نیسان آبی این بار به روایت مهدی از زودفود: اگر میخواید بدونید زمانی که بیگدار به آب بزنید و اقدامات ترویجی و تبلیغاتی رو بدون برنامهریزی و مطالعه قبلی انجام بدید چه بلایی ممکنه سرتون بیاد، بهترین راه اینه که یه نگاهی به مسابقه سنگ، کاغذ، قیچی «زودفود» بندازین. مسابقهای که «بزرگترین بازی سنگ، کاغذ، قیچی تاریخ» نام گرفت و با هدف جلب بازدیدکننده و به دنبال اون مشتری از طریق ارائهی تخفیفات به عنوان جایزهی بازی طراحی شد. ایدهای که روی کاغذ جذاب به نظر میومد و میتونست با تبلیغات دهان به دهان خیلی زود همهگیر بشه.
اما یک چیز تمام کار را خراب کرد… از مشکلات کوچک و جزئی فنی در اجرای مسابقه که بگذریم، بزرگترین مشکل، ارائهی «تخفیفات حسابنشده» بود. به طوری که با ۵ بار برد در یک بازی، ۹۹درصد تخفیف به شما تعلق میگرفت. به صورتی که میتونستید یک پیتزای ۱۵٫۰۰۰ تومانی را تنها به قیمت ۱۵۰ تومان بخرید!! تخفیفی که هیچ کس از اون به راحتی نمیگذره اما هرطور به اون نگاه کنیم، غیر منطقی به نظر میاد. شما فکر میکنین چقدر این درصد تخفیف حساب شده بود؟ بذارید موضوع رو با تجربهی خودم از این بازی ادامه بدم…
آشنایی من با زودفود برمیگرده به برگزاری مسابقهی «پنالتی» (برای پیشبینی مسابقات یورو۲۰۱۶) که انصافا خوب و جذاب هم طراحی شده بود. به واسطهی همون مسابقه بود که عضو خبرنامهی زودفود شدم. چند روز پیش بلافاصله بعد از بازکردن ایمیلم، با یه پیام وسوسهکننده روبرو شدم. تا ۹۹درصد تخفیف فقط با شرکت در یک بازی رایگان! معطل نکردم و وارد بازی شدم. ۳ بار فرصت بازی داشتم. دفعه اول و دوم خیلی خوششانس نبودم و تخفیف زیادی برنده نشدم. اما دفعهی سوم با خوششانسی و شایدم کمی استفاده از دانستههای روانشناسی یا حتی هوش ذاتی، هر ۵ راند بازی رو برنده شدم و به افتخار بزرگ دستیابی به تخفیف ۹۹درصدی نائل اومدم!! احتمالا شما هم اگه جای من بودید، هنوز هم چنین تخفیف غیرمنطقی رو باور نمیکردید اما متاسفانه(!) درست بود. در اینجا بود که سهام علاقه به زودفود به صورت نمایی در من رشد کرد. به خاطر همین چند ساعت بعد که به دوستام رسیدم، تا تونستم به همهی اونها پیشنهاد کردم به سایت زودفود سر بزنن. دوستانی که جمعیت اونها به سی و چند نفر میرسه و هرکدوم در هفته شاید بیش از ۱۰ وعدهی غذایی رو خارج از خونه صرف میکنن و احتمالا خیلی این تخفیف براشون جذاب بود. حتی بهشون گفتم که من هم شام امشبم رو از همین طریق سفارش میدم. تاثیرگذاری این تبلیغ جایی معلوم شد که چنددقیقه بعد چندنفر همزمان در حال بازی سنگ، کاغذ، قیچی و تحلیل ریاضی و بررسی روشهای افزایش احتمال پیروزی توی اون بودن. یعنی درگیری مخاطب به سطح بسیار بالایی رسیده بود.
تا اینجای کار همه چیز خوب بود اما چند ساعت بعد وقتی برای ثبت سفارش مراجعه کردم، سایت زودفود در دسترس نبود. هنوز نمیدونم به خاطر افزایش سفارشات، سایت با مشکل روبرو شده بود یا تخفیف غیرمنطقی باعث ضرردهی شده بود و ترجیح داده بودن فعلا دریافت سفارش رو متوقف کنن. بعد از اندکی صبر، سایت مجددا فعال شد. سفارش رو ثبت کردم اما در مرحله پایانی باز هم سایت به مشکل خورد و کوپن تخفیف باطل شد! اقدام مثبت زودفود در همین جا بود که چنددقیقه بعد تماسی گرفته شد که دلیل نیمهکاره ماندن سفارش رو جویا شدن و کوپن رو مجددا شارژ کردن. اما انقدر دیر شده بود که دیگه وقتی برای شام نبود. پس ترجیح دادم کوپن رو برای شام فردا نگه دارم. روز بعد که با دوستام مواجه شدم، سوال همه شون این بود که چرا بازی غیرفعال شده بود و خود سایت هم در دسترس نبود. چیزی که حداقل اعتبار زودفود رو در نظر اون ها از بین برد.
شب بعد برای ثبت سفارش شام مجددا سری به زودفود زدم. این بار به نظر همه چیز خوب بود. سایت فعال، کوپن معتبر و همه چیز خوب! اما… تنها فست فود طرف قرارداد در شهر ما، از سرویسدهی خارج شده بود و باز هم موفق به سفارش نشدم. کوپن منقضی شد و برای ۲۴ ساعت بازی غیرفعال.
روز بعد بازی مجددا شروع شد. این بار قوانین بازی تغییر کرده بود و برای شرکت در بازی، نیاز به ثبت سفارش بود. اما بدترین لحظه برای من، سرویسدهی مجدد تنها فستفود تحت قرارداد در شهر بود! شروع مجددی که در نظر من چیزی غیر از توهین به خریدار نبود. بلافاصله پس از منقضی شدن کوپنهای تخفیف، سرویسدهی شروع شده بود و تنها یک منظور داشت: «تخفیف غیر منطقی بود. لطفا از اون استفاده نکنین!» و اینجا بود که سهام زودفود در وجود من با سر به زمین خورد. چیزی که روز بعد بازهم با دوستام در میون گذاشتم و همیشه به عنوان خاطرهای بد در ذهن من و دوستام خواهد موند.
در نهایت «مسابقه سنگ، کاغذ، قیچی» در عرض ۴ روز، ۴ مرتبه با تغییر قوانین روبرو شد که شاهدی بود بر عدم بررسی دقیق پیامدها و هزینههای مسابقه. ایدهای که در نگاه اول جالب به نظر میومد، با اشتباه در پیشبینی باعث آسیب به برند شد. در پایان تیر به سنگ خورد. طرحی که روی کاغذ جذاب بود، در عمل اعتبار برند رو قیچی کرد!
توضیح کافه بازاریابی: این موضوع چندی است که از سوی اقای مهدی مطرح شده و متاسفانه به دلیل تغییرات سایت کمی انتشار ان با تاخیر مواجه شد. کافه بازاریابی اماده انعکاس دیدگاه دست اندرکاران زودفود نیز می باشد.
مطلب بسیار آموزنده و درس عبرتی ارزشمند بود ممنون!
در اینکه اتفاق ناخوشایند است که من شکی ندارم. اما نکته جالب نوسان این یادداشت اسن. زود فود در برخی جاها سعی کرده اشتباهش را جبران کند و در برخی جاها خیر. خوشحالم که این نگرش در این مجموعه وجود دارد . امیدوارم این دست موارد را کمتر ببینیم.
به نظرم این دست کسب و کارها به خاطر جوان بودن نیاز به فرصت بیشتری برای تجربه دارند. هنوز برای قضاوت کردنشون زود است. با این حال در این مطلبی که نوشتید بخش های امیدوار کننده هم بود از جمله تماسی که با شما گرفتند. اینها همه علامتهای خوبی است.
متاسفانه چیزی که در خصوص رخداد فوق بیش از سایر عوامل جلب توجه مینماید عدم خودباوری مجموعه زودفود در تاثیرگذاری جشنواره فوق و در نهایت عدم تدارک ملزومات و برنامه ریزی مناسب در این خصوص میباشد از سوی دیگر عدم پایبندی مجموعه فوق به تعهدات مطرح شده میباشد ،گامی که تیر خلاص را بر پیکر این نیمه جان شلیک کرده و عملا باعث بدنامی مجموعه فوق گردید،در نهایت درسهای اموزنده از اتفاق فوق به نظر اینجانب در عدم خودباوری،نداشتن شناخت کافی از جامعه هدف و عدم احترام برای برند حتی در ازای تقبل بار مالی مضاعف را برشمرد
با احترام-ابوالفضل نوری فخر