نگاهی غیر سیاسی به انتخابات شورای شهر // توجه به برندسازی در پس چهره های دلربا

فرشته زمانی: انتخابات های گذشته حاوی پیام های روشنی برای ایران و دنیای خارج از ایران بود. اما آنچه برای یک بازاریاب میتواند حایز اهمیت باشد، قدرت برندسازی بود. در همه شهرها تعداد نامزدهای شورای شهر زیاد بود.‌ در تهران بیش از دو هزار نفر و در اصفهان بالغ بر هفتصد نفر کاندید شورای شهر بودند. بیشتر تبلیغات زیبا و دلفریب بودند. زنان و مردانی آراسته، زیبا و یک عالم شعارهای دل انگیز. از بانوی آفتاب گرفته، تا قول تغییر شهر، تا ایجاد اشتغال و هرچه فکرش را بکنید. فکر میکنم فقط وعده سفر به فضا کم بود. تبلیغات کل فضاهای شهری را گرفته بود. در این میان نه شعارها بیاد آدم میماند، نه تفاوت قیافه ها و ژست هایی که همگی تلاش داشتند متفاوت باشند، تا حدی که "متفاوت بودن" به "امر عادی" تبدیل شده بود. برخی ائتلاف هایی صنفی تشکیل داده بودند و برخی ائتلاف اعتقادی. در این میان اما کسی نبود که خود را متخصص نداند. هرکجا میرفتی تبلیغاتی از نامردهای چشم قشنگ و خوش شعار دریافت میکردی. تنها منبع اطلاع از سمت و سو و مزیت نامزد مربوطه، فرد توزیع کننده بود.
حاصل کار اما چه بود؟ پیروزی قاطع لیست امید که حتی مردم قیافه های برخی از آنها را نمیشناختند. مسلما این پیروزی قاطع مبتنی بر شانس و تصادف نبود. پس از اعلام نتایج شاهد عصبانیت برخی کاندیدهای مستقل بودم که ادعا داشتند مردم "با چشم بسته" رای داده اند. وقتی مفهوم "چشم باز" را از ایشان میپرسی پاسخشان "تحقیق و شرکت در جلسات توجیهی است".
بیایید فرض کنیم یک شخص فرضی، مثلا خانم "الف" بخواهد براساس دوره های توجیهی نامزدهای خود را انتخاب کند. از آنجا که خانم الف استاد ریاضی دانشگاه و بسیار از تیپ "با چشم باز تصمیم گیرنده" است، طبق پیشنهاد کاندیدهای مستقل تصمیم میگیرد در جلسات توجیهی کاندیداها شرکت کند. از آنجا که شرکت در جلسات توجیهی دو-سه هزار کاندیدا عملا غیر ممکن است، وی تصمیم میگیرد با یک فیلتر اولیه براساس رشته تحصیلی کاندید و قشنگی شعار، تعداد کاندیداها را فیلتر کند. او با یک حساب سرانگشتی تصمیم میگیرد به ازای هر نماینده، پنج نفر را بررسی کند. بنابراین به بررسی ۵×۲۱=۱۰۵ کاندید نیاز دارد. فرض میکنیم خانم الف حتی مرخصی بگیرد برای بررسی صد و یک کاندید، شرکت در جلسات توجیهی و تصمیم گیری. حتی درصورتی که هرروز دو جلسه توجیهی هم برود، باز هم دوماه باید مرخصی بگیرد و از کار و زندگی و خانواده خود نیز بگذرد. تازه برای انتخاب بیست و یک کاندیدای اصلح از بین یکصد و پنج نفر، چنانچه بخواهد منطقی تصمیم بگیرد، نیاز به یک نرم افزار تصمیم گیری مثل expert choice داریم. حالا واقعا چند نفر میتوانند مثل خانم الف دوماه از زندگی خود بزنند، بدون تداخل برنامه های نامزدها در جلساتشان شرکت کنتد و بعد با کمک سیستم های خبره تصمیم گیری نمایند؟
اینجاست که یک برند مشترک، محصول دو برند"اصلاحات" و "اعتدال" وارد میدان میشود. این برند مشترک، برند استوری خود را دارد، لوگوی مخصوص خود را دارد و تفکرات و ارزش های مشترک. برنامه هایش معطوف به "شخص" نیست و معطوف به یک "تفکر" است. هواداران هر دو برند تشکیل دهنده را با خود دارد و براحتی بوسیله بازاریابی دهان به دهان دیجیتال ترویج میشود. این برند حتی فونت و رنگ های مخصوص به خود را دارد و یک الگوی رفتاری باثبات و قابل اطمینان از خود بروز داده. رهبران یکی از برتدهای زیرمجموعه اش ممنوع التصویر و بشدت محبوبند و دیگری طبق استانداردهای رفتاری اش عمل کرده. تکلیف هواداران با این برند مشخص است و وقتی یک لیست اعلام میکند کسی نیاز به دردسرهای بررسی منطقی تک تک لیست را ندارد. این لیست تنها یکی از محصولات برند است و مخاطبان به "اعتبار" و "اعتماد" برند، از محصول مربوطه استقبال میکنند. پیروزی لیست امید، محصول موفق برندسازی بود.


9 thoughts on “نگاهی غیر سیاسی به انتخابات شورای شهر // توجه به برندسازی در پس چهره های دلربا”

  1. سلام به خانم زمانی
    خیلی خوشحالم که مطلبی به قلم شما در کافه بازاریابی می خونم و امیدوارم این روند مستمر باشه.
    به نظرم بازاریابی سیاسی یکی از جذاب ترین حوزه های رشته جذاب ماست و جا داره بیش از این بهش پرداخته بشه، ممنون از شما که قدم اول رو محکم و تاثیرگذار برداشتید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *