سوال این است: آیا در بازارهای صنعتی هم باید به برند توجه کرد و یا برند و برندینگ تنها برای بازارهای مصرفی کاربرد دارد؟ آیا در بازارهای صنعتی هم مدیران باید به فکر برند بنگاه باشند؟ آیا برندینگ می تواند یک بنگاه فعال در حوزه خدمات صنعتی را هم به موفقیت برساند؟ و یا اینکه برندینگ فقط مختص بازارهای مصرفی و کالاهای تندگردش است؟ در این فنجان می خواهیم درباره موضوعی که کمتر درباره آن صحبت می شود، کمی گفتگو کنیم. فنجان سیزدهم آماده نوشیدن است.
وقتی در حال و هوای نوشته های برندینگ قدم می زنیم، متوجه می شویم که اکثر این نوشته ها حول کالاهای مصرفی است. بازارهای مصرفی با تمامی پیچیدگی های خاص خود، نگاه متخصصان و مشاوران برند را به خود معطوف کرده است. این بازار ویژگی های خاص خودش را داراست و موفقیت برای تمامی فعالان در بازارهای مصرفی به عنوان هدف دنبال می شود. اما آیا برندینگ فقط برای این بازار کاربرد دارد؟
اجازه دهید یک مثال بزنم. شرکت فولاد خوزستان را اکثر ما می شناسیم. اما آیا می دانید شرکتی به نام فولاد امیرکبیر کاشان هم وجود دارد؟ و یا در همین صنعت چرا نام Nucor آشناست اما دیگر تولیدکنندگان فولاد در آمریکا کمتر شناخته شده اند؟ چرا من به عنوان مشاور برندینگ Nucor را مثال می زنم؟ آیا برندنیگ در بازار فولاد اهمیت دارد؟ بله! اهمیت دارد. برندیگ در بازارهای صنعتی، همچون بازارهای مصرفی، دارای اهمیت فراوانی است. برخی از قوی ترین برندهای تجاری دنیا، در بازارهای صنعتی فعال اند. مایکروسافت، آی بی ام، دل، فدکس، اینتل و… از با ارزش ترین برندهای دنیای تجارت هستند که در بازارهای صنعتی فعالیت دارند.
طی سال های اخیر، به واسطه تحریم ها و شرایط خاص اقتصادی، پای بسیاری از شرکت های چینی به ایران باز شده است. علاوه بر این موضوع، گران شدن مواد اولیه برای بسیاری از صنعت گران ایرانی مشکلاتی را به وجود آورده است. در این شرایط برندهای قوی ایرانی توانسته اند روزهای بهتری را رقم بزنند. و بسیاری از مدیران به فکر برندینگ افتاده اند. برندهای قوی ریسک کمتری دارند و مخصوصا در شرایط متلاطم بازار، احتمال موفقیت شان بیشتر است. مسلما در اجرا، برندینگ در بازارهای صنعتی با برندینگ در بازارهای مصرفی تفاوت هایی دارد اما در هر دو بازار دارای اهمیت فراوانی است.
بازارهای صنعتی حوزه ای است که برندینگ در آن کمی مورد اغفال واقع شده است. بسیاری از بنگاه های ایرانی با ویژگی های برندینگ در حوزه خاص صنعتی شان آشنا نیستند و مطمئنا از اهمیت و مزایای این موضوع خبر ندارند. چند فنجان درباره برندینگ در بازارهای صنعتی خواهم نوشت. در این بین به برندهای موفقی در فضای داخلی و بین المللی اشاره خواهد شد و خواهیم دید که برندینگ نه تنها در بازارهای صنعتی کاربرد دارد، بلکه امروزه ضرورت اندیشیدن به این موضوع فوق العاده احساس می شود. فنجان چهاردهم را در این باره خواهیم نوشید. برای نوشیدن اولین فنجان تابستانی برندینگ تا شنبه آینده باید صبر کنیم.
پی نوشت 1: کمی درباره بازار صنعتی در ایران فکر کنیم. لطفا چند برند قوی ایرانی نام ببرید. روح و قلب این برندها چیست؟
پی نوشت 2: دوستانی که از این فنجان به کافه پیوسته اند، لطفا دوازده فنجان قبلی را از دست ندهند. جست و جو نموده و بنوشید. درباره روح و قلب برند، در فنجان های چهارم و پنجم کمی صحبت کردیم.

اجازه میخواستم با یک مثال یه مقدار اهمیت برندیگ در بازارهای صنعتی رو پررنگ کنم و به علاوه نظرم رو بگم:
اولا” واژه”صنعتی” به نظر من واژه مناسبی برای انتقال مفهوم B to B Marketing نیست. منظور ازاین نوع بازاریابی – با اطلاعات محدود من در این زمینه – باید مربوط به موقعیتی باشه که خریدار کالا را برای مصرف شخصی خریداری نمیکنه و هدفش به کار گیری اون کالا برای کسب منافع آتی از طریق فروش یا به کارگیری به عنوان مواد اولیه در تولیده. با این معنی میشه در کنار فولاد خوزستان بگیم حجره حاج علی نداف در بازار تهران. بازاری ها سال ها برندینگ انجام دادند و از اون به اسم “خوشنامی” یاد می کنند. امروز در تقریبا هر صنفی در بازار بالای هزار واحد تجاری مشغول فعالیته. فرض کنید مشتری که از شهرستان برای خرید اومده و مجبوره طی یک تا دو روز برگرده شهر خودش. نمیتونه هزار تا مغازه رو سر بزنه با هر کدوم وارد مذاکره بشه، شرایط اعتبار رو تعیین کنه، از صحت کالا اطمینان حاصل کنه، از اعتبار فروشنده مطمئن بشه. اصول از گذشته تا امروز این بوده که به خصوص مشتریان شهرستانی هر سال بین دو تا شش بار میان تهران و در این فاصله تلفنی جنس میخرن و چک می فرستند. همیشه برند فروشنده و البته خریدار کاتالیزور این داد و ستد بوده. تقریبا معاملات قابل توجه همیشه بر پایه برند شکل گرفته. به نوعی میشه گفت اگر برند نبود تجارت نبود. البته چون گفتید یه مثال هم در حال و هوا بازار میزنم… TT اسم یه برند تقریبا ترک تقریبا ایرانیه که تو بازار جعفری (قسمت شال و روسری بازار تهران) سه تا شعبه داره و میشه گفت خارج شکل سنتی بازار برند خوبی رو ساخته. با سیستم داخلیشون آشنایی ندارم هر چند یک باز ازشون خرید کردم. میشه گفت در کساد ترین زمان های بازار مشتری دارن. شبکه نسبتا قابل قبولی هم از مشتریان شهرستانی تشکیل دادن که عملکرد درستشون احساس اعتماد رو به مشتری منتقل کردن به علاوه با طرح های به روز و قیمت های عقلایی به پیشرو در طرح و کیفیت تبریل شدن.
منتظر یک فنجان سر پر هستم… موفق باشید
درورد بر شما اقای ناصر
که وقت می گذارید و این قدر مبسوط برای ما می نویسید
در یادداشتهای شما همواره نکته های جذابی پیدا می کنم که اموزنده است
داستی یادداشت نمایشگاه کتاب شما بسیار تحت تاثیرم قرار داد
گذاشتم در نوبت درح در سایت
موفق باشید
ببخشید فقط اسم برند رو اصلاح کنم: اسم صحیح برند toto هست و سایتش هم scarftoto.com هست.
آقای ناصر
احساس می کنم که نظری قبلی که نوشتید در سایت ثبت نشدهع و این نظر تکمیل نظر قبلی است
لطفا باز برایمان بنویسید
باسلام
میتوانم بگویم که فعالیت غالب شرکت ها و صنایع بالادستی در حوزه بازاریابی صنعتی است و مخاطبانشان سازمانها برای استفاده خودشان یا فروشنگان عمده و یا کارخانه ها و صنایع پایین دستی برای تولید، هستند. اساسا این تعریف حوزه فعالیت آن است.
از قالب های صنعتی ایرانخودرو بگیرید تا لوازم التحریر پاپکو و شرکت ساختمانی کیسون هم از برند های موفق هر حوزه است که به ذهن من می رسد.
اما ناصرجان درسته لغت بازاریابی صنعتی جامع نیست، همه این مطلب را می دانند اما بالاخره مصطلح شده، . شاید دلیلش هم نبود واژه سلیس و روان برای B2B باشد. اما بنظرم ایرادی هم ندارد چون برای فعالان حوزه، همان مفهوم جامع موردنظر را می رساند.
به موضوع بازاریابی صنعتی اساسا علاقه ویژه ای دارم. تقاضا دارم که در این حوزه بیشتر برامون مطلب بگذارید. متشکرم
حتما آقای مستقیمی
البتهشما هم برای ما مطلب بفرستید