر برای رقابت دست به خلاقیت زدند.
    در این میان آقای سهیل شیرازی مدیر گروه معماری آلش سازه نسبت به تغییر نام برند خود از آلش سازه به سهیل شیرازی شروع به اقداماتی همچون طراحی لوگوی سهیل شیرازی و استفاده از استرابورد ها برای تبلیغ برند جدید خود نمود.

    و همانطور که سایر دوستان عدم هارمونی و هماهنگی در تابلو اول می بینند ، جناب آقای محسن خسروی بعد از مهندس شیرازی و به تبع آشنایی با این موضوع در سطح شهر در مرحله بعد اقدام به این کار نمودند.
    و در کل به جهاتی این امر هم انتفاعات خوبی حد اقل برای مهندس شیرازی ایجاد نموده و هم از سوی سایر همکاران و هم صنف های هنرمند خود مورد انتقاد قرار گرفته اند که یک کار هنری نیازی به بیلبورد ندارد و نمونه کار آرشیتکت شناسنامه وی می باشد.

    1. جناب رحیمی حامد سلام و سپاس از نظر کارشناسانه حضرتعالی
      درباره صنعت ساختمان بیشتر در کافه بازاریابی خواهید خواند
      خیلی خوشحالم که حضرتعالی جوانب دیگری از این موضوع را برای ما روشن کردید
      جناب رحیمی حامد، به نظر حضرتعالی چرا فضای چهار عاملی کارفرما، مشاور(ناظر)، پیمانکار، مدیر طرح جای خود را به فضای دو عاملی سازنده، آرشیتکت داد؟ تغییر ذائقه صنعت در پاسخ گویی به نیاز مشتری لوکس پسند، آیا با ساختار قبلی قابل پاسخگویی نبود؟ و یا اینکه با همان ساختار قبلی و با استفاده از تبلیغات میشد نیاز بازار را پاسخ گفت.
      علاوه بر این موضوع، حضرتعالی گمان می کنید در این ساختار دوعاملی سازنده، آرشیتکت، کدام یک در آینده ای نزدیک عامل اصلی خرید یک واحد مسکونی لوکس باشد؟
      آرشیتکت یا سازنده؟

  3. سلام
    وقت به خیر
    من فکر میکنم بیلبورد اول خلاقانه تر طراح شده به دلیل این که کاملا متفاوت هست و ذهنو درگیر خودش میکنه
    مورد دوم اینکه فکر کنم اکثر کارفرماها دست دارند که طراحیشون توسط تیم طراحی بشه نه فرد چرا که نقاط ضعف کمتر میشه و اشتباهات کمتری رخ میده
    وقتی برای تماس به بیلبورد نگاه میکنه استفاده از تلفن ثابت حس اعتماد بیشتری القا میکنه تا شماره موبایل
    حتی اگه به سایت این شرکتها مراجعه کنید ازط لحاظ طراحی شرکت آرتا طراحی شیک تر، مدرن تر، و منسجم تری داره
    روز خوش

  4. سلام
    وقت به خیر
    من فکر میکنم بیلبورد اول خلاقانه تر طراحی شده به دلیل این که کاملا متفاوت هست و ذهنو درگیر خودش میکنه
    مورد دوم اینکه فکر کنم اکثر کارفرماها دوست دارند که طراحیشون توسط تیم طراحی بشه نه فرد چرا که نقاط ضعف کمتر میشه و اشتباهات کمتری رخ میده
    وقتی برای تماس به بیلبورد نگاه میکنید استفاده از تلفن ثابت حس اعتماد بیشتری القا میکنه تا شماره موبایل
    حتی اگه به سایت این شرکتها مراجعه کنید از لحاظ طراحی شرکت آرتا طراحی شیک تر، مدرن تر، و منسجم تری داره
    روز خوش

  5. و در آخر این که فکر میکنم بیلبوردها اگر خوب طراحی شده و معانی رو خوب انتقال بدن همیشه جذاب و تاثیر گذار هستند حتی در برندینگ شخصی
    ونکته مهم اینه که بیلبورد کجا نصب بشه به معنی دیگه بیلبورد با جایی نصب بشه که مخاطب داشته باشه

  6. سلام
    من فکر می کنم استفاده از بیلبورد برای فردی که بعد از اتمام دوره تبلیغات محیطیش از ذهن خارج می شود اصلا مناسب به نظر نمی رسد.استفاده از بیلبور فکر میکنم برای افراد و شرکت هایی مناسب باشد که بعدها مرتبا نام و اوازه آن ها را بشنویم و حداقل با روش های دیگری قرار باشد نام آن فرد برای ما تداعی بشود.

  7. به نظر من معماران و کسانی که مسوول طراحی نمای ساختمان هستند اینطور هستنذ که به هر جایی میروند به نمای ساختمان ها و منازل کنار خیابان وداخل محله ها خیلی توجه میکنند یعنی یه جورایی ذهنشون اینطور شکل گرفته و عادت کرده اند که به محیط اطرافشان خیلی خوب توجه میکنند( و وقتی طرحی نو میبینند عین آن را کپی میکنند و میسازند) به همین دلیل بهترین تبلیغات برای آنها همان تبلیغات محیطی است همچنین ما در صنعت ساختمان سازی هنوز شاهد معماران و سازندگان سنتی هستیم که خیلی یه سراغ اینترنت و فضای مجازی برای دیدن طراحی های مختلف نمیروند بلکه به محیط اطرافشان نگاه میکنند پس باید اسم خود را در ذهن آنها پررنگ کنیم که این امر با تبلیغات محیطی ازجمله بیلبورد میسر میشود.
    همچنین برای آن دسته از معماران نوین (نه سنتی) که به سراغ فضای مجازی هم میروند باید فکری برداشت که به این نیاز در عکس دوم جواب داده شده که هم برای معماران سنتی هم جدید مناسبتر است(با دادن آدرس اینترنتی در عکس)
    نکته مهم دیگری که باید توجه شود مکان اینگونه تبلیغات است باید ببینیم معماران معمولا برای دیدن طرح های پیاده شده به چه مناطق و محله هایی بیشتر میروند… ماباید تمرکز تبلیغات خود را در این مناطق بگذاریم.

    1. جناب اعتمادی عزیز سلام و سپاس
      حضرتعالی با تبلیغات محیطی این صنف موافقید. تا آنجایی هم که من این محیطی ها را دیدم، سعی شده در محل های مناسبی اجرا شود. گمان کنم تغییراتی در صنعت ساختمان روی خواهد داد و نقش بازاریابی و تبلیغات در این تغییرات بدون شک، قابل کتمان نیست.

  8. این نوع تبلیغات باید در مناطقی که ساخت وساز زیادی در آنها هست یا همچنین در مناطقی که طرح های نو وجدید برای ساختمان سازی به کار میبرند و افراد به دنبال خاص بودن هستند یعنی جایی که نماو ظاهر کار برای افراد خیلی مهم است مانند مناطق شمال تهران باید مورد استفاده قرار بگیرد مثل عکس بالا…
    همانطوری که مشاهده میکنید این عکس مربوط به خیابان موحد دانش است که در شمال تهران ودر منطقه اقدسیه واقع شده

    1. جناب اعتمادی عزیز
      سلام و سپاس از نظر دقیق شما. به نظر شما در صنعت ساختمانی که ما در حال حاضر با آن مواجه هستیم، آیا نمی شد با راه های موثر تری در ذهن مخاطبان این تبلیغات راه پیدا کرد؟ دوستانی معتقد هستند که تبلیغات محیطی برای این برندینگ شخصی، آن قدر که باید، موثر نیست. خوشحال می شوم نظر شما را درباره کارآمدی استفاده از این رسانه برای برندینگ شخصی بدانم

      ارادتمند

  9. با سلام خدمت جناب عزیزی که مثل همیشه یک کلاس درس موثر رو ارائه کردن. ممنون.
    راستش من تبلیغ آقای شیرازی رو از بهار و تابستان دیدم و همیشه برام سوال بوده چقدر برای این استرابوردها هزینه کرده. نکته جالب اینجا بود به سراغ جاهای خیلی خوبی هم اومده که برای اون تابلو همیشه مشتری هست و در نتیجه جای چانه زنی رو بر سر قمیت پایین میاره. اما از طرفی همیشه تحسین میکردم که تونستن اینکارو انجام بدن. معتقدم این قضیه جواب داده خصوصا برای آقای شیرازی چون اولین نفر بودن. اصولا برای یه همچین موضوعی یه تماس ضرری نداره، برای همین فکر میکنم جواب میده. اما سوال دیگه اینجاست که یه نفر شخص، تا چندتا پروژه رو میتونه هندل کنه، من دوستان فعالی در زمینه عمران و ساخت و ساز دارم و دیدم که تعداد پروژه ها وقتی بالا میره چقدر کار سخت تر و سخت تر و طاقت فرسا و حتی در زمانهای غیرقابل کنترل میشه.
    در کل از اونجایی که ایرانی ها همیشه قواعد خودشون رو دارن فکر میکنم این موضوع پرسنال برندینگ روی بیلبورد هم میتونه جالب توجه باشه و احتمالا باید منتظر مد شدن و البته اشباعش باشیم
    در خصوص تاثیر دو تابلو هم باید بگم استرابوردی که شخصی کار شده خب طبیعتا همه عوایدش برای شخصه اما خب استرابوردی که تیم رو دخالت داده این حس اعتماد رو میده که طرف دست تنها نیست.
    متشکرم از موضوع خوبی که مطرح کردید

    1. سلام خدمت آقای داورنیای عزیز
      لطف دارید قربان
      بله محل های خیلی خوبی رو برای تبلیغات خودشون در نظر گرفتند. و درباره مساله شخصی سازی تبلیغات، من هم نظر شما رو دارم. به شخصه گمان کنم استراتژی آقای شیرازی، در آینده عواقبی خواهد داشت که خب شاید می شد از همین حالا برا ی اون عواقب برنامه ریزی کرد. از طرف دیگه استراتژی جناب خسروی نیز می توانست بهتر برنامه ریزی و اجرا بشه. این تاکید بر فرد محوری قابل تامل هست.
      من هم معتقدم این روش در پرسنال برندینگ رو در آینده بیشتر خواهیم دید. شاید هم روزی در تلویزیون! افراد بیان و صرفا بگن من فلانی هستم و خدمتی که ارائه میدم مسلما مشاوره سرمایه گذاریه! نمی دونم! شاید

    2. سلام خدمت آقای داورنیای عزیز
      لطف دارید قربان
      بله محل های خیلی خوبی رو برای تبلیغات خودشون در نظر گرفتند. و درباره مساله شخصی سازی تبلیغات، من هم نظر شما رو دارم. به شخصه گمان کنم استراتژی آقای شیرازی، در آینده عواقبی خواهد داشت که خب شاید می شد از همین حالا برا ی اون عواقب برنامه ریزی کرد. از طرف دیگه استراتژی جناب خسروی نیز می توانست بهتر برنامه ریزی و اجرا بشه. این تاکید بر فرد محوری قابل تامل هست.
      من هم معتقدم این روش در پرسنال برندینگ رو در آینده بیشتر خواهیم دید. شاید هم روزی در تلویزیون! افراد بیان و صرفا بگن من فلانی هستم و خدمتی که ارائه میدم مشاوره سرمایه گذاریه! نمی دونم! شاید

  10. سلام و خسته نباسید
    به نظر من طراحی اول کامله معماران انجام شده و یه تیم طراحیه خب همیشه چندتا فکر بهتر از یه فکره وقتی یه تیم کاری انجام میدن یه کار بی عیب و نقص میشه
    دومی به گفته دوستان عزیز کار کارفرماس ینی کارفرما هم نظر میده و دوستان بساز بفروش بیشتر پسند میکنند نه یک مهندس
    اولی خیلی بهتره

    1. سلام
      سپاسگزارم جناب معمار
      کار تیمی اتفاق مناسب تری هست اما اجرای بیلبورد اول، طوری صورت گرفته که حس کار تیمی رو خیلی منتقل نمیکنه. از طرف دیگه و از منظر علم تبلیغات، هر دو تبلیغ دارای مشکلاتی هستند که مسلما در جذب مخاطب موثر است.
      اما به نکته جالبی اشاره کردید. فرمودید تابلو دوم رو دوستان بساز بفروش بیشتر پسند می کنند. به نظر شما مخاطب این تبلیغات چه کسی است؟ بسازبفروش ها، مهندسین طراحی ساختمان، معماران، شرکت های سرمایه گذاری مسکن، مردم عادی، خریداران مسکن و…؟

  11. سلام آقای عزیزی
    در مورد سوال دوم شما نظر من این هستش که برندینگ اصولا ریشه درذهن فرد داره,یک برند هرچقدر هم از یک امتیاز جمعی برخوردار باشه به نظرم زاییده ذهن فردیه جایی که فرد به برند اعتبار میبخشه و یا از اون اعتبار میگیره.
    ولی به نظرم ایجاد یک خط قرمز بین برندینگ شخصی و تیمی کار تقریبا غیر ممکنیه به این دلیل که برندینگ شخصی و تیمی دارای هم پوشانی هایی هستند که در یک لحظه خاص نمیشه اون هارو از همدیگه تفکیک کرد و یکی رو برتر از دیگری دونست.
    بذارید مثال بزنم :مثلن من به عنوان فردی که میخوام یک برند شخصی رو راه اندازی کنم اولین نکته ای که باید رعایت کنم ایجاد ارتباطه, خب حالا فرض کنیم این ارتیاط منوط به این باشه که برندینگ ذهنی من و یا حتی ماموریت شخصی که من برای برندم تدوین کردم برای ارتقا نیازمند اینه که در پوشش یک فعایت گسترده تر تیمی قرار بگسره چرا که به نوعی اعتبار من به برندینگ تمی ایجاد شده و تیمی به من وابسته است و نمیشه این دو رو تز هم تفکیک کرد.
    اما به نظرم این موضوع در این تا حدی جا نیفتاده چرا که ما عادت داریم همه چی رو شخصی و منحصرا به خودمون نسبت بدیم و به شدت با این موضوع مخافیم که برای پیشرفت نباید دیگران رو از کارت آگاه کنی برخلاف روحیه امریکایی ها که من شخصا توی کارم وقتی کتاب ها و مقالات آموزشی اون هارو مطالعه میکنم به شدت در حال انتشار دانش خودشون هستن چرا که اعتقاد دارن فرد زمانی پیشرفت میکنه که جامعش پیشرفت کنه.
    ولی به نظرم در ایران ما بیشتر تحت تاثیر برند شخصی قرار میگسریم تا جمعی ,شرکت ها و برند های خیلی زیادی وجود دران که خیلی گسترده فعالیت میکنن ولی هیچوقت به پای کسی نمیرسن که به صورت فردی یک برند رو بالا کشیده و حالا اسمش همه جا هست, به نظر من این نوآوری خیلی میتونه توی کشور ما جواب بده چون ما خیلی راحت تحت تاثیر “اسم” قرار میگیریم تا “کیفیت”.

    و در مورد سوال دوم شما هم باید عرض کنم که استفاده از هرکدام از این ویزگی های تبلیغاتی برای رسیدن به هدف کاملا بستگی به فرهنگ و رویکرد مخاطبین به مقوله تبلیغات داره جایی که افراد توسط کدام رویکرد تبلیغاتی بیشتر تحت تاثیر قرار میگیرن واب در کل به نظرم این تبلیغات این سبکی حداقل اونجا جواب نمیده به این صورت.
    با تشکر

  12. سلام
    وقتی برای اولین بار این نوع تبلیغ رو دیدم واقعا هیجان زده شدم! خوشحالم که مد نظر کافه هم قرار گرفته.
    بنده طرح اول رو می پسندم. علیرغم سیاه و سفید بودن بخوبی ارتباط برقرار میکنه و مولفه های مورد نیاز رو نمایش داده.
    در مورد سوالتون باید بگم که پشتوانه تیم یه فاکتور خیلی مهم توی کار ساختمان هست و اکیپ کاری سوالیه که افراد درگیر با موضوع ساختمان زیاد میگن و میشنون که بیلبورد دوم فاقد اونهاست.
    همون اندازه که صحبت مستقیم با طراح دارای جذابیت هست، صرفا وجود یک شماره موبایل در بیلبورد خیلی توی ذوق میزنه! چراکه بحث تیم، شرکت رسمی و …. مطرح نشده و قابلیت اعتماد رو پایین میاره. شاید اگه یه مشتری هر دو طرح رو ببینه با شماره موبایل بیلبورد دوم تماس بگیره! اما واقعا نمیدونم این آقای “سهیل شیرازی” تا چه اندازه می تونه پاسخگوی سوالها و تماسها باشه و برای مسیر حرکت در راستای این نوع تبلیغ چه استراتژی ای طراحی کرده!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *