زندگی با استانداردی بالاتر به روایت محمود محمدیان // پرسشی از همه اهالی کافه بازاریابی

در میان تعاریف متعددی که برای بازاریابی مطرح می شود یک تعریف زیبا و دلنشین وجود دارد که من همواره در سخنرانی های خود از آن یاد می کنم . بنا بر این تعریف بازاریابی علمی است که به دنبال ارتقای استاندارد زندگی افراد است. در واقع بازاریابی تلاش می کند تا کیفیت و استاندارد زندگی ما همواره بهتر شود.

با توجه به این تعریف به ذهنم رسید تا در سایت کافه بازاریابی به ابعاد این زندگی بهتر بیشتر توجه کنیم و ببینیم این زندگی بهتر چیست و چه شاخصهایی دارد . در واقع ما برای داشتن این زندگی بهتر به چه نکاتی باید توجه کنیم.

طبیعی است که برخی از این نکات به سلامت فیزیکی ما ارتباط دارد مثل غذایی که می خوریم ، هوایی که تنفس می کنیم و مواردی این گونه.

برخی هم به ابزارها و محیط پیرامونی ما اشاره دارد مانند وسایلی که از آنها استفاده می کنیم مثل کامپیوتر، اتومبیل ، دوچرخه ، بخاری و ….

این کیفیت و استاندارد به ابعاد دیگر زندگی ما نیز ارتباط پیدا می کند که رفته رفته به آنها خواهیم پرداخت. به نظر شما چه شرکتهای ایرانی با تولیدات خود استاندارد زندگی ما را ارتقا می دهند و چه شرکتهای ایرانی با تولیدات خود کیفیت و استاندارد زندگی ما را کاهش می دهند.

دوست دارم شما هم  وارد این بحث شوید و دست کم دو ماه پیرامون این موضوع با شما تبادل نظر کنیم. از همین حالا شروع کنید و پاسخ این سوال اخیر را بدهید.


73 thoughts on “زندگی با استانداردی بالاتر به روایت محمود محمدیان // پرسشی از همه اهالی کافه بازاریابی”

  1. با احترام
    برندهایی که از نظر من استاندارد زندگی ما رو افزایش دادن عبارتنداز:
    1.هواپیمایی ماهان : با بکارگیری هواپیماهای نسبتا بروز و خدمات رزرو اینترنتی
    2.هاکوپیان : با تولید با لباس های با کیفیت و شیک و تخفیف های مناسب
    3.فراسو: با ارائه لوزم جانبی کامپیوتر با کیفیت خیلی عالی
    4.ایرانسل: با سیم کارت اعتباری خودش این امکان رو به خیلی ها داد که خیلی ها موبایل داشته باشن.

  2. با سلام
    من فکر میکنم تعیین استادندارد زندگی افراد با توجه به شرایط اقتصادی،اجتماعی که درش زندگی میکنن با سایر افراد متفاوت است.به نظر من یک سری نکات کلی درمورد استاندارد برای شرکت ها وجود دارد مانند تولید موادی که محیط زیست را تهدید نکند،برای سلامتی جسمی مضر نباشد و…

  3. ما ایرانیها اخلاقی داریم که خوب یا بد ، برای خرید هر کالایی ، مجبوریم بسیار تحقیق کنیم ، بسیار پیگیری کنیم و مدام نگران این باشیم که ممکنه سرمون کلاه رفته باشه یا حقوقی داشتیم که به ما ارائه نشده.برای همین هم در یک قانون نانوشته ، “معمولا هر جنسی که فروشنذده بگه کیفیتش خوبه” رو برعکس ، حس منفی بهش پیدا میکنیم.به همین دلیل به نظر شخصی خودم، کیفیت و بالا اومدن استاندارد وقتی تعریف میشه که ما موقع انتخاب و خرید یک کالا ، آسایش خاطر بیشتری از اون داشته باشیم و اصولا هرچه این استرس خرید ما کمتر باشه ، استاندارد اون محصول بلاتره.
    از طرف دیگه این مسئله رو در تمام صنایع به صورت مجزا میشه بررسی کرد.
    برای مثال در صنعت مواد غذایی و مخصوصا لبنی ، همیشه وقتی اسم “کاله” برده میشه ، خیالمون راحته که اون محصول با کیفیته.
    یا برای مثال من همیشه وقتی میخوام کتاب رمان بخرم ، اگر اون کتاب ترجمه شده باشه ، از اونجایی که ممکنه مترجمهای مختلفی داشته باشه ، مطمئن هستم که “انتشارات امیر کبیر” یا “انتشارات نیلوفر” قطعا با بهترین مترجم قرارداد می بندن و به همین دلیل همیشه از اونها خرید می کنم.
    در بخش خدمات هم ، به نظرم “دیجیکالا” به شکل مشخصی ، کیفیت خدمات رو بالا برده و موقع خرید ، حس احترام ، سرعت و اطمینان خاطراز کیفیت موج میزنه.(که به نظرم 3 فاکتور مهم خدمات هستن)
    از طرف دیگه مثلا در بخش سرویس اینترنت ، رسما خدمات و کیفیت ADSL” مخابرات” ضعیف هست و صرفا به خاطر هزینه کم ازش استقفاده میشه و این در حالی که شرکتهای خصوصی بزرگ بسیار عالی خدمات پس از فروششون رو ارائه میدن.

  4. طبیعتاً، نمی توان یک تعریف جامع برای یک زندگی ایده آل یا شاخص های یک زندگی موفق و مرتبط با خودِ ایده آل افراد ارائه نمود، زیرا ایده آل ها و شاخص های زندگی موفق با توجه به سبک زندگی و نوع نگرش به محیط پیرامون متفاوت است. معمولاً ایده آل ها ی افراد در نداشته های آن ها مطرح می شود. ساده تر بگم، همه ی انسان ها دارای ویژگی کمال گرایی هستند و در فرآیند مقاسیه خود و دیگران قرار می گیرند و اگر در این فرآیند مقایسه دچار ضعف ها و نداشته هایی شوند، آن نداشته در ایده آل فرد قرار می گیرد. بنابراین مدیران بازاریابی با دانستن این نکته همواره درصدد این هستند تا با فراهم کردن محصولات مورد نظر افراد کیفیت زندگی آن ها را بالا ببرند و همچنین با برقراری ارتباط با خود ایده ال افراد بتوانند زندگی را سهل و آسان کنند. اما نکته ای در اینجا مطرح می شود این است بدون بازاریابی هم می شه زندگی خوبی داشت و افراد بدون کمک از بازاریابان می توانند به ارضای نیاز خود بپردازند. این نکته را ذکر کردم تا بازاریابان مسائل اخلاقی و خدمت به مشتریان را هیچ گاه فراموش نکنند. دوران فروش اجباری (زورکی) به اتمام رسیده است حتی در قرن 21 که در آن قرار گرفتیم مفاهیم و مقالات بسیاری تدوین شده اند که همگی آن ها این نکته را به اجماع مطرح کرده اند: دوران مشتری پادشاه است (customer is king) به سر رسیده است و هر روز مسائل جدیدی و تازه ای مطرح شده است و به نظر می رسد در همین سال های اخیر بوده است که شرکت ها ، مدیران و محققین پی به ارتقا ی سطح زندگی افراد برده اند. در مورد ارتقا و عدم ارتقا استاندارد زندگی افراد نمونه های خارجی زیادی در ذهن دارم اما نمونه های ایرانی نیز وجود دارند به عنوان مثال در صنعت غذایی فست فود، مصرف بیش از حد این نوع غذاها و نوشابه های گازدار نه تنها توصیه نشده بلکه مضرر هم شناخته شده است . اما در همین صنعت رستوران های زنجیره ای پدر خوب با تولید پیتزاها و غذاهایی که در طبخ آنها از روغن با کلسترول استفاده نشده و یا اصلا بدون روغن طبخ شده توانسته نگرانی خود را نسبت به سلامتی جامعه بیان کند یا کمپین تبلیغاتی روغن اویلا تحت عنوان بچه های اویلایی نیز در ارتقا استاندارد زندگی افراد نقش داشته است زیرا در یکی از بیلبورد های سطح شهر در مورد روغن های کنجد این جمله را ذکر کرده بود تقویت سیستم ایمنی! بیشتر محصولات غذایی مد نظرم است اما اخیراً وقتی از وب سایت شرکت مدیران خودرو بازدید می کردم در چشم انداز این شرکت، توجه این شرکت به مسائل زیست محیطی توجه ام را جلب کرد زیرا این شرکت در تابستان سال 1392 استاندارد آلایندگی EU IV را کسب نموده است.

    1. جناب قاسمی در خط سوم نظرتان جمله ای نوشتید که بدون اغراق، چند ساعتی است که ذهنم را به چالش کشیده است. “معمولاً ایده آل ها ی افراد در نداشته های آن ها مطرح می شود”را می گویم. احتراماً، این جمله متعلق به شماست یا از کسی نقل کرده اید؟؟

      1. وقتی با کامنت شما مواجهه شدم ، چند دقیقه ای به تفکر پرداختم که دلیل درگیری ذهنی شما چه بوده است؟ با توجه به جملات نامآنوس و High involvement موجود در کتاب ها و مقالات این نکته به ذهنم رسید که تصور شما از این جمله این بوده که من از کسی نقل قول کرده ام. به طور کلی من توانایی یادگیری از شرایط محیطی و تجربیات را خدا رو شکر دارم و این جمله ناگهانی براساس برخی از تجربیات من از حوادث و رخ داد های طبیعی که درمحیط پیرامون رخ داده در ذهنم شکل گرفت. به یاد دارم قصد سفر به کرج را داشتم و تاکسی، خودروی پراید بود. در اتوبان از لاین 3 حرکت می کرد و بعد از مدتی متوجه شدم با اتومبیل پشتی که مدام در حال چراغ دادن برای باز کردن راهش بود، راننده تاکسی دچار challenge شده. بالاخره راه را برای آن اتومبیل پشتی که بسیار گران قیمت هم بود باز کرد. اما نوع تفکر و حرفهایی که آن راننده پراید در مورد آن راننده اتومبیل لوکس با خود زمزمه کرد هم برای من شرم آور بود و هم جالب که من متاسفانه به دلیل محیط علمی – فرهنگی نمی تونم بیان کنم. زیرا راننده تاکسی از ماشین فرد توانسته بود به گونه ای براساس تجربیات نادرست خودش شخصیتی برای افراد ثروتمند در ذهنش بسازه که با نداشته های خود رانند تاکسی بی ارتباط نبود.
        نمی دونم تونستم منظورم را برسانم یا خیر ولی همواره انسان ها در جستجوی خوشبختی میان نداشته هایشان هستند و فکر می کنند اگر مثلا آیفون 5s بگیرند می توانند تصویری مطلوب از خود در ذهن دیگران جای دهند و برای خود در اذهان و اوهامشان ، تصوراتی مبنی بر آیا دوستانم مرا با 5s بهتر مورد پذیرش قرار می دهند یا خیر مورد ارزیابی قرار می دهند.
        افراد تمایل دارند به اون ابر بالای سر خود نزدیک شوند کما اینکه ممکن است موجب ارتقای سطح استاندارد زندگی خود نشوند. بنابراین تمامی جملات بر گرفته از تجربیات و مطالعات روان نگاشتی من می باشد و نقل قول از کسی نیست.
        با تشکر

        1. یک درخواست از شما دوست و استاد گرامی مجتبی محمدیان داشتم. یه ویژگی برای سیستم کامنت ها تهیه کنید که وقتی مثلا کسی در پاسخ کامنت من ، کامنتی را می گذارد من متوجه بشم . چون معمولا وقتی کامنت ارائه می شود ، پی گیری برای جواب دادن آن در میان کامنت های زیاد دشوار است و گاهی اوقات فراموش می شود که کامنت در کدام صفحه یا تاپیک بوده و زمان بر هم می باشد . الان من اتفاقی متوجه شدم که آقای حسینی در مورد نظر من ، کامنت گذاشته اند و گرنه اصلا فراموش می کردم که این صفحه را چک کنم و سوالات دوستان بی جواب می ماند و دچار سوتفاهم می شود. با تشکر

  5. باسلام.به نظر من مهمترین شرکتهایی که در داخل ایران در ارتقای سطح زندگی ما نقش داره شرکت هایی خدماتی از جمله شرکت های فعال در زمینه مسایل مرتبط با تفریحات و سرگرمی هستند.به نظر من با توجه به توسعه شهر نشینی و افزایش استرس های روزانه افراداین شرکت هامیتوانند نقشی مهم در کاهش استرس های افراد داشته باشند.و چون تاثیر استرس بر سایر جنبه های فیزیولوزیکی زیاد است کاهش این استرس ها میتواند به افزایش کیفیت زندگی منجر شود.

  6. سلام,امروزه ایران پیش به سوی جهانی شدن دارد و مردم آن هم روز به روز با استاندارد های جهانی آشنا می شوند و ناثیر این امر را میتوان در آمار استفاده از وسایل الکترونیکی و اینترنت مشاهده کرد.آن ها انتظارشان از محصولات این است که در این بازار شلوغ زمانی و پر استرس به آن ها راحتی و آرامش دهد,محصولاتی که آن قدر استاندارد و قابل اطمینان باشند که فرایند خرید آن ها در کوتاهترین زمان ممکن انجام شود,محصولاتی چند کاربردی,محصولاتی با کاربرد آسان.

  7. با عرض سلام و خدا قوت.
    موضوع جالبی رو مطرح کردین دکتر محمدیان. استاندارد زندگی!!!
    من لازم میدونم اول تعریفی از استاندارد زندگی بیان کنم بعد با این تعریف ببینیم شرکت های ایرانی تولیداتشان براساس این تعریف هست یا نه؟

    استاندارد زندگی
    استاندارد زندگی به سطح ثروت، راحتی، کالاهای مادی و ملزومات موجود برای یک زندگی اطلاق می شود. در ارزیابی استاندارد زندگی عوامل مختلفی دخیل هستند که به نظرم این عوامل بیشتر با شرکت ها مرتبط هستند:
    1- وقوع بیماری‌ها
    2- کیفیت محیط زیست
    3- آب ‌و هوا
    4- امنیت

    حالا با این موارد ببینیم کدامیک از شرکت های ایرانی استاندارد زندگی ما را بالا می برند و کدامیک نه؟
    شرکت های خودوروسازی به سه دلیل استاندارد زندگی ما را کاهش میدهند: 1- داشتن امنیت پایین برای سرنشینان.2- آلودگی محیط زیست. 3- افزایش بیماری ها از طریق آلودگی ای که کارخانجات و خودروها ایجاد می کنند. بد نیست که خودروسازان ایرانی در رابطه محیط زیست از شرکت های بزرگ دنیا الگو برداری کنند. نمونه ای از این شرکت ها که توجه ویژه ای به محیط زیست در تولیداتش می کند شرکت فورد است که در خودروهای خود از صندلی های دوستدار طبیعت استفاده می کند.
    از جمله شرکت هایی که استاندارد زندگی ما را بالا می برند: 1- شرکت نفت پاسارگاد: این شرکت توجه ویژه ای به محیط زیست می کند. از جمله فعالیت های این شرکت در رابطه با محیط زیست میتوان به موارد زیر اشاره کرد: تولید محصولات دوستدار محیط زیست مانند: قیر امولسیون، Bituback به عنوان قیر دوستدار محیط زیست. 2- احداث Incinerator به جهت کنترل آلودگی و …

  8. سلام
    برای کمی کردن کیفیت زندگی و قابل سنجش کردن آن کارهای گوناگونی انجام شده اند که به طور تخصصی مد نظر روانشناسان و جامعه شناسان بوده اند. شاخص کیفیت زندگی هم از جمله شاخص های مرتبطی است که هرساله اندازه گرفته می شود.
    اما کالاها، محصولات و خدمات ایرانی چه نقشی در ارتقا یا کاهش استانداردها و سطح زندگی ما دارند؟
    دلیل عمده ی عدم اقبال به محصولات ایرانی نادیده گرفتن رضایت مصرف کننده در دوره ای طولانی است؛ چنان که هر یک از ما با این باور که کالای خرجی در اکثر طبقات محصول کیفیت بیشتری دارد بزرگ می شویم. مثال هایی از این کالاها که از کیفیت زندگی ما کاسته اند:
    صنایع خودروسازی: ایران خودرو، سایپا، پارس خودرو و… که با تولید خودروهای بی کیفیت علاوه بر آلودن هوا و محیط زیست، با جان ما بازی می کنند.
    در صنایع الکترونیکی: سوء استفاده از “ساخت ایران” و جا زدن کالاهای بی کیفیت چینی به جای محصولات ایرانی آزاردهنده است. GLX و دیمو پرچمداران این طرح اند.
    در صنایع فرهنگی: فیلم سازان، برنامه سازان، ناشران و رسانه‌ای ها خون به دل ما می‌کنند. صدا و سیما، روزنامه‌های دولتی و خبرگزاری‌هایی مانند فارس در این زمره‌اند.
    همه‌ی واردکنندگان برنج مسموم هندی که هزینه‌های هنگفتی صرف تبلیغات آن می‌کنند نیز از این قاعده مستثنی نیستند.

    اما روی دیگر سکه؛ تولیدکنندگان شریفی هستند که به تجربه ی زندگی با کیفیت تری به ما کمک می‌کنند:
    پارس خزر و محصولات خوش‌کار و خوش‌قیمت الکتریکی‌اش
    ناشرانی هم‌چون کارنامه‌، چشمه، و آریانا قلم با کتاب‌های با کیفیتی که منتشر می‌کنند
    کرم آردن و دیگر محصولات با کیفیت در طبقه‌ی بهداشتی آرایشی مانند گلرنگ
    هاکوپیان با لباس های با کیفیت که تجربه ی خوبی از پوشاک با کیفیت ایرانی فراهم می کنند
    از جمله نام هایی اند که به خاطرم آمد.

    از توجه تان متشکرم
    موفق باشید

    1. از این موضوع را از زاویه دید متفاوتی بررسی کردید سپاسگزاریم
      به واقع هر صنعت عملکردش دو رو دارد و مهم گرایش به سمت عملکرد مثبت و اثرگذاری مثبت است

  9. با سلام
    اگر بخوام از دیدگاه خاص خودم این موضوع رو بیان کنم، که هر چی که دنیا پیشرفت می کنه این تجملات و کالاها که به اصطلاح برای رفاه ما هستند ساخته میشه، باعث کم تر شدن استاندارد ها و سختر شده شرایط میشه
    ولی خب اگه بخوام از یک دیدگاه عمومی تر بگم، رفاه رو من از چند بعد می بینم، 1 – رفاه به معنای آرامش: یه چیزی که بتونه بی قراریو کمش کنه، مثل استخر و ماساژ و … که مربوط به قسمت خدماته
    2- رفاه به معنای آسان تر شدن کارها: مثل ارسال ایمیل، مثل شرکت های خدماتی نظافت و …
    3- رفاه و استاندارد زندگی به معنای سلامتی: محصولات سالم مثل بیسکویت ساقه طلایی، وشرکت هایی مثل شرکت های پفک و چیپس ( مزمز) که باعث بیماری خیلیا میشن
    4- استاندارد زندگی و رفاه به معنای درآمد در آرامش: مثل بانک های خصوصی که به پول افراد کار می کنند و …
    علی وفا

  10. با سلام
    از نظر من دو تا از شرکت هایی که سطح استاندارد را بسیار پایین آوردن ایران خودرو و سایپا هستند. با ساخت ماشین هایی که حتی حداقل های استاندارد لازم را ندارند .این شرکت ها متاسفانه با بازار انحصاری که در اختیار دارند حتی بعید میدونم تا مدت ها تلاشی برای بهتر شدن انجام بدهند. مثال های ریادی در مورد شرکت هایی که استاندارد ها رو در ایران پایین آوردن وجود دارد که در پست های بعدی حتما اشاره می کنم . درمقابل وقتی می خوام در مورد شرکت هایی که استاندارد را بالا بردن مثال بزنم واقعا به مشکل بر می خورم اما یه دو تا مثال که بعد از کلی فکر بهش رسیدم بانک های خصوصی (دوره ای جاشون رو با هم عوض میکنن) و شرکت کاله است. هر چند معتقدم که هردوی آنها می توانند به مراتب بهتر باشند اما بدون شک تاثیر زیادی در استاندارد های مردم ما گذاشته اند.
    خوشحال می شم در مورد استاندارد ها بحث کنیم و نظراتتون رو بشنوم.

  11. شاید تنها دیدگاهی که بیشتر مردم حتی خود افراد تحصیل کرده راجع به بازاریابی ندارند ارتقای سطح زندگیه،شاید در ایران محصولاتی که به طور بارز روی استاندارد زندگی اثر میگذارن بیشتر محصولات صنعتی باشه اون هم بخاطر ماهیت توسعه یافتگی صنعت کشور.
    ازبین محصولات به نظرم محصولات شرکت کاله با ارائه محصولات متنوع و خیلی خاص و حتی در سطح محصولات خارجی و تاحدی بستهبندی های درخور موجب بهبود استانداردها، علایق و البته خواسته های آتی مردم شده ولی محصولاتی مثل صحت هم با تاکید به رویکرد سنتی سعی بر بازگردادن جنبه هایی از زندگی قدیمی و سالم گذشته ایرانیان دارند . شرکت هایی مثل ایران خودرو و سایپا هم با درجازدن و فقط افزایش دادن قیمت محصولاتی که روز به روز افت کیفیت دارند این سطح استاندارد رو حداقل در حمل ونقل به میزان چشمگیری کاهش دادند که البته سیاست های حمایتی دولت از آنها هم بی تاثیر نبوده

  12. با سلام خدمت استاد گرامی دکتر محمدیان
    من فکر می کنم بیشتر شرکت ها در کنار مزایا و آسودگی که برای ما فراهم میکنند یکسری مضراتی هم برای ما دارند. یعنی از جنبه هایی باعث بالا رفتن استاندارد زندگی ما شده و از جنبه های دیگری استاندارهای زندگی ما را کم کرده است. مثلا شرکت های تولید کننده خودرو هم باعث آسایش و آرامش ما شده اند و از طرفی با تولید آلودگی صوتی و آلودگی هوا از نظر روحی و جسمی به ما آسیب وارد می کند. یا همین شرکت های تولید کننده کنسرو و موادغذایی آماده و نیمه آماده خیلی زندگی را برای ما آسان کرده اما به خاطر داشتن مواد افزودنی در دراز مدت باعث بروز انواع بیماری های جسمی می شود و خیلی از این محصولات باعث کم تحرکی می شود. اما چون ما انسان ها بیشتر به جنبه های ظاهری محصولات ارائه شده، توجه داریم و درواقع آنها برای ما جالبتر و جذابتر هستند به جنبه های منفی آنها توجه نداریم. به نظر من اغلب شرکت ها محصولاتی که ارائه می دهند جنبه های پنهانی دارند که زندگی ما انسان ها را به سمت ماشینی شدن و فاصله گرفتن از روابط و ارتباطات اجتماعی می برد.