بسیاری از ما تبلیغات تلویریونی را بیشتر می پسندیم. ویدئوها جذابیت بیشتری دارند و توانایی جذب مخاطب در تبلیغات رسانه های تصویری بیشتر است. اما بسیاری از شرکت ها در حوزه تبلیغات تلویزیونی ورود پیدا نمی کنند. این شرکت ها تبلیغ در سایر رسانه ها را در دستور کار خود قرار می دهند و سعی دارند تا از این طریق به اهداف خود دست پیدا کنند. اما باید قبول کرد که تبلیغات در سایر رسانه ها در ایران به اندازه تبلیغات تلویزیونی رشد کیفی نداشته است. تبلیغات در نشریات گاهی می تواند نه تنها ما را به اهدافمان نزدیک نکند بلکه برعکس، باعث دورشدن ما از اهدافمان شود.
طرح زیر را چند روز پیش دیدم. طرحی از شرکت صنعتی شوفاژکار که یکی از پیشروان صنعت سیستم حرارت مرکزی است و این روزها به کمپین استاندارد بالای زندگی پیوسته است. همین موضوع نشانگر تعهد بالای شرکت شوفاژکار به جامعه ایرانیست. جناب آقای دکتر محمدیان هم در نوشته اخیرشان به موتورخانه آپارتمانها اشاره کرده بودند و آشتی ما با موتورخانه ها را طرح کردند. دیدن این طرح و نوشته جناب آقای دکتر، انگیزه ای شد تا سنجش کیفیت و اثرگذاری این طرح را به نظرسنجی اهالی خوب کافه بازاریابی قرار دهم.
رنگ پس زمینه ای سفید (رنگ خنثی) در کنار استفاده مناسب از رنگ کادربندی شده قرمز، توجه مخاطب را به سه بخش متمرکز میکند: “لوگوی شرکت”، “مشخصات متمایز محصول (دیگ چدنی حرارت مرکزی 1300 استار)” و “شماره تماس”. جایگیری کادرهای قرمز رنگ طوری در نظر گرفته شه که با حرکت طبیعی چشم مخاطبان (حرکت منظم از بالا به پایین) هماهنگی دارد. هماهنگی مناسب “جملات خبری” با کادرهای قرمز باعث شده که مخاطب به این جملات خبری توجه کند. واقعیتی که در تعداد قابل توجهی از تصاویر تبلیغاتی در نظر گرفته نمی شود. تصویر و نمای بیرونی پنجره نیز دقیقاً در راستای جمله خبری “تا ارتفاع 30 طبقه” در نظر گرفته شده است، در واقع تصویر حس بلندی را به مخاطب القا می کند.
با این حال این طرح دارای ایراداتی نیز می باشد که در مجموع نمی توان آن را طرحی با استانداردهای بالا در نظر گرفت. شما اهالی خوب کافه بازاریابی، این تبلیغ را چطور میبینید؟ آیا این تصویر می تواند شما را با فضای موتورخانه آشتی دهد؟ اثربخشی تبلیغ در جایگاه یابی برند شوفاژکار در ذهنتان را چطور ارزیابی می کنید؟ لطفا نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

اگر در مرحله معرفی و نفوذ در بازار باشه میتونه تبلیغ خوبی باشه . چون رنگش رو داره معرفی میکنه که حسی شبیه به گرما رو تداعی میکنه و انتخاب لوگوی بزرگ هم میتونه برای تاکید و اشنایی و ایجاد ارتباط قوی تر باشه . اما تصویر دیگ چدنی پایین اضافیه
من هم با شما موافقم جناب قبادی، دیگ چودنی یه وصله ناجور در این تصویره. به نظر من نمایش دیگ چونی ضرورتی نداره، علتش اینه که به نظرم شکل ظاهری و زیبایی دیگ، تاثیر بسیار کمی در تصمیم خرید مشتریان ایفا میکنه. درست برعکس اتومبیل، که تصویرش و شکل ظاهریش، رنگ بندیش و … میتونه تهییج زیادی رو برای خرید ایجاد کنه. به نظرم به جای نشان دادن دیگ، بهتر گرافیست بر اثرات خرید دیگ در تصویر تاکید کنه (نمایش آثار وجودی دیگ 1300 استار به جای تصویر خود دیگ 1300 استار).
سلام…با توجه به طراحی تبلیغ من اگه این تبلیغو جایی ببینم مطمنا هیچ توجهی بهش نخواهم کرد چرا که از نظر من هیچ جذابیتی توش نیست ..نه رنگ بندیش مناسبه نه تصاویری که توش استفاده کرده و اینکه شلوغی توش موج میزنه..خوبه ادم از تناقض استفاده بکنه ولی نه به این صورت که باعث ایجاد حس بی توجهی در مخاطب بشه..از نظر من این تبلیغ بیشتر حس خطرو بهم القا میکنه تا حس امنیتو آسودگیرو…
سرکار خانم عبداللهی، فرض کنید که قرار است شما به عنوان یک دانش آموخته بازاریابی این تصویر را اصلاح کنید، چه نقاط مثبتی از آن را برجسته می کنید و کدام نکات منفی آن را حذف میکنید؟ به نظر با مشارکت همگانی در این نظرسنجی، میتونیم یه کلاس درس فوق العاده داشته باشیم، ضمن اینکه نظرات ما می تونه سرنخ هایی رو به شوفاژکار منتقل کنه.
آقای عزیزی سلام به نظرم فرهنگ تبلیغات در این صنایع پایین است و در مقایسه این تبلیغ جزو تبلیغ بدشان طبقه بندی نمی شود با این حال دارای ایراداتی هست. ضمنا این تبلیغ کار همکاران ماست . صنعتگر که کار خودش را می کند. تبلیغ کننده بایدخود را همپای صنعتگر بالا ببرد تا بتواند تبلیغ بهتری ارایه کند. ممنون
جناب آقای دکتر محمدیان سلام و سپاس
با فرمایش حضرتعالی موافقم. متاسفانه برخی از افراد شاغل در صنعت تبلیغات همپای صنعتگران ما رشد کافی نداشته اند. صنعتگر صرفا تلاشش تولید و عرضه محصول با کیفیت با قیمت تمام شده کمتر است. تبلیغ بهتر در رسانه های مختلف و همپای صنعتگران می تواند هارمونی بهتری را ایجاد نماید.
منظورم در کامنت قبلی از کلمه “همکاران ما ” کسانی هستند که در صنعت تبلیغات کار می کنند. طبیعی است که من و همکاران خودم در این طراحی هیچ نقشی نداشتیم. البته اگر شرکت بخواهد می تواند از خدمات دوستان من برخوردار شود
با سلام خدمت دوستان
در طرح فوق نکاتی به نظرم می آید که فکر می کنم مثبت بوده و سپس نکات منفی آن را نیز ذکر میکنم:
1- در این طرح شعار برای محصول وجود دارد که احتمالا شاخص ترین ویژگی آن است و سایر موارد به صورت آیتم های جانبی در پایین صفحه آورده شده.
2- ویژگی بیان شده در طرح نیز به نظر می آید مشخص است، چون مربوط به طبقه ای از خانه است که در راستای برج های بیرون بوده که آن ها مشخص هستند، پس یعنی در برج ها قابلیت استفاده را دارد.
3- اطلاعات برند نیز در اینجا مشخص شده است.
اما نکات منفی ای نیز وجود دارد:
1- از محصول تبلیغ شده بنده به شخصه حس خاصی نمی گیرم، در صورتی هدف آشتی دادن موتورخانه در این طرح منتقل نمی شود.
2- آیتم هایی که ذکر شده است بسیار زیاد بوده و از حوصله خواندن خارج است. طرح بایستی با یک نگاه کل مفهوم را به بیننده منتقل کند.
اما در کل به نظر می آید طرح فوق از سادگی و خلوتی نسبی ای برخوردار است و محصول شرکت با معرفی مشخصات آن تبلیغ داشته است. ولیکن شاید موارد دیگری در این طرح وجود دارد که بیان نشده است.
ممنون جناب برکتیان، البته هدف این تصویر، آشتی دادن افراد با موتور خانه نیستا!، “آشتی دادن افراد با موتورخانه”، کمپینی است که دکتر محمدیان در کافه بازاریابی برپا گرده امد و شرکت شوفاژکار اولین شرکت در صنعت مربوط است که در این کمپین شرکت کرده است.
با سلام
رنگ بندی و طرح شعارهای اصلی برند مناسبه، اما تصویر دیگ چدنی واقعا لازم نیست، شاید بهتر بود به جای اون در همون فضای منزل طراحی شده که ارتفاع و وسعت رو بخوبی نمایش داده، المانی برای القای حس گرما گذاشته می شد.
به علاوه، ویژگیهای ذکر شده برای محصول بیش از حد برای مصرف کننده عادی و غیر متخصص فنی و جزئی هستند.
خانم دباغی به هدف زدید؛ “المان القای حس گرما” دقیقاً چیزی است که با رنگ بندی سرد فضای خانه، غیبتش کاملاً احساس میشه. به نظرم خیلی بهتر بود که به جای دیگ چودنی، گرافیست محترم روی المان های القای حس گرما توام با آرامش کار می کرد. مثلاً فضای بیرونی بصورت سیاه و سفید و برفی در نظر گرفته می شد و فضای خانه با رنگ بندی گرم، گرما لذت بخش رو القا می کرد.
سلام خانم دباغی ممنون از نظرتان ان شاالله موفق باشید
ممنون استاد گرامی
بهره گرفتن از مطالب و نظرات شما در این سایت فرصت مغتنمی برای ما شاگردان قدیمیه!
دوست عزیز موفق باشید
خانم دباغی سلام
المان حس القای گرما نکته جالبی بود.
ممنون
ممنون از توجه شما
سلام
به نظرم تبلیغ اونقدرها هم بد نیست، البته نکاتی که اشاره شد خصوصا رنگ بندیها نکات قابل ملاحظه ای هستند. به عقیده بنده یک ایراد بزرگی که این تبلیغ داره سرد نشون دادن محیط خانه است. محیط یک دست سفید شده خانه هیچ حس گرمایی رو انتقال نمیده. حتی بیرون رنگ داره و داخل بی رنگ شده. شاید اگر برعکس بود بهتر بود.
در کل به نظرم اگر روی یک تصویر معنادار تر تمرکز میشد بهتر بود. حداقل حالتش هم نشون دادن یک محیط گرم و حتی صمیمی خانوادگیه.
یه ایده ای به ذهنم رسید که حتی میتونه به یک تیزر هم تبدیل بشه. ولی اول یک ایده دیگرو میگم بعد میرم سراغ اون.
ایده اول اینه که نمایی از چندتا برج کنار هم باشه که در موتور خانه هر کدوم یک دیگ به رنگ های مختلف باشه و در برج آخر دیگ شوفاژکار، پنجره های ساختمانها با رنگهای مشخصی گرما رو نشون بدن ولی ساختمانهایی که دیگ متفرقه دارن چند طبقه از بالا رنگ سرد داشته باشه (یعنی دیگ نتونسته گرم کنه) مثلا در یکی از برجها 4 طبقه آخر سرد باشه، توی یکی 10 طبقه اخر گرم باشه، یکی دیگه تا آخر باشه ولی کمرنگ باشه. در برج آخر که دیگ شوفاژکار رو داره تا آخرین طبقه گرمای بسیار مناسب و پررنگی رو نشون بده
در ایده دوم از دید یک تک تیر انداز که پنجره طبقه آخر رو نشونه رفته و دوربینش از این دوربینهایه که گرمای بدن رو نتشون میده. پنجره ای که نشونه رفته انقد خونه گرم هست که گرمای بدن فردی که تیرانداز نشونش رفته اصن مشخص نیست. حالا این قضیه میتونه در دو تصویر باشه. یعنی در یکی از داخل دوربین فرد موردن نظر با گرمای بدنش در دسترسه کاملا ولی در دومی که دیگ شوفاژکار داره ساختمونش اصلا قابل رویت نیست.
این ایده دوم فکر میکنم میتونه به یک تیزر جالب تبدیل بشه.
اما نظر کلیم در مورد این تبلیغ اینه که اون حس آرامش و گرما رو انتقال نمیده.
شما رویکرد خیلی خوبی دارید ممنون
خیلی ممنون جناب دکتر
من به عقیده خودم احساس میکنم این تبلیغ بازار هدفش باید مهندسین تاسیسات وساختمان سازان حرفه ای باشه و به نوعی یه نوع داد وستد صنعتی ( وچون هزینه تهیه این محصولات بالا است نوع تصمیم گیری پیچیده است پس مخاطرات خرید هم زیاد است پس با دادن اطلاعات سعی در ایجاد قصد خرید در مشتری دارد))البته فرد طراح به خوبی میدانسته تقاضای بازارهای صنعتی نوسان زیاد داره و اگر تقاضای انتقالی مصرف کننده نهایی مد نظر قرار بگیره تقاضای صنعتی برای ان هم افزایش میابد ولی این تبلیغ خواسته با یک تیر دو نشان بزند ولی نتوانسته توجه انتخابی مصرف کننده را به نحوه مطلبوتر تبدیل به یاداوری سریع کندالبته بحث یادگیری درین کالاها به خصوص برای مصرفک ننده نهایی مهمه مبلغ میتوانست با استفاده از یادگیری الگوبرداری خدمات خوب این کالارا برای مشتری در رفع مشکلات موجودش تصویر سازی کند و البته شرکت با ارائه مزیت های رقابتی اش (خدمات حمل نقل اموزش گارانتی ) به صورت تصاویر سریالی که میتونست ماجرای دردسرهای مشتریان واقعی را با دیگ های قدیم و یا سیسیتم های دیگر رابرای مشتری خاتمه یافته عنوان کند و در پایان همه شوفاژ کار رو معرفی میکرد که باعث میشد مشتری تک تک مزیت ها رو درک کرده نه اینکه به صورت لیست وار بخواند که البته معلوم نیست در زمان تصمیم گیری به یاد بیایند یا نه ؟؟؟!!!!
در این تبلیغ فضای بیرون از خانه به لحاظ نشان دادن ارتفاع ، مناسب است اما در رنگ بندی فضای داخل و بیرون خانه مشکلی وجود دارد. فضای درون خانه بدون هیچ رنگیست و طراحی اولیه ای از وسایل منزل است اما فضای بیرون رنگی و جذاب است. انگار که این تبلیغ به کالایی برای بهترکردن فضای بیرون( با آن آسمان بدون آلودگی هوا) اختصاص دارد نه سیستم گرمایشی که طبیعتا باید فضای داخل خانه را گرم کند. بهتر بود در فضای داخلی خانه از رنگ های گرم استفاده می شد تا حس گرما را به بیننده القا می کرد. در حال حاضر یک خانه سرد و بی روح بیشتر نیست.
اطلاعات نمایش داده شده در پایین تبلیغ برای اینکه مشتری امکان مقایسه با محصولات رقیب را داشته باشد خوب است اما تعداد آنها خیلی زیاد است. بهتر بود آن مشخصاتی که حقیقتا نسبت به رقبا ایجاد تمایز می کند را ذکر کنند.
کلمه «تا ارتفاع 30 طبقه» وسط عکس از نظر تصویری زیبایی را کاهش داده و یک عبارت بدون هیچ کادر و فونت ویژه ای است.
نمایش دیگ چدنی در کنار تصویر از جذابیت تبلیغ کم کرده و موجب شلوغی آن شده است.
منطقی، منصفانه و ظریف نقد کردید. استفاده کردم
ای کاش مسوولان این شرکت اینها را بخوانند و از این مشاوره حرفه ای رایگان استفاده کنند
سلام
جالب اینجاست که گمان کنم عبارت “تا ارتفاع 30 طبقه” هدف نهایی مبلغ بوده به واسطه تصویر بیرون از فضای منزل اما ” بدون هیچ کادر و فونت ویژه ای” که شما نوشته اید خیلی دقیق بود. امیدوارم رفته رفته شاهد افزایش سطح کیفی تبلیغات رسانه های چاپی باشیم.
با سلام، لوگو و رنگ بندی تبلیغ خیلی خوبه، فقط تصویر دیگ چدنی یه جورایی اضافیه!!!اتفاقا به نظر من توضیحاتی که تو تبلیغ وجود داره خیلی مفیده چون خرید این وسیله خرید احساسی نیست و کاملا منطقیه و با سطح درگیری بالاست، شخصی که قصد خرید داره با دیدن تبلیغ دوست داره یه سری اطلاعات مختصری در مورد وسیله داشته باشه وبعد از بررسی چند گزینه پیش رو به دنبال اطلاعات بیشتر برای خرید اقدام میکنه به نظر من این توضیحات برای همچین وسیله ای به جاست.
نکته ای که لازم است حتما توجه بشه:
اولا این طرح در کجا چاپ میشود؟ در نشریه تخصصی یا عمومی. اگر تخصصی هست اطلاعات کاملا به درستی ارایه شده ولی اگر در روزنانا یا نشریه عمومی است اطلاعات خیلی زیاد است.
ثانیا در خصوص بی روح بودن فضای داخل نکته جالبی بود که من بهش فک نکرده بودم.خیلی دقیق بود.
ثالثا پیشنهاد آقای داورنیا بسیار تبلیغ زیبایی میتونه بشه.
نکته آخر هم اینه که خیلی باید دقت کرد که تو این صنف چجوری تبلیغ ها طراحی میشه و آیا کاربردی هست در این صنف یا نه
با سلام . من از یک بعدی دیگری به این تبلیغ نگاه می کنم . کاری با نوع تبلیغ ، طراحی، ترکیب رنگ و … ندارم. به نظرم چون حوزه ی تاسیسات و سیستم های گرمایشی بیشتر در حوزه B2B است ، در نگاه اول به این تبلیغ یک ناسازگاری ذهنم را درگیر کرد. اونم اینه که هدف این تبلیغ واقعا چی بوده؟ مخاطبان هدف این تبلیغ چه کسانی هستند؟ باید کاملا مشخص باشد که آیا این شرکت در تلاش است در بازار مصرفی برند خود ارتقا دهد یا در بازار صنعتی ؟ اگر در حوزه بازار صنعتی است پس صاحبان سایر کسب و کار ها نمی توانند از طریق این تبلیغ با این شرکت تعامل داشته باشند و اعتماد پیش از خرید در آن ها ایجاد شود. نکته ای دیگر این است با توجه به ویژگی های مثبت برشمرده شده در این تبلیغ ، تا حدودی اصل unique selling proposition در این تبلیغ رعایت نشده است که باعث می شود تاثیر پذیری کمتری بر مخاطبین داشته باشد.
سپاس گزارم.
جناب آقای قاسمی
سلام
از رویکرد متفاوت حضرتعالی استفاده کردم. توجه به برند در بازارهای مختلف نکته جالبی بود.
سپاس
لطف دارید.
سلام
بنظرم بعنوان یک تبلیغ چاپی در روزنامه یا مجله خوبه . هرچند اطلاعات نوشتاریش زیاده اما چون قراره خونده بشه اشکالی نداره
هم چنین بی رنگ کردن نمای درون برج و نمایش مشخص ارتفاع از بیرون، همراستا با جمله “30 طبقه ارتفاع ” هست و از این لحاظ به هدف تولید کننده نزدیکه
اما “گرما” که کارکرد محصول هست رو خیلی منتقل نمیده. شاید رنگ قرمز، رنگ مناسبی برای برند باشه اما در تصویر به این بزرگی نشانه بارزی از گرما نمی بینم مخصوصا رنگ سفید به نظر بنده خنثی کننده پیام گرمادهی مناسب محصول است.
به نظز شما فضای بی رنگ داخلی آیا درست است
از یک لحاظ مفیده چون متناسبه با پیام تبلیغ:”جهت گرمایش برج های بلند”
اما یه نقطه ضعف محسوب میشه اونم اینکه حس سرما یا دمای کم رو منتقل می کنه، که با کارکرد محصول در تضاده
اولین و بزرگترین ایرادی که این تصویر داره اینه که هیچ حس مثبتی در فرد با دیدنش بوجود نماید یک فضای بی رنگ که انگار متروکه است و کسی توش زندگی نمیکنه، تصویرای درهم و بی نظم که بیشتر زننده است تا جذب کننده،نشان دادن دیگ که اصلا نیازی به نشان دادنش نیست و درشت بودن بیش از اندازه لوگو و محل نامناسب آن.این فضا رو نگاه کنین بیشتر شبیه خانه ارواح تا برج.تنها نکته مثبتی که من تو این تصویر میبینم همان نشان دادن ارتفاع است که میتونه یکی از مزیت های محصول رو تداعی کنه.
اما پیشنهادی که من برای اصلاح یا بهتر بگم جایگزینی این تبلیغ میتونم بدم اینه که به جای این اتاق بیرنگ یک اتاق دیگه ای به رنگ سفید با کف پوش و پرده تیره نشون بدن که از پنجره این اتاق دقیقا همون ارتفاع تداعی بشه جلوی پنجره شوفاژی باشه که مثلا شخصی پشت به این شوفاژ در نهایت آرامش نشسته و مثلا داره مجله میخونه سمت چپ اون میتونه یک مبل یا کاناپه به رنگ تیره باشه که بیشتر حس گرما رو به فرد منتقل کنه و در سمت راست و پایین که با توجه به سفید بودن دیوار میتونه محل مناسبی برای نوشتن مزایا و درج لوگوی شرکت باشه با یک رنگ تیره ولی نه زیاد مزایای محصول رو نشون داده و لوگوی شرکت رو به همان رنگ قرمز در سمت چب این مزایای گفته شده به تصویر کشید ولی نه خیلی درشت.
سلام
ایده ارتقای کیفی تبلیغ، ایده جالبی بود
سپاس
با عرض سلام.واقعیتش این تاپیک رو که دیدم یاد حرف یکی از دوستانم افتادم که تعریف می کرد موقعی که بچه بوده توی فصل زمستون که برف می اومده ، بخاری رو کم میکرده تا هوا سردتر شه،تا بتونه نشستن برف رو روی زمین ببینه. به نظرم این میشه ایده یه انیمیشن بشه برای تبلیغ وسایل گرمایشی در تلویزیون و فک کنم که اگرهدف اون تبلیغ نشون دادن بازده بالای محصول باشه،این تبلیغ بتونه به خوبی بیانش کنه.
البته لازم میدونم که عذر خواهی هم داشته باشم برای بیان این موضوع در اینجا
با سلام و خدا قوت
به نظر من شاید دلیل استفاده از رنگ سفید به عنوان پس زمینه این بوده که رنگ قرمز دیگ چدنی بیشتر به چشم بیاد! باید اینواز مسئولین بازاریابی و تبلیغات این شرکت پرسید که هدفشون چی بوده. من خودم با این رنگ سفید و بی روح موافق نیستم چون هیچ جذابیتی در مخاطب ایجاد نمی کند. به نظر من در این تبلیغات بیشتر محیط بیرونی به چشم میاد تا محیط درونی! در اولین نگاه چیزی که بیشتر به چشم میاد فضای بیرونیه برج تا داخل برج و دیگ چدنی جوری در این تصویر طراحی شده که انگار یک چیز اضافی است که بعدا به تصویر اضافه شده و مخاطب رو به خودش جذب نمی کند. بهتر بود برای فضای داخلی این تبلیغ از رنگ های گرم مثل نارنجی، قرمز استفاده می کردند تا با ایجاد تداعی معانی، کمی وبیش احساسی ار گرمی را به مخاطب انتقال می کرد.
با تشکر
سلام خدمت عزیزان..
من میخواستم کلا برعکس به موضوع نگاه کنم. چرا ما از بیرون و از یک فضای سرد با پس زمینه سفید(طوری که آدم فک کنه الان سردشه و نیاز به گرما داره) به داخل خانه های زیبا و گرم و رنگین برجها( که در اون لحظه بهترین گزینه برای شخص میتونه باشه) نگاه نکنیم؟؟ طوری که با چند برج مجاور اون با حالت بی روح نشان داده بشه تا یک مقایسه ای هم بیننده از فضا داشته باشه..
جناب آقای جعفری سلام
میانه این تبلیغ و فضای سفید و بی روح آن مورد انتقاد بسیاری از دوستان بود. ایده حضرتعالی هم ایده بسیار جالبی است.
از همراهی حضرتعالی ممنونم.
لطف دارید 🙂
از مشارکت همه ممنونم