نمایشگاه کتاب // شصت درصد فروش کل کتاب کشور در دو هفته

مطلبی به قلم مهسا احمدی: هر سال در اردیبهشت ماه نمایشگاه کتاب در تهران برگزار می شود، ناشران در کنار یکدیگر جمع می شوند و حدود شصت درصد از فروش سالیانه خود را در این دو هفته انجام می دهند. با حدود یک تا دو میلیون بازدیدکننده که بسیاری از آن ها هم صرفا به قصد تفریح می آیند و یا نهایتا باخرید یک بار در سال به شکل عمده از نمایشگاه، دیگر سراغ کتابفروشی‌های شهر نمی روند.

هدف اصلی نمایشگاه کتاب، فروش کتاب طی دو هفته است یا فرصتی برای تبلیغات، آشنایی با آثار و کتاب های تازه، تجارت صنعت نشر، بازاریابی برای ناشران، و فضایی آرام برای تبادل نظر و مذاکره و انعقاد قرارداد بین اهالی نشر؟بهتر است کم رنگ بنویسیم نمایشگاه کتاب، بلند بخوانیم فروشگاه بزرگ کتاب.

به نظر شما هدف اصلی یک نمایشگاه کتاب چیست؟ آیا نمایشگاه کتاب ایران باعث رونق و شکوفایی صنعت نشر می شود؟ تاثیر آن بر کتابفروشی ها و شبکه ی توزیع در طول سال را چطور ارزیابی می کنید؟


6 thoughts on “نمایشگاه کتاب // شصت درصد فروش کل کتاب کشور در دو هفته”

  1. من چون خودم تهران زندگی نمی کنم نمایشگاه بین المللی فرصت بسیار خوبیه که بتونم با کتابهایی که در یکسال گذشته در حوزه کاری و ادبیات چاپ شده و احیانا در جریان چاپشون قرار نگرفتم رو تهیه کنم . یکی از اهداف نمایشگاه کتاب میتونه این باشه چون در حوزه توزیع کتاب به نظرم خیلی قوی نیستیم ، به صورتی که در شیراز خیلی از کتابهای مدنظر من در دسترس نیست . ولی بعید میدونم نمایشگاه نتیجه مثبتی بر شبکه توزیع داشته باشه !!!

  2. شبکه ظاهرا معلول توزیع کتاب در کشور، مردم کتاب نخوان، کتاب های بی محتوا، فرهنگ شفاهی ملی، مسئولینی که فکر می کنند هجوم مردم به نمایشگاه کتاب خوب است و هزار و یک دلیل دیگه برای اینکه بگیم اشکال از نمایشگاه نیست، بلکه نمایشگاه چهره زشت یک فرهنگ بیماره. ریشه در نمایشگاه نیست. پنج سال پیش وقتی وارد دانشگاه شدم ودیدم کتاب خواندن یعنی اگر نمره میخواهی یک هفته قبل امتحان و اگر پاسی می خواهی شب قبل امتحان فاتحه کتاب را خواندم. دو سال پیش وقتی فضای مطالعه کتابخانه دانشکده ما را نصف کردند و اتفاقی نیفتاد فاتحه کتاب را خواندم. وقتی به کتابخوان گفتند خرخوان فاتحه کتاب را خواندم. وقتی راسته انقلاب شدند کنکوری و دانشگاهی فاتحه کتاب را خواندم. وقتی سر در دفتری در انقلاب دیدم که نوشته بود چاپ کتاب به نام شما از صفر تا صد فاتحه کتاب را خواندم. دلم به نوشته های دکتر محمدیان خوش بود… ایشان هم که گفتند دیگر نخواهند نوشت… شاید ایشان هم فاتحه کتاب را خوانده اند. شما هم بخوانید، فاتحه اش را عرض می کنم و اگر دل تنگش شدید گویا اردیبهشت هر سال برایش مراسم یادبودی را میگیرند… جای خوبی است… مصلی. می توانید برای شادی روحش دو رکعتی هم نماز بخوانید. ریشه را ببینیم که در کلاس اول ابتدایی است. ریشه را ببینیم که در کلام پدری است که فرزندش را مجبور به درس خواندن اجباری می کند در حالی که فوتبال تماشا می کند و تخمه می خورد. ریشه را ببینیم که در عمده هزینه هایی است که برای فرزندان خردسال می کنیم: پفک، چیپس، آبمیوه، بستنی، نوشابه.

    با عرض پوزش از اینکه احساسم را چنان عیان بیان کردم.

    1. ناصرجان. همه اینها که نوشتی صحیح است و دغدغه همه ماست. اما انصافا وضعیت کتاب در کشور ما خیلی بهتر از قبل شده. بعنوان نمونه اگر قبلا چند عنوان معدود کتاب با تیراژ بالای صدهزار داشتیم الان چند برابر می توانیم نام ببریم. در مورد سرانه کتاب خوانی هم جای بحث است. واقعا نمی توان گفت حجم مطالعه کم است ، منتها شکلش عوض شده است.
      همچنین در حوزه چاپ و بازاریابی مخاطب نیز در سالهای اخیر کارهای شگرفی انجام شده و چند انتشارات قدر می توان نام برد که بخوبی در این حوزه فعالیت می کنند.

      اما نکات خانم احمدی خیلی خوب بود. فروشگاه است. قبول دارم و به شدت کمبود وجود یک فضای نمایشگاهی برای کتاب علی الخصوص “فضایی آرام برای تبادل نظر و مذاکره و انعقاد قرارداد بین اهالی نشر”، احساس می شود.

      1. حجت عزیز. خیلی ممنون از پاسخت. من نبه دلایلی که در بالا عرض کردم نسبت به “کتابخوانی” در ایران بدبین شده ام. اینکه وضعیت “کتاب” در ایران بهتر از قبل شده، قبول دارم. کاغذها سفیدتر شده اند، جلدها رنگ و لعاب بهتری پیدا کرده اند، سایت های اینترنتی فروش کتاب تاسیس شده اند و از این دست. در مورد تغییر شکل مطالعه عرض کنم که ارزش مطالعه یک خط از منابع مختلف متفاوت است. قبول دارم شکل “خواندن” در حال تغییر است. اما یک خط پیامک، یک خط روزنامه، یک خط سایت خبری، یک خط نظر من در کافه بازاریابی یا حتی یک خط جزوه ارزشی مطابق یک خط کتاب ارزشمند رو ندارن. البته منظور شما باید کتاب های الکترونیک باشد اما فکر کنم وزارت ارشاد نماز خواندن مردم هم در سرانه مطالعه حساب میکند که سال پیش خبری از رادیو شنیدم که سرانه مطالعه روزی 56 دقیقه است.
        به علاوه شما که چند سال در دانشگاه بودید فضای “دانش جویی” رو دیدید. من دانشجو به جای کتابخوانی به جزوه خوانی رو آوردم و این اتفاق دردناکی است. باز هم عرض کنم من نسبت به کتابخوانی در ایران به دلایلی که در نظر قبلی گفتم بدبین شده ام و این بدبینی قطعا پرده واقع بینی من شده. به همین دلیل امیدوارم حق با شما باشد دوست عزیز من.

  3. خانم احمدی عزیز، بی شک نمایشگاه کتاب یکی از رویدادهای مهم بخش فرهنگی کشور است. اما اینکه تعداد بازدیدکنندگان نمایشگاه کتاب چند میلیون نفر است ، ما که در بخش آمار و اطلاعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کتاب سالنامه آماری فرهنگ و هنر را منتشر می کنیم هنوز آمار دقیقی از آن در دست نداریم. اغلب آمارهای ارایه شده با درصدی از خطا در اخبار و رسانه ها اعلام می شود که ظاهرا به نقل از رسانه های خبری امسال از مرز پنج میلیون نیز گذشت!
    علاقمندان برای دسترسی بیشتر به آمارهای فرهنگی کشور می توانند از کتاب سالنامه آماری فرهنگ و هنر که توسط واحد آمار و اطلاعات دفتر مطالعات و برنامه ریزی فعالیت های فرهنگی ، هنری و رسانه ای منتشر می شود و آمار بیش از 150 قلم فرهنگی کشور را ارایه مینماید استفاده نمایند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *