سال ۱۳۹۴ به پایان رسید و همانطور که قول داده بودیم ۱۰ آگهی برتر تلویزیونی این سال که کمیته تخصصی کافه بازاریابی برگزیده است را معرفی می کنیم.
ملاک انتخاب چه بوده است؟ آنچه که در انتخاب به عنوان ملاک اصلی قرار گرفته است قدرت آگهی در ارتباط گرفتن با مخاطب به همراه تمایزش نسبت به سایر آگهی های هم صنفش از “دید” کمیته انتخاب کافه بازاریابی بوده است. این را خوب می دانیم که یک آگهی ساده و بدون خلاقیت هم می تواند هدف خودش را به خوبی پوشش دهد و شایسته تقدیر است اما چون دسترسی به چارچوب هدفگذاری آگهی ها طبیعتا میسر نیست عنصر ارتباط و تمایز را ملاک اصلی قرار دادیم و سعی کردم مخاطب را نیز پیش بینی کنیم که با چه آگهی هایی ممکن است ارتباط بگیرد. در ضمن آگهی های کپی به رغم همه تلاشی که برای تولیدشان شده است در این لیست جایی ندارد. (در این ده آگهی اولویت ۱ تا ۱۰ لحاظ نشده است و حروف الفبا ملاک بوده است)

تقدیر ویژه را هم تقدیم آگهی “داو” می کنیم. می دانیم این آگهی در تلویزیون پخش نشده است ولی جریان سازی آن در خور تقدیر است.
البته در این لیست می توانست اگهی های دیگری نیز جا گیرد که هم به دلیل نگرش گروه انتخاب و هم به دلیل محدودیت تعداد، از ذکر آن خودداری شده است. ما در گروه کافه بازاریابی اعتقاد داریم که اگر این لیست از سوی گروه دیگری تهیه می شد احتمال داشت که اگهی های دیگری را شاهد باشیم. ما به دیدگاه همه دوستان احترام می گذاریم و امیدواریم همه دوستان در شرکتهای تبلیغاتی و شرکتهای سفارش دهنده آگهی در کار خود موفق باشند.
به نظر شما در این لیست جای کدام آگهی خالی است؟










هر کدام از شرکتهای تبلیغاتی سازنده این آگهیها و یا شرکت های سفارش دهنده که می خواهند توضیحات بیشتری در مورد آگهی خود و شناسنامه آن ارایه کنند می توانند با تلفن ۰۹۱۲۶۵۰۸۳۷۱ ارتباط برقرار کنند
جای حداقل یک آگهی از آگهیهای کمیته امداد در این لیست خالی بود
اقای خاکپورنیا
قطعا کمیته امداد جز خوبهای سال نود و چهار بوده
به دوستان در کمیته امداد خسته نباشید می گیم
جناب خاکپورنیا کاملا موافقم چه کنیم که باید تن به دموکراسی و نظر اکثریت داد و الا ….
اتفاق بسیار فر خنده ای است این تمایز قایل شدن بین کارهای خوب و ضعیف و خسته نباشید به آژانسهایی که کارهاشون در این لیست قرار گرفته اند. بصورت کلی انتخابهای درخوری بودند بجز چند مورد.کافه مارکتینگ مانند همیشه خوش درخشید و برای همین سپاسگزارم.
اما چند مورد برای من جای سوال داشت که به صورت خلاصه عرض میکنم.
۱- انتخاب بر اساس دو ویژگی معیار کاملی برای رده بندی آگهی نیست.و اگر تعداد این ویزگی ها را به ۴ یا ۵ یا ۱۰ هم برسانیم، فقط کار را پیچیده تر کرده ایم و نتیجه گیری را سخت تر و البته مکانیکی تر.احساس من اینست که یک انتخاب کل نگرانه بسیار بسیار مفید تر از یک نتیجه گیری استقرایی است.اگر ما از ابعاد فنی و تکنیکی آگهی بخواهیم نظر بدهیم، میتوان آنرا به مولفه های فنی تقسیم بندی کرد و به هر کدام از آنها وزنی داد و آگهی خوش ساخت تر را انتخاب کرد.
حال اگر فرض را بر صحت این مواردی که بنده عرض کردم،بگیریم پس بر اساس کدام معیار می توان دست به انتخاب زد؟ جواب بسیار ساده است : بر اساس تجارب و دانش کارشناسان و داوران .همانگونه که در حقوق و قضاوت، علم قاضی یکی از ادله اثبات بشمار می رود.
۲-در مورد آگهی اکتیو.
الف) آیا مسولیت شرکتهای تبلیغاتی تنها درست کردن تبلیغ های خوش آب و رنگ است؟ آیا مسولیت اجتماعی شامل حال این شرکت ها نیست؟ همین چند وقت پیش بود که آگهی داو در احترام به مقام مادر و زن موجب تحسین همگان شد و همه را به وا شگفتا وا داشت.که البته به حق بود.حال با آگهی ای سراسر جنسیت زده روبروییم که تمام نقش زن را در ظاهر شدن در نقش یک ربات لباسشو نشان میدهد. مساله این نیست که آیا این تصویر در واقعیت وجود دارد یا نه، بلکه این است که چقدر در ناخودآگاه ذهن هزاران بیننده تاثیر می گذارد.
ب) اولین چیزی که پس از دیدن آگهی اکتیو در ذهن من تداعی شد، فیلم عصر جدید چارلی چاپلین بود. یادآور تصویری سیاه ،بی احساس و غرق در ربوتیسم. انسانهایی ماشینی با لباسهایی متحد الشکل و حرکاتی یکسان که در لحظه ای که برایشان برنامه ریزی کرده اند ، سر خود را مانند یک ربات خوب بالا می آورند و یکی از خصوصیات اکتیو را اعلام منمایند.صد رحمت به عصر جدید.در عصر جدید انسانها ماهیت انسانی خویش را هنوز از دست نداده بودند ولی گرفتار در زندگی ماشینی شده بودند که جنبه های زندگی انسانی را کمرنگ ساخته بود ولی در این آگهی ما چیزی جز ۱۲ ماشین نمی بینیم(۶ لباسشویی+۶ ربات)
ج)امیدوارم که تصور من اشتباه باشد
با سپاس از کافه مارکتینگ عزیز
جناب محمدی
تحلیل شما به اکتیو بسیار خواندنی بود.
در واقع به یک اگهی از منظرهای مختلف می توان نزدیک شد
زاویه دید شما چیزی بیش از تبلیغات است. در واقع اگر با این نگرش می خواستیم اگهی انتخاب کنیم قضیه چیز دیگری بود. اگر می خواستیم مسولیت اجتماعی را مد نظر قرار دهیم قضیه چیز دیگری می شد. اتفاقا چندی پیش کتابی می خواندم که رساله دکترای عزیزی بود با نام قرائتی نقادانه بر اگهی های تلویزیونی ایران که زاویه دید نویسنده با شما بسیار نزدیک بود.
اگهی اکتیو به نظرم پیام خود را به سبک تمام اگهی های مواد شوینده در سراسر دنیا از جمله پرسیل و پریل بسیار زنانه و مستقیم منتقل می کند و البته نتیجه هم می گیرد (البته بحث ما نتیجه نیست) به همین خاطر صرفا مساله تبلیغ را مد نظر دادیم نه چیزی بیشتر. ولی دغدغه شما را خوب متوجه می شوم
بسیار بسیار با جناب محمدی در موارد گفته شده موافقم
همچنین در مورد بند۲ نظر ایشون و نگاه کلیشه ای به زنان ، آگهی فامیلا هم جالب بود که حتی در کوهنوردی و کوه هم وظیفه آشپزی رو یک زن بر عهده داره !!!و بنظرم بسیار توهین آمیز بود
آگهی بانک شهر شمع و آگهی دستمال نانسی اریگامی
تلاش کردیم اگهی های تماما اورجینال را در دستور کار قرار دهیم
سلام وقت خوش
خیلی خوشحالم که کافه دست به چنین ابتکاری زده است
خدا قوت عرض می کنم برای چنین شجاعتی در این بازار
نظر بازار پلتفرم تحقیقات مصرف کننده و سنجش اثربخشی تبلیغات امکان دارد برای تسهیل سنجش اثربخشی تبلیغات با دوستان در کافه همکاری کند.
شاد باشید
سینا
سلام جناب شفیع زاده
پیش از این در مورد نوع فعالیت شما ایمیلی را برایتان فرستادم که بی پاسخ ماند.
کافه بازاریابی با همه دوستانی که بتوانند به جامعه تبلیغات کمک کنند آماده همکاری است
مجتبی محمدیان
۰۹۱۲۶۵۰۸۳۷۱
با سلام
درمورد تیزر اکتیو که بخشی از کمپین تبلیغاتی با شعار “لباسها عاشق میشوند است”:
اگر ایدهی محوری کمپین تبلیغاتی پودر اکتیو ( جان بخشیدن به لباس ها) یک ایدهی کپی برداری شده از نمونههای خارجی است که البته توسط تاژ هم تکرار شده است https://www.youtube.com/watch?v=rtWzAsW-3l8. و البته ایدهی هفت ویژگی در یک محصول نیز به همین ترتیب. اینکه لباسهای سفید و رنگی را همزمان در ماشین لباسشویی قرار دهیم و مطمئن باشیم که رنگ ها با هم در نمیآمیزند نیز به این شیوه در نمونههای بسیاری از تیزرهای خارجی پرداخته شده است. به نظر من پشت این کمپین هیچ خلاقیتی دیده نمیشود که بتوان آن را یک تلیغ متمایز دانست. برند اکتیو وامدار کیفیت محصولاتش است نه تبلیغات رسانهای اش.
در مورد نگاه جنسیتی که و استفاده از شخصیت های مونث در تبلیغ این گونه محصولات باید گفت که خواه ناخواه مخاطب اصلی و تصمیم گیرنده اصلی در خرید این گونه محصولات (حتی در جوامع پیشرفته) هنوز بانوان هستند و به نظرم این موضوع خیلی نباید مورد مناقشه قرار بگیرد.
در مورد تیزر بانک صادرات هم بنده مطمئن هستم که نمونهی خارجی این تیزر را دیدهام و به محض پیدا کردن منبع آن را خدمتتان معرفی خواهم کرد. اگر اشتباه نکنم مربوط به یکی از موسسات مالی آمریکایی (مطمئن نیستم که بانک بوده باشد) هست. من به شخصه هر بار که تبلیغ جدیدی از بانک ها میبینم سریعاً به دنبال نمونه خارجی آن میگردم و در ۹۰ درصد مواقع نمونه اصلی را پیدا میکنم!
ایدهی تیزر بانک آینده نیز با اینکه کاملا کپی برداری شده است اگر اشتباه نکنم مربوط به بانک Wells Fargo (که به محض پیداکردن لینک دقیق آن را هم معرفی خواهم کرد) صرفاً از فضای رئال به فضای کارتونی تبدیل شده است.
دلیل قرار گرفتن تیزر شامپو صحت را با معیارهای عنوان شده از سوی شما (تمایز و ارتباط) هنوز متوجه نشدهام.
در مورد تیزر بانک ملت هم یک مشکل اساسی دارم. اینکه این تیزر دقیقاً چه چیزی را تبلیغ میکند؟ کارت اعتباری ملت را؟ دستگاه پرداخت کارتی پمپ بنزین را؟ …؟ اگر کارت را تبلیغ میکند که با کارت سایر بانکها هم قابل پرداخت است!
سپاس از توجه شما.
در مورد اگهی های کپی اگر موردی رو پیا کردید حتما با ما در میان بگذارید
فقط در مورد اکتیو در اون زمان کار محیطی اش وامدار نمنونه خارجی بود
درود فراوان
در مورد اگهی های کپی اگر موردی رو پیا کردید حتما با ما در میان بگذارید
فقط در مورد اکتیو در اون زمان کار محیطی اش وامدار نمنونه خارجی بود
خسته نباشید آقای محمدیان برای تهیه این لیست خوب. اما به نظرم با توجه به تنوع رسانه و کم شدن ارزش تلویزیون و تاثیرگذاریش جا داشت برای سایر رسانه ها هم یه فکری می کردید. همچنین جای اولویت بندی خالیه! چرا اولویت بندی نکردید. بالاخره به راحتی می شد آگهی های برگزیده رو هم مشخص کرد. این طوری جذابیت کار بیشتر هم می شد.
اولویت را دوست داریم با کمک شما تعیین کنید . قطعا من تاپ تن را متعاقب اولویت بندی شما می نویسم . خیلی دوست داریم شما کار را چکش کاری کنید.
در قدم بعدی به رسانه های دیگر هم می رسیم
خسته نباشید می گم
من فکر می کنم آگهی سایه های بانک شهر و کمیته امداد و بعضی کارهای پرژک جاش خالی بود با این حال تمام موارد انتخابی تون محترم بودن
ممنون جناب محمدیان. با وجود اینکه به ندرت تلویزیون نگاه می کنم، مگر زمانی که باشگاه فوتبال مورد علاقه ام بازی داشته باشد یا برخی برنامه های خبری خاص، جالب اینجاست که بنده تمامی این تیزرها را از تلویزیون دیده ام. این نشان می دهد که هدفگیری خاص و ویژه ای برای پوشش حداکثری مخاطب مد نظر مدیران کمپین قرار گرفته است. به نظرم می توانیم هر یک از این ده تیزر را سوژه یک مطلب مستقل در کافه کنیم و به ابعاد ویژه هر کدام بپردازیم. مطمئنم که مورد توجه همراهان کافه قرار خواهد گرفت
ارادت.نکته جالب اینه که اگهی بانک اینده حدودا دو یا سه روز پخش شد ولی در نوع خودش حجم زیادی از بازار رو پوشش داد. به گونه ای که خیلی از اطرافیان من هم این اگهی رو دیده بودند.
درود بر عزیزان و سروران کافه بازاریابی
تبریک صمیمانه کوچکترین شاگرد کافه رو پذیرا باشید . به شخصه از دیدن دو سورپرایز شما در پایان سال گذشته و شروع سال جاری بسیار مشعوف شدم . کافه از نظر من الان دقیقا روی مسیر واقعی ای هست که باید باشه و به خوبی داره رسالت خودش رو در فضای بازاریابی و تبلیغات کشور به انجام می رسونه . به نظر حقیر تا به امروز کسی اقدامی در راستای پرچمداری در عرصه تبلیغات و بازاریابی نکرده بود که خوشبختانه شاهد اون هستیم که کافه داره قدمهاش رو استوار و محکم در این مسیر بر میداره . تبریک مجدد
در مورد آگهی ها ؛
اول از همه اعتقاد دارم که بهتر بود سازندگان این آگهی های برتر حتما اعلام می شدند.به هر حال زحمات بسیار خوبی کشیده شده و به خوبی می شه پوست اندازی صنعت تبلیغات رو در کشورمون شاهد باشیم . خدا رو شکر که از آگهی های مستقیم چکشی خارج شدیم و کم کم موج جریان های حسی به خوبی در تبلیغاتمون در حال جان گرفتنه.
دوم اینکه : به نظر حقیر بد نیست که رای گیری برای رتبه بندی این آگهی ها نیز صورت بپذیره . آگهی هایی مانند آگهی پنبه ریز و بانک مسکن در سال جاری به قدری قوی بودند که من خودم همش توی ذهنم دنبال اصل اونها بودم (انقدر درگیر آگهی های کپی بودیم که متاسفانه هر کار خوبی هم می بینیم اول می گیم کپیه و متاسفم که این بیماری به من هم سرایت کرده ) .واقعا آگهی فوق العاده ای مانند پنبه ریز من رو یاد دیالوگ مشترکم با برادر مجتبی محمدیان می انداخت : برای این آگهی می ایستم و دست میزنم . بد نیست که در این مسیر پرچمداری کافه ، اعتباری نیز به بیرون سرایت بکنه (اشاره به رتبه بندی و فراخوان رتبه بندی ده آگهی برتر )
سوم ؛ به نظر من جای آگهی گره های بانک ملت خیلی خالی بود این وسط . واقعا این کار قابل تقدیر بود .
چهارم ؛ نوآوری و تهور مدیران باانک آینده و تیم خلاقی که این سناریو رو به این زیبایی ساختند واقعا قابل تقدیره . بد نیست حتی خود این سازندگان بیایند و تیم خلاق خودشون رو هم معرفی کنند . بالاخره همه ما می دونیم که کپی رایتینگ و تیم های کریتیو یکی از حلقه های مهم مفقوده در تبلیغات ایران هستند .
سخن کوتاه میکنم و به تمام کافه ای ها و فعالان تبلیغات و بازاریابی در کشورمون به خاطر این رشد (رشد کافه و رشد تبلیغات در کشور ) تبریک می گم .
آقای دکتر در مورد سازندگان اگهی ها نکته ای که وجود داره این است که کلا سازندگان از خود گویی اثری نمی گذارند با این حال سازنده هفت مورد را شناسایی کردیم ولی اون سه موردناشناخته باعث شد قید درج سازنده رو در شناسنامه کار بزنیم.
رتبه بندی هم از روز اول من اصرار داشتم که صورت بگیرم اما در کمیته تشکیل شده ویژه این کار مقرر شد تا رتبه بندی به عهده ذهن مخاطب باشد. انگار مخاطب هم زیاد به رتبه بندی علاقه ندارد البته ما مشخصا دعوت به این کار هم نکردیم که شاید ایراد از ما بوده.(من بالاخره یه روزی این کار رو می کنم)
اگهی گره ها گمان می کنم برای سال ۹۳ بود. به همین خاطر در این نظرسنجی لجاظ نشد ولی قبول دارم اگهی خوبی بود.
موفق باشید
در ضمن برای اطلاعتون می تونید این لیست رو ببینید
۱. اکتیو: ایران نوین
۲. آپ: بادکوبه
۳. آینده:؟
۴. پنبهریز:؟
۵. شیپور: ایمانقشینه
۶. صادرات: ایراننوین
۷. صحت: مبلغان
۸. فامیلا: بادکوبه
۹. مسکن: ایدهپروران
۱۰. بانک ملت: ایران نوین
+ داو: مات
آقای دکتر مشایخی از این که هر بار که دست به قلم میشید یک کارگاه کوچیکی برای مخاطب راه می اندازید ممنونم
سلام به همگی و خدا قوت …
جایه مسابقه جنجالی بهترین تبلیغات ازدید مخاطب بسیار خالیست کماینکه من به شخصه صرفا از جهت مخاطب بودنم نمیدانم مسابقاتی هست که مخاطبنظر بدهد؟؟؟ گرچه که به انواع تبلیغات و اثربخشی اش دوستان متخصص عمیق نگاه میکنند اما یه طرفه قضیه هم مخاطبی است که فکر میکند تبلیغات فقط ممیزی میشود وبعد کیلویی پخش میشه و حتی مخاطب نمیتواند بهترین تبلیغ رو تحسین وبدترین رو سرزنش کنند چون جاییه درست درمون وجود ندارد که حامی نظر مشتری باشد وبه وقت و نگاه اوبه این حجمه تبلیغاتی احترام بگذارد پس دلسرد میشه وبااولین تبلیغ کانال رو عوض میکنه یا رو میاره بهشبکه هایاجتماعی که پراکنده وبی اثر ه ..انشالله و به صلاح دید همین گروه متخصص کافه چنانچه این کار واقعا عملی باشه چقدر خوب میشه مثل موارد دیگر کافه بازاریابی پیش آهنگ شود .پایدار باشین….
قطعا تو برنامه هامون هست
داریم راه درستش رو بررسی می کنیم
ممنون از دوستان کافه بازاریابی برای این ایتکار جالب
من اگه قرار باشه بین این ۱۰ اثر یکی رو بعنوان آگهی برتر انتخاب کنم احتمالا انتخابم آگهی پنبه ریزه…البته آگهی داو بسیار بسیار زیبا و تاثیرگذارتر بود اما بنظرم بیشتر باید تو حوزه فیلم کوتاه قراربگیره تا آگهی تلویزیونی ( والبته مایلم نظر دوستان رو هم بدونم که آیا برای زمان یک آگهی تلویزیونی محدودیتی قائل هستند یا خیر) و بهرحال و صرف نظر از کتگوری ، یک تبلیغ پیشرو و کاملا در خدمت برندینگه که در جایگاه ذهنی برند در بلند مدت بسیار موثره.
آگهی بانک ملتم اگه کوتاهتر بود مطمئتا بهتر بود و ایده جذابی داشت
آگهی های بانک آینده و بانک صادرات هم جذاب بودن اما بنظرم در انتها ، آگهی و برند به زور به یکدیگر وصل می شدن وشرکت تبلیغاتی می تونست این آگهی رو به هزاران برند دیگه بفروشه بدونه اینکه چیزی عوض شه – مخصوصا در مورد بانک صادرات ؛ تمایز این بانک کجاست؟ و چه پشتیبانی دیگه ای در سایر آمیخته های بازاریابی این بانک از این آگهی صورت می پذیره؟-
تبلیغ مسکن هم البته دوست داشتنی بود اما زمان اون بدون دلیل طولانی بود و می تونست با همین فضا خیلی مینی مالی تر باشه و مخصوصا از نیمه دوم واقعا می شد ادامه نداد – لزومی نداره تمام حرفامون را بخوام در یک آگهی بگونجونیم-
سایر کارها هم کارهای معمولی بنطرم اومد که بهشون ارفاق شده بود و شاید نگاه تکنیکی غلبه داشت در انتخابشون . بهرحال بقول آقای دکتر محمدیان دموکراسیه و ما هم احترام می گذاریم :)))
چیز دیگه ای که توجهم رو جلب کرد زمان طولانی این آگهی ها بود…واقعا ما خیلی مینی مال تر می تونیم برخورد کنیم و زمان بالای ۳۰ ثانیه که فک کنم شامل تمام این آگهی ها بود بیش از حد طولانیه…و احتمال میدم این موضوع ناشی از نحوه محاسبه هزینه ساخت آگهی بر مبنای ثانیه است و در جهت نفع بیشتر شرکت تبلیغاتی!
پاینده باشید
فرهنگ مینیمال در حوزه گرافیک چندی است که باب شده
اما در مورد تلویزیون بخشی از فقدان این سبک رو باید پای سختی ساخت این آگهی ها گذاشت
با سلام خدمت اساتید بزرگوار ؛ اگر کاربری یک آگهی تبلیغاتی رو انتقال یک پیام و درک آن توسط گیرنده پیام و ایجاد اثر در او بدانیم به نحوی که او راجع به موضوع آن پیام پس از دریافت به گونه مطلوب فرستنده فکر یا عمل کند انصافا جای حداقل یکی از آگهی های کمیته امداد رو در این لیست خالی میبینم .بواسطه شغلم با مدیران بسیاری در این صنعت در ارتباط بودم و خیل کثیری از این عزیزان از آگهی های مذکور به عنوان یکی از اثرگذار ترین تیزرهای صداوسیما در چند سال گذشته یاد مینمودند.آگهی هایی که برای همه ما به نوعی پیامی فراموش شده اما آشنا و به یادماندنی رو به تصویر می کشید . آگهی هایی که بارها و بارها برای عزیزانمون از طریق شبکه های اجتماعی ارسال می کردیم . و بعضا چند بار آنها رو نگاه می کردیم و براستی اثر گذاری عمیقی رو در مخاطب ایجاد می کرد . البته که معتقد هستم اکثریت به قریب آگهی های انتخاب شده شاخص بودند و عرض تشکر و سپاس دارم از شما . همواره موفق و در پناه حق باشید….
جناب قوام صدری شما را به عنوان یکی از مدیران خوب و حرفه ای های خوب صنعت تبلیغات می شناسم. با شما کاملا موافقم.اگهی های کمیته امداد در سال ۹۴ واقعا تاثیرگذار بود. حتی در لیست اولیه هم بود. در هر حال به دوستان فعال در پروژه تبلیغاتی کمیته امداد خسته نباشید می گیم و امیدواریم با انرزی به کار خودشون ادامه بدهند.
جناب صدری کاملا درسته موافقم
ممنونم از نظر لطف شما جناب محمدیان