مطلبی به قلم شهاب الدین لسانی: راه حل های مفید الزاما پیچیده و پر هزینه نیستند. در یکی از شرکت های کنسرو سازی ژاپن اگر نام کشورش درست خاطرم مونده باشه .سالها پیش مساله ای بوجود آمد.داستان از این قرار بود که یکی از مشتریان یک بسته را به کارخانه مرجوع کرد و مدعی شد که داخل قوطی خالی بوده . شرکت ضمن عذر خواهی از مشتریانش درصدد برآمد که هرچه زودتر این مساله را حل کند و برای این منظور با صرف هزینه قابل توجهی یک سیتم کامپیوتری که با تاباندن اشعه قوطی های خالی را شناسایی میکرد و از خط بسته بندی خارج میکرد به کار برد.
مساله حل شد.
اما چندی بعد در یک کارگاه کوچکتر مساله مشابه ای بوجود آمد ، ولی در آنجا کارگری با راه حلی فوق العاده آسان تر و کم هزینه تر مساله را حل کرده بود ،او یک پنکه در مسیر حرکت قوطی ها تعبیه کرد، با این روش قوطی های خالی به راحتی از خط بسته بندی خارج میشدند !
سلام خدمت دوستان عزیز سایت
خدا قوت
البته حسام الدین هم قشنگه اما بنده شهاب الدین هستم ، ارادتمند شما 🙂
روز و روزگارتان ناب
سلام
ممنون
اشتباه رو اصلاح کردیم
موفق باشید
سلام دوستان . بله گاهی راه حل ها ساده است. سالها پیش وقتی برای اولین بار انسان به فضا سفر کرد فضانوردان با مشکل نوشتن روبرو بودند . به علت نبود نیروی جاذبه جوهر خودکار به نوکش نمی رسید و خودکار نمی نوشت. یادم نیست که این مشکل برای فضانوردان روسی بود یا آمریکایی اما یکی از بزرگترین شرکتهای ساخت خودکار به کمک خوانده شد و بعد از صرف ساعتها مطالعه ، تحقیق و البته هزینه هنگفت خودکاری ساختند که بدون نیاز به جاذبه می نوشت. ولی فضانوردان کشور دیگر بدون هیچ مشکلی فقط با کمی فکر با مداد نوشتند. مداد راه حل کار بود.
سلام
من این مطلب رو خوندم و واقعا بگویم که خیلی خوشم اومد زیرا که آنجا ژاپن است.
پیشنهاد می کنم دوستان کتاب ژاپن کشور شماره 1 رو هم بخونند.
با تشکر
با سلام
داستان جالبی بود. اتفاقاً من قبلاً این رو شنیده بودم اما حضور ذهن نداشتم. مطلب شما باعث یادآوری و البته تامل بیشتر حقیر در این باب شد. سپاس
اوه اوه………….>> عجب راهکار بکری!
البته بماند هر چیزی نسبت به شرایطی که در آن موجود میباشد حل میشود……….>>اما اینم بگم که همیشه راه حل بهتری هم هست!
اگر کاری را شروع می کنیم باید با هدف باشد و برنامه ریزی شده و به آن ایمان داشته باشیم و با قدمهای استوار باستقبالش برویم . از سوی دیگر باید بدانیم اگر به آن هدف نرسیدیم حتماً راه را درست نرفتیم . پس هرهدف راهی دارد که باید آن راه را درست رفت و آن نیاز به بینش و دانش و تجربه دارد .
مطلب که خیلی آموزنده بود.
اما یک نکتۀ ظریف:
“در یکی از شرکت های کنسرو سازی ژاپن اگر نام کشورش درست خاطرم مونده باشه .سالها پیش مساله ای بوجود آمد…”
سؤال من این است که وقتی نویسندۀ مطلب نسبت به کشور مورد نظر تردید دارد چگونه این تردید را “تیتر” کرده اید؟
حق با شماست
شاید بهتر بود این تیتر انتخاب نمی شد
ان شالله بیشتر دقت می شود.