یونی تاک // گفتگو با دکتر محمود محمدیان درباره آموزش MBA در ایران

در کافه بازاریابی قصد داریم تا پروژه بررسی مبسوط پایگاههای اموزش MBA در ایران را راه بندازیم. برای این کار در ابتدا گفتگویی انجام دادیم با دکترمحمود محمدیان تا با ایشان درباره مسایل اساسی این حوزه صحبت کنیم. قصد داریم تا بعد از این گزارش به سراغ موسسات مهم اموزش MBA برویم تا پای صحبت این دوستان هم بنشینید و کمی بیشتر با محیط اموزش MBA در ایران آشنا شویم. با ما همراه باشید. روزهای اینده باز هم با این موضوع به سراغ شما می اییم. حالا گفتگوی کافه بازاریابی با دکتر محمدیان را گوش کنید.

این گفتگو به همت آقای مصطفی بلادیان تهیه شده است. برای شنیدن این گفتگو اینجا کلیک کنید.


16 thoughts on “یونی تاک // گفتگو با دکتر محمود محمدیان درباره آموزش MBA در ایران”

  1. با توجه به جو غالب این روزها موضوع بسیار خوبی رو انتخاب کردید، از این بابت ممنون و ممنون از دکتر محمدیان بزرگوار که مثل همیشه نظرات راهگشای خودشون رو در اختیار علاقه مندان قرار می دهند.
    سالها قبل با اوج گرفتن تب MBA خصوصا در آمریکا و اروپا، هنری مینتزبرگ نقدهای اساسی به ساختار و محتوای این دوره ها وارد کرد.آرای مینتزبرگ چنان رادیکال بود که پذیرش آنرا برای بسیاری ناممکن می نمود.
    مینتزبرگ عقیده داشت که MBA به عنوان یک گواهینامه حرفه ای و نه یک مدرک آکادمیک،رسالت خود را درست انجام نمی دهد و در دستیابی به هدف خود دچار انحراف گردیده است.
    هدف این برنامه ها، طبق بیانیه های رسمی پیشکسوتان آموزش MBA، خلق و تربیت مدیرانی پخته و کاربلد با تکیه بر مورد کاوی بود تا از طریق این مورد کاوی ها فاصله شان را با دنیای واقعی مدیریت بکاهند و ازفضای تیوریک دور شوند.
    هر چند مینتزبرگ منکر تاثیرات بعضا مثبت موردکاوی ها نمیشد ولی تاثیر گذاری درست و کاراتر آنرا منوط به شرایطی می دانست که آموزش MBA فاقد آن بود. او عقیده داشت که آموزش مدیریت در فضاهای بسته دانشگاهها و از طریق مورد کاوی های ارایه شده همانقدر به محیط به محیط واقعی و عملیاتی مدیریت شبیه است که جلوه های ویژه سینمایی به واقعیت.
    جدای از نقد محتوایی، وی به ساختار و شیوه پذیرش افراد هم ایراد می گرفت و می گفت:"آموزش مدیریت به افرادی که هیچگاه تجربه ای در سمتهای مدیریتی نداشته اند، مانند تدریس روانشناسی به کسی است که هیچ آدمی ندیده باشد".
    وی نتیجه می گرفت که MBA بیش از آنکه توانایی های مدیریتی در افراد ایجاد و تقویت کند،آنها را به غرور مدیریتی دچار می کند.مینتزبرگ ماهیت کار مدیریتی را نوعی از مربیگری با خاصیت تسهیل گری می دانست که نیازمند درک بافت، فرهنگ و کار جمعی است.اما آنچه در نتیجه دوره های MBA حاصل می شود اکثرا افرادی با حداکثر منیت و غرور و توهم دانای کل بودن است که اساسا با روح مدیریت در تناقض است و عاملی در خلاف جهت تعالی سازمانی است. مورد آخر حال و روز این روزهای جامعه بازاریابی خودمان است که برخی از عزیزانMBA داربا اتکا به اعتماد بنفسی که در طول یک یا دوسال آموزش بدست آورده اندخود را تحلیل گر،مهندس و مشاور می نامند و کمترین سهمی برای تجربه قایل نیستند.حتما آموزش می تواند سبب پیشرفت شود ولی در بعضی رشته ها آموزش نظری صرف، جوابگوی حل مسایل واقعی نخواهد بود.
    ممنون از حوصله بزرگواران

  2. با سلام و احترام خدمت دوستان عزیز
    آموزش MBA در ایران متاسفانه دارای اشکالات اساسی از جنبه های ذیل هست:
    - علاقمندان و دانشجویان: اکثرا به دنبال مدرک گرایی و کسب ضرفا یک گواهی برای بازارکار است نه آشنایی با دانش روز . هدف بیشتر یدک کشیدن لقب کارشناس ارشد در دوره های MBA یا دکتر در دوره های DBA
    - مدرسان: متاسفانه بسیاری از مدرسان هم در حوزه تئوری و دانش مدیریت و کسب و کار تخصص و دانش لازم و بروز را ندارند و صرفا با چند پاورپوینت و جزوه اقدام به نشر دانش مدیریت می نمایند. از جنبه کاربردی نیز اغلب سابقه فعالیت در صنعت را نداشته اند و همچون مهندس معدنی هستند که تاکنون معدن ندیده اند و در آن کار نکرده اند و این افراد متاسفانه فاقد توانایی و مهارت لازم در مدیریت هستند و نمی توانند به طور کاربردی نیز موردهای عملی را تدریس نمایند.
    - موسسات: به دنبال کسب درامدند و و اکثرا از یک موسسه آموزشی کاربردی به بنگاه مدرک پراکنی تبدیل شده اند
    محتوای آموزشی : که نیاز به توضیح ندارد و در بالا عرض کردم فاجعه را
    - صنعت: در کشور ما چون ارتقا مبتنی بر شایستکی و مهارت کم است و همچنین در بسیاری از صنایع کسب در امد و سود اساسا مهم نیست یا به فعالیت اصلی صنعت درامدها ربطی ندارد و یا رقیبی وجود ندارد و بازار در انحصار است و رقابتی نیست بنابر این هنوز نیاز واقعی به این دوره ها در صنعت احساس نشده است

    باتشکر
    آرمان احمدی زاد
    استادیار دانشگاه و مشاور، محقق و مدرس کسب و کار

  3. با سلام
    من به عنوان شخصی که هم دوره های MBA رو در موسسات خصوصی گذرونده ام و هم در دانشگاه به صورت آکادمیک ، باید بگم که واقعا خروجی این دوره ها کاملا بستگی به خود دانشجو داره یعنی اگر خود شخص علاقه مند باشه و مخصوصا در محل کار خودش درگیر مسائل مرتبط باشه و بتونه از ارتباطاتی که در این دوره ها ایجاد میشه استفاده کنه این دوره ها می تونه بسیار موثر باشه و کاملا طرز فکر آدم رو حتی به زندگی شخصی خودش تغییر میده
    ولی اگه قرار باشه طبق صحبت ها دوستان فقط وقت گذرونی و یا کسب مدرک باشه که کاملا مشخصه و نیازی به توضیح بیشتر نیست.
    ممنون

  4. سلام جناب دکتر
    ضمن اینکه باید اعتراف کنم از نظرات بزرگواران نهایت حسن استفاده را بردم ، بر اساس ارتباط نسبتاً نزدیکی که با دانشجویان حوزه MBA در یک موسسه خصوصی دارم به جرات می توانم بگویم که بخش عمده ای از این عزیزان حتی نمی دانند برای چه منظوری آمده اند! آیا هدف، بالا بردن مهارت هایشان است یا صرفاً شیک و مجلسی بودن عنوان؟
    اینکه در یک کد کلاس ۳ مدیرفروش نشسته باشند در کنار چند دانشجوی ترم پایین مدیریت همراه با مدیرعاملی مسن که بیش از ۳۰ سال تجربه مدیریتی دارد و ایضاً ۲ نفر بزرگوار دست اندرکار ساخت و ساز واحدهای مسکونی و درنهایت هم تکمیل کننده این کلاس پربار، یک پرستار بیمارستان باشد! در شگفتم که قرار است در این کلاس ها چه چیزی آموزش داده شود؟ هرچند که بعید می دانم نیازی به یادآوری فاجعه بار بودن محتوای آموزشی باشد.
    از طرفی فکر میکنم آنقدر زمان گذشته باشد که خروجی این آموزش ها را در سازمان های مختلف دیده باشیم. تا جایی که وسع محدود حقیر بر اساس اندک تجربه ام یاری می کند خروجی دندان گیر خاصی ندیده ام.
    فکر میکنم مثال بسیار معروف دریاچه ای به عمق چند سانتی متر در مورد این عزیزان به خوبی جاری باشد. البته بدبینی و منفی نگری صرف هم بی انصافیست. از دیدگاه دیگر اعتقاد دارم کسانی هستند که بر اساس "احساس نیاز واقعی" پا در این مسیر گذاشته و قطعاً شما بهتر می دانید که احساس نیاز است که شخص را به یادگیری وا می دارد. مثلاً کسی که چند سال تجربه کاری داشته و احساس کند که برای بالا رفتن مهارتهایش نیاز به آموزش در این حوزه دارد و از همه مهمتر اینکه در یک بخش خاص (مثلا در بخش فروش، مذاکره، منابع انسانی و ...) در کنار کلاسها، خود نیز به امر یادگیری مشغول باشد و به صورت تخصصی این حوزه را دنبال نماید قطعاً موفق ترین محصول این سیستم آموزشی خواهد بود.

  5. درود بر سروران ارجمند در کافه بازاریابی
    یکی از مسائلی که در دوره های ام بی ای که اینجانب شاهدش بودم، عدم تمایل دانشپذیران به انجام تمرین است. اگر بپذیریم که دوره های ام بی ای و دی بی ای به نوعی برای کسب مهارت هم برگزار می گردد، بنابراین فقط شنیدن تئوری محض سرکلاس دردی را دوا نخواهد کرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *