زندگی با استانداردی بالاتر به روایت محمود محمدیان // پرسشی از همه اهالی کافه بازاریابی

در میان تعاریف متعددی که برای بازاریابی مطرح می شود یک تعریف زیبا و دلنشین وجود دارد که من همواره در سخنرانی های خود از آن یاد می کنم . بنا بر این تعریف بازاریابی علمی است که به دنبال ارتقای استاندارد زندگی افراد است. در واقع بازاریابی تلاش می کند تا کیفیت و استاندارد زندگی ما همواره بهتر شود.

با توجه به این تعریف به ذهنم رسید تا در سایت کافه بازاریابی به ابعاد این زندگی بهتر بیشتر توجه کنیم و ببینیم این زندگی بهتر چیست و چه شاخصهایی دارد . در واقع ما برای داشتن این زندگی بهتر به چه نکاتی باید توجه کنیم.

طبیعی است که برخی از این نکات به سلامت فیزیکی ما ارتباط دارد مثل غذایی که می خوریم ، هوایی که تنفس می کنیم و مواردی این گونه.

برخی هم به ابزارها و محیط پیرامونی ما اشاره دارد مانند وسایلی که از آنها استفاده می کنیم مثل کامپیوتر، اتومبیل ، دوچرخه ، بخاری و ….

این کیفیت و استاندارد به ابعاد دیگر زندگی ما نیز ارتباط پیدا می کند که رفته رفته به آنها خواهیم پرداخت. به نظر شما چه شرکتهای ایرانی با تولیدات خود استاندارد زندگی ما را ارتقا می دهند و چه شرکتهای ایرانی با تولیدات خود کیفیت و استاندارد زندگی ما را کاهش می دهند.

دوست دارم شما هم  وارد این بحث شوید و دست کم دو ماه پیرامون این موضوع با شما تبادل نظر کنیم. از همین حالا شروع کنید و پاسخ این سوال اخیر را بدهید.


73 thoughts on “زندگی با استانداردی بالاتر به روایت محمود محمدیان // پرسشی از همه اهالی کافه بازاریابی”

  1. با احترام
    برندهایی که از نظر من استاندارد زندگی ما رو افزایش دادن عبارتنداز:
    1.هواپیمایی ماهان : با بکارگیری هواپیماهای نسبتا بروز و خدمات رزرو اینترنتی
    2.هاکوپیان : با تولید با لباس های با کیفیت و شیک و تخفیف های مناسب
    3.فراسو: با ارائه لوزم جانبی کامپیوتر با کیفیت خیلی عالی
    4.ایرانسل: با سیم کارت اعتباری خودش این امکان رو به خیلی ها داد که خیلی ها موبایل داشته باشن.

  2. با سلام
    من فکر میکنم تعیین استادندارد زندگی افراد با توجه به شرایط اقتصادی،اجتماعی که درش زندگی میکنن با سایر افراد متفاوت است.به نظر من یک سری نکات کلی درمورد استاندارد برای شرکت ها وجود دارد مانند تولید موادی که محیط زیست را تهدید نکند،برای سلامتی جسمی مضر نباشد و…

  3. ما ایرانیها اخلاقی داریم که خوب یا بد ، برای خرید هر کالایی ، مجبوریم بسیار تحقیق کنیم ، بسیار پیگیری کنیم و مدام نگران این باشیم که ممکنه سرمون کلاه رفته باشه یا حقوقی داشتیم که به ما ارائه نشده.برای همین هم در یک قانون نانوشته ، “معمولا هر جنسی که فروشنذده بگه کیفیتش خوبه” رو برعکس ، حس منفی بهش پیدا میکنیم.به همین دلیل به نظر شخصی خودم، کیفیت و بالا اومدن استاندارد وقتی تعریف میشه که ما موقع انتخاب و خرید یک کالا ، آسایش خاطر بیشتری از اون داشته باشیم و اصولا هرچه این استرس خرید ما کمتر باشه ، استاندارد اون محصول بلاتره.
    از طرف دیگه این مسئله رو در تمام صنایع به صورت مجزا میشه بررسی کرد.
    برای مثال در صنعت مواد غذایی و مخصوصا لبنی ، همیشه وقتی اسم “کاله” برده میشه ، خیالمون راحته که اون محصول با کیفیته.
    یا برای مثال من همیشه وقتی میخوام کتاب رمان بخرم ، اگر اون کتاب ترجمه شده باشه ، از اونجایی که ممکنه مترجمهای مختلفی داشته باشه ، مطمئن هستم که “انتشارات امیر کبیر” یا “انتشارات نیلوفر” قطعا با بهترین مترجم قرارداد می بندن و به همین دلیل همیشه از اونها خرید می کنم.
    در بخش خدمات هم ، به نظرم “دیجیکالا” به شکل مشخصی ، کیفیت خدمات رو بالا برده و موقع خرید ، حس احترام ، سرعت و اطمینان خاطراز کیفیت موج میزنه.(که به نظرم 3 فاکتور مهم خدمات هستن)
    از طرف دیگه مثلا در بخش سرویس اینترنت ، رسما خدمات و کیفیت ADSL” مخابرات” ضعیف هست و صرفا به خاطر هزینه کم ازش استقفاده میشه و این در حالی که شرکتهای خصوصی بزرگ بسیار عالی خدمات پس از فروششون رو ارائه میدن.

  4. طبیعتاً، نمی توان یک تعریف جامع برای یک زندگی ایده آل یا شاخص های یک زندگی موفق و مرتبط با خودِ ایده آل افراد ارائه نمود، زیرا ایده آل ها و شاخص های زندگی موفق با توجه به سبک زندگی و نوع نگرش به محیط پیرامون متفاوت است. معمولاً ایده آل ها ی افراد در نداشته های آن ها مطرح می شود. ساده تر بگم، همه ی انسان ها دارای ویژگی کمال گرایی هستند و در فرآیند مقاسیه خود و دیگران قرار می گیرند و اگر در این فرآیند مقایسه دچار ضعف ها و نداشته هایی شوند، آن نداشته در ایده آل فرد قرار می گیرد. بنابراین مدیران بازاریابی با دانستن این نکته همواره درصدد این هستند تا با فراهم کردن محصولات مورد نظر افراد کیفیت زندگی آن ها را بالا ببرند و همچنین با برقراری ارتباط با خود ایده ال افراد بتوانند زندگی را سهل و آسان کنند. اما نکته ای در اینجا مطرح می شود این است بدون بازاریابی هم می شه زندگی خوبی داشت و افراد بدون کمک از بازاریابان می توانند به ارضای نیاز خود بپردازند. این نکته را ذکر کردم تا بازاریابان مسائل اخلاقی و خدمت به مشتریان را هیچ گاه فراموش نکنند. دوران فروش اجباری (زورکی) به اتمام رسیده است حتی در قرن 21 که در آن قرار گرفتیم مفاهیم و مقالات بسیاری تدوین شده اند که همگی آن ها این نکته را به اجماع مطرح کرده اند: دوران مشتری پادشاه است (customer is king) به سر رسیده است و هر روز مسائل جدیدی و تازه ای مطرح شده است و به نظر می رسد در همین سال های اخیر بوده است که شرکت ها ، مدیران و محققین پی به ارتقا ی سطح زندگی افراد برده اند. در مورد ارتقا و عدم ارتقا استاندارد زندگی افراد نمونه های خارجی زیادی در ذهن دارم اما نمونه های ایرانی نیز وجود دارند به عنوان مثال در صنعت غذایی فست فود، مصرف بیش از حد این نوع غذاها و نوشابه های گازدار نه تنها توصیه نشده بلکه مضرر هم شناخته شده است . اما در همین صنعت رستوران های زنجیره ای پدر خوب با تولید پیتزاها و غذاهایی که در طبخ آنها از روغن با کلسترول استفاده نشده و یا اصلا بدون روغن طبخ شده توانسته نگرانی خود را نسبت به سلامتی جامعه بیان کند یا کمپین تبلیغاتی روغن اویلا تحت عنوان بچه های اویلایی نیز در ارتقا استاندارد زندگی افراد نقش داشته است زیرا در یکی از بیلبورد های سطح شهر در مورد روغن های کنجد این جمله را ذکر کرده بود تقویت سیستم ایمنی! بیشتر محصولات غذایی مد نظرم است اما اخیراً وقتی از وب سایت شرکت مدیران خودرو بازدید می کردم در چشم انداز این شرکت، توجه این شرکت به مسائل زیست محیطی توجه ام را جلب کرد زیرا این شرکت در تابستان سال 1392 استاندارد آلایندگی EU IV را کسب نموده است.

    1. جناب قاسمی در خط سوم نظرتان جمله ای نوشتید که بدون اغراق، چند ساعتی است که ذهنم را به چالش کشیده است. “معمولاً ایده آل ها ی افراد در نداشته های آن ها مطرح می شود”را می گویم. احتراماً، این جمله متعلق به شماست یا از کسی نقل کرده اید؟؟

      1. وقتی با کامنت شما مواجهه شدم ، چند دقیقه ای به تفکر پرداختم که دلیل درگیری ذهنی شما چه بوده است؟ با توجه به جملات نامآنوس و High involvement موجود در کتاب ها و مقالات این نکته به ذهنم رسید که تصور شما از این جمله این بوده که من از کسی نقل قول کرده ام. به طور کلی من توانایی یادگیری از شرایط محیطی و تجربیات را خدا رو شکر دارم و این جمله ناگهانی براساس برخی از تجربیات من از حوادث و رخ داد های طبیعی که درمحیط پیرامون رخ داده در ذهنم شکل گرفت. به یاد دارم قصد سفر به کرج را داشتم و تاکسی، خودروی پراید بود. در اتوبان از لاین 3 حرکت می کرد و بعد از مدتی متوجه شدم با اتومبیل پشتی که مدام در حال چراغ دادن برای باز کردن راهش بود، راننده تاکسی دچار challenge شده. بالاخره راه را برای آن اتومبیل پشتی که بسیار گران قیمت هم بود باز کرد. اما نوع تفکر و حرفهایی که آن راننده پراید در مورد آن راننده اتومبیل لوکس با خود زمزمه کرد هم برای من شرم آور بود و هم جالب که من متاسفانه به دلیل محیط علمی – فرهنگی نمی تونم بیان کنم. زیرا راننده تاکسی از ماشین فرد توانسته بود به گونه ای براساس تجربیات نادرست خودش شخصیتی برای افراد ثروتمند در ذهنش بسازه که با نداشته های خود رانند تاکسی بی ارتباط نبود.
        نمی دونم تونستم منظورم را برسانم یا خیر ولی همواره انسان ها در جستجوی خوشبختی میان نداشته هایشان هستند و فکر می کنند اگر مثلا آیفون 5s بگیرند می توانند تصویری مطلوب از خود در ذهن دیگران جای دهند و برای خود در اذهان و اوهامشان ، تصوراتی مبنی بر آیا دوستانم مرا با 5s بهتر مورد پذیرش قرار می دهند یا خیر مورد ارزیابی قرار می دهند.
        افراد تمایل دارند به اون ابر بالای سر خود نزدیک شوند کما اینکه ممکن است موجب ارتقای سطح استاندارد زندگی خود نشوند. بنابراین تمامی جملات بر گرفته از تجربیات و مطالعات روان نگاشتی من می باشد و نقل قول از کسی نیست.
        با تشکر

        1. یک درخواست از شما دوست و استاد گرامی مجتبی محمدیان داشتم. یه ویژگی برای سیستم کامنت ها تهیه کنید که وقتی مثلا کسی در پاسخ کامنت من ، کامنتی را می گذارد من متوجه بشم . چون معمولا وقتی کامنت ارائه می شود ، پی گیری برای جواب دادن آن در میان کامنت های زیاد دشوار است و گاهی اوقات فراموش می شود که کامنت در کدام صفحه یا تاپیک بوده و زمان بر هم می باشد . الان من اتفاقی متوجه شدم که آقای حسینی در مورد نظر من ، کامنت گذاشته اند و گرنه اصلا فراموش می کردم که این صفحه را چک کنم و سوالات دوستان بی جواب می ماند و دچار سوتفاهم می شود. با تشکر

  5. باسلام.به نظر من مهمترین شرکتهایی که در داخل ایران در ارتقای سطح زندگی ما نقش داره شرکت هایی خدماتی از جمله شرکت های فعال در زمینه مسایل مرتبط با تفریحات و سرگرمی هستند.به نظر من با توجه به توسعه شهر نشینی و افزایش استرس های روزانه افراداین شرکت هامیتوانند نقشی مهم در کاهش استرس های افراد داشته باشند.و چون تاثیر استرس بر سایر جنبه های فیزیولوزیکی زیاد است کاهش این استرس ها میتواند به افزایش کیفیت زندگی منجر شود.

  6. سلام,امروزه ایران پیش به سوی جهانی شدن دارد و مردم آن هم روز به روز با استاندارد های جهانی آشنا می شوند و ناثیر این امر را میتوان در آمار استفاده از وسایل الکترونیکی و اینترنت مشاهده کرد.آن ها انتظارشان از محصولات این است که در این بازار شلوغ زمانی و پر استرس به آن ها راحتی و آرامش دهد,محصولاتی که آن قدر استاندارد و قابل اطمینان باشند که فرایند خرید آن ها در کوتاهترین زمان ممکن انجام شود,محصولاتی چند کاربردی,محصولاتی با کاربرد آسان.

  7. با عرض سلام و خدا قوت.
    موضوع جالبی رو مطرح کردین دکتر محمدیان. استاندارد زندگی!!!
    من لازم میدونم اول تعریفی از استاندارد زندگی بیان کنم بعد با این تعریف ببینیم شرکت های ایرانی تولیداتشان براساس این تعریف هست یا نه؟

    استاندارد زندگی
    استاندارد زندگی به سطح ثروت، راحتی، کالاهای مادی و ملزومات موجود برای یک زندگی اطلاق می شود. در ارزیابی استاندارد زندگی عوامل مختلفی دخیل هستند که به نظرم این عوامل بیشتر با شرکت ها مرتبط هستند:
    1- وقوع بیماری‌ها
    2- کیفیت محیط زیست
    3- آب ‌و هوا
    4- امنیت

    حالا با این موارد ببینیم کدامیک از شرکت های ایرانی استاندارد زندگی ما را بالا می برند و کدامیک نه؟
    شرکت های خودوروسازی به سه دلیل استاندارد زندگی ما را کاهش میدهند: 1- داشتن امنیت پایین برای سرنشینان.2- آلودگی محیط زیست. 3- افزایش بیماری ها از طریق آلودگی ای که کارخانجات و خودروها ایجاد می کنند. بد نیست که خودروسازان ایرانی در رابطه محیط زیست از شرکت های بزرگ دنیا الگو برداری کنند. نمونه ای از این شرکت ها که توجه ویژه ای به محیط زیست در تولیداتش می کند شرکت فورد است که در خودروهای خود از صندلی های دوستدار طبیعت استفاده می کند.
    از جمله شرکت هایی که استاندارد زندگی ما را بالا می برند: 1- شرکت نفت پاسارگاد: این شرکت توجه ویژه ای به محیط زیست می کند. از جمله فعالیت های این شرکت در رابطه با محیط زیست میتوان به موارد زیر اشاره کرد: تولید محصولات دوستدار محیط زیست مانند: قیر امولسیون، Bituback به عنوان قیر دوستدار محیط زیست. 2- احداث Incinerator به جهت کنترل آلودگی و …

  8. سلام
    برای کمی کردن کیفیت زندگی و قابل سنجش کردن آن کارهای گوناگونی انجام شده اند که به طور تخصصی مد نظر روانشناسان و جامعه شناسان بوده اند. شاخص کیفیت زندگی هم از جمله شاخص های مرتبطی است که هرساله اندازه گرفته می شود.
    اما کالاها، محصولات و خدمات ایرانی چه نقشی در ارتقا یا کاهش استانداردها و سطح زندگی ما دارند؟
    دلیل عمده ی عدم اقبال به محصولات ایرانی نادیده گرفتن رضایت مصرف کننده در دوره ای طولانی است؛ چنان که هر یک از ما با این باور که کالای خرجی در اکثر طبقات محصول کیفیت بیشتری دارد بزرگ می شویم. مثال هایی از این کالاها که از کیفیت زندگی ما کاسته اند:
    صنایع خودروسازی: ایران خودرو، سایپا، پارس خودرو و… که با تولید خودروهای بی کیفیت علاوه بر آلودن هوا و محیط زیست، با جان ما بازی می کنند.
    در صنایع الکترونیکی: سوء استفاده از “ساخت ایران” و جا زدن کالاهای بی کیفیت چینی به جای محصولات ایرانی آزاردهنده است. GLX و دیمو پرچمداران این طرح اند.
    در صنایع فرهنگی: فیلم سازان، برنامه سازان، ناشران و رسانه‌ای ها خون به دل ما می‌کنند. صدا و سیما، روزنامه‌های دولتی و خبرگزاری‌هایی مانند فارس در این زمره‌اند.
    همه‌ی واردکنندگان برنج مسموم هندی که هزینه‌های هنگفتی صرف تبلیغات آن می‌کنند نیز از این قاعده مستثنی نیستند.

    اما روی دیگر سکه؛ تولیدکنندگان شریفی هستند که به تجربه ی زندگی با کیفیت تری به ما کمک می‌کنند:
    پارس خزر و محصولات خوش‌کار و خوش‌قیمت الکتریکی‌اش
    ناشرانی هم‌چون کارنامه‌، چشمه، و آریانا قلم با کتاب‌های با کیفیتی که منتشر می‌کنند
    کرم آردن و دیگر محصولات با کیفیت در طبقه‌ی بهداشتی آرایشی مانند گلرنگ
    هاکوپیان با لباس های با کیفیت که تجربه ی خوبی از پوشاک با کیفیت ایرانی فراهم می کنند
    از جمله نام هایی اند که به خاطرم آمد.

    از توجه تان متشکرم
    موفق باشید

    1. از این موضوع را از زاویه دید متفاوتی بررسی کردید سپاسگزاریم
      به واقع هر صنعت عملکردش دو رو دارد و مهم گرایش به سمت عملکرد مثبت و اثرگذاری مثبت است

  9. با سلام
    اگر بخوام از دیدگاه خاص خودم این موضوع رو بیان کنم، که هر چی که دنیا پیشرفت می کنه این تجملات و کالاها که به اصطلاح برای رفاه ما هستند ساخته میشه، باعث کم تر شدن استاندارد ها و سختر شده شرایط میشه
    ولی خب اگه بخوام از یک دیدگاه عمومی تر بگم، رفاه رو من از چند بعد می بینم، 1 – رفاه به معنای آرامش: یه چیزی که بتونه بی قراریو کمش کنه، مثل استخر و ماساژ و … که مربوط به قسمت خدماته
    2- رفاه به معنای آسان تر شدن کارها: مثل ارسال ایمیل، مثل شرکت های خدماتی نظافت و …
    3- رفاه و استاندارد زندگی به معنای سلامتی: محصولات سالم مثل بیسکویت ساقه طلایی، وشرکت هایی مثل شرکت های پفک و چیپس ( مزمز) که باعث بیماری خیلیا میشن
    4- استاندارد زندگی و رفاه به معنای درآمد در آرامش: مثل بانک های خصوصی که به پول افراد کار می کنند و …
    علی وفا

  10. با سلام
    از نظر من دو تا از شرکت هایی که سطح استاندارد را بسیار پایین آوردن ایران خودرو و سایپا هستند. با ساخت ماشین هایی که حتی حداقل های استاندارد لازم را ندارند .این شرکت ها متاسفانه با بازار انحصاری که در اختیار دارند حتی بعید میدونم تا مدت ها تلاشی برای بهتر شدن انجام بدهند. مثال های ریادی در مورد شرکت هایی که استاندارد ها رو در ایران پایین آوردن وجود دارد که در پست های بعدی حتما اشاره می کنم . درمقابل وقتی می خوام در مورد شرکت هایی که استاندارد را بالا بردن مثال بزنم واقعا به مشکل بر می خورم اما یه دو تا مثال که بعد از کلی فکر بهش رسیدم بانک های خصوصی (دوره ای جاشون رو با هم عوض میکنن) و شرکت کاله است. هر چند معتقدم که هردوی آنها می توانند به مراتب بهتر باشند اما بدون شک تاثیر زیادی در استاندارد های مردم ما گذاشته اند.
    خوشحال می شم در مورد استاندارد ها بحث کنیم و نظراتتون رو بشنوم.

  11. شاید تنها دیدگاهی که بیشتر مردم حتی خود افراد تحصیل کرده راجع به بازاریابی ندارند ارتقای سطح زندگیه،شاید در ایران محصولاتی که به طور بارز روی استاندارد زندگی اثر میگذارن بیشتر محصولات صنعتی باشه اون هم بخاطر ماهیت توسعه یافتگی صنعت کشور.
    ازبین محصولات به نظرم محصولات شرکت کاله با ارائه محصولات متنوع و خیلی خاص و حتی در سطح محصولات خارجی و تاحدی بستهبندی های درخور موجب بهبود استانداردها، علایق و البته خواسته های آتی مردم شده ولی محصولاتی مثل صحت هم با تاکید به رویکرد سنتی سعی بر بازگردادن جنبه هایی از زندگی قدیمی و سالم گذشته ایرانیان دارند . شرکت هایی مثل ایران خودرو و سایپا هم با درجازدن و فقط افزایش دادن قیمت محصولاتی که روز به روز افت کیفیت دارند این سطح استاندارد رو حداقل در حمل ونقل به میزان چشمگیری کاهش دادند که البته سیاست های حمایتی دولت از آنها هم بی تاثیر نبوده

  12. با سلام خدمت استاد گرامی دکتر محمدیان
    من فکر می کنم بیشتر شرکت ها در کنار مزایا و آسودگی که برای ما فراهم میکنند یکسری مضراتی هم برای ما دارند. یعنی از جنبه هایی باعث بالا رفتن استاندارد زندگی ما شده و از جنبه های دیگری استاندارهای زندگی ما را کم کرده است. مثلا شرکت های تولید کننده خودرو هم باعث آسایش و آرامش ما شده اند و از طرفی با تولید آلودگی صوتی و آلودگی هوا از نظر روحی و جسمی به ما آسیب وارد می کند. یا همین شرکت های تولید کننده کنسرو و موادغذایی آماده و نیمه آماده خیلی زندگی را برای ما آسان کرده اما به خاطر داشتن مواد افزودنی در دراز مدت باعث بروز انواع بیماری های جسمی می شود و خیلی از این محصولات باعث کم تحرکی می شود. اما چون ما انسان ها بیشتر به جنبه های ظاهری محصولات ارائه شده، توجه داریم و درواقع آنها برای ما جالبتر و جذابتر هستند به جنبه های منفی آنها توجه نداریم. به نظر من اغلب شرکت ها محصولاتی که ارائه می دهند جنبه های پنهانی دارند که زندگی ما انسان ها را به سمت ماشینی شدن و فاصله گرفتن از روابط و ارتباطات اجتماعی می برد.

    1. میلتون فریدمن در یکی از کتاباش می نویسد:
      There ain’t no such thing as a free lunch
      واقعاً حق با ایشون است، چیزی به نام مجانی وجود ندارد. مدرنیته در عین هدیه دادن چیزیهایی که شاید الان زندگیمون بی وجودشون معنایی نداره، چیزهای زیادی رو هم ازمون گرفته.
      با شما هم نظرم سرکار خانم غفوری

  13. در بین برندها میتوان به کاله به عنوان یک شرکت خلاق با تنوع بالای محصولات والبته موفق در زمینه صادراتی اشاره کرد هم چنین محصولات میهن با ارائه محصولات به ویژه بستنی های جدید به طور سالیانه نقش چشمگیری در لذت های افراد در مواقع فراغت، تفریحی و یا خستگی دارند
    محصولات ب آ هم با غذاهای آماده ایرانی نقش موثری در زمان صرف شده برای پخت غذای مورد علاقه دارد.

  14. سلام
    استانداردها و کیفیت زندگی مفهومی انتزاعی است و با توجه به فاکتورهای متعدد و مختلفی که در این زمینه وجود دارد اظهار نظر در این باره کمی سخت است.
    مثلا گروه تولیدی “ب.آ” را در نظر بگیرید. در این گروه تولیدی غذاهای آماده و نیمه آماده زیادی تولید می شود. از این نظر که این محصولات زمان لازم برای طبخ غذا را کاهش می دهندو این که فرد می تواند وقت و زمان خود را به جای تهیه غذا برای فعالیت تفریحی و مورد علاقه خود صرف کند یا کار دیگری که منافع مادی برای وی دارد، را انجام دهد می تواند افزایش در کیفیت و استاندارد زندگی فرد تعریف شود. اما اگر بخواهیم از جنبه حسی و عاطفی که یکی از معیارهای کیفییت زندگی باشد به مسئله نگاه کنیم، وجود غذای آماده موجب می شود حضور بر سر سفره و رابطه بین افراد و احساسی که از خوردن غذای خانگی و همچنین اطمینان از سلامت غذا که قبلا وجود داشت اکنون کاهش یابد.
    یا مثلا اگر “ایران خودرو ” را در نظر بگیریم . اگر از جنبه تولید خودرو به آن نگاه کنیم از این نظر که باعث سهولت در حمل ونقل و راحتی برای افراد و صرفه جویی در زمان و هزینه می شود می تواند باعث افزایش استاندارد ها و کیفیت زندگی شود. اما با توجه به اینکه این شرکت در تولیدات خود استانداردهای بین المللی را رعایت نمی کند خودرو هایی تولید می کند که از یک سو ایمنی لازم برای حفظ سلامتی افراد را ندارند و از سوی دیگر یکی از عوامل تولید آلودگی در بسیاری از مناطق شهری هستد. همچنین هزینه زیاد آنها در مقایسه با عملکرد پایین و سطح استاندارد خودرو از جمله عواملی است که کیفیت زندگی افراد را کاهش میدهد.
    مثالهای متعدد این چنینی می توان بیان کرد…

    1. به نظر من بخش قابل توجهی از استانداردهای زندگی، انتزاعی نیست. استانداردهای زندگی قرابت زیادی با سلسله مراتب نیازهای مزلو داره. سه سطح اول نمیتونه انتزاعی باشه، اما دو سطح بالایی این سلسه مراتب چرا.

  15. به نظر من شرکت ایران خودرو و سایپا استاندارد زندگی رو پایین آورده…با توجه به تجربه شخصی من تولیدکنندگان داخلی بنابر وجود محدودیت های تولیدی ویا سایر موارد از قبیل محدودیت سرمایه گذاری در بخش خصوصی و اعمال محدودیت های بیش ازحد دولت بر بخش های اقتصادی تولیدی و نیز تولیدکنندگان داخلی هیچ کدام از صنایع تولیدات داخلی قادر به افزایش و رسیدن به سطح استاندارد جهانی نمیباشند.

  16. احتمالا شرکت های که در آنها بهره وری وجود دارد و با کمترین اتلاف منابع کار می کنند و کالاها و خدماتی تولید می کنند نیاز های جامعه را برطرف می کنند و مسولیت پذیری اجتماعی دغدغه آنهاست، می توانند باعث ارتفاء استاندارد های جامعه شوند. من شرکت هایی که در زمینه استفاده از انرژی پایدار در ایران کار می کنند را شرکت هایی می دانم که در آینده می توانند باعث ارتقاء استاندارد های زندگی شوند و همچنین شرکت های بیمه نیز می توانند باعث افزایش استاندارد ها د ر زندگی ایرانی ها شوند.
    اما شرکت هایی مانند برخی از خودروسازان با تولید خودروهای ناایمن و پر مصرف، به نظر من تاثیر مثبتی در ارتقاء استانداردهای زندگی ما ایرانی ها ندارند.

  17. چهارچوب کلی نظر اینجانب:
    1-توضیحی درباره کیفیت زندگی
    ۲-تاثیر محصولات در کیفیت زندگی
    ۳-تاثیر زیست محیطی بودن محصول به عنوان یکی از شاخص های محصول در ارتقای کیفیت زندگی
    ۴-معرفی شرکت های ایرانی که با رعایت استانداردهای زیست محیطی موجب ارتقای کیفیت زندگی شده اند

    ۱-توضیحی درباره کیفیت زندگی: کیفیت زندگی علاوه بر تاثیرپذیری از استفاده از محصولات، متاثر از عوامل دیگری مانند داشتن هدف در زندگی، مدیریت زمان، حتی شروع یک شغل جدید، آرام غذا خوردن، مهاجرت، نوشتن نامه به یک دوست قدیمی و… می باشد.
    ۲-تاثیر محصولات در کیفیت زندگی: همان طور که استاد ارجمند نیز اشاره کرده اند کیفیت زندگی ما با محصولاتی مانند مواد غذایی که با سلامت فیزیکی ما و با محصولاتی نظیر  کامپیوتر و اتومبیل و بخاری که در پیرامون ما وجود دارند در ارتباط است و محصولات تاثیر بسزایی در کیفیت زندگی دارند.
    ۳-تاثیر زیست محیطی بودن محصول به عنوان یکی از شاخص های محصول در ارتقای کیفیت زندگی: به نظر میرسد که ویژگی سازگاری محصول با محیط زیست میتواند به عنوان یک شاخص افزایش کیفیت زندگی در نظر گرفته شود. با توجه به این که محصولات سازگار با محیط زیست ویژگی هایی از جمله تجزیه پذیری و قابلیت بازیافت و عدم آلودگی محیط زیست و… دارند این ویژگیها که نتیجه آن محیط زیست پاکیزه و بدون گازهای گلخانه ای می باشد میتواند به عنوان یکی از شاخصها برای  ارتقای کیفیت زندگی در نظر گرفته شود.
    ۴-معرفی شرکت های ایرانی که با رعایت استانداردهای زیست محیطی موجب ارتقای کیفیت زندگی شده اند:
    الف-شرکت نفت ایرانول به تازگی برای نخستین بار در کشور و منطقه خاورمیانه موفق به تولید بومی روغن فرآیند سبز که نوعی روغن سازگار با محیط زیست است و در تولید تایر سبز به‌کار می‌رود، شده است.
    ب- شرکت ایکاسا تولید کننده انواع رنگ پانل و پارکت ها است که  با سرمایه گذاری در آخرین فن آوری های روز دنیا و جستجو برای راه حل های نوین و متفاوت از سایر صنایع پیشی گرفته و جزو اولین و برترین هاست. ویژگی محصولات این شرکت:
    صد در صد طبیعی و بی ضرر بودن محصولات
    از چسب هایی که سازگاری با محیط زیست را دارا می باشند ، استفاده می شود.
    حاوی مواد سرطان زا نیست
    ج- شرکت پتروشیمی زاگرس، در راستای نیل به اهداف زیست محیطی خود موفق به استقرار سیستم مدیریت زیست محیطی و دریافت گواهینامه استاندارد ISO 14001:2004  شده است که  اخذ اين گواهينامه نيز به نوبه خود در توسعه صادرات و مقبوليت محصول این شرکت در بازارهاي جهاني نقش بسزایی داشته است.
    د- کارخانه تولید نایلکس سازگار با محیط زیست در زرندیه که اولین کارخانه تولید نایلکس سازگار با محیط زیست است به تازگی افتحاح شده است.
    و تعداد اندکی از تولید کننده های دیگر که یا به تازگی وارد این عرصه شده اند یا سودای آن را در سر دارند. مطلب مهمی که در اینجا قابل ذکر است این است که شرکت های بزرگ در ایران مانند خودرو سازی ها نه تنها به معیار های زیست محیطی که یکی از شاخص های افزایش کیفیت زندگی است اهمیت نمیدهند بلکه برنامه ای برای آینده در این شرکت ها برای تولید محصولات سازگار با محیط زیست دیده نمیشود. همچنین بررسی این جانب نشان داد که شرکت های تولیدکننده مواد غذایی در ایران  هم در این حوزه فعالیتی ندارند و به دنبال افزایش کیفیت زندگی مصرف کنندگان با تولید محصولات سازگار با محیط زیست نیستند. به نظر میرسد صنعت پتروشیمی در این حوزه از سایر صنایع فعالتر میباشد امیدواریم که سایر صنایع نیز با تولید محصولات سازگار با محیط زیست این مهم را  به انجام رسانند.
    با تشکر از استاد محترم جناب آقای دکتر محمدیان

  18. با سلام
    به نظر من یکی از زمینه هایی که بازاریابی باعث ارتقای استاندارد و کیفیت زندگی میشود ، بازاریابی سبز است. با افزایش آلودگی های صوتی و هوا ، پایین آمدن کیفیت آب، افزایش زباله های دفع نشدنی و … در سالهای اخیر میزان توجه به این امر افزایش پیدا کرده است.هدف بازاریابی سبز این است که سلامت زندگی افراد را با مبادله ی کالاهایی که کمترین صدمه را به محیط زیست میزنند را بالا ببرد. در حال حاضر نمونه ی ایرانی از بازاریابی سبز را به خاطر ندارم ولی مثلا اپل و اسپرینت از چندین سال قبل در تولید موبایل های خود به سمت به کارگیری بازاریابی سبز حرکت کرده اند.
    ولی در نهایت این طور تصور میکنم که کلیه محصولاتی که ما در زندگی خریداری میکنیم برای بالا بردن کیفیت زندگی خودمان است، و این کیفیت شاید از نظر هر شخص متفاوت باشد، مثلا کسی که سیگار خریداری میکند، مسلما به سلامتی خود آسیب میرساند، ولی در لحظه خرید اینطور تصور میکند. که کشیدن سیگار باعث ایجاد یک حس خوب در او میشود و شاید کیفیت زندگی را به طور مقطعی برای او بالا ببرد.

  19. با سلام خدمت استاد عزیز و گرامی
    متن بالا بحث بسیار خوبی است بنظر من تعریف بالا از بازاریابی یک تعریف کامل و جامع و جدیدی است که میتواند نگرش نسبت به بازار را تغییر دهد انصافا در چند دهه اخیر تحول بسیار بزرگی در بازاریابی اتفاق افتاده ااست یعنی مشتریان میخواهند که محصولات براحتی و بدون دردسر بدست آنها برسد و بر محیط زیست آنها با توجه به آلودگیهای شهرهای بزرگ در این چندسال اخیر کمترین تاثیر را بگذارند و فروشندگان وتولیدکنندگان نیز به این امر توجه بسیار زیادی دارند میتوان بعنوان نمونه به ارائه خدمات الکترونیکی اشاره کرد.
    سطح کیفیت را میتوان معانی متفاوت به آن داد و ابعاد متنوعی دارد.بنظر من کیفیت آن سطحی که انتظارات مشتریان برآورده میشود.
    متاسفانه در کشور ما شرکتها بدلیل رقابت و همچنین نبود سیستم نظارت به سطح کیفیت توجهی نمی کنند و اثرات زیانباری را بر سلامت و زندگی انسانها میگذارند.در حال حاضر بحث بازاریابی سبزبحث خیلی جدی در این زمینه است که در واقع هدف آن تاثیر کم شرکت بر آلودگی محیط زیست است علاوه بر این موضوع بحث جدید مالیات سبز است که شرکتهایی که باعث آلودگی محیط زیست میشوند مشمول جریمه مالیات و شرکتهایی که باعث کاهش آلودگی در آن سال شده اند مشمول تشویق مالیاتی میشوند که برای نمونه شرکت نفت سپاهان با استفاده از تفکر بازاریابی سبز در این زمینه موفق بوده است.
    رستورانهای اکبر جوجه را مثال میزنم که نیازی به تعریف ندارند چون به سلامتی مشتریان اهمیت میدهند شرکتهای تولیدی فراوردههای گوشتی که متاسفانه هر روز خبرهای بسیار بدی در مورد محصولات آنها و تاثیر بد آنها بر بدن مخابره میشود.
    شرکت تولیدی برق نکا که در نزدیکی شهر ما قرار دارد اگرچه به برق تولیدی آن نیاز مبرم داریم ولی تاثیر قابل توجهی بر آلودگی محیط زیست دارد.
    شرکتهای ایران خودروو سایپا که هر روز بجای اینکه به فکر ارتقای محصولات خودشان فکر کنند دنبال افزایش قیمت محصولاتشان هستند.
    شرکتها بدانند که زمین فقظ مال ما نیست بلکه نسلهای بعدی هم سهمی دارند.

  20. سلام
    به نظر بنده کیفیت زندگی بستگی به این داره که جهان بینی شما چطور باشه؟ خود من زندگی رو همونطور که در معارف دینمون هست مزرعه آخرت می دونم و توجه به دو بعد مادی و معنوی انسان و همچنین توجه به دنیا و آخرت رو در تمام مسایل از جمله بازاریابی ضروری می دونم.
    از نظر من سازمان یا شرکتی استاندارد زندگی ما رو ارتقا می ده که اون چیزی رو که برای انسان جهت سعادتش لازمه براش فراهم می کنه نه اون چیزی که طبق تعاریف بازاریابی هرچی مشتری بخواد یا بگه باید براش فراهم بشه.
    بر اساس این دیدگاه بانکهای کشور ما با اینکه شاید به لحاظ توسعه و خدمات نوین و شیوه های بازاریابی استاندارد ها رو ارتقا داده باشن اما از نظر بنده اقتصاد و دنیا و آخرت و استاندارد واقعی زندگی رو دارن نابود میکنن چون سیستمشون ربوی هست.
    همینطور شرکت های تولید دخانیات دارن سلامت ما رو نابود میکنن ولی چون مردم می خوان بر اساس تعاریف ضد دینی بشر غربی باید براشون تولید کرد و طبق تعریف اونا استانداردها رو بالا می بره.
    تقاضای من از آقای دکتر مجتبی و محمود محمدیان اینه که به عنوان متفکر و اهل علم کمی دید خودشون رو نسبت به تعریف زندگی وسیعتر کنن و ببینن آیا ما اگر به استانداردهای برترین کشورهای توسعه یافته برسیم دردمون دوا می شه؟
    آیا من و شما که مسلمونیم استانداردمون و دیدگاهمون می تونه در تمام مسائل با توسعه یافته ها یکی باشه.
    پایه گذاری و ایجاد تمدن اسلامی که حضرت آقا این همه ازش صحبت میکنن آیا همین استانداردهای مد نظر شما رو لازم داره یا اصلا ابعاد و گستره متفاوتی داره؟
    یادمون باشه خط کش و شاخص ما مسلمون ها برای کیفیت زندگی قرآن و اهل بیت (ع) هستند. تو تعاریفمون سعی کنیم اینها رو در نظر بگیریم.
    با تشکر
    التماس دعا

  21. به نظر من در صورتی که استانداردهای یک محصول برای مصرف کننده نهایی قابل فهم و تشخیص باشد ، این مصرف کننده است که سطح کیفی و استاندارد مطلوب محصول را ؛ با انتخاب و خرید خود و حذف محصولات بی کیفیت از بازار تعیین می کند.
    البته شاید یک شرکت در کوتاه مدت بدون رعایت استاندارد های لازم به فروش خوبی دست پیدا کند ، اما در بلند مدت و در محیط رقابتی بازار و نیزدر مقایسه با محصولات وارداتی که سطح توقعات مصرف کننده را افزایش می دهد قطعا محکوم به فناست.

    شرکت هایی که سطح استاندارد های زندگی ما را کاهش داده اند:

    *ایران خودرو و سایپا : به دلیل عدم رعایت استانداردهای حیاتی تولید خودرو که با جان انسانها در ارتباط است.
    *شرکتهای ساختمانی :عدم رعایت استانداردهای ساخت به دلیل با بردن حاشیه سود.
    *شرکت های تولید نوشابه های گازدار مثل پپسی ، کوکاکولا ، زمزم :
    با این وجود که قطعا تولید کنندگان نوشیدنی های گازدار از مضرات بی اندازه ی مصرف این نوشیدنی ها آگاهی کامل دارند،اما با افتخار می گویند که ما در جایگاه سوم 100 برند برتر دنیا ایستاده ایم و توانسته ایم با بازاریابی و تبلیغات خیره کننده خود سلامت میلیون ها انسان را در این کره خاکی به خطر بیاندازیم!!!
    * شرکتهای تولید ظروف تفلون ایرانی

  22. سلام
    به نظر من سوال واقعا سختیه من خیلی فکر کردم دربارش. اولین جوابی که به ذهن می رسه اینه که کالا هائی که رفاه افراد و راحتی شون رو بالا ببرن سطح استاندارد ها رو هم بالا بردن. اما واقعا در کنار رفاهی که ایجاد می شه یک سری از رفاه ها مون هم از بین می ره. مثلا تردد با ماشین راحت تره اما به مرور زمان سطح تحرک رو میاره پائین یا آلودگی و ترافیک ایجاد می کنه. به خاطر همین این جا بحث وزن ذهنی افراد برای مولفه های استاندارد زندگی مطرح می شه که دیگه شاید بشه گفت نظرات، قدرت تعمیم نداره.
    از یه جنبه دیگه به نظرم کالا باید تا حدی نوآوری داشته باشن چون بعد از اینکه کالا تقلید شد یا به بلوغ خودش رسید دیگه جزء “باید” های کالا می شه که ممکنه مشتری همیشه ازش لذت ببره اما دیگه اسمش “ارتقاء” سطح استاندارد زندگی نیست، اسمش صرفا استاندارد زندگی یا استاندارد “ارتقاء یافته” ست. به خاطر همین باید رفت دنبال نیاز های ارضاء نشده بازار هدف.. که به نظر من احتیاج به خلاقیت داره.
    شاید کلا بهبود سطح زندگی یک موج کلی باشه که با ایجادش یه سری از تولید کننده ها ازش استفاده کنن، مثل موج خدمات الکترونیکی، موج کالا های سبز، موج مشتری مداری و CRM، موج یک تکنولوژی جدید یا نوآوری در کالا و…
    مثالای مثبتی که به ذهنم رسید تکرار مثال دوستان قبلیه اما مثال منفی و اولین چیزی که وقتی متن رو خوندم به ذهنم رسید ایرانسله! خدمات با کیفیت پائین، بمباران اس ام اس برای تشویق مصرف بیش تر، عدم احترام به مشتری، کلا هم تو سیم کارت هاش هم وایمکسش احساس می کنم تمام تبلیغات حرفه ای که می سازن و احترامی که می ذارن ساختگیه و تمام برنامه های بازاریابی شون فقط و فقط سودآوری شون رو هدف قرار می ده. در واقع نمونه بارز محصولیه که از سطح استاندارد فعلی که سایر محصولات ارائه می دن پائین تره.

  23. مفهوم کیفیت زندگی ابتدا به حوزه های بهداشتی، زیست محیطی و بیماری های روانی محدود می شد، اما طی دو دهه گذشته به مفهومی چند بعدی بسط یافته است. همزمان با توجه نظریه پردازان و سازمان های بین المللی به ابعاد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی توسعه، ارتقاء کیفیت زندگی نه صرفا به عنوان ابزاری چهت برخورد با پیامدهای نامطلوب حاصل از سیاست های مرسوم رشد و توسعه، بلکه به عنوان هدف اصلی توسعه مورد تاکید قرار گرفت و در این راستا شاخص های مربوط به ارزیابی عملکرد برنامه ها نیز تغییراتی کیفی یافتند، و علاوه بر عناصر فردی و عینی، مولفه های اجتماعی و ذهنی را نیز شامل شدند. یعنی نیاز های رفاهی از مسائل عینی چون خوراک، پوشاک، بهداشت و مسکن فراتر رفته ابعاد جدیدی همچون تامین اجتماعی، ارتقاء جنبه های کیفی زندگی، حفظ محیط زیست، همبستگی ملی وفراهم آوردن شرایط لازم جهت مشارکت مردم در سطوح مختلف فرایند توسعه را در بر گرفته است
    با این وجود، هنوز تعریف قابل قبول جهانی برای این مفهوم صورت نگرفته است. زیرا بسیاری از محققان بر این باورند که کیفیت زندگی مفهومی چند وجهی، نسبی، متاثر از زمان، مکان، ارزش های فردی و اجتماعی است. با توجه به اینکه در رابطه با کیفیت زندگی تعاریف متعددی ارائه شده و چارچوب کلی و عمومی در رابطه با تعریف آن وجود ندارد
    امروزه دیگر کیفیت زندگی فقط به مفهوم وضعیت مادی نیست بلکه باید میان زندگی خوب و زندگی کمی تفاوت قائل شد چرا که زندگی خوب بر ارزش های اجتماعی استوار شده و زندگی کمی در واقع یکی کردن هدف های افراد جامعه است. بر این اساس الزام اول در تعریف و تدوین معیار ها و شاخص های کیفیت زندگی توجه به وضعیت وشرایط، اجتماعی، فرهنگی و ارزشی ساکنین هر مقیاس مطالعه (کشور، استان، شهر، منطقه، محله و…) است و الزام دوم در زمینه سنجش کیفیت زندگی در شهر ها، بر لحاظ کردن شاخص های اجتماعی استوار شده است و این روندی است که در مطالعات اخیر جهانی در زمینه سنجش کیفیت زندگی نیز پذیرفته شده است.
    به نظرم در ایران موارد زیر توانسته اند در زمینه ارتقاء سطح زندگی راضی کننده باشند:
    1-بانک های خصوصی
    2-پایانه های مسافربری:ایجاد امکان رزرو اینترنتی بلیط
    3-ایران رادیاتور
    4-هاکوپیان که لباس های با کیفیت تولید می کند
    اما واقعا ایران خودرو و سایپا با تولید محصولاتی بی کیفیت،هر ایرانی بزرگترین آرزوش اینه ای کاش این دو صنعت وجود نداشتن
    با تشکر از دکتر محمدیان و آقای مجتبی محمدیان که روز به روز دانش ما رو افزون می کنند

  24. با سلام
    اینکه بگیم شرکتی باعث افزایش سطح زندگی و رفاه جامعه شده به رضایت و وفاداری مشتریان اون شرکت بستگی داره و همچنین توجه و بکارگیری استراتژی بازاریابی اجتماعی که در اون به منافع همه مردم اعم از مشتریان و غیر مشتریان توجه میشه ..متاسفانه بیشتر شرکتهای ایرانی خصوصا شرکتهای خودروسازی مثل ایران خودرو به علت اینکه با محصولات خود باعث افزایش آلودگی هوا و نیز تلفات جانی و مالی گردیده اند نتوانسته اند در این زمینه آنچنان ارتقایی در سطح زندگی مشتریان و غیر مشتریان خود داشته باشند…
    از جمله شرکتهایی که از نظر من باعث افزایش سطح ارتقای زندگی شده اند می توان از همراه اول نام برد که اخیرا برای جلوگیری از قطع بی رویه درختان برای تولید کاغذ جهت صدور قبضهای خود فراخوانی برای استفاده مشترکین به پرداخت غیر حضوری برای صورتحسابها را در دستور کار خود قرار داده است..(البته پرداخت غیرحضوری قبضهای این شرکت چند سالی است انجام میگیرد اما این فراخوان سال قبل از سوی شرکت اعمال شد.)

  25. سلام. ابتدا یک بحث ارتقای استاندارد زندگی منتها خارج از بازریابی بکنم
    بنده اساسا چون یک انسان رابطه گرا هستم اعتقاد دارم بالابودن استاندارد زندگی ما در سطح بالاتر و بهتر بودن ارتباط ما انسانها با هم است. از درون خانواده گرفته تا دوستان ، همکلاسی، همکار تا ارتباط ها و برخورد های مختلف جاری و روزمره در سطوح مختلف اعم از خریدار و فروشنده تا مسئول و ارباب رجوع و … کلیه تعاملات روزانه ما.
    یعنی اعتقاد دارم هرچه ماهیت این روابط و همچنین شکل آنها و رویکرد ی که نسبت به روابط زندگی وجود داره به معنای واقعی کلمه بهتر باشد استاندارد زندگی ما بهتر میشود. این فارغ از سطح رفاه فردی یا فارغ از سطح دانش کلاسیک افراد و فارغ از جایگاه شغلی و اجتماعی هرکس جواب میدهد.
    یک مثال اینکه امروزه علی رغم توسعه تکنولوژی ها در بسیاری موارد اینها موجب ارتقای زندگی ما نشده که هیچ، بلکه خودش مزید بر علت شده و سطح زندگی را به پایین کشیده مثلا امروزه توسعه فزاینده تکنولوژی های ارتباطی (یکی اش نظیر تلفن همراه های هوشمند و … ) باعث شده خیلی افراد امروزه در مدت حضور در خانواده، جمع های دوستی و خویشاوندی و غیره ارتباط موثری نداشته باشند و اساسا خیلی از ما امروزه در خانواده ها به معنای واقعی کلمه، زندگی نمی کنیم! یعنی صحبت نمی کنیم تعاملات گرم نداریم، صرفا حضور داریم و…
    اینجا فقط یک نمونه و یک شکل از مسائل مطرح در این زمینه را مثال زدم. از اطاله کلام پوزش می طلبم

    استاندارد زندگی در حوزه شرکت ها را در پست جداگانه ای عرض میکنم

  26. اما در حوزه شرکت های ایرانی که استاندارد زندگی را ارتقا دادند. فارغ از بحث گذشته:

    اساسا شرکت های با تولیدات پاک را در این بخش میدانم
    نظیر شرکت هایی که لیوان های کاغذی را تولید کردند. یا ظروف یکبار مصرف نشاسته ای

    همینطور در نظر بگیرید توسعه حمل و نقل پاک و سریع نظیر خط مترو یا خطوط ریلی پرسرعت برقی (سرعت های نزدیک 300کیلومتر در ساعت) که البته در ایران وجود ندارند!

    و اصالتا خدمات الکترونیکی ومبتنی بر شبکه را یکی از موفق ترین ها در این حوزه میدانم. از خرید های الکترونیکی مثل دیجی کالا و دیوار گرفته تا سایت های مبادلات جنسی مثل سایت باما در حوزه خودرو تا بانک انصار که حقیقتا پیشرو در زمینه بانکداری الکترونیک بوده تا حدی که امکان مبادلات بانکی کاملا رایگان را بدون حتی نصب نرم افزار و صرفا با شماره گیری کد #763* فراهم آورده است. اینم یک تبلیغ برای بانک انصار! 🙂

  27. با سلام

    به نظر من به طور کلی شرکت هایی که در زمینه تولید تجهیزات ورزشی فعالت می کنند ، شرکت های برگذار کننده تور های مسافرتی و تفریحی ، مشاوره های ازدواج و روانشناسی ، سینما رسانه و رادیو ، نیروهای انتظامی و امنیتی به طور خاص در افزایش سطح کیفیت زندگی مردم موثر هستند.
    و شرکت های تولید خودرو داخلی ، تولید کنندگان نوشابه ، لواشک و موارد مشابه در کاهش استاندارد زندگی موثرند

  28. شرکت هایی که استاندارد زندگی ما رو بالا برده اند:
    – “ایرانسل” در حوزه ارتباطات
    – “کاله” در حوزه موادغذایی
    – “پاکشو” در حوزه مواد شوینده و بهداشتی
    – بانک های خصوصی نظیر “سامان”، “پارسیان” و “پاسارگاد” در حوزه مالی و بانکی
    – “هواپیمایی ماهان” در حوزه حمل و نقل
    – “پارس خزر” در حوزه لوازم خانگی

    اما شرکت ها و سازمان هایی که استاندارد های زندگی ما رو پایین آورده اند:
    – شرکت های خودروسازی “ایران خودرو” و “سایپا”
    – سازمان “صدا و سیما”
    – سازمان حمل و نقل عمومی و ادارت تاکسیرانی و اتوبوس رانی
    – شرکت های”بوتان” و “ایساتیس” در حوزه تاسیسات گرمایشی

  29. استاندارد مفهومی است که در ذهن افراد می تواند برداشت های متفاوتی ایجاد کند یكی ازجامع ‌ترین تعاریف می گوید: «استاندارد یعنی نظمی مبتنی بر نتایج ثابت علوم، فنون وتجارت بشری كه به صورت مقررات و نظام‌هایی به منظور ایجاد هماهنگی و وحدت رویه، افزایش میزان تفاهم، تسهیل ارتباطات، توسعه صنعت، صرفه جویی در اقتصاد ملی و حفظ سلامت و ایمنی عمومی به كار گرفته می شود.»
    اما از محصولاتی که از توانسته اند استاندارد زندگی مارا بالاتر ببرند می توان به شرکت کاله، دایتی، میهن پگاه، مواد غذایی برتر، سن ایچ، ظریف مصور، فرش مشهد و شفقی تبریز، زعفران سحرخیز، تیرک و همچنین مراکز تفریحی مثل سرزمین موج های آبی، کوهستان پارک، شهربازی رامسر، پارک ملت مشهد، مجموعه آبی آفتاب، پارک ایرانیان، پارک ارم، پدیده مشهد وکیش، پارک دولفین، بانک پاسارگاد وپارسیان، شهر بازی گنج نامه همدان
    از محصولاتی که استاندارد زندگی را پایین آورده از بزرگترین آن ها به ایران خودرو و سایپا میتوان اشاره کرد همچنین گوشی های ایرانی مثل glx

  30. به نظر من هیچ شرکتی دیگر دلپذیر و مطبوع نیست دیگر شرکت ها بوی ارتقا زندگی و سلامتی انرا نمیدهند چون کمتر شرکتی با هدف فعالیتهای اجتماعی تاسیس میشه نتیجه اش گرانی بی حد وحصر و نارضایتی از قیمتها و کیفیت ها و نبود رقابت سالم , دلم میخواهد شرکتی بیاید داد بزند هدف تاسیس اش کمک به قشر اسیب دیده کودکان کار و از این دست مسائل است بیاییم از کمک های خیر خواهانه مخفیانه کمی فاصله بگیریم بیاییم این فعالیت های خیرخواهانه وارد بازاریابی کنیم به نظرم این دگرخواهی در بازاریابی است که مسئولیت ارتقا استاندارد زندگی به نحوه دیگری به ما میشناساند به نظرم شرکتهایی استاندارد زندگی رو بالا میبرند که نه تنها با محصول بلکه سطح افکار هم ارتقا میدهند .

  31. سلام
    خوشحالم موضوع به این مهمی رو مطرح کردید و از اونجایی که مرتبط با موضوع پایان نامه م هست دید گسترده تری بهم خواهد داد.
    کیفیت زندگی اینقدر گسترده است که درحال حاضر شرکتی که همه ابعادو در نظر بگیره بخاطر نمیارم اما میشه شرکتهایی رو نام برد که دریک یا چند بعد موثر بوده اند.
    مثلا رایتل، با آوردن اینترنتی پرسرعت تر از بقیه اپراتورها و فناوری سه بعدی استاندارد زندگی ما رو در تعامل با دوستان و خانواده بالا برد. سهولت و سرعت مولفه های اصلی این شرکت هست.
    شرکتهایی که در زمینه هوشمند سازی خانه، مطب و دفاتر فعالیت می کنند به بعد ایمنی هم توجه داشتند و از این لحاظ آسایش مشتریان رو به همراه خواهند داشت.

    1. جناب جعفری
      ممنون از شما
      اما متوجه نشدم که منظورتان دقیقا چیست
      اگر عکسی لازم است که در سایت قرار گیرد برای من بفرستید تا در سایت قرار دهم

    1. سلام
      واقعا موافقم
      چون دانشگاه و مدرسه حال آدم رو بهم میزنه من نمی دونم تا کی باید این مزخرفات و محفوظات رو به دوش بکشیم و عمرمون رو حروم کنیم. بنده صرفا مدرک دانشگاهی ام رو برای افزایش جایگاه شغلی و حقوقم می خوام و ان شا ا… هرچه زودتر از ارشد خلاص بشیم و مدرکمون رو بگیریم. من بیل زدن و کارگری رو به سر کلاس نشستن و مقاله و خزعبلات نوشتن ترجیح می دتاد اسم. من ذره ای تعهد نسبت به این نظام آموزشی احساس نمی کنم چون ارزشی برای شعور و فهم و یادگیری قائل نیست چرا چون کسی که می فهمه با کسی که نمی فهمه و حفظ میکنه یا تقلب میکنه یکی هست منم قبلا پدر خودم رو در می آوردم درس می خوندم و حفظ می کردم اما الان از هر راهی بتونم برای نوشتن تو امتحانات استفاده میکنم چون یادگیری و فهمیدن من ارزش نداره حفظ کردن و مهمتر اونی که نوشته میشه برای استاد اهمیت داره وقتی داشنگاه و اساتید اینطوری دوست دارن منم براشون از روی جزوه و کتاب می نویسم تا نمره بهتری بگیرم.
      آدم مجبوره چیزی رو که دوست نداره و حرفهایی رو که با اکثرش مخالفه بشینه و گوش بده آخر ترم هم مجبوری کلی کپی پیست کنی تا مقاله خواهی اساتید رو بتونی ارضا کنی فارغ از اینکه این مقالات به چه دردی می خوره یا این همه پایان نامه که وجود داره چه دردی رو ازما دوا کرده.خدا رو شکر وجود آقای محمدیان تو دانشگاه نعمته چون مباحثیکاربردی مطرح می کنن و فکر می کنم هم کلاسی های من هم متفق القول باشند که ایشون بهترین استادی بودند که ما تا حالا باهاشون تو دانشگاه درس داشتیم.

      1. همیشه دوست داشتم امتحانی که میدم یه امتحانی باشه که بشه توش هر چیرو که یاد گرفتی بنویسی نه اون چیزایی که مجبوری حفظ کنی ..یه جورایی بتونی توش خلاقیت ایجاد کنی و خودترو نشون بدی ..این همه در طول تحصیلم درس خوندم ولی تا الان راضی نشدم …هرازگاهی احساس میکنم شاید راهی که انتخاب کردم اشتباه بوده و مطمئنا نظام آموزشی ما باعث ایجاد چنین تفکراتی در امثال مثل من میشه…ارشد اونی نبود که من انتظارشو داشتم و این باعث عدم رضایتم میشه..
        باهاتون موافقم کلاس استاد جزو بهترین و انگیزه بخشترین کلاسها بود …

  32. با با سلام مجدد
    از نظرات دوستان لذت برديم.به نظر من شركت هاي حمل و نقل هوايي مانند شركت هاي ماهان و قشم اير و … كه زمان مسافرت را به طرز محسوسي كاهش ميدهند نقش مهمي ميتوانند در افزايش كيفيت زندگي داشته باشند.به طور كلي به نظر من شركت هايي كه محصولات آنها در جهت كاهش زمان هاي هدر رفته فرد و دادن زمان بيشتر به افرادعمل ميكنند بالاترين تاثير را دارند.چون فرد ميتواند از اين زمان ها براي استراحت و در كنار خانواده بودن استفاده كند

  33. سلام
    من همینطور که مطلب رو میخوندم از چند نفر که اطرافم بودن پرسیدم که به نظر شما استاندارد زندگی چیه و چطوری از طریق استفاده از محصولات و خدمات مختلف، افزایش یا کاهش پیدا میکنه، جالب بود که چون همشون دانشجو بودن و رشته های مختلف میخوندن، هرکسی از دید رشته ی خودش بحث میکرد و جواب میداد. مثلا یکی که از دوستان که IT میخونه ، گفت که نرم افزار های سیستمی که باعث یکپارچه سازی فرایندهای مختلف و کاهش هزینه ها و زمان میشه خودش استاندارد زندگی رو بالا میبره. بقیه هم همه همینطور، رشته های رفاه اجتماعی، روان شناسی، بیمه، روزنامه نگاری و تربیت بدنی همه شون ربطش دادن به مطالبی که خوندن و تسلط دارن و خودمم که بازاریابی و مثل اکثریت عزیزانی که اینجا نظر دادن (هرچند بین همین نظرات هم عقاید مختلف وجود داره)
    غرضم این بود که هرکسی استاندارد زندگی رو یه چیزی میبینه، آدم ها با تخصص ها و ویژگی های جمعیتی، روانشناسی و … برداشت های متفاوتی دارن و ممکنه که استفاده از یک محصول یا خدمت واسه یکی واقعا استاندارد زندگیش رو بالا میبره و همون محصول از نظر دیگری باعث کاهش استاندارد زندگیش میشه.
    بین محصولات و خدماتی که من تجربه استفادش رو دارم لبنیات کاله، بستنی میهن، دوغ پادراتوس، شکلات آیدین، رب سید، آب میوه های سن ایچ، تک ماکارون و خیلی چیزایی که یادم نمیاد در حیطه مواد غذایی به خاطر تجربه خوب استفاده و دلچسب بودن به نظر من باعث ارتقای استاندارد زندگیم میشه.
    کولر آبی سپهر الکتریک و پتوی گلبافت یکی از بهترین ترکیبات تابستانی واسه منه…
    تو بحث خدمات، اینترنت شاتل به خاطر خدمات خوبش و توجه به مشتریانش، همینطور رایتل واسه سرعتش، وب سایت دیجی کالا به خاطر اطلاعات خوب و به روز بودن و کافه مارکتینگ که تازه باهاش آشنا شدم و امیدوارم که باعث ارتقای استاندارد زندگیم بشه.
    در طرف مقابل، شرکت مبین نت به خاطر خدمات افتضاحش و همچنین ایرانسل که به نظر من اصلا خدمات اینترنتی خوبی نداره.
    خودرو سازی ها رو هم که دیگه دوستان گفتن.
    سرگرمی ها و رسانه که کفه کاهش استاندارد زندگی ش سنگین تره ولی خداروشکر رو به بهبود ه شایدم بالعکس
    شامپوی صحت از نظر من کیفیتش خیلی افت کرده، مواد غذایی که کیفیت ندارن و راضی کننده نیستن که اصلا به خودم زحمت نمیدم اسم شو به خاطر بیارم…
    در هر صورت این ها همه نظرات شخصی بنده بود.
    شرکت ها باید سعی کنند که این حس ارتقای استاندارد و کیفیت زندگی را در همه افرادی که جامعه هدفشان میباشند ایجاد و با یادآوری و حفظ کیفیت، این مهم را در ذهن افراد ثبت کنند…

    با تشکر از وبسایت خوبتون که به نظرم باعث ارتقای استاندارد زندگیم خواهد شد…

  34. با تشکر از مطلب خوبتان
    به نظر من گسترش جهانگردی و توسعه این صنعت می تواند عامل مهمی در افزایش سطح زندگی مردم از طریق اطلاع یافتن ازسطح زندگی سایر کشورهای اروپایی و امریکایی باشد و ما نیاز به ایجاد زیر ساختها در این زمینه و فرهنگ سازی داریم

  35. با سلام
    از شرکت هایی که موجب ارتقای استاندارد زندگی ما شده اند،می توان به شرکت کناف اشاره کرد.
    شرکت کناف يکی از بزرگترين توليد کنندگان سيستمهای ساخت و ساز خشک در جهان می باشد. اين شرکت در سال ١٩٣٢ در آلمان تأسيس شد و اکنون با داشتن بيش از ١٥٠ کارخانه در ٣٧ کشور جهان و ١٨٠٠٠ نفر نيروی کار، به صورت يک گروه عظيم صنعتی در سطح بين المللی فعاليت می نمايد. شرکت کناف ايران، شاخة توليدی کناف در ايران است. شرکت کناف ايران اولين و بزرگترين توليد کننده سيستمهای ساخت و ساز خشک در ايران می باشد. این شرکت با تولید دیوارهای پیش ساخته گچی ،هم به تسریع روند ساخت و ساز کمک کرده و هم به دلیل سبکی این سازه ها ،هنگام وقوع زلزله تلفات مالی و جانی کاهش میابد.
    اما شرکت هایی که در زمینه تولید قطعات یدکی خودرو فعالیت میکنند(به نام این شرکتها اشاره نمیکنیم،که البته خود واضح است) هیچ گاه نتوانسته اند پیشرفتی در جلب رضایت مصرف کنندگان داشته باشند. دارندگان خودرو های ساخت داخل (خصوصا رانندگان زحمتکش تاکسی ها)در این زمینه از استاندارد پایین رنج میبرند.البته بحث همیشگی ما ایرانی ها در مورد کیفیت پایین تولیدات خودرو داخل،مجالی به توجه به شرکتهای تولیدکننده قطعات نمیدهد.”غرق در نیل چه اندیشه کند باران را…”

  36. به نظر من، بیشترین صنعتی که باعث عدم پیشرفت ما شده، صنعت خودروسازی امان است. چراکه حتی با وجود اینکه می دانیم تخصص و تکنولوژی کارآمد و لازم در این صنعت را نداریم همچنان اصرار به تولید بدون توجه به کیفیت داریم!
    صنعتی که باعث ارتقای کیفیت زندگی شده است، به نظرم چیزی که مشهود می آید صنعت گردشگری است. مردم با سفر کردن چه داخلی چه خارجی و دیدن توریست ها از کشورهای مختلف در ایران، به نوعی تغییر دیدگاه پیدا می کنند و طرز تفکر آنها از بسته بودن خارج می شود.

  37. به نظرم یکی از دسته شرکت هایی که در چندسال اخیر زندگی ما را دستخوش تغییر کرده اند شرکت های ارائه دهنده اطلاعات از طریق وب هستند. تا پیش از این چنانچه نیاز به خرید محصولی جدید را احساس می کردیم، تصمیم گیری در مورد برند و مدل محصول یک مسئله بسیار زمان گیر محسوب می شد و احتمال داشت حتی با وجود صرف وقت زیاد، پس از خرید احساس پشیمانی داشته باشیم. اما وب سایت های ارائه دهنده اطلاعات در حوزه های مختلف که البته بیشتر در ایران به حوزه وسایل الکترونیکی از قبیل لپ تاپ، گوشی موبایل ، دوربین و … پرداخته اند، در ارتقای کیفیت زندگی ما نقشی بارز دارند. از برندهایی که در این زمینه کار کرده اند و به نظر من موفق بوده اند می توان به دی جی کالا و جی اس ام اشاره کرد.

  38. با سلام
    به نظرم در بحث زندگی برتر ،دانش زندگی برتر جزو مباحث فراموش شده است.
    شماری کثیری از شهروندان ایرانی بی خبر ازینکه اساسا چه چیزهایی میتوانند از شرکت ها طلب کنند،تن به خدمات وکالاهای ضعیف شرکت ها میدهند.از عوارض دیگر این نکته خدمات پس از فروش ضعیف و عدم پاسخگویی مسئولین شرکت ها میباشد.
    درین بین اما شرکت هایی ازین فضا استفاده کرده زمینه مناسب برای جذب تقاضا را فراهم کرده اند.بانک های خصوصی چون پاسارگاد،پارسیان به ما مشتریان یادآوری کردند که می توان ازبانک و کارمندانش احترام و ارزشگذاری و خدمات مطلوب به متقاضیان را طلب کرد..

  39. سلام
    به نظرم در بحث زندگی برتر ،دانش زندگی برتر حرف اول را میزند.شماری زیادی از شهروندان ایرانی بی خبر از اینکه اساسا چه چیزهایی میتوانند از شرکتها طلب کنند تن به خدمات و کالای ضعیف برخی شرکت ها میدهند.درین بین اما برخی شرکت ها درصدد رویه ای نو هستند.بانک های خصوصی چون پاسارگاد وپارسیان به مشتریان خود یاداوری کردند که میتوان از بانک وکارمندانش انتظار احترام وارزشگزاری وخدمات مطلوب داشت..

  40. به نظر بنده، استاندارد و کیفیت زندگی انسان از دو بعد جسمانی(فیزیولوژیک) و روحی و روانی نشات میگیره.و باز به نظر من بعد روحی و روانی بسیار مهم تر از بعد جسمانیه. و به شدت بر بعد جسمانی تاثیر گذاره. به طور مثال از لحاظ پزشکی اثبات شده که عامل بسیاری از بیماری های جسمی بشر بخاطر استرس و فشارهای روانی و عصبیه. همون طوری که چند تن از دوستان هم اشاره کردن امروزه شاید از لحاظ فیزیولوژیک استاندارهای زندگی ارتقا یافته ولی متاسفانه از لحاظ روانی و روحی مشکلات بشر چندین و چند درجه تنزل یافته.
    بنابراین شرکتها میتونند این دو بعد را مدنظر قرار بدن و مشخص کنن که کدوم بعد را میخوان ارتقا بدن. شایان ذکره یک شرکت میتونه هر دوبعد رو ارتقا بده. به طور مثال کمپانی اپل با محصولاتش هم از لحاظ جسمی کیفیت زندگی رو ارتقا میده و هم با پرستیژی که به مشتری میده اعتماد به نفس رو بالا میبره.
    در کل تو بیزنس ها وصنایع مختلف میشه براساس خدمت یا پروداکتی که تولید میکنیم این دو بعد را مد نظر قرار بدیم. مثلا شرکتهای غذایی میتونن روی بعد جسمانی تاکید کنن و بهداشت و این قبیل موارد رو توی طراحی محصولات و یا کمپین ها ی تبلیغاتیشون استفاده کنن.
    یا به طور مثال شرکتها ی خدماتی مثل بانک و بیمه به شدت میتونن تو زمینه بعد روحی و روانی کار کنن و تمرکز خودشون رو تو این زمینه قرار بدن که از لحاظ ذهنی کیفیت زندگی مشتریانشون رو ارتقا بدن.
    ممنون میشم از اساتید اگر نظرشون را در این رابطه بیان کنن

  41. به نظرم فروشگاه های اینترنتی در چند سال اخیر تاثیر چشمگیری در افزایش سطح استاندارد زندگی مردم داشته اند. بی نیاز ساختن مردم از انجام سفرهای غیر ضروری درون شهری یا برون شهری از مهمترین ویژگی های فروشگاه های اینترنتی است. همه فروشگاه های اینترنتی برای ایجاد حس اعتماد در مردم مزایایی برای مشتریان خود قائل شده اند که مهمترین مزیت آنها امکان مرجوعی دوره ای است به این معنی که اگر کالایی مشکلی داشت مشتریان می توانند طی دوره ای خاص کالا را مرجوع نموده و پول خود را پس بگیرند. در این میان فروشگاه اینترنتی 5040 نوع جدیدی از گارانتی به نام گارانتی 100 درصد مرجوعی را معرفی نموده که مشتریان حتی پس از استفاده از کالایی اگر رضایت نداشتند می توانند کالای استفاده شده خود را پس دهند و پول کامل خود را پس بگیرند این نوع گارانتی مرجوعی قطعا در جهت ارتقاء فرهنگ مشتری مداری گامی ویژه است که به افزایش سطح استاندارد زندگی مردم نیز کمک می کند. قطعا افزایش سطح استاندارد زندگی فقط فیزیکی نیست اینکه آرامش ذهنی مردم نیز تامین شود مهم است. خود ما وقتی به مغازه برای خرید مراجعه می کنیم دغدغه این را داریم که اگر کالایی که خریدیم کیفیت لازم را نداشت چه کسی پاسخگوست این دغدغه در خرید اینترنتی بیشتر به چشم می خورد. کمرنگ نمودن این دغدغه با پیاده سازی طرح گارانتی 100 درصد مرجوعی کمک بزرگی در افزایش آرامش ذهنی مشتری و افزایش همان استانداری است که موضوع بحث حاضر است.

  42. بازاریابی و تبلیغات واقعا میتونه چشم گیر باشه و در وجود افراد نیاز ایجاد کنه
    مثلا در زمینه فرش ماشینی که به عنوان تقریبا یک کالای لوکس به حساب میاد میبینیم که تبلیغات توانسته نیاز جدید برای افراد ایجاد کند
    که نشان دهنده تاثیر تبلیغات هست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *