در ذیل یادداشت خانم ترحمی در مورد حمایت مالی اطلس مال از پروژه تلویزیونی پایتخت ۳ سعید خدنگی همراه همیشگی کافه نقد تامل برانگیزی را برای ما نوشته اند. لطفا بخوانید ودر این بحث شرکت کنید. به نظر شما ایا حمایت اطلس مال از پروژه پایتخت یک خطای استراتژیک است.
سعید خدنگی برای ما نوشته است که: واقعا موجب تاسف است که دانش real estate و marketing در ایران با وجود ساخت بیش از ۳۰ shopping mall در سطح تهران با حجمی بالغ بر ۶ میلیون مربع تا سال ۲۰۱۷ انچان در مراحل جنینی و عدم اگاهی به سر می برد که دانشجویان، کارشناسان و حتی بعضا اساتید دانش بازاریابی ایران، همان نسخه های FMCG را برای درد آن تجویز می کنند.
جای بسی تامل است که حتی با سواد اندک دانش بازاریابی، پروژه ای واقع در ضلع جنوبی پارک نیاوران، به عنوان یکی از لوکس ترین مناطق تهران، با موقعیت زمین مثال زدنی و واقع شده در پایتخت سیاسی و تجاری کشور ایران، مفهوم برند لوکس یا همان luxury را تنها با رنگ مشکی تداعی می خواهد کند.
اطلس مال با سیر کردن در تبلیغات را رنگ کلیشه ای مشکی و عذاداری مابانه در رسانه های دسته جمعی ATL و عدم یکپارچگی آن در ارتباطات بازاریابی IMC، با عدم تکرار رنگ مشکی در معماری داخلی (به رندر های نمای داخلی موجود در سایت پروژه رجوع کنید) بر خلاف اصول اولیه برند سازی قدم گذاشته است.
مدیران اطلس مال، پروژه ای در سطح ملی و چند منظوره را به جای تبلیغ در مکان های پرستیژی که نقاط تماس touch points مخاطبین هدف آن از دسته B2B یا همان خریداران و مستاجرین واحد های تجاری یا سرمایه گذاران هستند، با پرت کردن اسم و برند اطلس مال به علی آباد مازنداران، چسباندن آن به کف زمین کشتی و یا قاب کردن آن بر روی تریلی ارسطو عامل، تمام هویت برند یک مجتمع تجاری واقع شده در بهترین نقطه ایران را به ورطه نابودی کشانده اند.
قاعدتا هیچ کسی برند ROLEX را جز تبلیغ در رقابت های تنیس مسترز و ان هم نه بر روی زمین، بلکه روی تور یا به دیوار ندیده است. پس سوال اینجاست که مدیران شرکت ایرانیان اطلس با چه تحلیلی دست به چنین خودکشی تبلیغاتی زده اند؟
اگر پروژه اطلس مال را بخواهیم یک بیمار نیازمند به خدمات بازاریابی تصور کنیم، باید بدانیم که مریض ما نیازی به انجام برندینگ ندارد، چون ساکن نیاوران است و خود واقع شدن در نیاورران پاسخگوی تمام عملیات برند سازی خواهد بود.
به عنوان یک متخصص مارکتینگ در صنعت املاک و مستغلات ایران، اعتقاد دارم که اطلس مال از مشکل عدم درک مخاطبین هدف و مراحل رشد خودش رنج میبرد.
پروژه ای که قرار است فروخته شود، قاعدتا با وجود قیمت های بین ۴۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان مخاطبین و گروه های هدف بسیار بسیار خاصی می طلبد که به عقیده بنده شاید هیچ گاه نه سریال پایتخت را تماشا کنند و یا با دیدن چنین تبلیغات مفتضحانه ای قصد سرمایه گذاری در چنین پروژه ای را کنند.
به قول سرجیو زایمن، مدیر اسبق بازاریابی کوکاکولا، در هیچ نقطه ای جز تبلیغات، پول هدر نمی رود و کاش هزینه بودچه تبلیغاتی ۵۰ میلیارد تومانی اطلس مال بهینه تر و در جهت اثر بخشی فروش و اجاره هزینه می شد. نه اینکه شرکت با بی اثر بودن چنین تبلیغاتی دست به فشار تبلیغاتی مجدد در بیلبوردهای شهر تهران مجددا پس از ایام عید نماید تا بتواند شکست بوجود امده را دوباره جبران نماید.
آنچه در سریال پایتخت دیدیم، نمونه ی واقعی از خطای استراتژیک در درک مخاطبین هدف، درک مفهوم مجتمع ها تجاری (به عنوان یک ابزار سرمایه گذاری بلند مدت از محل اجاره و نه فروش) و ریخت و پاش بودجه های بازاریابی تنها به دلیل مشخص کردن درصدی از ارزش ریالی پروژه می باشد و به جرات می توان گفت تمام هزینه های اسپانسرشیپ سریال پایتخت بی هدف و بدون بازگشت سرمایه بوده و حتی با درک انجام تبلیغ برای مخاطبین B2C نمی توان اقتصادی بودن چنین اقدامی را با در نظر گرفتن بازگشائی در سال ۱۳۹۵ را درک نمود.
داخل پرانتز بگم من فقط بخش هایی از یکی دو قسمت این سریال رو دیدم، و الان تنها چیزی که یادم هست، نماهای طووووووولانی جاده ای از تریلی و اطلس مال هست، اون هم از زوایای مختلفش!
* نکته منفی اینکه، شرکت دنبال چه جایگاه و تصویری در ذهن مخاطب بود؟ آیا منبع پیام رو درست انتخاب کرده بود؟ قراره وقتی نام برند شما میاد مردم چه تداعی در ذهنشون داشته باشند؟ همه ی اینها قبول که پایتخت پر بیننده بوده، محبوبیت بالایی داره، تو ایام خاص عید پخش می شه که مردم می خوان تفریح کنن و سرگرم باشن، ولی لنگر شدن برند اطلس مال بر (به قول آقای خدنگی) علی آباد و ارسطو عامل چه تاثیری بر پرستیژ و وجهه برند و تصویر ذهنی مخاطب در جستجوی نیاوران داره؟، از این زاویه به نظر میاد وصله ناجور و ناهماهنگی بود.
** نکته مثبت اینکه یه تور بزرگ برای کل ایران بود، همانطوری که تهرانی ها می رن و تو شهرستان ها ملک و ساختمان می خرن، خیلی از شهرستانی ها هم میان تهران بهترین ملک ها و واحدهای تجاری رو می خرن یا اجاره می کنن. پس اگر این پیش فرض رو نداشته باشیم که تاجران و مدیران که گویا مخاطب خاص اطلس مال هستند تلویزیون نمی بینند، که به نظرم این موضوع نیاز به تحقیق داره، این تبلیغات حداقل برای معرفی پروژه و سر زبان انداختن برند در خارج از تهران تاثیر داشته، هرچند روش های بهتری هم برای این کار بود.
*** نتیجه اینکه این پروژه بازار هدف خیلی خاصی داره و انتظار از سازندگان و مالکان طرح (حتی بانک دست به جیبشون …!) اینه که تحقیقات عمیق تری روی شناخت مشتریان بالقوه خود داشته باشند، و عواملی مثل سبک زندگی، رسانه های مورد استفاده مخاطبان هدف، طبقه اجتماعی، قدرت خرید، محل سکونت، سلایق و … را در نظر بگیرن و بعد هدف دار تبلیغ کنند.
ممنون از نظرتان
عالی گفتید.کاملا موافقم
واقعا که آدم وقتی این چیزها رو می بینه بیشتر ناراحت میشه که چرا ما انقد نیروی متخصص بیکار داریم.به نظر منگکه هیچ کارشناس بازاریابی ای به این شرکت در مورد این تبلیغ مشاوره نداده و خودشون دور هم به این نتیجه رسیدن که چون خیلی ها دارن این سریال رو می بینن پس یه تبلیغ فوق العاده است، غافل از اینکه نزدیک 20 میلیون از بیننده های این سریال هموطنان عزیز روستایی بودند که بیشترشون تا آخر سریال براشون سوال بود که اصلا اطلس مال چی است؟ و بیشتر اونایی که باید این تبلیغ رو می دیدند، اصلا تو ایام عید یا ایران نبودند و یا اگر هم بودند تلویزیون ایران رو نگاه نکردند.
من پول کافی برای خرید یا اجاره یک زیر پله رو در اطلس مال ندارم. احتمالا پولم رو برای خرید از برندهای لوکس اونجا هم هدر نمی کنم. اما شاید برای تفریح با دوستان پرسه ای در پاساژ بزنم و احتمالا یه چیزی هم تو کافی شاپش بخوریم. حضور من و دوستانم احتمالا تحت تاثیر همین تبلیغات باشه و گرنه پاساژ تجاری تو تهران زیاد داریم.
به علاوه یادتون باشه کسانی که در پارک نیاوران میگردن همشون سوپر میلیاردر نیستند. یعنی اکثرا” آدم های معمولی جامعه اند. برای مثال در همون پارک دو تا باشگاه بدنسازی هست که شهریه یکیشون 30.000 تومن و دیگری 40.000 تومن برای 12 جلسه در ماه هست (قیمتی که کمتر جایی در تهران پیدا میشه) و البته بسیار هم شلوغ هستند. آدم هایی که اونجا میرن همون هایی هستند که تو نیاوران، فرمانیه و دارآباد و حتی فرشته زندگی میکنند. اتفاقا می خوام بگم اگر اطلس مال واقعا بالاترین سطح پولدارهای تهران رو نشونه بره خطای استراتژیک کرده! چون اون موقع روزگارش میشه مثل سام سنتر در فرشته و مدرن الهیه در جردن شمالی. درحالی که اطلس مال (به نظر من) میخواد بشه سر پل تجریش و نمونه جدید پاساژهای اونجا مثل قائم و میری و تندیس. اطلس مال داره ادای یک پاساژ لوکس رو درمیاره تا یه موقعیت ممتاز در ذهن مخاطب “عام” پیدا کنه اما برای رونق پاساژ باید من نوعی که متوسط جامعه هستم هم برم اونجا تا شلوغش کنم. در این صورته که میشه “نشانی نو در نیاوران”.
کلام آخر: اطلس مال کار درستی کرد
این نظر برای نقد همگانی به عنوان یک یادداشتمستقل در سایت قرار گرفت
یعنی میشه نتیجه گرفت لوکس بازی داره تبدیل به مد میشه و بالطبع یه برند لوکس واقعی کارش سخت ترمیشه؟
با سلام.
راستش دو تا مطلبو میخواستم عرض کنم تو این زمینه:
1.احساس میکنم آقای نویسنده خیلی بغض و کینه دارن نسبت به برند اطلس مال 🙂
2. مطلب بعدی اینه کاملا از لحاظ تیوریک و مفاهیم علم بازاریابی با مطالب فوق موافقم، ولی نکته ای که مغفول مونده اینه که در کل متاسفانه ما خیلی مفاهیم و استراتژی های مارکتنیگ رو به صورت علمی بومی نکردیم تا ببینم که آیا این تیوری ها تو کشور خودمون و بر اساس رفتار مصرف کننده داخلی هم جواب میده یا نه. بنده خود هم کاملا موافقم که اطلس مال بودجه خودش تقریبا هدر داده و بدون شناخت بازار هدف خودش اومده این هزینه رو متقبل شده ولیکن طبق شنیده هام از یکی از دوستانم که تو بانک انصار فعالیت میکنه، بعد از این سریال حجم سرمایه گذاری و کلا استقبال از این پروژه خیلی بیشتر بوده .باید قبول کنیم که رفتار مصرف کننده داخلی چه تو بازاریابی صنعتی و چه تو بازاریابی مصرف کننده نهایی با مصرف کننده غربی که این تیوری ها براساس ایشان نوشته شده فرق میکنه.(شایان ذکر است که گفته یکی از دوستان من هم خیلی منبع موثقی نمیتونه باشه.وبرای اظهار نظر دقیق باید تحقیق جامع و کاملی کرد در این زمینه).
با سلام بنده با بودجه ی صرف شده کاری ندارم ونمبدومنم چقدر بوده ولی کاملا با مطالب بالا موافقم. تا ما مفاهیم و استراتژی های مارکتنیگ رو به صورت علمی بومی نکنیم تصمیم کیری و نظر دادن سخته؛ ولی بنده به عنوان کسی که در جامعه ای زندگی میکنم که بیش از 70 درصد ثروتمندانش مردم سنتی هستن، نه متخصصان بازاریابی، انتخاب یک سریال مردمی برای تبلیغ یک اتفاق خوب به حساب میاد، ولی شیوه اجرای آن جای بحث داره.