یک فنجان برندینگ // فنجان چهاردهم: بستنی پریمای میهن یا بیل مکانیکی کوماتسو؟

در فنجان سیزدهم درباره برندینگ در بازار صنعتی سخن گفتیم. در این فنجان، کمی تخصصی تر به تفاوت های بازارهای مصرفی و صنعتی نگاهی خواهیم داشت. آیا برندنیگ در بازارهای صنعتی تفاوتی با برندنیگ در بازارهای مصرفی دارد؟ فنجان چهاردهم آماده نوشیدن است.

برای شناخت بهتر برندنیگ در بازارهای صنعتی، باید تفاوت های بازارهای صنعتی و مصرفی را شناخت. بارها درباره کوکاکولا یا بستنی میهن مثال شنیده ایم. اما به راستی بیل مکانیکی کوماتسو چه فرقی با بستنی پریمای میهن دارد؟ از اهمیت برندینگ در بازار مصرفی بارها مثال های مختلفی زده شده است و اهمیت آن در موفقیت بنگاه کاملا مشخص است. اما در بازارهای صنعتی کمتر درباره برندینگ شنیده ایم. پس برای اینکه دقیقا نسخه های برندینگ کالاهای مصرفی را بر کالاهای صنعتی اعمال نکنیم؛ باید تفاوت های این دو بازار را با هم مرور کنیم.

بازارهای صنعتی را با نگاهی ساده، جریان کالاها و خدماتی می دانیم که هنوز به مشتری نهایی ختم نشده اند. در نتیجه بسیاری از تولیدکنندگان محصولات مصرفی نیز مجبورند ابتدا محصولات خود را به کسب و کارهای دیگر بفروشند همانند خرده فروشی ها و یا عمده فروشی ها. به عبارت دیگر تقریبا تمامی شرکت ها درگیر بازارهای کسب و کار هستند. بنابراین فروش بازارهای صنعتی بیشتر از فروش بازارهای مصرفی است. تفاوت های این دو بازار در روند برندینگ تاثیرگذار است. موارد ذیل را می توان به عنوان تفاوت های اصلی این دو بازار ذکر نمود:

1. ماهیت و پیچیدگی خدمات و کالاهای صنعتی

پیچیدگی خدمات و کالاهای صنعتی باعث ایجاد تفاوت بین فرایند تصمیم گیری و خرید در بازارهای صنعتی و مصرفی می گردد. به عنوان مثال اکثر ماشین آلات کترپیلار زرد رنگ هستند و دیگر درباره تاثیر رنگ بسته بندی در نقطه فروش بحث نخواهیم کرد. شناخت عملیات تصمیم گیری بسیار مهم است. زیرا تلاش ها برای تاثیرگذاری بر این عملیات است و اگر عملیات تصمیم گیری صنعتی را عینا برابر عملیات تصمیم گیری کالاهای مصرفی بدانیم به بیراهه رفته ایم.

2. ماهیت و تنوع درخواست ها و تقاضاهای صنعتی

تقاضا در بازارهای صنعتی از تقاضای مصرف کننده آغاز می شود. به همین دلیل تفاوت در تقاضای مصرف کننده تاثیر به سزایی در ماهیت درخواست ها و تقاضاهای صنعتی دارد. گاهی وقت ها تغییرات تکنولوژیک سریع، زنجیره های تامین موجود در چند صنعت را دگرگون می کند. واحدهای تحقیق و توسعه در شرکت های بزرگ هر روزه به دنبال یافتن راه هایی بهتر و اقتصادی تر برای محصولات و خدمات خود می گردند. شرکتی که تا دیروز درخواست کننده دی اکسید سیلیسیم بود، امروز راهی تازه یافته است تا از مواد دیگری برای تولید محصول خود استفاده کند. پس تغییرات در طرف بازار صنعتی متفاوت با بازار مصرفی است و شناخت تقاضاها به برندینگ بهتر کمک می نماید.

3. تعداد مشتریان کمتر، حجم بیشتر برای هر مشتری

شرکت بوئینگ از سال 2005 تا به حال صرفا 120 سفارش برای مدل 8-747 خود داشته که تعداد 69 فروند را تحویل مشتریان خود داده است که این 120 سفارش تنها توسط 16 مشتری به بوئینگ تحویل داده شده است. اما روزانه صدها نفر با بوئینگ 8-747 سفر می کنند و از امکانات این هواپیما لذت می برند. این تفاوت بازارهای صنعتی و مصرفی، بسیار مهم و موثر بر برندینگ است. شرکتی به عظمت بوئینگ و صرفا 16 مشتری برای این مدل، شاید در نگاه اول کمی عجیب به نظر برسد اما این اصل از اصول مهم بازارهای صنعتی است. مشتری ها کمتر هستند اما حجم خرید بیشتر است.

4. روابط نزدیک تر و بلندمدت تر بین تامین کننده و مشتری

تابستان آغاز شده و تقریبا همه ما در گرمای طاقت فرسای روزهای تابستانی نوشیدنی های خنک را یک راه حل مناسب برای رفع تشنگی می دانیم. سن ایچ، تکدانه و دیگر تولیدکنندگان این محصولات، تابستان را برای فروش هدف گرفته اند. ما به عنوان مصرف کننده تا به حال مدیرعامل این شرکت ها را دیده ایم؟ خیر! اما مدیر عامل بوئینگ رابطه نزدیکی با مدیرعامل اطلس ایر، مشتری امریکایی بوئینگ 8-747، دارد. چون صرفا 16 مدیرعامل رسید خرید این هواپیمای غول آسا را امضا نموده اند. رابطه نزدیک تر و بلندمدت تر در بازارهای صنعتی، اصل مهم دیگری از تفاوت هاست. در این تابستان شاید ما هم سن ایچ بنوشیم و هم تکدانه و یا حتی هیچ کدام. اما تامین کننده مواد اولیه برای شرکت سن ایچ، پس از این تابستان نیز همچون گذشته به تامین مواد اولیه مشغول خواهد بود.

تفاوت های گفته شده، روش های برندینگ صنعتی را از برندینگ مصرفی متمایز می کند. اما آیا براستی اهمیت برندینگ در بازار صنعتی به قدری هست که بخواهیم برای آن سرمایه گذاری کنیم؟ مگر نمی شود با راهکارهایی شبیه قیمت پایین تر و یا ابزارهای تشویقی فروش را افزایش داد؟ برندینگ فرایندی نسبتا طولانی است. اما قیمت پایین تر می تواند به طور آنی فروش را افزایش دهد. آیا نمی توان فقط با این ابزارها موفق بود؟ اگر پاسخ مثبت است پس چرا شرکت باید درباره برندینگ فکر کند و سرمایه گذاری کند؟ برای گفت و گو در این باره باید تا فنجان بعدی صبر کنیم. فنجان پانزدهم نگاه های متفاوتی را به برندینگ بازارهای صنعتی بیان خواهد کرد.


9 thoughts on “یک فنجان برندینگ // فنجان چهاردهم: بستنی پریمای میهن یا بیل مکانیکی کوماتسو؟”

  1. با سلام به دوست و سرور گرامی جناب عزیزی
    مثل همیشه مفید و اثرگذار. جناب عزیزی اگر بازارهای صنعتی ای را که شما به آن اشاره کردید (منظور تولیدکنندگان بزرگ و انحصاری)، کمی کوچکتر در نظر بگیریم آن وقت چه؟؟. برای مثال فرآیند برندینگ در “ابزار مهدی” که برندی فعال در بازار صنعتی ایران است با فرآیند برندینگ بستنی میهن چه تفاوت‌هایی دارد؟
    ارادتمند

    1. سلام خدمت دوست بزرگوار جناب آقای حسینی

      از لطف حضرتعالی سپاسگزارم.
      در مورد ابزار مهدی که یکی از برندهای موفق است هم، تقریبا از مواردی که در فنجان های برندینگ صنعتی خواهیم نوشید، تبعیت می کند. البته این کالاها که استفاده کنندگان عام تری هم دارند به برندینگ باید به ظرافت بیشتری نگاه کنند. ابزار مهدی هم در نگاه من مصرف کننده نهایی که صرفا مجموعه پیچ گوشتی هایش را خریداری کردم که “اگر” سالی چندبار به مشکل خوردم، کمکم کند و هم در نگاه مسئول خرید شرکت ایران خودرو و هم در نگاه کارگر این شرکت و دیگر استفاده کنندگان حرفه ای ابزار آلات.
      پس در نتیجه برندینگ در این گونه صنایع که صنعتی هستند اما با مصرف کننده نهایی هم سروکار دارند، فرایند بسیار پیچیده تری است که انشاالله در فنجان های آتی، شاید در باره این گونه صنایع هم مطالبی مطرح شد.
      از تاخیر در پاسخ هم عذرخواهی می کنم. چند روزی دسترسی مناسبی به اینترنت نداشتم.

      ارادتمند

  2. مثل همیشه مفید . متشکرم.
    شاید یکی از دلایلی که برندینگ را در حوزه صنعتی لازم می کند این باشد که اساسا شرکت های با فروش صنعتی سود و منافع شان در دراز مدت است. شاید بازگشت سرمایه یک سوپرمارکت چند ماهه باشد اما در یک شرکت با فروش صنعتی که سرمایه گذاری چندبرابری داشته بنظرم سرعت بازگشت سرمایه چندین برابر زمانبر تر است. پس مشوق های آنی نظیر قیمت پایین در بلندمدت خیلی قابل تکیه نیستند مگر اینکه جزئی از ابزار تمایز ما در جایگاه یابی مان قرار بگیرند و اساسا به آن شناخته شویم. بنابراین برندینگ می تواند یک شریان مهم برای ادامه حیات شرکت صنعتی محسوب شود.
    تصحیح بفرمایید. منتظر مطالب بعدی شما در این حوزه هستم.باتشکر

  3. جناب آقای مستقیمی
    سلام

    لطف دارید. از نظرات حضرتعالی استفاده می کنم. در ارتباط با موضوع توجه به سود بلند مدت، با حضرتعالی موافقم. اما برخی از همکاران در زمینه برندینگ صنعتی معتقدند با راهکارهایی نظیر آنچه ذکر شد می توان بازی را برد. اما برخی دیگر معتقدند برندینگ در بازارهای صنعتی مزایای قابل توجهی دارد. در فنجان های این هفته ها درباره این دو نگاه بیشتر خواهم نوشت.

    همراه ما باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *