معرفی شاهکار پایتخت // اطلس مال و حضور در سریال تلویزیونی پایتخت 3

مطلبی به قلم فرشته ترحمی:  عمل ادغام برندها با رسانه های سرگرم کننده خصوصا تلویزیون و فیلم را جانمایی محصول می نامند. نمایش برند «اطلس» در سریال نوروزی «پایتخت» در واقع همان جانمایی محصولی است که مشابه آن در چندین برنامه تلویزیونی چون برنامه آشپزی «بهونه» و برنامه های کودک دیده شده است. با این تفاوت که اشاره ای غیر مستقیم به این برند ساختمانی داشته است. این تفاوت می تواند موفیقتی را  رقم بزند آن هم «در ذهن مشتری ماندن به دور از احساس منفی به برند» است. اتفاقی که برای بعضی از برنامه های تلویزیونی و در پی آن برای برندهای معرفی شده در آنها افتاده است.گروه شرکت های ساختمانی ایرانیان اطلس، به منظور معرفی پروژه در دست اجرای «اطلس مال» زمان خوبی را انتخاب کرد. سریالی که دو هفته ادامه داشت و هر شب تعداد زیادی مخاطب را به پای تلویزیون می آورد. محبوبیت بازیگران و کارگردانان عامل مؤثری در ایجاد تصویر مطلوب از برند است، که این شرکت از آن بی بهره نبوده است.

 در کتاب «ظرفیت های رها شده تبلیغات در ایران» به قلم دکتر محمود محمدیان و دکتر پورحسینی میخوانیم یکی از روش ها و معیارهای طبقه بندی این نوع تبلیغات بر اساس نوع دیده شدن توسط بیننده است که شامل نمایش دادن در صفحه نمایش،ذکر در نمایشنامه و تعبیه در نمایشنامه می باشد. پوشش تریلی با نام اطلس مال، فرصت کافی برای اینکه به دفعات زیادی دیده شود را فراهم کرد.جای گیری در دیالوگ های بازیگران و مراجعه به دفتر شرکت مجری این پروژه نیز قدمی دیگر از سوی این شرکت ساختمانی در سریال پایتخت بود. هماهنگی شعار پروژه اطلس مال با عبارت  “شاهکار پایتخت” و نام سریال (پایتخت) فرصتی است که صاحب برند از آن بهره برده است.اشاره های پی در پی باید به گونه ای باشد که ذهن مخاطب را از جریان اصلی داستان دور نکند و بعضاً حس نکند این سریال تبدیل به محلی برای تبلیغات شده است. جانمایی آگاهانه و هوشمندانه لازمه موفقیت این روش تبلیغاتی است.

به نظر شما گروه ایرانیان اطلس تا چه اندازه در این مسیر درست قدم برداشته و تا چه حد موفق عمل کرده است؟


One thought on “معرفی شاهکار پایتخت // اطلس مال و حضور در سریال تلویزیونی پایتخت 3”

  1. واقعا موجب تاسف است که دانش real estate و marketing در ایران با وجود ساخت بیش از 30 shopping mall در سطح تهران با حجمی بالغ بر 6 میلیون مربع تا سال 2017 انچان در مراحل جنینی و عدم اگاهی به سر می برد که دانشجویان، کارشناسان و حتی بعضا اساتید دانش بازاریابی ایران، همان نسخه های FMCG را برای درد آن تجویز می کنند.

    جای بسی تامل است که حتی با سواد اندک دانش بازاریابی، پروژه ای واقع در ضلع جنوبی پارک نیاوران، به عنوان یکی از لوکس ترین مناطق تهران، با موقعیت زمین مثال زدنی و واقع شده در پایتخت سیاسی و تجاری کشور ایران، مفهوم برند لوکس یا همان luxury را تنها با رنگ مشکی تداعی می خواهد کند.

    اطلس مال با سیر کردن در تبلیغات را رنگ کلیشه ای مشکی و عذاداری مابانه در رسانه های دسته جمعی ATL و عدم یکپارچگی آن در ارتباطات بازاریابی IMC، با عدم تکرار رنگ مشکی در معماری داخلی (به رندر های نمای داخلی موجود در سایت پروژه رجوع کنید) بر خلاف اصول اولیه برند سازی قدم گذاشته است.

    مدیران اطلس مال، پروژه ای در سطح ملی و چند منظوره را به جای تبلیغ در مکان های پرستیژی که نقاط تماس touch points مخاطبین هدف آن از دسته B2B یا همان خریداران و مستاجرین واحد های تجاری یا سرمایه گذاران هستند، با پرت کردن اسم و برند اطلس مال به علی آباد مازنداران، چسباندن آن به کف زمین کشتی و یا قاب کردن آن بر روی تریلی ارسطو عامل، تمام هویت برند یک مجتمع تجاری واقع شده در بهترین نقطه ایران را به ورطه نابودی کشانده اند.

    قاعدتا هیچ کسی برند ROLEX را جز تبلیغ در رقابت های تنیس مسترز و ان هم نه بر روی زمین، بلکه روی تور یا به دیوار ندیده است. پس سوال اینجاست که مدیران شرکت ایرانیان اطلس با چه تحلیلی دست به چنین خودکشی تبلیغاتی زده اند؟

    اگر پروژه اطلس مال را بخواهیم یک بیمار نیازمند به خدمات بازاریابی تصور کنیم، باید بدانیم که مریض ما نیازی به انجام برندینگ ندارد، چون ساکن نیاوران است و خود واقع شدن در نیاورران پاسخگوی تمام عملیات برند سازی خواهد بود.

    به عنوان یک متخصص مارکتینگ در صنعت املاک و مستغلات ایران، اعتقاد دارم که اطلس مال از مشکل عدم درک مخاطبین هدف و مراحل رشد خودش رنج میبرد.

    پروژه ای که قرار است فروخته شود، قاعدتا با وجود قیمت های بین 40 تا 120 میلیون تومان مخاطبین و گروه های هدف بسیار بسیار خاصی می طلبد که به عقیده بنده شاید هیچ گاه نه سریال پایتخت را تماشا کنند و یا با دیدن چنین تبلیغات مفتضحانه ای قصد سرمایه گذاری در چنین پروژه ای را کنند.

    به قول سرجیو زایمن، مدیر اسبق بازاریابی کوکاکولا، در هیچ نقطه ای جز تبلیغات، پول هدر نمی رود و کاش هزینه بودچه تبلیغاتی 50 میلیارد تومانی اطلس مال بهینه تر و در جهت اثر بخشی فروش و اجاره هزینه می شد. نه اینکه شرکت با بی اثر بودن چنین تبلیغاتی دست به فشار تبلیغاتی مجدد در بیلبوردهای شهر تهران مجددا پس از ایام عید نماید تا بتواند شکست بوجود امده را دوباره جبران نماید.

    آنچه در سریال پایتخت دیدیم، نمونه ی واقعی از خطای استراتژیک در درک مخاطبین هدف، درک مفهوم مجتمع ها تجاری (به عنوان یک ابزار سرمایه گذاری بلند مدت از محل اجاره و نه فروش) و ریخت و پاش بودجه های بازاریابی تنها به دلیل مشخص کردن درصدی از ارزش ریالی پروژه می باشد و به جرات می توان گفت تمام هزینه های اسپانسرشیپ سریال پایتخت بی هدف و بدون بازگشت سرمایه بوده و حتی با درک انجام تبلیغ برای مخاطبین B2C نمی توان اقتصادی بودن چنین اقدامی را با در نظر گرفتن بازگشائی در سال 1395 را درک نمود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *