موضوع تبلیغات کمیته امداد در بخش تبلیغات فرهنگی و معنوی تغییرات خوبی را به وجود اورده که گفتگو درباره ان می تواند برای مخاطب تبلیغات امروز جذاب باشد. در حاشیه گفتگو درباره جشنواره کن با بابک بادکوبه صحبتی هم داشتیم درباره پرونده تبلیغات کمیته امداد که با هم می خوانیم.
بگذارید گفتگو را با یک سوال کلی شروع کنیم. روند کلی کار آژانس تبلیغاتی بادکوبه با کمیته امداد به چه صورت بوده است؟
-وقتی مدیرعامل کمیته امداد تغییر کرد و آقای مهندس فتاح آمد، سازمان وجهه خوبی نداشت و صندوقهای کمیته به اندازه کافی از کمکهای مردمی پر نمیشد. آقای فتاح تصمیم گرفتند در موقعیت و جایگاه کمیته امداد تجدیدنظر کلی شود و تغییراتی به وجود بیاید. بابت همین به ما مراجعه کردند. ما از لوگو تا جزئیات دیگر را پیشنهاد تغییر دادیم اما ایشان موافق تغییر لوگو نبودند و میگفتند الان زمان مناسبی برای آن نیست. پس ما به کمک دکتر علیزاده معاون روابط عمومی و مشاور مدیرعامل کمیته امداد، تمرکز خود را بر تغییر رویکرد این سازمان گذاشتیم. یعنی ترویج صفات انسانی اخلاقمدارانه مانند مهربانی، دوستی، خوب بودن، انسان بودن، درستکار و مومن بودن و موارد مشابه دیگر. با این نگاه که با ترویج این صفات، خواه ناخواه وضعیت کمیته امداد و خیریههای دیگر بهبود پیدا خواهد کرد. یعنی کمیته امداد در رویکرد خود، این هدف را هم اضافه کرد که نه فقط خود سازمان که دیگر خیریهها هم باید رونق خوبی پیدا کنند.
بنابراین ما مجموعهای از فعالیتهای ارتباطی با مردم را برنامهریزی کردیم. از طریق دوربین مخفی، ساخت تیزر، طراحی آرتورک و کمپینهای متعدد با ایده و مفهوم «خوب باشیم، زندگی خالی نیست، مهربانی هست، ایمان هست». بر همین اساس شعار کمیته را طراحی کردیم و تیزرهای فرهنگی متعددی برای آنها تولید کردیم. مانند تیزرهای عروسک، مادر، زندگی زیبا، سفره خالی، جهان ساده است و تعدادی دیگر. همچنین شرکت در برنامههای مشارکتی مانند خندوانه، ماهعسل یا ویژه برنامههای ماه رمضان. ما در بادکوبه برای کمیته سناریو نوشتیم، تیزر تولید کردیم و پخش این تیزرها در صدا و سیما را دنبال کردیم. تا از این طریق مفهوم انتخاب شده را ترویج بیشتری بدهیم.
ما در برنامهای که برای کمیته داشتیم، راهکار استفاده از منابع الکترونیکی را هم در دستور کار خود قرار دادیم. دکتر علیزاده معاون روابط عمومی کمیته هم استقبال خوبی از این موضوع داشت. بنابراین سازمان در USSD های مختلف مردم را تشویق به پرداخت الکترونیکی صدقه و کمک مردمی کرد. همچنین ما به روابطعمومی کمیته کمک کردیم که برای کل نمایندگیهای خود در سراسر کشور کلاس آموزشی برگزار کنند. ما به کارمندان کمیته کمپیننویسی و راههای مختلف تبلیغات را آموزش دادیم تا نمایندگیها در کل کشور بتوانند تبلیغات اثربخش برای کمیته داشته باشند. البته که این فعالیتها خروجیهایی هم به دنبال داشت.
قبل از اینکه به خروجیها بپردازیم، توضیح بدهید که فعالیتهای شما با فعالیتهای قبلی کمیته چه تفاوتی داشت؟
-قبل از این کمیته نه تنها فعالیت ارتباطی اثربخشی با مردم نداشت؛ اتفاقا ارتباطی منفی با اذهان عمومی نیز داشت. مردم نظر مثبتی نسبت به کمیته نداشتند و شایعهای بین مردم بود که کمکهای مردمی در خارج از ایران هزینه میشود. یعنی ما با چنین چالشهایی هم روبهرو بودیم. برای حل این چالشها، کمیته اعلام کرد که ما نمایندگیهای خود در کشورهای دیگر را تعطیل میکنیم و درعوض صندوقهایی مشخص و مجزا برای کمک به خارج از کشور در نظر گرفتند تا فرد کمککننده کاملا متوجه این امر باشد که کمک او به کجا و چه کسانی تعلق میگیرد. این صندوقها با رنگی متفاوت در مراسمهای خاص در اختیار مردم قرار گرفتند. کمکهای نقدی که از طریق دیگر صندوقها در سرتاسر ایران جمع میشود؛ حق خروج از کشور را ندارد و باید در داخل هزینه شود. یعنی در اصل تغییر برخی سیاستهای داخلی کمیته.
از طرفی ما به جای تبلیغ این ایده که به نیازمندان کمک کنید، ترجیح دادیم این مفهوم را ترویج دهیم که آدمهایی خوب و مهربان باشید. چون اعتقاد داشتیم مهربانی، خوبی و دیگر صفات پسندیده انسانی حتما با کمک به نیازمندان همراه خواهد بود.
با چه عکسالعمل و نتایجی روبهرو شدید؟
-ما با عکسالعملهای خوبی روبهرو شدیم. از هیئت امنای داخلی کمیته گرفته تا افرادی که تحت سرپرستی سازمان بودند و البته مردم عادی و عموم جامعه. در حدی که مدیریت کمیته از آژانس تقدیر به عمل آورد. خروجی کار ما حتی از نظر مالی هم قابل ارزیابی بود. چرا که موجودی صندوقهای کمیته و درآمد سازمان به شدت بالا رفت و چند برابر شد. یعنی چیزی در حدود نزدیک به صد درصد.
بادکوبه این کارها را در چه مدت زمانی برای کمیته انجام داد؟
-از ابتدای سال ۱۳۹۵
بعد از این قرار است بادکوبه برای کمیته چه کارهای انجام دهد؟
-در سال ۹۶ پیشنهاد دادیم که لوگوی کمیته را از لحاظ بصری اصلاح کنیم و بیشتر از قبل به کارهای مستند و دوربین مخفی بپردازیم و در قدمی رو به جلو، مردم را درگیر کار و روند کمیته امداد کنیم. در حال حاضر کمیته امداد یک نهاد است که به فقرای جامعه خدمت میکند. ما پیشنهاد کردیم کمیته امداد تبدیل به یک نهاد ناظر شود. مردم به قشر ضعیف و کم یا بی درآمد کمک کنند و کمیته بر این کمک نظارت کند.

برای این هدف چه راهکاری در نظر گرفتهاید؟
-راهکار ما درگیر کردن عموم مردم جامعه با فرهنگ کمک به فقرا و نیازمندان است. در مقابل این رویه که کمیته از مردم برای کمک به نیازمندان پول بگیرد. یعنی به وجود آوردن یک ارتباط بیواسطه.
کمی بیشتر درباره این ایده توضیح بدهید.
-برگزاری کمپینهایی که عموم مردم اجراکننده آن باشند. بهطور مثال تفکیک کمکهای مالی. اینطور نباشد که مردم داخل صندوقها پولی بیندازند و بعد معلوم نباشد این پولها به چه منظور خیریهای هزینه میشوند. بلکه راههای کمک مشخص و تفکیک شده باشد. مشخص باشد منِ کمککننده برای تهیه جهیزیه، کمکهزینه تحصیلی، پوششهای درمانی یا مورد دیگری دارم کمک میکنم. یعنی کمک هدفمند. گامهای بعدی تفکیک جغرافیایی و استانی است و یا حتی مشخص کردن بهطور مثال کالای خریداری شده برای تهیه جهیزیه. گام کلانتر این است که مردم بتوانند پیگیر کمکهای خود و نتیجه آن باشند.
-کمیته امداد به عنوان یک موسسه خیریه برای شما با کسب و کارهای دیگر تفاوتی هم دارد؟
اینکه بادکوبه همیشه به دنبال حمایت از موسسههای خیریه بوده مانند کهریزک، زنجیره امید، طلوع، محک، بهنام دهشپور، حامی و کمیته امداد، واقعیتی انکارناپذیر است. ما به این موسسهها مشاوره میدهیم و راهکارهای خلاق تبلیغاتی ارائه میدهیم. برایشان ایدهپردازی میکنیم و تیزر میسازیم. ما همه این کارها را انجام میدهیم اما به این معنی نیست که به صرف خیریه بودن یک موسسه برای ما ارجحیتی نسبت به دیگر برندها دارند. برای من هیچ تفاوتی میان برند تجاری و موسسه خیریه وجود ندارد. البته ما برای یک سری از محصولات، کار تبلیغاتی انجام نمیدهیم. مانند چیپس، پفک، نوشابه، سوسیس، کالباس، سیگار و مشروبات الکلی. اما باقی مشتریها برای ما تفاوتی ندارند. برای همه با تمام عشق، قدرت و شوری که داریم کار میکنیم. چون اگر موسسههای خیریه دارند نیازمندان را تامین میکنند؛ درعوض کسب و کارها هم برای تعداد زیادی انسان، شغل ایجاد کردهاند. اتفاقا من در یکی از مراسمی که کمیته داشت، دعایی خواندم که آقای میرفتاح اول کمی مکث کردند و متعجب شدند ولی بعد کلی تشویقم کردند. گفتم «ایشالا کل دم و دستگاهتون جمع بشه و دیگه بهتون نیازی نداشته باشیم.» تمایل اصلی من به حضور بیشتر کسب و کارها و ایجاد شغل بیشتر است. داشتن شغل باعث پیشرفت زندگی میشود. میتواند با اعتیاد و آسیبهای اجتماعی مقابله کند. اگر من به موفقیت یک برند و کسب و کار کمک کنم، نیروهای شاغل آنها بیکار نمیشوند که به کمک موسسههای خیریه نیاز پیدا کنند. من به عنوان مدیر یک آژانس تبلیغاتی نگاه متفاوت به خیریهها ندارم چون تجارت را امری مقدس میدانم. اگر من و تیمم کمک میکنیم که از وقوع مصیبتی پیشگیری شود، بهتر است یا بگوییم وقتی دچار مشکلی شدید از شما حمایت میکنیم؟ بنابراین من در برابر تمام برندهایی که اصول کاری و نوع محصولات و تولیداتشان مورد قبولم است، خبردار میایستم. برخلاف کلیشههای مرسوم، من برندها و کسب و کارهای تجاری را به نسبت خیریهها مقدستر و بیشتر مشمول مسئولیت اجتماعی میدانم. یک برند موفق یعنی شاغل بودن تعداد زیادی نیروی انسانی.

سخن پایانی؟
کار با کمیته، کار لذتبخشی است که نتایج آن خوشحالکننده است. اگر کمیته اعلام میکند که مستمری مستمریبگیران خود را افزایش داده، این کار به خودی خود انجام نشده بلکه یک تیم روابط عمومی و یک آژانس تبلیغاتی پشت آن بوده است. من خوشحالم که به همراه تیمم در این موفقیت نقش داریم.
ما بیش از ۱۰ سال است که با کمیته همکاری داریم. این همکاری اثربخش و چشمگیر در سالهای اخیر تحتتاثیر توانمندی بالای جناب آقای مهندس فتاح و انتخاب هوشمندانه ایشان در سمت معاونت روابط عمومی و البته خلاقیت و سختکوشی جناب دکتر علیزاده و تیم ایشان نیز است. بدیهی است اگر حمایتهای این افراد نبود ما همچنان به نتایجی میرسیدیم که در سالهای گذشته رسیده بودیم.
و میخواهم از این فرصت استفاده کنم و از تمام ۱۵۰ نفر تیم آژانس بادکوبه هم تشکر کنم که در بخشهای مختلف اجرای این پروژهها حضور خلاقانه و اثربخشی داشتند.