چو فردا شود فکر فردا کنید// در لحظه زندگی کن، غم فردا رو بی خیال!!!

خلاقیت در طراحی تبلیغات و شعارهای تبلیغاتی حرف اول رو می زنه.حتی با خلاقیت می شه چیزی رو حقیقت جلوه داد که غلط محض باشه. زیبایی کلام و جملات دلنشین می تونه معجزه گر باشه. مثلا اهمیت دادن به سلامتی چیزیه که همه در موردش کباده ی سخن می کشن و مدعی هستن مهمترین رکن زندگیشونه. حالا فرض کنید محصول تولیدی شما چیزی باشه که عقل اونو تایید نکنه  و همین آدما به طور معمول دست رد به سینه اش بزنن،راه ورود به ذهنشون و جلب نظرشون برای فروش محصول چی می تونه باشه؟

اگه نشه سد عقل رو شکست که باید در شرکت رو بست. پس راه چاره چیه؟ باید بتونیم عقل رو فریب بدیم یا احساس رو دخیل کنیم. احساسات ابزار قدرتمندیه که با در اختیار گرفتنش گوی سبقت را ربوده ایم. مثال، مثل همیشه می تونه راحت تر مطلب رو روشن کنه. همه ما اگه نگیم هر روز می شه گفت هر هفته نوشابه مصرف می کنیم. مصرف سرانه نوشابه ایرانی ها چهار برابر دنیاست. این در حالی هست که نوشابه به دلیل داشتن مواد مضر مورد نقد قرار گرفته و همه در باب مضراتش اتفاق نظر دارن. چطور صنعت نوشابه به این موفقیت دست پیدا کرده؟

یکی از کلید های صعود این صنعت شعارهای خلاقانه اون هست. به نوشابه پپسی که نوش جان می کردید دقت کردید؟ روش نوشته در لحظه زندگی کن!!! این یعنی غم فردا رو بی خیال. دیابت رو فراموش کنید. پوکی استخوان مال همسایه است. خرابی دندان که احتمال وقوعش زیر صفره. یا اینو به ذهن متبادر می کنه که هرچه بادا باد. کی می دونه فردا چی میشه؟ کی مرده کی زنده؟ لا اقل از الآن خودت لذت ببر. خلاصه با شعاری که همه تو دنیای پر دغدغه امروزی بهش نیاز دارن عقل رو بایکوت می کنه. بهتر از این چی می تونه باشه؟ فارغ از غم دنیا، از لحظه لذت ببرید و خیالتون راحت باشه که عواقبش به پاتون نوشته نمی شه!. این شعار که جذابیت زیادی داره با رنگ و طرح همیشگی پپسی هم روی نوشابه های خانواده و هم روی نوشابه های قوطی تک نفره درج شده و به فروش روز افزون کمک می کنه.


6 thoughts on “چو فردا شود فکر فردا کنید// در لحظه زندگی کن، غم فردا رو بی خیال!!!”

  1. سلام

    ممنون از خانم چاووشي عزيز بابت اين مطلبشون. اتفاقا براي اولين بار كه اين شعار و ديدم و اصطلاح انگلسيش رو خوندم خيلي كنجكاو شدم كه ببينم كلا اين اصطلاح درسته يا نه.
    پس از جستجوها متوجه شدم كه خود شركت پپسي اصل هم از اين شعار استفاده كرده .
    اما چرا ما هميشه ديد منفي جمله رو ببينيم. در لحظه زندگي كردن فقط مصرف اين محصول رو در بر نميگيره. در كل بياييم از لحظاتمون لذت ببريم.
    اميد به اينكه همه عزيزان از تك تك لحظاتشان لذت ببرند.

    1. سلام خانم عبداللهی
      با شما موافقم. بسیاری از آدما عاقلانه می دونن که خریدن یا خوردن محصولی یا حتی انجام دادن کاری براشون ضرر داره، اما خوب ممکنه همون محصول یا کار یه حس خوب بهشون القا کنه. به همین خاطر همیشه دنبال یه دلیل میگردند که برای لحظه ای عقل و کنار بزارن و به احساسشون توجه کنند. مثلاً هیچ کسیی واقعاً دوست نداره سرطان بگیره، اما از یه طرفی بهش القا شده که “مرد سیگار میکشه” یا اصلاً ممکنه سرگیجه بعد از استعمال دخانیار رو دوست داره. وقتی حس به عقل غلبه کنه، فرد با دیدن کابوی که سیگار میکشه، بازم تحریک میشه که سیگار بکشه (مثال مالبورو رو زدم، چون تبلیغات رسانه ای دخانیات در ایران ممنوعه). البته بگذریم از اینکه سیگار وابستگی بدنی هم ایجاد میکنه. در مورد نوشابه هم میشه چنین چیزی گفت. اما نوشابه جنبه اعتیاد نداره. در مورد این محصولات نمیشه با دستاویز کردن سوژهای عقلانی افراد رو متقاعد به خرید کرد.
      یه مثال متفاوت: تبلیغات موسسات خیره و حمایت از کودکان و بیماران خاص رو ببنید، هیچ کدوم سعی نمی کنند عقلانی مخاطبانشون رو متقاعد کنند. پناه می برن به احساس و از سوژه های متنی و تصویری ای استفاده می کنند که احساس نودوستی آدما رو قلقلک بده. جنس محصول این چنین ایجاب میکنه، والا همه آدما می دونند که بخوان عقلانی فکر کنند، با اعانه دادن و انجام کارهای خیر، از ثروتشون کم میشه.
      اما محصولات بیمه ای سعی می کنند از هر دو، یعنی جنبه عقل و احساس استفاده کنند که با توجه به نوع خدمات پوشش بیمه ای و مرحله عمر محصول، درصد مشارکت این دو عنصر در پیام تبلیغاتی متفاوت خواهد بود. اما غالباً میشه گفت که از سوژه های عقلانی استفاده میشه برای تبلیغ محصولات بیمه ای.

  2. من هم وقتی اولین بار به این شعار پپسی دقت کردم خیلی برام جالب توجه بود. بهترین دلیلی که برای خریدن نوشابه که در مضراتش شکی نیست میشه آورد، در لحظه زندگی کردن است. خیلی از ما برای هر بار نوشابه خوردن بهانه ای داریم: این یک دفعه چون دارم فست فود میخورم، همین یک دفعه چون با سالاد الویه میچسبه، این یک بار چون مهمونی ام و … همین یک دفعه ها تبدیل به چندبار خوردن نوشابه در ماه میشه.

    1. کار تبلیغات هم همینه، اینکه دلیل به ما بده که محصولی رو دوست داشته باشیم، محصولی رو بخریم، محصولی رو مصرف کنیم، برندی رو ته همه برندهای یک گروه محصولی بدونیم و اون رو بت کنیم …..

  3. سلام
    در این صورت خوب فروش میره و به مشتری هر چی بگیم و بدیم اون رو قبول داره.
    البته تمام موارد بالا درست هستش و این مورد رو اصلا از یاد نبریم که کار اصلی در تبلیغات کنترل ذهن هستش.
    سوال:
    آیا کسی هستش بگه مواد تشکیل دهنده این نوع نوشیدنی ها چیه؟
    جواب:
    هیچکس.
    سوال:
    چرا دنبال این موضوع رو کسی نمیگره و نمی خواهد مواد و ترکیباتش رو پیدا کنه؟
    جواب:
    این یعنی همان کنترل ذهن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *