بسیاری از ما انتظار داریم در فضای بازارهای صنعتی با آدم هایی جدی، کاملا منطقی و بدون هیچ گونه احساساتی روبرو شویم. به همین دلیل استراتژی ها و برنامه ها بر اساس رویارویی با آدم آهنی هایی طراحی می شود که از خود هیچ گونه احساساتی نشان نمی دهند. فنجان نوزدهم درباره نقش احساسات در فضای بازاریابی صنعتی و برندینگ صنعتی است. نوش جان!
آدم های شاغل در فضاهای صنعتی چگونه هستند؟ یک مدیر صنعتی که وظیفه تصمیم گیری هم بر عهده اوست چه شکلی است؟ یک فرد عبوس، جدی و بدون هیچ گونه احساسات؟ فردی که قرار است دستور خرید یک محصول یا خدمت را امضا کند، احساسات را درک می کند؟ اصلا گریه می کند؟ یا اینکه در نقش یک آدم آهنی هر روز صرفا بر اساس واقعیت های روی کاغذ تصمیم می گیرد؟ یک ماشین که فقط بلد است اعداد را بخواند، جمع و تفریق کند و صرفا سود ریالی را بسنجد. آیا تصویر شما از یک مدیر صنعتی اینگونه است؟ شاید قبلا یک چنین فردی وجود داشته است اما در حال حاضر چنین فردی وجود خارجی ندارد! لطفا یک شخص حرفه ای کسب و کار کامل و کاملا منطقی را فراموش کنید. یک مدیر شاغل در فضای صنعتی قبل از اینکه مدیر باشد، یک انسان است و دارای عاطفه و احساسات. این یعنی اگر استراتژی بازاریابی سازمان شما بر اساس ماشین بودن طرف مقابل طراحی شده، حتما باید دوباره به استراتژی هایتان بیاندیشید. احساسی بودن یعنی همه ما به طور خودکار در برابر استراتژی برندینگ سازمان ها و افراد دیگر حساس هستیم و این موضوع، مساله مهمی است که گاها از چشمان مدیران و مشاوران برند دور می ماند. ما همگی در معرض میزان زیادی از اطلاعات هستیم که در شرایط و موقعیت های احساسی بی شماری به آن ها بر می خوریم. استفاده مناسب از این موضوع در استراتژی های برندینگ، می تواند برندینگ صنعتی را موفق کند.
مطالعات زیادی در حوزه پزشکی وجود دارند که اثبات کرده اند که اگر مراکز احساسی مغز ما آسیب ببینند دیگر قادر به خندیدن و یا گریه کردن نیستیم. همچنین توانایی هرگونه تصمیم گیری را هم از دست خواهیم داد. در حالی که دلایل منطقی ما را به نتایج سوق می دهند، احساسات هم موجب و منجر به اقدام می شوند. به طور مثال یکی از تصمیمات احساسی یک مدیر در طول زندگی کاری اش، شاید تصمیم انتخاب یک صندوق فروشگاهی باشد. مسلما انتخاب بین محصول برندهای مختلفی چون Partner، Robin، Lima، Birch و یا دیگر برندهای این صنعت خواهد بود. عوامل منطقی معمولا برای سندیت بخشیدن و قانونی کردن تصمیمات استفاده می شوند. دلایل اصلی درباره اینکه چه نوع صندوق فروشگاهی خریداری شود معمولا در شخصیت و وجود یک مدیرعامل پیدا می شود. تاثیر احساسات و نکات غیرقابل مشاهده در وجود یک مدیر در تصمیماتی همچون خرید یک صندوق فروشگاهی، به مدیران و مشاوران برند این فرصت را می دهد تا با استفاده از این موضوع، به برندینگ صنعتی موفق تری بیاندیشند.
استفاده از نقش احساسات مخصوصا در بحث وفاداری برند، می تواند بسیار کارساز باشد. برندهای دوست داشتنی، همان برندهایی که به استفاده از آن ها وفاداریم و از اینکه در زندگی مان هستند، خوشحالیم، برندهایی هستند که توانسته اند نقش احساسات را در فرایند انتخاب مصرف کننده مشاهده نمایند. مساله ای که علاوه بر بازاریابی صنعتی در بازاریابی مصرفی نیز حائز اهمیت است. مثلا Caterpillar یک نام و نشان بزرگ صنعتی و بسیار احساسی است. کارگرانی که هر روز از اینکه با ماشین آلات CAT کار می کنند، احساس غرور می کنند و خوشحالند. جاذبه وفاداری عاطفی و احساسی قوی این برند، هم کارکنان خود Caterpillar، هم دارندگان و استفاده کنندگان از این ماشین آلات و هم دیگر افراد را تحت تاثیر قرار می دهد. به قدری که کنار یک ماشین CAT می ایستند و با آن عکس یادگاری هم می اندازند! این برند دوست داشتنی نقش احساسات را به خوبی درک کرده و از آن در فرایند برندینگ خود بهره برده است.
آدم های کاملا منطقی در عرصه کسب و کار وجود ندارند. همه ما انسان هستیم و بخشی از تصمیماتمان مربوط به بخش احساسی و عاطفی وجودمان است. توجه به این موضوع می تواند برندینگ صنعتی را موفق نماید. فنجان امروز به بررسی کوتاهی درباره این موضوع پرداخت. منتظر شنبه هفته بعد باشید. در فنجان بیستم موضوع جالبی را بررسی خواهیم کرد.



سپاس از مطالب كاربردي ، مفيد و عاليتون.
واقعا مثل يك كلاس درس ميمونه.
احساسات در ايجاد حس رضايت ، عدم چرخش شغلي ، ترك كار و در كل روحيه افراد تاثيرگذاره.
دقيقا يادمه وقتي براي يك شركت غيرايراني كار ميكردم و برند شركت نماد يكي از حيوانات آن كشور بود با اينكه مليت ايراني داشتم اما احساس غرور و خوشحالي داشتم ( دقيقا طبق فرمايش جنابعالي) و در مورد اون برند و اينكه نماد چيه و ماهيتش چيه براي ديگران توضيح ميدادم !!دقيقا همان احساس كاركنان CAT را داشتم.
پس در نهايت اين احساسات كه ناشي از انسان بودن هر شخص است حتي گاهي مليت يك شخص رو هم تحت الشعاع قرار مي دهد.
ممنون مطالب روز به روز پخته تر می شود
ای کاش نویسنده ذکر میکرد که مطالبش در حوزه ی برندینگ صنعتی برگرفته از کتاب مدیریت بازاریابی صنعتی دکتر صنایعی هست.
سلام، ای کاش شما هم خودتان را معرفی میکردید
ناشناس عزیز سلام
ممنونم که لطف کردید و نظر خودتون رو با ما در میون گذاشتید
منبع اصلی نوشته های فنجان های برندینگ صنعتی کتاب B2B Brand Management آقایان کاتلر و پفورچ هست. چاپ شده سال 2006 که اتفاقا این کتاب توسط آقای دکتر حیدرزاده هم ترجمه شده اند که از ترجمه ایشان برای فارسی نویسی لغات اصلی و حفظ یک ترجمه برای لغات استفاده فراوان برده ام. به احتمال زیاد منبع اصلی کتاب آقای دکتر صنایعی هم کتاب ارزشمند کاتلر است که متاسفانه تا به حال این کتاب را ندیده ام. اما کامنت ارزشمند حضرتعالی من رو با این کتاب آشنا کرد. از لطف حضرتعالی سپاسگزارم
با سلام و عرض ادب خدمت محمد حسن عزیزی و آقای دکتر محمدیان
ضمن تشکر به خاطر مطلب خوبتان.شوربختانه در حوزه ی بازاریابی و فروش صنعتی در سایت های داخلی، به ندرت مطلبی قرار داده میشود.با وجود اینکه سهم بسیاری از بازار و فروش شرکت های داخلی مربوط به کالاهای صنعتی میشود.
شاید اگر نوشته ها در این زمینه بیشتر شود کمی بهتر باشد و یا اگر نیاز به همکاری باشد چون خود من به شخصه به این حوزه علاقه دارم بتوانم در نوشتن مطالب در این زمینه همکاری هایی داشته باشم.