اینفلوئنسرها در مقابل فالش گرامرها و برخی از میانیان!

مجتبی محمدیان: در این یادداشت قصد دارم کمی درباره فضای اینفلوئنسر مارکتینگ که به مرور در حال جا افتادن و پخته شدن است صحبت کنم. فضایی که به مرور بازیگران اصلی خود را می شناسد و به مرور بعد از آزمایش و خطاهای زیاد در حال پیدا کردن زبان درست بازار است. اینفلوئنسر یا تأثیرگذار به هر فردی در شبکه‌های مجازی گفته می‌شود که به واسطه داشتن فالوور های زیاد بر مخاطبش تأثیرگذار است. اینفلوئنسرها ممکن است در زمینه‌هایی مثل تولید ویدیو، بررسی غذاها، آشپزی، سفر و … فعالیت کنند. به اعتقاد من فعالانِ این عرصه یعنی اینفلوئنسرمارکتینگ را می توان به سه گروه تقسیم کرد.

گروه اول اینفلوئنسرهای واقعی: گروه اول آنها که واقعا اینفلوئنسر هستند. یک لاین تخصص را دنبال می کنند. از موضوع تخصصی شان بیرون نمی زنند و به تبع حرفشان برای مخاطب هم برش دارد. از اینفلوئنسرهای حوزه عذا بگیرید تا لوازم آرایشی و بهداشتی و عکاسی و ... . در واقع این گروه دقیقا همان بخش جذاب اینفلوئنسرمارکتینگ است. درست و موثر. حرفشان بر ذهن و قلب مخاطب تاثیر می گذار و از موضوعاتی که تخصص ندارند حرف نمی زنند و تبلیغ هم برای موضوعات غیر مرتبط انجام نمی دهند.(در این بین هستند اینفلوئنسرهایی که گاهی دچا خطا می شوند و محصولات غیر مرتبط هم تبلیغ می کنند)

گروه دوم آدم های پر طرفدار: افرادی هستند که به اینفلوئنسر معروف اند اما بیشتر از اینکه اینفلوئنسر باشند آدم های پر طرفدار هستند. این گروه از همه چیز صحبت می کنند. صفحاتشان پر است از عکس های قشنگ از میز غذا و کتابخانه، کفش و آنچه که خودشون لایف استایل می نامند. این گروه برای تبلیغ، هر محصولی را قبول می کنند. از قرص لاغری تا دعوت به تئاتر. بدون داشتن تخصص درباره یک موضوع خاص به اشتباه به آنها اینفلوئنسر می گن اما به واقع آدم های پر طرفدار هستند و بس. به تبع برش حرف این گروه به دلیل اینکه هر روز به یک رنگ در می آیند چندان زیاد نیست. اما قطعا مرز اخلاق و عرف را در محتوای تولیدی شان نگه می دارند.

گروه سوم فالش گرامر ها: گروهی که به سبب رفتار مسخره، رد کردن خطوط قرمز عرفی ، پیش رفتن سخفیف ترین حرکات، طرفدار نه، دنبال کننده های زیادی دارند و به چیپ ترین شکل ممکن هر موضوعی را تبلیغ می کنند. از سماور و رستوران تا اکستنشن. چیزی که می تواند به اشتباه آگاهی از برند تولید کند دقیقا همکاری با این گروه است. ویدیوهای این گروهها به زرد ترین شکل ممکن تولید می شود. به مفاهیمی زرد اشاره دارد و به سبب همین زردی گاهی بازدید زیادی هم می گیرد. حساب این گروه (فالش گرامر) را باید از دو گروه دیگر جدا کرد (بزودی در بابا همکاری با این گروه محتوای تولیدی ما را در کافه بازاریابی خواهید خواهند). مهم نیست اسم این گروه را واینر می گذارند یا نه. مهم این است که این گروه چهره های زرد تبلیغات ایران هستند.

ما در کافه بازاریابی اعتقاد داریم فضای حاکم بر همکاری برندها با فالش گرامرها (این تازه واردان به جامعه تبلیغات) به شدت زرد است که حرکتشان چنان قطاری است که از ریل خارج شده است. استفاده از روش های زرد تبلیغاتی و فضای کاسب کارانه حاکم بر این به اصطلاح آدم معروف های فضای مجازی بیش از هر شیوه تبلیغاتی دیگری نیاز به نقد دارد. تاکید کافه بازاریابی بیش از هر چیزی به واسطه فشار برندهاست. برندهایی که از طرفی خودشان به بزرگ شدن این به اصطلاح اینفلوئنسرها (که فالش گرامری بیش نیستند) کمک می کنند و از طرفی زخم خورده غیرحرفه ای گری های همین دوستان است. پیام های متعدد و حتی در جزیی ترین موارد ارسال اسکرین شات از نحوه مذاکرات با این دوستان از سوی صاحبان برندها که گاها ادبیات به شدت سخیفی را از سوی این به اصطلاح فالشگرامر ها و گاه اینفلوئنسرها نشان می دهد، ما را در کافه بازاریابی به واکاوی و نقد این فضا بیشتر وا داشت. طبیعی است که اعتقاد داریم اینفلوئنسر یا اینستاگرامر خوب داریم و البته اینستاگرامر بد، که ما آن را #فالش_گرامر می دانیم. افرادی که محتوای تولیدیشان بیش از آن که به برند کمک کند برند را یک گام به عقب می برد. افرادی که با پیش گرفتن سخیف ترین شیوه های معروفیت، طرفداران واقعی و غیرواقعی را دور خود جمع کرده اند و بدون توجه به کوچک ترین ملاحظات تبلیغاتی برندها را به هر ضرب و زوری سر زبان می اندازند اما چه زبان انداختنی!

بیشتر نقدها به فضای اینفلوئنسری ایران (البته بخش فالش گرامر هایش) نقد به "فرد" نیست. نقد به جریان است. اساسا این فضا بیش از آنکه نیاز به نقد فرد داشته باشد نقد جریان می خواهد. اساسا این فضای جدید اینفلوئنسری آن قدر آماتور هست که به نقد "فرد" نیاز ندارد. دست و پا زدن برخی از فالش گرامر ها و برخی صاحبان پیج های پر مخاطب برای جذب مخاطب اساسا خیلی جذابیتی برای نقد ندارد. آدم های حزب باد که یک روز از روغن تعریف می کنند، فردا از کلاس زبان و پس فردا از سیستم های تهویه هوای فلان برند و تلاش برای فروش گران استوری هاشان.

قبلا گفته بودیم که در کافه بازاریابی قرار است بیشتر به بحث فالش گرامر ها (اینفلوئنسرهای غیر واقعی و زرد که ما فالش گرامر می نامیمشان) این تازه واردها به صنعت تبلیغات ایران بپردازیم. کار را هم شروع کردیم. قطار نقد فضای اینفلوئنسری ایران در کافه بازاریابی، هنوز راه نیفتاده ری اکشن های مختلف از این دوستان و طرفدارانشان شروع شد. در یادداشت بعدی مطلبی را خطاب به دوستان فعال در این حوزه (اینفلوئنسرها و فالش گرامر ها) خواهم نوشت.

 


4 thoughts on “اینفلوئنسرها در مقابل فالش گرامرها و برخی از میانیان!”

  1. با سلام و عرض ادب خدمت جناب محمدیان عزیز و حاضرین
    تبلیغ هم مانند دیگر علوم، دارای تخصص ها و مفاهیم مربوط به خود است که آدم های خودش را می طلبد. ماهیتاً در نظر بگیریم که تبلیغ از پیام و رسانه تشکیل شده باشد. فضاهای دیجیتال به عنوان یک رسانه می توانند شکل بگیرند. عموماً بازاریابی دیجیتال موثر و مبتنی بر فرهنگ استفاده، شامل بازاریابی های آگاهی دهنده و تولید محتواست نه اینکه بتوان به عنوان یک فضای شلوغ و پر مخاطب صرف آن را در نظر گرفت. بیشتر افرادی (کارفرما ها / تبلیغ دهندگان) که از این فضاها در هر نوع از دسته بندی انجام شده توسط حضرتعالی استفاده کرده اند، بر اساس یک تصمیم گیری آنی و بدون تحلیل و آینده نگری به آن ورود کرده اند. در واقع به نظر می رسد تبلیغ دهندگان برای انتخاب این رسانه آن هم در مدل های مورد بحث، برای تصمیم گیری و انتخاب، تنها به دو معیار توجه می کنند: اول تعداد فالوئرها و دوم هزینه های اندک. در نظر بیگیرید رسانه های تبلیغاتی مشابه با این حجم مخاطب، از دسته های پرهزینه و ATL هستند. این موارد به شکل سطحی بررسی می شوند و فوراً تصمیم گیری ها انجام می شود. به نظر من این نوع تبلیغ هرچند موثر است اما در دراز مدت می تواند به اینفلوئنسر و تبلیغات دهنده آسیب وارد کند. البته نوع کاربری به شکل های تبلیغات پنهان تاثیرگذاری بیشتر و ماندگارتری خواهد داشت تا اینکه به صورت مستقیم انجام گیرد. من این نوع رسانه را به عنوان تکنیک به کار گیری سلبریتی در بستر دیجیتال می بینم و به نظرم دفتر جدیدی در دسته بندی روش های تبلیغاتی باز شده است: روش های تبلیغاتی زود بازده، روش های تبلغاتی مشمول برنامه ریزی و زمان مندی.
    اما در دسته صفحات زردی که به آن اشاره نمودید هم به نظرم ایجاد و رشد این صفحات به دلیل ورود دانش و ابزار قبل از ورود فرهنگ استفاده آن به کشور ما می باشد. یک محصول یا خدمت وارد کشور ما می شود و بعد از ایجاد یک سری مشکلات، تازه درباره آن نقدها و فرهنگ سازی ها شروع می شود. اگر هرکدام از ما به عنوان عضوی از جامعه بپذیریم که بخشی از مسئولیت های ما مربوط به اجتماع است مسلماً رشد این گونه صفحات و فضاها کند می شود و شاهد چنین اتفاقاتی (اشاره به بیمیتو) نخواهیم بود. کارفرماها باید بپذیرند که تبلیغ فقط ابزاری برای رشد درآمدی نیست و روی بخشی از فرهنگ تاثیر می گذارد. قبلاً هم اشاره کرده بودم، یک تبلیغ با تکنیک سبک زندگی، فرهنگ و روش زندگی عموم مخاطبان خودش را تغییر خواهد داد و قدمی بالاتر از یک تاثیر تبلیغی خواهد داشت.
    من از اینکه چنین موضوع پراهمیتی در کافه مطرح شد خوشحالم و از این تیزبینی جناب محمدیان عزیز صمیمانه تشکر می کنم. به نظرم این موضوع می تواند یکی از تیترهای پرمخاطب کافه باشد.
    ایام به کام

    1. سلام سپاس از شما بابت وقتی که گذشتید و نکات خوبی را اشاره کردید و متن من رو کامل کردید. در کافه مدتهاست به بحث اینفلوئنسرها می پردازیم و قطغا هم بیشتر خواهیم پرداخت.ارادت داریم

  2. سلام به آقای محمدیان بزرگوار
    فکر می‌کنم این روزها هر چه به این فضای زرد فالشگرامری بپردازیم باز هم کمه ... خیلی مهمه که بتونیم فرق بین تاثیرگذاری واقعی و اقدامات یک شبه و کوتاه‌مدت رو درک کنیم و البته که کافه باید در این اتفاق جریان‌ساز باشه.
    سوالی که باید بهش پاسخ بدیم اینه که چه چیزی ما رو به سمت این فضای زرد کشونده ... قطعا باید اتفاقی در اقتصاد و جامعه کسب‌وکار ما افتاده باشه که برندها سر از چنین روش‌هایی برای تبلیغ در میارن ... شاید باید تحقیق کنیم و ببینیم این روش‌های quick and dirty تا چه حد تونستن روی فروش و موفقیت کسب‌وکارها تاثیرگذار باشن.

  3. ممنون از مطلب خوبی که بهش پرداختین. این روزها وقتی اینستا رو باز میکنیم با هجمه بزرگی از جوون هایی مواجه میشیم که بنا به اختلالات شخصیتی و عقده های روانیشون دارن خودشون رو به انواع روش های ناپسند، عرضه میکنند. از طرفی تعداد زیادی جوون دیگه اونا رو دنبال میکنند و تحت تاثیر تبلیغات اون ها هم قرار میگیرند. واقعا باید یه فکر به حال فرهنگ جامعه مون کرد. وضعیت فکر و فرهنگی نسل های جدید به شدت رو به افوله و فکر میکنم اگر قرار باشه با همین روند پیش بره ما آینده ناراحت کننده ای خواهیم داشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *