خود کرده را تدبیر چیست؟ // لیندا همه چیز را به داد // فرهنگ را هیچ گاه نباید فراموش کرد

هوشمندی در تبلیغات ضامن بقای شرکت ها خواهد بود و بر عکس بی گدار به آب زدن منجر به تباهی.این اصل برای همه ی شرکت ها حتی شرکتی به بزرگی یاردلی صادق هست.شرکتی که ملکه انگلستان جزء مصرف کنندگان محصولاتش بود و این یک مزیت بزرگ برای این شرکت به حساب می آمد.شرکتی که در رقابت با تازه واردان موفق راه کج در پیش گرفت و موجب فنای خود شد.شرکت های آرایشی بهداشتی جدید با بخش بندی بازار و مخاطب قرار دادن نسل جوان که هم سرمایه و هم انگیزه بیشتری داشتند گوی سبقت رو از شرکت کهنه کار یاردلی ربودند.

یاردلی برای رساندن خود به عرصه رقابت و جبران عقب ماندگی خود دست به تقلید کورکورانه از سبک شرکت های موفق نو پا نمود.کاری که وی را از عرش به فرش کشانید.کمپین تبلیغات یاردلی در یک تصمیم نا پخته سوپر مدل کانادایی لیندا اوانجلیستا را برای تبلیغات نوین خود فرا خواند و با یک قرارداد پر هزینه طراحی تبلیغاتی به شکل شرکت های تازه کار را آغاز کرد.تبلیغاتی که نه تنها موفق به جذب مخاطبان جوان نشد بلکه دیدگاه مشتریان سابق را نیز مخدوش نمود.

yardley3

پوستر های تبلیغاتی لیندا بر روی اتوبوس ها و در سطح شهر نصب شدند.لیندا با دست بند مجرمین یا لیندا در پشت میله های زندان اما با لبخند.تصاویر تبلیغات گذشته بانوان سنتی انگلستان را نمایش می دادند،حتی بسته بندی ها نیز چنین بودند.چنین تصاویر محیر العقولی برای جامعه انگلستان پذیرفتنی نبود.چنین تصاویر محیر العقولی برای جامعه انگلستان پذیرفتنی نبود.تبلیغات نوین با سبک قبل و فرهنگ مردم هیچ گونه سازگاری نداشت بنابراین نتوانست پایگاه اجتماعی برای خود ایجاد کند.بی توجهی به پیشینه و فرهنگ مردم آنان را دچار دل زدگی کرد وناچارا شرکت یاردلی مجبور به اعلام ورشکستگی شد.تصمیم نادرست کمپین تبلیغات یاردلی همان کاری را کرد که چوب کبریت با انبار کاه انجام می دهد.یاردلی به مثابه کلاغی عمل نمود که در تقلید از راه رفتن کبک گام برداشتن خویش را نیز فراموش کرد.

به نظر شما راه صحیح رقابت و نجات در دریای رقابت برای این شرکت چه بود؟آیا در هر حال آب از سر این شرکت گذشته بود و محکوم به فنا بود یا با شیوه ای درست می توانست به حیات خود ادامه دهد؟


5 thoughts on “خود کرده را تدبیر چیست؟ // لیندا همه چیز را به داد // فرهنگ را هیچ گاه نباید فراموش کرد”

  1. با سلام
    از آنجا که در انگلیس مردم علاقه شدیدی به ملکه و خاندانش دارند, اگر شرکت تمرکز تبلیغات خود را روی این موضوع معطوف می کرد خیلی موثر تر بود. مثلا جوانان امروزی انگلیس همه پرنس ویلیام و همسرش کیت را الگوی خود قرار می دهند, این شرکت می توانست تبلیغات خود را طوری طراحی کند که بگوید هم خود ملکه و هم کیت از این محصولات استفاده می کنند و بدین شکل هم مشتریان قدیمی خود را حفظ می کرد و هم نسل جوان را جذب می کرد

    با سپاس فراوان

  2. سلام
    به نظر من شرکتی که محصولاتش توسط طبقه خاصی مصرف میشه که از محبوبیت هم برخوردار هستند. باید پرستیژ کاری خودش رو حفظ می کرد. تبلیغات جدیدش نوعی توهین به مشتریانش بود. باید سعی می کرد دو نسل متفاوت مصرف کنندگانش رو به هم پیوند میزد مثل نکته ای که آقای حبیبی در مطلب قبلی گفت.

  3. با سلام.
    به نظر من این شرکت شاید نیاز به جلب توجه خیلی زیادی نداشت. کمتر خانمی را میتوان سراغ داشت که از لوازم آرایشی و بهداشتی استفاده کند ولی نام یاردلی را نشنیده باشد. علاوه بر اینکه نوع استفاده از خانم لیندا به صورت دستبند به دست یا پشت میله های زندان برای تبلیغات چنین برندی مشکل زا بوده،به نظر من نوع نمایش این تبلیغات هم یکی از علل ناکامی بوده. اینطور احساس میکنم که برند یاردلی نباید برای تبلیغات از تصاویر روی اتوبوس و یا خیابان ها استفاده کند. چنین برندی با توجه به اعتبار و پرستیژی که در صنعت خود دارد باید در مکان ها یا پاساژهای لوکس و برند ویا مناطق اعیان نشین با بیلبوردهایی بسیار شکیل تبلیغات های خود را به نمایش بگذارد. البته اطلاعات کاملی در مورد تبلیغات های این شرکت ندارم ولی فکر میکنم که اگر تبلیغاتی در مورد قدمت خود(تاسیس در 1770)و یا استفاده کنندگان این برند و میزان رضایت آنها تهیه میکرد موفقیت بیشتری بدست میآورد.

  4. “در تبلیغات هیچ گاه از جمع تبعیت نکنید (Never Follow The Crowd). در تبلیغات ” خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش” مفهومی ندارد. در تبلیغات باید حرکتی متفاوت با حرکت رقیب انجام داد. شرکت ها برای اینکه تمایز ایجاد کنند، لازم است تبلیغاتی متفاوت با تبلیغات رقبا بسازند. برای دیده شدن باید متفاوت بود.'” دکتر محمد محمدیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *