فاتحه کتاب را در نمایشگاه کتاب خوانده اند // چه جایی بهتر از” مصلی” برای فاتحه خوانی

مطلبی به قلم ناصر : [در ذیل یادداشت خانم احمدی در مورد نمایشگاه کتاب آقای ناصر نظری پر از تلنگرهای جانانه را برای ما فرستادند. الحق و والانصاف خواندنش خالی از لطف نیست] رضا می گوید: شبکه ظاهرا معلول توزیع کتاب در کشور، مردم کتاب نخوان، کتاب های بی محتوا، فرهنگ شفاهی ملی، مسئولینی که فکر می کنند هجوم مردم به نمایشگاه کتاب خوب است و هزار و یک دلیل دیگه برای اینکه بگیم اشکال از نمایشگاه نیست، بلکه نمایشگاه چهره زشت یک فرهنگ بیماره. ریشه در نمایشگاه نیست. پنج سال پیش وقتی وارد دانشگاه شدم ودیدم کتاب خواندن یعنی اگر نمره میخواهی یک هفته قبل امتحان و اگر پاسی می خواهی شب قبل امتحان فاتحه کتاب را خواندم. دو سال پیش وقتی فضای مطالعه کتابخانه دانشکده ما را نصف کردند و اتفاقی نیفتاد فاتحه کتاب را خواندم. وقتی به کتابخوان گفتند خرخوان فاتحه کتاب را خواندم. وقتی راسته انقلاب شدند کنکوری و دانشگاهی فاتحه کتاب را خواندم. وقتی سر در دفتری در انقلاب دیدم که نوشته بود چاپ کتاب به نام شما از صفر تا صد فاتحه کتاب را خواندم. دلم به نوشته های دکتر محمدیان خوش بود… ایشان هم که گفتند دیگر نخواهند نوشت… شاید ایشان هم فاتحه کتاب را خوانده اند. شما هم بخوانید، فاتحه اش را عرض می کنم و اگر دل تنگش شدید گویا اردیبهشت هر سال برایش مراسم یادبودی را میگیرند… جای خوبی است… مصلی. می توانید برای شادی روحش دو رکعتی هم نماز بخوانید. ریشه را ببینیم که در کلاس اول ابتدایی است. ریشه را ببینیم که در کلام پدری است که فرزندش را مجبور به درس خواندن اجباری می کند در حالی که فوتبال تماشا می کند و تخمه می خورد. ریشه را ببینیم که در عمده هزینه هایی است که برای فرزندان خردسال می کنیم: پفک، چیپس، آبمیوه، بستنی، نوشابه.


17 thoughts on “فاتحه کتاب را در نمایشگاه کتاب خوانده اند // چه جایی بهتر از” مصلی” برای فاتحه خوانی”

  1. خیلی دوست دارم دوستان هم نظر بدهند من که تشکر می کنم . به این موضوع تیراژ کتاب را که اخیرا به پانصد و دویست رسیده هم بیفزایید. تو کلاس از بچه ها می پرسم که چقدر کتاب می خوانید. به نتایج جالبی می رسم باز ممنون

    1. استاد بنظر میرسه ماهیت مطالعه در کشور داره متفاوت میشه. البته هم نکته مثبت دارد و هم نکات منفی بسیار. همینطور فرصت و تهدید بی شماردارد. بنظرم همین کافه مارکتینگ دارد از فرصت بخوبی حسن استفاده را می کند در جهت آموزش. ازتون متشکرم

  2. عالی بود …فاتحه دیگری هم باید برای کتاب خواند آن هم زمانی که بعضیها کتاب را برای دکور خانه شان میخرند طوری که سعی میکنند رنگ کتابها با رنگ لوازم منزلشان جور باشد…کتاب یار بی زبان ما اگر زبان داشت چه گلایه ها که نمیکرد…

  3. سلام
    قبول دارم کتاب جزو آخرین اولویت های اکثر مردم ایرانه. من کتاب میخونم ولی نه خیلی. بیشتر کتابایی رو میخونم که جوابی برای سوالاتی که در ذهنم میگرده داشته باشم. گاهی رمان های معروف رو هم میخونم. هر چند از خودم دراین زمینه رضایت کامل رو ندارم

  4. واقعا با قسمت جزوه و کتاب قبل از امتحان و نمره اوردن این مطلب اقای نظری هم دردی میکنم چون الان فصل امتحانات است با خودم که فکر میکنم میبینم من دانشجو باید تشویق شوم… باید از اساتید خواندن حداقل یه کتاب در ماه بیاموزم ولی الان همش دارم میبینم جزوه باید امتحان دهم !!!ای کاش نگرش اساتید این الگوهای زنده کمی تغییر میکرد 🙁
    اصلا چرا نمره در دانشگاه ها انقدر مهم شده من یه سوال اساسی دارم واقعا با نمره کار هم یاد میگیریم و کار خوب هم گیر میاوریم ؟؟؟

  5. جناب محمدیان بسیار تشکر می کنم که نظر بنده رو چنان خواندنی یافتید که به صورت یک پست مستقل منتشر کردید. به علاوه نظرات بزرگان کافه و سایر دوستان درباره این مطلب من رو شرمنده کرد. به هر حال این حرف دل من بود که محیط صمیمی کافه رو بهترین مکان برای انتشارش دیدم. حرف هایی هم بود که دیگه خجالت کشیدم عنوان کنم. فقط در پاسخ به دوست عزیز “teymouri” عرض کنم درسته به ما کتاب خوانی رو آموزش نداند اما اگر دانشجو جزوه خوان شده این “فقط” استاد نیست که مقصره. تجربه شخصی من نشون میده که یکی از تقصیرکاران من دانشجو هستم که استاد رو تشویق میکنم که به جای کتاب جزوه بده و آخرش هم نصفش رو حذف کنه. من مقصرم که وقتی استاد گفت جزوه تو انتشاراته بلند نشدم و نگفتم “استاد لطفا کتاب مرجع درس رو معرفی کنید”.

  6. تلویزیون و برنامه های مختلف و پر سر و صدا بی تاثیر نیست دیگه تو خونه ها کم میشه چند ساعتی تلویزیونو خاموش دید.انقدر تبلیغاتی که برای سریال ها و برنامه های تلویزیونی میشه برای معرفی کتاب نمیشه متاسفانه

    1. معتقدم که اگر هدف از کتاب خواندن، اعتلای دانش فردی و اجتماعی (فرهنگ) باشه، صدا و سیما بسیار اثربخش تر می تونه این کار رو انجام بده، البته نه این صدا و سیما و نه با این شرایط….. . چند دقیقه صدا و تصویر می تونه خلاصه چند جلد کتاب ارزشمند باشه. به نظرم علت زیادبودن تبلیغات سیما برای سریال های تلویزیونی، مبارزه با سریالهای ماهواره ای است. در واقع تلاش میشه که بواسطه تبلیغات بیشتر، توجه تعداد بیشتری از مخاطبان سریالهای تلویزیونی رو به سریالهای ملی جلب کنند. که به نظرم این استراتژی تا کنون موفقیت آمیز نبوده. نتیجه این شده که ملت هم سریال های ماهواره ای رو میبینند و هم سریال های ایرانی، بنابراین وقت بیشتری رو پای تلویزیون صرف می کنند.

      1. با هاتون موافقم آقای حسینی ..ولی بیشتر مشکلات ما به قول آقای ناصری ریشه ای به خانواده هامون برمیگرده . اگه خانواده ها سعی کنند از همون اول کتابرو جزو کالاهای ضروریشون در سبد خریدشون مدنظر قرار بدهند و بتونند بچه هاشونو با فرهنگ کتابخونی آشنا کنند بسیاری از مشکلات مربوط به عدم توجه به کتاب حل میشه ..من خودم به شخصه همیشه سعی کردم کادوهایی که به خواهرزاده هام میدم در زمینه کتاب باشه چرا که این اعتقادو دارم که کتاب بهترین هدیه مخصوصا واسه بچه های کم سن و ساله چرا که از همون اول باعث علاقه و انسشون میشه و باعث میشه در آینده هم سعی کنند کتاب خوندنرو جزو کارای روزمره شون قرار بدهند..

  7. آقای ناصر ممنون از مطلب بسیار زیباتون واقعاً از شیوه نوشتنتون لذت بردم. هر چند با تاخیر زیاد مطلب شما رو خوندم ولی لازم دیدم کامنتم رو بذارم.
    کاملاً با نظر شما موافقم که ریشه این مشکل به خانواده ها بر می گرده، اینکه از کودکی فرهنگ کتابخوانی رو یاد نگرفتیم. من به شخصه به کتابخوانی علاقه دارم، خوره کتاب نیستم ولی اگه فرصتی داشته باشم دوست دارم وقتم رو صرف اینکار بکنم.
    خالی از لطف نیست که خاطره ای از ریشه کتابخوانی در دوران کورکی خودم بگم. پدرم فرد کتابخوانی هست اما متاسفانه نتوانست فرهنگ کتابخوانی رو درست بین فرزندانش جا بندازه. همیشه از کودکی به ما می گفت کتاب بخونید و معلومات عمومی تون رو بالا ببرید و جالب اینه که رفرنس ایشون برای بالا بردن معلومات عمومی ما این بود که برید کتاب دایرتالمعارف من رو بخونید. بدون در نظر گرفتن اینکه آیا این کتاب مناسب سن یک کودک 12 ساله هست؟ هر بار در کودکی این کتاب حجیم رو برمیداشتم و شروع می کردم به خوندن، هیچی نمی فهمیدم. این بود که در بزرگسالی احساس می کنم که معلومات عمومی ضیفی دارم.
    کودکان زمانی تشویق می شوند که کتاب بخوانند که علاوه بر اینکه کتاب های جذاب و مناسب سنشون براشون خریداری بشه بلکه پدر و مادر خود را نیز در حال کتاب خواندن ببینند.

  8. واقعا بايد فاتحه خاند. بااين وضعيت کتاب در جامعه، وقتي کتاب حريم سلطان بيشترين فروش را در نمايشکاه دو سال اخير داشته و حتي مسولبن و وزير ارشاد وقت نيز نسبت به اين موضوع اعتراض ميکنند به ياد شعري از دکتر شفبعي کدکني مي افتم :به کجا جنين شتابان.( البته منکر انجه در تاريخ کذشته نيستم و علاقه زيادي به مطالعه کتب تاريخي دارم ). يا تعداد فست فود يک شهر از کتابفروشي و کتابخانه شهر ببشتراست. يا شخص کتاب خوان بجه مثبت خوانده مي شود و کسي که بيشتر وقتش در فست فود باشد آدم امروزي……. بايدفاتحه کتاب را خواند. براي فرهنک سازي راه طولاني در پيش داريم. اميدوارم هر کدام از ما که نگران اين موضوع هستيم دست به دست هم بدهيم و براي اعتلاي فرهنک کتاب و کتابخواني قدمي برداريم و جامعه اي در شان ايران و ايراني بسازيم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *