جوایز بانکی کوچک یا بزرگ مساله واقعا این است.

با اعلام بانک مرکزی سقف جوایز بانکها از 25 میلیون برای یک نفر به پنجاه میلیون افزایش پیدا کرد. یعنی جوایز کمی جذاب تر شده و اینمحصول سوخته بانکی یعنی حسابهای قرض الحسنه باز رنگی نو به خود می گیرد. اما بحثی که هیچ گاه در نظام بانکی حل نشده است این است که آیا دادن جوایز بزرگ به نفرات کم جذاب تر است یا دادن جوایز کوچک به نفرات بیشتر؟ می خواهیم در کافه بازاریابی این موضوع را از منظر شما باز بررسی کنیم؟ نظر شما چیست؟ 

کوتاه بگویم، به اعتقاد من آنچه که مردم می گویند با آنچه که عمل می کنند در این بخش متفاوت است. اکثر نظرسنجی ها از مردم، گویای این است که مردم علاقه دارند تا بانکها جوایز کوچک تر برای نفرات بیشتر تعیین کند!! اما همواره به شکل احساسی رفتار می کنند و بانکهایی که جوایز بزرگ به نفرات کمتر می دهند را برای سرمایه گذاری جذاب تر می دانند. در واقع مردم منطقی حرف می زنند و احساسی عمل می کنند. در این بخش خیلی تحقیقات میدانی راهگشا نخواهد بود. این نظر من حالا نظر شما چیست؟


12 thoughts on “جوایز بانکی کوچک یا بزرگ مساله واقعا این است.”

  1. به عنوان یک کارمند بانک شاهد بودم که جذب سپرده در زمان جوایز بزرگتر که به تعداد افراد کمتری می رسد( مانند بنز الگانس سال 83) بسیار بالاتر از زمانی است که جوایز کوچکتر ولی به تعداد بیشتری از مشتریان می رسد . مردم جوایز رویایی و دور از دسترس را بیشتر از جوایز کوچک و قابل دسترس می پسندند

  2. هربرت سایمون معتقده مردم تصمیمات خودشونو بر مبنای ادراکشون از دنیای واقعی اتخاذ می کنن.به این ترتیب هر کدوم از ما همیشه دنیا رو از پشت پنجره ای می بینیم که با ارزش های شخصی،شخصیت و توانایی های خودمون رنگ آمیزی شده.
    در ایران به خاطر فرهنگ و برداشت های عرفانی محض از مذهب و نادیده گرفتن ابعاد عقلانی اون که کم هم نیست و همینطور به خاطر پیش نرفتن همزمان سطح دیدگاه و فرهنگ و تکنولوژی یه فضای احساسی هیجانی به جامعه سایه انداخته.در برابر این قضیه عقلانیت به عنوان زاییده ی فضایی آرام از لحاظ فکری و اجتماعی که با مشکلات اقتصادی موجود تو جامعه همخوانی چندانی نداره و همینطور به دلیل ترس از آینده ای مبهم میل به موفقیت در زمان کوتاه افزایش پیدا کرده.همه ی این موارد باعث شده تا شیوه ی تصمیم گیری احساسی در جامعه ایرانی رونق بیشتری داشته باشه.
    ما تمایل داریم تا فکر کنیم که بیشتر اوقات تصمیماتی منطقی می گیریم شاید به همین خاطره که در جواب سوالات پاسخ های منطقی می دیم اما باید بدونیم در عمل ممکنه جهت گیری های شناختی و احساسیمون در فرایند تصمیم گیریمون نقش ایفا کنه.
    ما هنوز همون مغزی رو داریم که پیشینیانمون در عصر حجر داشتن.بنابراین همیشه همه ی حقایق برای تصمیم گیری ایده آل رو نداریم.
    البته ناگفته نمونه که عواطف و شهود در حوزه تجارت و کسب و کار ممکنه متاع قلیلی حساب بشه اما متاع قلیل همیشه ارزشمنده.

  3. با سلام.به نظر من افراد دنبال جوایز بزرگتر هستند وجذابیت جوایز بزرگتر برای آنها بیشتر است.شاید از لحاظ اخلاقی جوایزکوجکتر به تعداد زیادترمناسبتر باشد.ولی آیا افراد حاضر هستند برای جوایز کوچک در بانک های مختلف پولهای میلیونی سرمایه گذاری کنند

    1. سلام شهرام عزیز
      به سوال پاسخ ندادید که چرا در نظر سنجی ها مردم می گویند جوایز کوچک اما در عمل به جوایز بزرگ رغبت نشان می دهند؟

  4. با سلام و تشکر نسبت به اعمال تغییرات تعاملی عمده در سایت/ فقط کاش امکان ارتباط ماژول نظرات با حساب کاربری شبکه های اجتماعی بینندگان سایت هم بود که فوق العاده می شد.

    در فرهنگ ایرانیان که به قول یکی از بزرگان، فرهنگی است امپراتوری (تشکیل شده از قومیت ها و بافت های مختلف طایفه ای و ملی)، همواره مرز بین واقع گرائی و حقیقت جوئی بسیار پر رنگ به چشم می آید.

    و نظرات بسیاری از ما، جماعت ایرانی، در طی قرن ها و به واسطه ی تمام فراز و نشیب های تاریخی، بیشتر مصلحتی است تا واقعی. که همواره یاد گرفته ایم سیاست مدارانه با مسائل برخورد کنیم.

    البته که اینطور نظر دادن، بسیار بسیار با منطق یک بازرگان “business man” سازگاری دارد، اما قاعدتا بسیاری از تحقیقات بازرایابی را که کمتر به متغیر های فرهنگی در سنجش روائی توجه می کنند، تحت تاثیر قرار خواهد داد.

    با تمام این اوصاف، به نظر من این اقدام از سوی بانک مرکزی در جهت جذب حجم وحشتناک نقدینگی جامعه بود که به دلیل انتظار ریزش قیمت ارز، نه در مسکن سرمایه گذاری می کند و نه آشنائی کامل با مسائل مدیریت مالی و بازار ارز دارد که نتیجه ی آن قحطی نقدینگی فعلی در بنگاه های تجاری ایرانی است.

    از نظر بازاریابی هم به ذکر این نکته بسنده می کنم که جذب سپرده از راه ارزان، یکی از مهمترین وظائف مدیریت بدهی بانک هاست، البته به شرطی که بتوان آن را در چرخه ی وام دهی به کار بست!
    پس اگر بانک مرکزی جوایز قرض الحسنه را به یک میلیارد تومان هم افزایش دهد، باز هم هیچ بانکی خصوصی یا نیمه خصوصی رقبتی به موضوع نخواهد داشت

    از نظر من، موضوع حساب های قرض الحسنه، یک نمایش از بانکداری اسلامی است که خواهی و نخواهی ادامه دار خواهد بود و سرمایه گذاری در حوزه بازریابی آن اقتصادی نخواهد بود.

    1. سلام
      اول ممنون بابت پیام انرزی بخشتان
      دوم اینکه از نوع نوشته تان بر می اید که در حوزه بانکی یا مشغولید یا مطالعه دارید.
      اما به رغم اینکه با نظرتان موافقم این نکته رو قبول ندارد که در صورت برداشتن سقف جوایز بانکها به جوایز بزرگ و گاه میلیاردی و نزدیک به میلیارد رغبت نشان ندهند. به نظرم حتما رغبت نشان می دهند.
      قبلا هم تجربه الگانس و یا جایزه 150 میلیون تومانی بانک ملت سابقه داشته
      حدود 8 سال پیش
      الان که حتما جوایز می توانست گران تر باشد

      1. سلام جناب محمدیان
        ممنون از اینکه به مطالب بنده پاسخ می دهید
        البته که آشنائی بنده به واسطه مطالعه می باشد.

        آنچه که در مورد تجربه الگانس بانک صادرات و یا جایزه 150 میلیونی عرض کردید مربوط به زمانی بود که بانک ها می توانستند از حساب های قرض الحسنه به صورت اصطلاحا “زیرآبی” در امور بانکی استفاده بکنند.
        اما با توجه به شنیده ها و مقررات جدید به تصویب رسیده، در حال حاضر، حساب های قرض الحسنه به صورت بسیار سخت گیرانه ای ردیابی می شوند که مخارج آن در امور مشخصا وام های بدون بهره ی قرض الحسنه باشد.
        بالا بردن مبلغ جایزه شاید برای مشتریان جذاب باشد، اما به نظر بنده برای بانک های خصوصی جذابیت نخواهد داشت

        1. نظر قبلی شما را دوباره خواندم و متوجه کلمه خصوصی و نیمه خصوصی نشده بودم
          من هم با شما موافقم که اساسا بانکها خصوصی روی این قبیل منابع تمرکز ندارند. بحث من تماما در باره بانکهای دولتی بود

  5. به عنوان شخصی که در بازاریابی یکی از اپراتور های موبایل کشور مشغول فعالیت هستم هر دو مسیر رو تجربه کردیم. هم جوایز بزرگ با تعداد کم، هم جوایز کوچک با تعداد زیاد و حتی ترکیب هر دو.

    من شخصا اعتقاد دارم جوایز بزرگ با تعداد کم در کشور ما با توجه به فرهنگ ما موثر تر است. البته که ما در ایران بازار پیچیده ای داریم و در این پیچیدگی خیلی نمیشه یه نسخه کلی برای این موضوع پیچید. اما تجربه نشان داده که مردم اقبال بیشتری به جوایز رویایی و بزرگ نشان میدن. به هر حال به قول استاد بزرگ آقای دکتر محمود محمدیان بازاریابی یک فرایند متصل به فرهنگ است و حقیقتا جدا نشدنی. در کشور ی که مردم آرمانگرا، احساسی و بلند پروازند، جوایزی همچون الگانس یا پورشه و حتی هواپیما و کشتی و … یا یه کیسه پول جذاب تر بنظر می رسه.

    به عنوان مثال همیشه یادم هست که بانک ها هنگام اعلام جوایز خودشون اول جایزه بزرگتر رو معرفی می کردن بعدش می گفتن “با میلیارد ها جوایزر نقدی و غیر نقدی دیگر”. هیچ وقت قسمت دوم برام اهمیت نداشت و همیشه آرزوی بردن بزرگترین جایزه رو در سر داشتم. البته ابن فقط یک تجربه شخصی بود و قابل تامیم به جامعه نخواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *