وقتی فنجان های ذهن پر می شود //اولین همنشینی فعالان تبلیغات با استاد منوچهر مستوفی

پنجشنبه ۱۰ مرداد ساعت ۳، استودیوی یکی از چهره های ماندگارهای تبلیغات ایران، استاد «منوچهر مستوفی» شاهد همنشینی جمعی از فعالان تبلیغات ایران از تخصص های مختلف بود. این دورهمی که به همت پژمان فخاریان و هومن یگانی و به میزبانی استاد منوچهر مستوفی ترتیب داده شده بود محفلی بود برای دیدار فعالان تبلیغات ایران با "استاد منوچهر مستوفی" که همیشه برای نسل های بعد از خود حرفهای بسیار برای گفتن داشتند و همچنین تجدید دیدار بین برخی از فعالان تبلیغات و البته بستری برای همفکری درباره شرایط حاکم بر تبلیغات کشور بود. به تعبیر شیرین استاد مستوفی مجالی بود تا فنجان های ذهن را با محتوای فنجان های همدیگر پر کنیم.

این نشست با حضور استاد منوچهر مستوفی، پژمان فخاریان، هومن یگانی، ماکان مهرپویا، شهرام سیف هاشمی، مجتبی محمدیان، سام نفیسی، محمود حافظ، حامد پازوکی، حامد ناصری، اونیش امین اللهی، علی رضا احمدی، شهرام احمدی، علی محمدی، علی رضا اردوبادی، فرزاد مقدم، حمید دانشور، حمید روشنایی، علی منفرد، پیام بلوریان کرد و فرشید شهیدی راس ساعت ۳ برگزار شد.

در این نشست که با صحبتهای انرژی بخش و پیشبرنده استاد مستوفی و با تاکید بر ضرورت تعامل شروع شد برخی از شرکت کنندگان هم از چالش ها و راههای برون رفت از آن گفتند. حرفهایی که به تناسب تخصص شرکت کنندگان هر کدام رنگ و بویی خاص و تامل برانگیز داشت. جایی از تغییر زمین بازی به سمت فضای دیجیتال گفته شد و جایی از ضرورت توسعه شبکه کاری بین شرکتهای کمی کوچکتر. از عدم وجود وحدت نگاه و منافع بین مدیران شرکتهای تبلیغاتی و نیروهای فعال در آژانس ها گفته شد. جایی از فضای ملتهب کشور و تاثیر آن بر تبلیغات گفته شد و جایی دیگر از سختی کار برای فعالان تبلیغات در شهرهایی غیر از تهران. با این حال موضوعی که بیش از هر چیز در این نشست بر آن تاکید شد "ارایه راه حل" بود. تاکید بر این که چالش ها به ذات می توانند بستری باشند برای رسیدن به موفقیت.

به هر روی اولین نشست اهالی تبلیغات و دیدار با استاد مستوفی ساعت ۵٫۳۰ به پایان رسید و زمینه دیدارهای بعدی نیز در پایان همین جلسه مورد بررسی قرار گرفت.


One thought on “وقتی فنجان های ذهن پر می شود //اولین همنشینی فعالان تبلیغات با استاد منوچهر مستوفی”

  1. سلام وقت بخیر
    حال و روز تبلیغاتمان متاسفانه خوب نیست ، وقتی انحصار های مسخره ای در تلویزیون تنها برای یک شرکت وجود دارد و تنها اوست که میتواند...،وقتی اثری از جسارت و خلاقیت وجود ندارد،وقتی تنها جذابیت کارهایمان آهنگهای شش و هشت و شعر که نمیشود گفت چرت و پرت های منظوم است و وقتی دانش روز را به فراموشی سپرده ایم و وقتی اجازه ورود به دیگران نمیدهیم....

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *