کسب و کارهای نوپا و فقدان استراتژی فروش و تبلیغات (قسمت 2) + آقا چشم بسته تبلیغ نکن

دیروز بخش اول یادداشتم رو در مورد شرکت های نوپا و نیاز به استراتژی فروش را برایتان در سایت کافه نوشتم.اما ادامه بحث را امروز پی می گیریم.

به عنوان یک اصل مهم به کسانی که کسب و کار جدید راه انداخته و وارد یک عرصه رقابتی شده اند توصیه می کنم که صنعت خود را از حیث “مشتری محور بودن” یا “فروشنده محور بودن” مطالعه کنند. در صنایع مشتری محور قدرت تصمیم گیری در دست مشتری است در حالی که در صنایع فروشنده محور تاثیر نهایی بر فروش را فروشنده دارد. بحث مهم این است که کسب و کارهای نوپا معمولا شهرت را معادل فروش می دانند. این در حالی است که حضور بدون استراتژی در بازار معمولا باعث اتلاف منابع شرکت می شود. صنایع هرچه پیچیده تر باشند و هرچه محصولات از “تواتر” خرید کمتری برخوردار باشند گرایش بیشتری به سمت فروشنده پیدا می کنند. یعنی در این صنایع فروشنده می تواند جریان فروش را تغییر دهد. این موضوع همواره مدیران شرکت های نوظهور را به این موضوع هدایت می کند که برای بدست آوردن سهم مالی از بازار، از “ترکیبی” از شیوه های فروشنده محور و مشتری محور استفاده کنند. در این گونه صنایع تمرکز بر روی فروشنده تضمین بیشتری به فروش می دهد تا تمرکز بر روی مشتری.

در واقع تبلیغات در این گونه صنایع باعث برندسازی ریشه ای نمی شود. تبلیغات در این صنایع در صورتی که از طرف برنامه های فروش هدایت نشود منجر به فروش نمی شود. بسیاری از راهکارهای تبلیغاتی ما در منطقه نبرد که در واقع همان فروشگاه است بی اثر می شود. چرا این اتفاق می افتد؟ به این خاطر که “فروشنده” از طرف برخــی برندها تغذیه می شود. اگر توجه کنید در محصولات گران قیمت و یا محصولات تخصصی یکی از مراجع مهم تصمیم گیری ما اطلاعات فروشنده است. از این رو است که هر برندی که حاشیه سود بیشتری داشته باشد قاعدتا از سوی فروشنده برای فروش جذابیت بیشتری دارد.

به اعتقاد بزرگی، تبلیغ اولین راه فروش نیست. تبلیغ تیر خلاص برای فروش است. این در حالی است که بسیاری از برندهایی که بر روی آنتن تلویزیون این روزها می بینیم حتی در “بورس” فروش محصولات نیز پیدا نمی شوند. در بسیاری از نشستهای مشاوره ای تبلیغات، همواره صاحبان برندهای نوپا را از تبلیغ منع کرده ام. اصولا تبلیغاتِ بی پشتوانه فروش را، برای یک شرکت مضر می دانم. اگر روزی اولین تصمیم حوزه بازاریابیتان پرداختن به تبلیغات بود مطمئن باشید که مسیر درستی را نمی روید. اول برنامه های فروش خود را تعیین کنید و بعد به تبلیغ بپردازید.


6 thoughts on “کسب و کارهای نوپا و فقدان استراتژی فروش و تبلیغات (قسمت 2) + آقا چشم بسته تبلیغ نکن”

  1. آقای محمدیان سلام
    قبل از هر چیزی، می خواهم به نوبه خودم از جنابعالی، برادر بزارگوارتان، آقای حسینی و همه همکاران و کاربران تشکری را داشته باشم.
    جمله زیبایتان واقعا گویاست و مدیران باید این نوع جملات رو آویزه گوششان کنند.
    ” آقا چشم بسته تبلیغ نکن”
    مدیر می خواهد فروش داشته باشد و مدیر می خواهد همانند دیگر مدیران هم رسته و هم رشته خودش، فروشگاه، کارخانه، خودرو شاسی بلند، گوشی موبایل …، خط موبایل رند …، کارمند، آبدارچی، ویلا، مسافرت خارج از کشور، حضور در نمایشگاههای داخلی و خارجی و هزاران هزار مورد دیگر را داشته باشد.

    سوال
    چرا نمی تواند باور کند که مثلا آقای … به هنگام مشاوره کاملا منافع ایشان را در نظر میگیرد؟
    چرا اصلا نمی تواند قبول کند که شرکت … در مقایسه با او بنیه بسیار قوی دارد؟
    (نه تنها بنیه مالی بلکه بنیه اطلاعاتی و عملیاتی و تبلیغاتی در زمینه کاری خودش)
    و نهایتا، چرا نمی خواهد بداند که باید توان این همه را بپردازد؟
    چرا؟

    یک نظریه
    من عقیده ام این هستش که حلقه گمشده ای در این میان وجود دارد.
    چطور وقتی میخواهند برای پروانه تاسیس، پروانه بهره برداری و … به صنایع و معدن و سایر ارگانهای دولتی میروند و فرمها و اطلاعات لازم را پر کرده و کل مشخصاتشون رو می دهند. نهایتا هر هزینه ای هم داشته باشد پرداخت می کنند. اما در مورد طراحی، مشاوره، تبلیغات، برند سازی، هدایا، تیزر و … باورشان این هستش که مثلا با پانصد هزار تومان همه کارهاشو
    می توان پیش برد.
    یکبار به اداره صنایع و معادن می روند هر سال یکبار به شهرداری و دارایی و بیمه مراجعه می کنند، درصورتیکه نه تنها در طول سال بلکه باید تا آخر عمر کاری خود به فکر تبلیغات و مهمتر از همه، فروش، فروش محصولاتشان و سود آوری باشند.
    نظر شما چیست؟

    1. در نظرات شما کلا برخی کلمات بار معنایی بیش از آن چیزی را دارد که به ظاهر می نویسید
      مثل همین اصطلاح “خودرو شاسی بلند” که در واقع به نوعی تیپ این گروه از مدیران را به خوبی معرفی می کند
      به نظرم نظریه خود را خیلی گذرا طرح کردید و نیاز به بسط بیشتر دارد
      اما در کل با نظرات شما که همواره دنبال لایه های زیرین موضوع هستید موافقم

      1. آقای محمدیان سلام
        من هم به نوبه خودم نه تنها از شما بلکه از همه دوستانی که در این سایت حاضر می شوند و مطالب خوبشان را می نویسند، کمال تشکر و قدردانی را داشته و دارم.
        جا داره که اینجا اسمشان را هم بیارم.
        آقایان و خانمها
        درگی، حسینی، یک دانشجو، حسن، حمیدی، نیما، یعسوبی، امینی، اسدی، اقتدار، عزیزی،
        مراد زاده، مرادی، قاسمی، فروشنده بارونی، راد، شریف زاده، صبوحی، آرین آرا، خدنگی، بابک
        صفاری، پرورش، آذری راد، شاهین، ولی بیگی، حسین، لسانی، اصغری، تیموری، امامی، مولائی
        مهرداد، قنبرلو، وهاب، ستوده، اصغری، عامری، رازلیقی، مهر پرور، فواد، علی، شادافروغ، حاجیان
        خرمی راد، خدادبرمی، مولائی، وریان، سینا، رضا، امیر محمد،
        توانا، احمدی، eli، گیلانی نژاد، عبدالهی، ایزد گشسب، هدا، مباشری، عاطفه، خطیبی، بابایی
        رها، میرزایی، ترحمی، هاشمی نکو، بهتونی، مهلا، گیلدا، لادن، سارا، اسماعیلی، چاوشی، کریمی
        مهر پویا، خانزادی، مهرزاد، نیلوفر، هوای تازه، دانشجوی بازاریابی، وطن پرست، نام کاربری
        فروشنده بارونی، فرهی، مشتری ناراضی، شجاعی، گروسی،
        با امید موفقیت همه مان
        سپاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *