واقعا در این حد؟! // چرا بزرگان یک صنعت دست به کپی برداری می زنند؟

مطلبی به قلم حامد نصیری : کلا از وقتی که برندها خودشان را در صنعت برجسته کردند ، کپی برداری هم آغاز شد. از وقتی هم که مشخص شد بسته بندی کالا چقدر در خرید مشتری نقش مهمی را ایفا می­ کند، خیلی از شرکتهای بزرگ دست به بسته بندی هایی زدند که محصولاتشان را از محصولات رقبا متمایز می کرد و در حقیقت امضای برند را با خود به همراه داشت.در این بین همیشه شرکتهایی هم بودند که کار را برای خودشان راحت می کردند و با تقلید از بسته بندی بزرگان ، دست به فروش کم و بیش محصولات خود می زدند.

تا اینجای بحث اگرچه شیرین نیست ، اما رایج است. آنچه که ناراحت کننده است ، تقلید بزرگان از روی بزرگان است. همه ما از کودکی تبلیغات و نام شامپوهای بس و صحت و فیروز را شنیده ایم و احتمالا همه ما از آنها استفاده کرده ایم. تصاویر زیر، نمونه ای از کپی برداری این شرکتهای بزرگ از محصولات و برندهای مطرح دنیاست.سوال اصلی این است که منصفانه ، اگر ما به جای مدیران این شرکتها بودیم،دست به چنین تقلیدی در بسته بندی می زدیم و چرا؟


22 thoughts on “واقعا در این حد؟! // چرا بزرگان یک صنعت دست به کپی برداری می زنند؟”

  1. صادقانه بگم من می زدم ….هرچند ناخوشایند است اما فکر نکنم آنقدر خلاقیت داشته باشم که خود به فکر بسته بندی جدید بیفتم ….اما می توان با استفاده از یک تیم خلاق به این رویه دست پیدا کرد ….
    شرکت wwf که شما نیز چندی پیش کلیپی را از این شرکت گذاشته بودید در یوتیوب یک ویدیوی تبلیغاتی دیگر دارد …در این کلیپ افراد شرکت wwf به مدارس ابتدایی می روند و از بچه ها می خواهند تا نظرشان را در مورد آشتی با محیط زیست نقاشی کنند …بعد از میان این نقاشی ها طرح ها و ایده های خود را انتخاب می کنند .کار بسیار جالبی بود که بزرگان ما هم اگر خود خلاق نیستند حداقل می توانند از افراد دیگر کمک بگیرند

  2. تقلید دو نوع هست:
    تقلیدی آگاهانه با نظر به این نکته که میدونی از چه چیزی و به چه منظور و هدفی تقلید میکنی و در طرف دیگه تقلیدی بدون آگاهی که به نوعی به قول معروف راه رفتن مثل کبک هست و از یاد بردن راه رفتن خود…
    تا اینجا اگه بدونیم تقلید ما و آوردن یک شکل از محصول به بازار خودی میتونه راه گشا باشه و نتیجه بخش به نظرم هیچ مدیری از این سود دهی و نتیجه صرف نظر نمیکنه ولی اگه تقلید منجر به ضرر بشه و طرحی خلاقانه جای طرح تقلیدی ما رو در بازار بگیره همون راه و همون شکل قبلی رو هم از دست میدیم.
    به نظرم در نفس و عمق عمل داشتن فکر و ایده بهتر از قرض گرفتن بی اجازه ی اون هست ولی دنیای بازاریابی و محصولات دنیای سود و زیان هست و اکثر مدیران ساده ترین راه رو برای رسیدن به سود انتخاب میکنن و چه راهی ساده تر از پر کردن برگه امتحانی از رو دست بغل دستی به جای فشار آوردن به ذهن خود. ..
    ممنون.

  3. با سلام
    به اعتقاد من نیمی از ایده با کپی برداری بوجود می آید. کپی برداری حسن هایی دارد:
    1- مطمئنا شرکتهای خارجی برای بسته بندی و مناسب بودن طرح هایشان تحقیقات بازار انجام می دهند و مقبول بودن طرح را از نظر مصرف کنندگان بررسی میکنند. پس راهی که آنها رفته اند و هزینه ای که آنها پرداخت کردند را حداقل متقبل نمیشوند.
    2- فرهنگ ایرانی به بسته بندی خارجی گرایش دارد. و ….
    اما معایب آن:
    1- بسته بندی های قدیمی با بسته بندی جدید ارتباطی ندارد و برای آگاهی به مردم نیاز به تبلیغات است. پس مجددا باید هزینه ای گزاف تر از تحقیقات بازار خرج کنند.
    2- کیفیت محصولات آنها به پای مشابه خارجی نمی رسد.

  4. با سلام

    چقدر جالب بود اين مطلب چون خودم به دنبال ايجاد كلكسيوني از تقليد بسته بندي ها در خود ايران هستم كه انشالله به زودي برايتان ميفرستم.
    يكي از منافعي كه اين جور بسنه بندي داره به اشتباه انداختن مشتري است و بسياري از مشتريان مثلا بچه ها و گروه هايي كه با توجه خريد نمي كنند از روي شباهت خريد مي كنند. شركت ها فقط و فقط به دنبال سود هستند چرا وقت صرف كنند و طراحي بسته بندي كنند؟؟!!! به راحتي تقليد مي كنند.

  5. “ما منحصر به فرد بودن خودمان را مدیون تفاوتهایمان با دیگرا ن هستیم” ..برای خلاقیت و متفاوت بودن باید دوراندیش باشیم چرا که همین تفاوتها و تمایزات باعث موفقیت و ماندگاریمون خواهد شد…من تا اونجایی که بتونم سعی میکنم از طرحهای ابتکاری و نو استفاده کنم برای این کار هم سعی میکنم از طراحان برجسته و حتی از مردم عادی هم اندیشی و نظر بخوام تا بتونم طرحهایی متفاوت از دیگر شرکتها داشته باشم ..متاسفانه ذهن گرایی محدود باعث میشه که بیشتر مدیران نتونند از خلاقیت و نوآوری استفاده کنند به همین خاطر دست به تقلید و کپی از دیگران میزنند اگرچه این رویه شاید در ابتدا باعث موفقیت باشه ولی مطمئنا در بلندمدت به ضرر شرکتمون خواهد شد.

  6. آقای نصیری سلام
    ممنون از مطلب خوبتان.
    نوشته اید ” تقلید بزرگان از روی بزرگان است.” این یعنی اینکه من بزرگ هستم و به قدر کافی منابع مالی و انسانی در اختیار دارم.
    خوب من در جواب سوال شما می گویم که نه، من تقلید نمی کردم نوع محصولی که من می خواهم همانند اون رو تولید کنم رو انتخاب می کردم و اکیبی را برای کشور سازنده اون می فرستادم. تا با طراح های مربوطه اون به مذاکره بپردازند. زیرا که حتما طراح های سازنده چنین محصولاتی ایده های خوب، بروز و درست مقابل اون رو هم خواهند داشت. سپس این ایده و مراحل برند سازی، تبلیغات، تبلیغات های محیطی و تلویزیونی اون رو هم در همان کشور آماده می کردم، البته به فارسی و انگلیسی. سپس در کشورم شروع به ساخت همان موارد می کردم و در بازار هم محصول خارجی و هم محصول من فروش می رفت.

    تا اینجا همه چیز درست، اما یادمان رفته که ما فقط (نه من بلکه همین بزرگانی که تقلید می کنند) ظاهر محصول رو مشابه خارجی می سازند.
    حالا یک سوال:
    در مورد محتوای داخلش چطور؟؟؟
    این مورد رو من در همان کشور ما متخصصین مربوطه اش بررسی و با مواد پیشنهادی اونها در داخل کشور تولید می کردم.
    در این صورت نه تنها شکل ظاهری محصول من خوب بوده بلکه محتویات اون هم خوب خواهد بود.
    با سپاس فراوان

  7. سلام مطلب جالبی بود.
    دنیای بزرگ ها دنیای سود و ضرز . باید در بازی قدرت زنده بمونی تا بتونیم حرفی بزنی. به نظرم برای برخی محصولات مشکلی نداره که تقلید کنی.
    من اگه جای اون مدیر بودم ، انجام می دادم. واقع بین باشید تا حالا چقدر این برامون مهمه بوده که بسته بندی محصول تقلیدی نباشه؟؟؟ یکی از روش های زنده مانده در بازار تجارت همینه. تقلید با ظرافت . هیچ خرده ای بر این ها نیست.

      1. آقای محمدیان سلام
        در مورد مطلب فوق الذکر باید بگویم که
        بله” دنیای بزرگ ها دنیای سود و ضرز . باید در بازی قدرت زنده بمونی تا بتونیم حرفی بزنی. به نظرم برای برخی محصولات مشکلی نداره که تقلید کنی.” اما نه در جهان بلکه در ایران.
        فکر کنم دوست عزیز از بحث کپی رایت غافل هستند، زیرا که بحث کپی رایت در کل کشورها مهم بوده و همه و همه از این موضوع استفاده می کنند و در غیر اینصورت توان های گزافی را پرداخته و با یک سری مشکلات روبرو می شوند. اگر آمار روزنامه خواندن و کتاب خواندن رو مطالعه نمایند کاملا متوجه خواهند شد که مردم بیشتر کشورهای جهان از این موضوع با خبر بوده و به راحتی می توانند تصمیم بگیرند.
        همچنین شرکت های بزرگ اجازه نمی دهند تا دیگران از اونها تقلید کنند و در آخر شرکتهای کوچک را هم خریده و به زیر مجموعه خودشان اضافه می کنند. یعنی اجازه نمی دهند.
        اما این موضع در ایران از بحص های داغ بوده و بیشتر شرکتها از نمونه های خارجی کپی می زنند.
        مثالی بزنم. در مورد شامپو نیوا نمیشه تقلید کرد زیرا که خودم من نه تنها به شکل ظاهری اون بلکه همیشه دربش رو باز می کنم و شامپو را هم بو می کنم. حالا کدام شرکت ایرانی می خواهد اون رو کپی کند؟ یا در این سبد خرید که به مردم تحویل شد، پنیرش معلوم نبود که مال کدوم شرکت بود یا این روغن مایعش و اقعا خوب بود یا نه؟ تخم مرغش مربوط به کدوم شرکت بود؟
        “حالا چقدر این برامون مهمه بوده که بسته بندی محصول تقلیدی نباشه؟؟؟”
        اگر در هنگام خرید دقت نکنیم، مجبوریم که بعدا توانش رو به دکتر یا بیمارستان و … بپردازیم؟
        نظر شما چیه؟

    1. با سلام
      من در مورد خودم صادقانه می توانم بگویم که خیلی برایم مهم است که محصولی که می خرم تقلید از یک محصول دیگر نباشد, حتی اگر محصولی که همیشه استفاده می کنم ناگهان بسته بندی یا شکلش فرق کرده و احساس کنم خواسته شبیه یک محصول دیگر شود هرگر آن را نمی خرم, چون حس بدی بهم دست می دهد که شرکتی که نمی تواند ظاهر و بسته بندث خود را داشته باشد نمی تواند جوابگوی نیازهای من مشتری باشد

  8. باید عرض کنم که این روش سود بلند مدتی نصیب شرکت نمی کند و احتمالا این روش در سقوط برند شرکت مذکور در آینده تاثیر به سزایی داشته باشد. به هر حال
    اگر من مدیر بودم و اگر ممنوعیت قانونی هم توی این زمینه نباشه + می دونستم با این کار سود خوبی توی بلند مدت بدست می آورم من هم این کار را انجام میدادم.

  9. سرکار خانم خدیجه عبداللهی نوشته اند:
    “در تبلیغات هیچ گاه از جمع تبعیت نکنید (Never Follow The Crowd). در تبلیغات ” خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش” مفهومی ندارد. در تبلیغات باید حرکتی متفاوت با حرکت رقیب انجام داد. شرکت ها برای اینکه تمایز ایجاد کنند، لازم است تبلیغاتی متفاوت با تبلیغات رقبا بسازند. برای دیده شدن باید متفاوت بود.’” دکتر محمود محمدیان
    من کاملا موافق هستم زیرا که خودم اون رو در عرض 7 سال گذشته عملا انجام داده و تجربه کرده ام.
    برای همین هم در بالا نوشته بودم ” من تقلید نمی کردم نوع محصولی که من می خواهم همانند اون رو تولید کنم رو انتخاب می کردم و اکیبی را برای کشور سازنده اون می فرستادم و …”
    اما در مورد جمله معروف ” خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش.”
    همیشه من “ن” رو از نشوی برمی دارم و به نظرم اینطور بهتر میشه.
    خواهی شوی رسوا همرنگ جماعت باش.

  10. با سلام خدمت دوست عزیز جناب آقای احمدی
    بحث شما درباره کپی رایت صحیحه و بنده هم درباره آن اشراف دارم. اما نکته ای که در این باره میخواستم بگم همانطور که خودتون به نحوی اشاره کردید. واقعیت این است که ما در ایران زندگی می کنیم و مطابق با شرایط ایران تصمیماتمون رو می گیریم و اگر فراتر از ایران رفتیم باید قواعد آن را هم رعایت کنیم. وقتی به سوی توسعه قدم برداشتیم خوب الزامات ان را هم باید رعایت کنیم.
    در این مورد، در حقیقت شما یک چیز کوچک از یک محصول رو تقلید کردید نه کل اون محصول رو( در اینجا قالب). به نظر من، درباره بعضی از محصولات که مصرفی هستند و دوام ندارند. این کار چندان اثری سوئی بر برند آن ندارد. برای مثال می تونیم به هرکی رسیدیم بگیم که قالب این محصول کپی فلان محصول خارجیه؟! ببینید واکنش چیه؟؟ آیا واقعا میگن از فردا این محصول رو نمی خریم. نه با یه لبخند زیبا از کنارش رد می شند( تجربه من). در حقیقت محصول داخل اون محصول اونقدر با کیفیت هست که این جنبه رو پوشش داده.
    اما یه مثال میزنم درباره محصولات بادوام تر که شاید اینجا بشود چرایی را مطرح کرد. یکی از برندهای معروف ایرانی که حتما از وسایل تولیدیش یک مورد در هر خانه ای پیدا میشه. یکی از روش های بازاریابی این شرکت اینه که یک محصول خارجی رو از برندهای متفاوت (در حوزه فعالیت خودش) وارد کشور کرده و سپس توزیع کرد. بعد بررسی میکنه که اقبال مردم به کدوم برند خارجی بیشتر بوده. بعد عین همون محصول رو کپی کرده و تولید می کنه و به بازار میفرسته!!!! خوب این دیگه تقلید کامله ولی …… .
    خوب اگر بخواییم بگیم این برند داره خودش رو نابود می کنه ولی در حقیقت در طی این سالها نه مشکلی براش پیش اومده و نه بازارش خراب شده!!!!
    فکر نکنم همچین عاملی (بسته بندی) اینقدر برای تمامی مشتریان مهم باشد که اگر تقلید صورت بگیرد کل مشتریانش از دست خواهند رفت. شاید برای برخی مهم باشد ولی این یه کالای تمام شدنیه.البته این نکته رو بگم برای شرکت هایی که میخواهند در صنعت خودشون پیشرو باشند به هیچ وجه تقلید جایز نیست و اما برای شرکت های دنباله رو فک نکنم مسئله مهمی باشد چون هدف این شرکت ها در غایت فروش است و سود.

    1. آقای محمد سلام
      شما شرکتی رو نمی تونید پیدا کنید که کپی کرده و الان هم به همین کارش ادامه دهد. بله مقطعی میشود اما بعد از مدتی حذف می شود. زیرا که شرکت های خارجی این موارد رو بهتر می دونند و زود زود فرم محصولاتشون رو عوض میکنند و با تبلیغاتهای موثر و خصوصا مداوم این مورد رو به مردم اعلام می کنند که من محصولم رو تغییر دادم و مردم این رو بدونید که من دائما در حال تغییر هستم و خواهم بود.
      سوال: شرکت های تقلید کننده چطور؟؟
      نوشته اید:
      در این مورد، در حقیقت شما یک چیز کوچک از یک محصول رو تقلید کردید نه کل اون محصول رو( در اینجا قالب). به نظر من، درباره بعضی از محصولات که مصرفی هستند و دوام ندارند. این کار چندان اثری سوئی بر برند آن ندارد. برای مثال می تونیم به هرکی رسیدیم بگیم که قالب این محصول کپی فلان محصول خارجیه؟! ببینید واکنش چیه؟؟
      آیا واقعا میگن از فردا این محصول رو نمی خریم. نه با یه لبخند زیبا از کنارش رد می شند( تجربه من). در حقیقت محصول داخل اون محصول اونقدر با کیفیت هست که این جنبه رو پوشش داده.”

      سوال
      اساتید برند سازی چه چیزهایی رو گفتند و توصیه هاشون چی بوده؟
      یا خود شما چطور؟؟
      شما می تونید سر دیگران رو کلاه بگذارید اما سر خودتون چطور؟؟

  11. به نظرم در این بین برند صحت وااقعا احتیاج به تغییر بسته بندی داشت. هرچند که تقلید محض از برندی خارجی کرده ولی به نظرم حتی اگه مشتری متوجه این تقلید هم بشه بازم حس بهتری بهش می ده تا بسته بندی قبلی

  12. چرا که نه.! اصلا چرا باید پول به خلاقیت و طراحی داد؟ وقتی کسی پول دارد کارخانه و کارگاه تولیدی دارد یعنی ابوعلی سیناست و در قانون تجارت عالم به کل معلومات بازار است و اوست که می فهمد تبلیغات و برندینگ چه معنایی دارد! وقتی خواهر زاده یا نورچشمیهای دیگرش چهارتا بازی را به مرحله آخرش رسانده و تازه خدای فتوشاپ است و به طرز خارق العاده ای در تمام نرم افزارهای موجود در پک تازه خریده اش ادعای استادی میکند ، چرا باید پول به ایده پرداز و کمپین و مشاور و تحلیلگر بازار داد؟ وقتی با چاپ بنر متری چهار هزارتومان آنهم با طراحی رایگان میشود در و دیوار شهر را جلد کرد چرا باید پول به پای تحقیق و توسعه و نوآوری در برندینگ ریخت؟ بازاری که درآن پول کنده شده از مشتری گاها ناچار، کنده آتش حرص و طمع بیسوادان خود مدیر خوانده مشود تا گرمابخش محفل بهره کشی از نعش ناچاری کارگران دلمرده شود، چراکه نه!؟ چاپیدن ، لقمه آماده را قاپیدن و پاچه دغلبازی را ورمالیدن بیزنس بزچرانانیست که زیر سایه درخت سیاستهای خشکیده جامعه در عمل بیابان ما برای شعور مردم و مشتری نی لبک نادانی میزنند. شرم بر شما که حتی ایمان واعتقادتتان را هم کپی کرده اید.!!

  13. اینکه ما در کشورمان قصد مصرف کردن انرژی نداریم که به نظرم آشکار ولی بیشتر از اینکه مشکل از شرکت مشکل از ماست! خوب وقتی مصرف کننده مشکلی نداره خیلی هم راضیه دیگه چرا خودتو اذیت کنی؟

    ولی در عین حال برام یه سوال ایجاد شده که شاید جالب باشه نظر بقیرو هم بدونم؟
    من با دیدن عکس حس بدی از تقلید صحت و بس گرفتم پیش خودم گفتم بابا کمی خلاقیت آخه ولی با دیدن فیروز نه!! شاید چون از بچگی دیدمش،عادت کردم. نمیدونم واقعا” ولی دوست دارم نظر شما رو هم بدونم.

    1. سلام خانم عالمی از مشارکت شما و طرح سواتان ممنونیم
      من عکس محبوبیت فیروز را خودتان به درستی اشاره کردید
      اما جالب اینه که من با اون دو تا دیگه هم اصلا حس بدی ندارم
      موفق باشید

  14. نظر شخصی بنده اینه که اگر مدیر مارکتینگ یک شرکت ایرانی باشم و قرار باشه یه محصول جدید به بازار بفرستم ، قطعا در مورد بسته بندی برندهای دیگه تحقیق و تامل می کنم.اگر قرار باشه من مثلا 6 ماه از وقتم رو بذارم تا سلیقه مردم در مورد یک محصول خاص رو ارزیابی کنم ، اون برند پیش از من اینکار رو کرده و نتیجه هم گرفته.
    “ایده” گرفتن از رهبر بازار کار بدی نیست.کار من رو راحت میکنه و موفقیتم رو تا حدی تضمین.کاتلر هم توی کتابش گفته که بدی رهبر بازار بودن اینه که بعضی کارها رو رهبر انجام میده و دیگران از مسیری که اون به سختی ساخته ؛ به سادگی عبور می کنند.
    اما این اتفاقی که توی عکس افتاده ، “ایده” گرفتن نیست ، بلکه “تقلبه”. اینکار با تقریب خوبی میشه گفت انجام شده تا صرفا یک خریدار نا آگاه رو به اشتباه بندازه و موقع خرید با تصویری گرگ و میشی که از بسته بندی خارجی داره ، محصول ایرانی رو خریداری کنه.کاری هم به کپی رایت نداریم ، اما اگر اون خریدار متوجه اشتباهش بشه ، قطعا برایه برند تبلیغ منفی خواهد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *