ساده اما مهم // تبلیغات زیبا و خلاقانه ولی بدون پشتوانه

حامد صادقی: امروزه در بیلبوردها، مجلات و رسانه هاى مختلف، تبلیغات کالاهاى متفاوت از آبمیوه ها و خوراکی هاى متفاوت گرفته تا انواع اتومبیل و شرکتهاى اینترنتى دیده می شوند. نکته اى که در بیشتر این تبلیغات حائز اهمیت است نحوه نمایش و تولید محتواى این آگهى ها می باشد که از هر نظر نسبت به سالیان نه چندان دور پیشرفت چشمگیر و خوبى داشته اند، هر چند که هنوز اشکالات اساسى در نوع محتوا و حتى انتخاب  رسانه به چشم می خورد.

نکته مهمى که در این مقاله به آن پرداخته می شود، میزان سنجش پشتوانه و تاثیر گذارى عمیق بعضى از تبلیغات در دل و ذهن مخاطبان خود است. بدیهى است که این تاثیر گذارى، بنا به نوع رسانه انتخابى و همچنین نوع کالا و سرویس ارایه شده و همچنین مخاطبان آنها متفاوت است.

هدف شرکتهاى تبلیغاتى در شرایط طبیعى خلق آثارى خلاقانه و چشم نواز می باشد که در عین حال محتوا و پیام اصلى کالا یا سرویس مورد نظر را از طریق رسانه مربوطه به مخاطبان برسانند. خیلى از صاحبان کالا و خدمات صرفا به انتقال پیام خود بسنده میکنند و وقتى بیلبورد خود را درسطح شهر میبینند براین باور هستند که کار اصلى انجام شده است. متاسفانه این فقط شروع کار است و باید پذیرفت که کالاها و خدمات چیزهایى بیش از یک اسم و یا هویت را با خود حمل میکنند. ارزشهایى همچون تاریخچه شرکت، نوع سرویس هاى ارائه شده در زمانهاى قبل و به طور کلی پیشینه محصولات یا خدمات. همچنین باید قبول کرد که نوع نگاه مردم و مخاطبان بسیار متفاوت تر از قبل شده است.می توان با چند مثال راحت تر به مفاهیم بالا پى ببریم.

در چند ماه اخیر ما شاهد نمایش بیلبوردهاى شرکت هاى ایران خودرو و سایپا بودیم که یا به معرفى محصولات خود پرداخته اند و یا ما را از عواقب خرید اجناس تقلبى آگاه کرده اند. باید اذعان داشت که بعضى از این بیلبوردها هم بسیار خلاقانه و حرفه اى کار شده اند. اما سوال اینجاست، این خلاقیت و زیبایى تصاویر تا چه حد در نظر مخاطب تاثیر گذار بوده. مطمئنا  پیشینه نادرست و خط مشی این شرکتها بیش از جذابیت بیلبوردها در ذهن مخاطب جا گرفته است. مخاطبی که کیفیت ضعیف و خدماتی ضعیف تر را در واقعیت لمس کرده به سختی پیام هایی که اینگونه کلمات را چه از نظر نوشتارى یا محتوایى به انها ارائه میکنند قبول می کند .

به عنوان مثال شرکتى را در نظر بگیرید که خدمات اینترنت را بسیار خلاقانه و جذاب تبلیغ میکند. با سرعت هاى باور نکردنى و قیمتهاى عالى. مخاطبى که قبلا از این سرویسها استفاده کرده و از خدمات این شرکت بسیار گله مند بوده، فقط با پوزخندى ازکنار آن آگهى عبور میکند و چه بسا در جمع هم به تخریب اگهى و شرکت بپردازد که یکى از بزرگترین صدمات را به آگهی دهنده وارد میسازد.

مثال دیگر میتواند به تبلیغات چیپس و پفک آن هم به عنوان یک غذاى سالم اشاره کرد. با افزایش آگاهى و شعور اجتماعى خطرات استفاده از این نوع محصولات هم براى خانواده ها بیشتر روشن شده و با تبلیغات خلاقانه و شعارهاى پوچ نمیتوان دیدگاه آنها را به راحتى تغییر داد.

با نگاهى منطقى میتوان دریافت که با افزایش شعور اجتماعى و آگاهى عمومى مردم، دیگر فقط با خلاقیت و شعارهاى زیبا و عامه پسندانه نمیتوان به اهداف بلند مدت رسید. همه شرکتها باید این نیاز به تغییر را در خود احساس کنند و در راستاى اهداف بلند مدت خود قدمهای مثبتی بردارند که در ادامه به چند مورد آن اشاره شده است.

  • صداقت را در تبلیغات خود نشان دهند
  • مخاطب باید احساس کند که شرکت در راستاى جبران نقص ها و کمبود هاى خود قدم برداشته و در رفع انها تلاش میکند
  • اقدام عملى در راستاى رضایت مشترى صورت گرفته باشد

در مجموع باید پذیرفت که امروزه با وجود ابزارهای ارتباطی مختلف و افزایش آگاهی مخاطبین،  راه نفوذ به دل و ذهن آنها بسیار دشوار بوده و تا زمانى که شرکتهاى آگهى دهنده کوششی در جبران گذشته خود نکنند و حس تلاش براى ارایه سرویس و خدمات بهتر را به مخاطبان خود ندهند، هیچ تبلیغاتى در ذهن و دل مخاطبان نخواهد نشست و یا خیلى زود از ذهنشان پاک میشود.

 


2 thoughts on “ساده اما مهم // تبلیغات زیبا و خلاقانه ولی بدون پشتوانه”

  1. سلام به آقای صادقی عزیز
    به نظرم متن شما نکته خیلی مهمی داشت که توی کارزاز تبلیغاتی برندها فراموش شده ...
    این روزها اون قدر حجم تبلیغاتی که می بینیم زیاد شده که هر برندی می خواد فقط خودش رو بین این همه آگهی چند لحظه ای به مخاطب بی حوصله و پرمشغله نشون بده که نتیجه اش هم چیزی جز آفت هایی که بهش اشاره کردین نخواهد بود.
    در این میان فکر می کنم تعداد کمی از برندها تونستن در مسیر درست حرکت کنن و تاثیرهای ماندگار بر ذهن مخاطبانشون بذارن. برای خود من کمپین های اخیر سامسونگ مثل درختم و بخوانم با وجود اخبار نه چندان مثبتی که از این برند می شنیدیم بسیار جالب توجه بودند. در واقع این کمپین ها ایده و فکری پشت خودشون داشتن که به مخاطب این فرصت رو می داد خطاهای برند رو ببخشه و باز هم به عنوان یک نام قابل اعتماد باورش کنه.
    باید قبول کنیم خیلی از برندهای مطرح ما با وجود قدمت هنوز به مرحله بلوغ از نظر درک تجربه مشتری نرسیدند و شاید برای تحقق چنین مرحله ای باید کمی شکیباتر باشیم.

  2. پیرو مطلب خوبی که نوشتید بزودی قصددارم با پایان سری یادداشتهای انواع بریف در تبلیغات سری یادداشتهای جدیدی رو در باره انواع خلاقیت در تبلیغات شروع کنم. مطلب خوبی نوشتید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *