از فنجان سیزدهم به بعد، فنجان های برندینگ کافه بازاریابی طعم جدیدی به خود گرفتند. امروز در فنجان هفدهم قرار است تا حدودی پاسخ به یک سوال مهم را جمع بندی کنیم. سوالی که در ابتدای فنجان سیزدهم مطرح شد و امروز –با توجه به فنجان های قبلی- درباره جمع بندی پاسخ آن گفت و گو خواهیم کرد. با فنجان هفدهم از نوشته های یک فنجان برندینگ همراه باشید.
آیا در بازارهای صنعتی هم باید به برند توجه کرد و یا برند و برندینگ تنها برای بازارهای مصرفی کاربرد دارد؟ با اینکه برخی از همکارانم نظری مخالف من دارند اما به عقیده من، امروزه در بازارهای صنعتی، توجه به برند دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورت است. بازارهای صنعتی پیچیدگی های خاصی دارند و فرایندهای بازاریابی هم در این بازارها با پیچیدگی های خاصی همراه است. شاید تا چند سال پیش می شد در برخی از بازارها با تکنیک های دیگری چون ترویج موفق بود اما امروز باید به نقش برند در بازارهای صنعتی توجه کرد. بسیاری از بازارهای صنعتی در ایران هنوز به مرز شکوفایی خود نرسیدند. مشکلات فروش و صادرات این صنایع به کشورهای دیگر، شاید معلول علتی باشد که این فنجان قصد بررسی و تحلیل آن را ندارد اما تنها به ذکر همین نکته بسنده می کنم که برخی از مدیران صنایع ما باید با تغییر نوع نگاه، پنجره جدیدی به سوی کسب و کار خودشان باز کنند. توجه به برندینگ امروزه شاید تنها راه حل باشد. فرایندی که مدیریت آن به شناخت و فهم برندینگ و بازار نیاز دارد. برای فهم برندینگ در بازارهای صنعتی، باید نقش برندینگ را در این بازارها بدانیم. یک برند صنعتی قرار است چه نقش هایی بازی کند؟ تیتروار و به طور خلاصه این نقش ها را مرور خواهیم کرد.

تمایز: برندینگ ابزاری کارآمد برای ایجاد تمایز است. مخصوصا وقتی می خواهیم طبقه یک کالا را از حالت مواد اولیه خارج کنیم؛ این نقش برندینگ به کار می آید.
کسب و کار ایمن در آینده: کسب و کارهایی که به برندینگ اهمیت می دهند می توانند برای آینده با اطمینان بیشتری برنامه ریزی کنند. حتی گاهی وقت ها تنها مزیت رقابتی قابل اتکا، برند قوی محصول یا کسب و کار است.
ایجاد وفاداری به برند: برند و برندینگ به شرکت ها در انتقال از مدل معاملاتی به مدلی که مبنای آن ارتباطی است، کمک می کنند. وفاداری به برند هنگامی محقق می شود تا کسب و کار آنچه وعده می دهد را پیوسته ارائه نماید.
متمایزکردن تلاش های بازاریابی: کسب و کارهایی که نام و نشان ها قوی است، از تلاش های بازاریابی و ارتباطی سود بیشتری می برند. فعالیت های بازاریابی شان سودمندتر از فعالیت های کسب و کارهایی است که برند آن ها ناشناخته است.
ایجاد اولویت: اولویت یک برند در بهترین حالت، منجر به عدم پذیرش برندهای رقیب می شود. اولویت استفاده از محصولات یک تولیدکننده لنت ترمز در ذهن تولیدکنندگان خودرو، می تواند منجر به عدم پذیرش محصولات دیگر تولیدکنندگان لنت ترمز شود.
برخورداری از اضافه قیمت: محصولات شرکت هلو در نرم افزارهای حسابداری معمولا گران تر از دیگر شرکت هاست. شاید حتی نرم افزارهای دیگر دوست داشتنی تر هم باشند اما هلو گران تر است. چرا؟ چون هلو برندی شناخته شده در این حوزه است و به همین واسطه، می تواند اضافه قیمتی بابت محصولات و خدمات خود دریافت کند. برند دارایی ارزشمندی است.
ایجاد تصویر ذهنی از برند: شرکت هایی با نام های تجاری معتبر، معمولا بیشتر در معرض سرمایه گذاری سرمایه گذاران هستند. افراد مستعد بیشتری از فعالیت در این شرکت ها احساس رضایت خواهند کرد و معمولا در ذهن افراد تصویر مثبتی دارند.
افزایش فروش: شرکت های دارای برند قوی، نه تنها از طریق قیمت اضافه، بلکه از طریق افزایش حجم فروش هم سود می برند. این شرکت ها معمولا حجم فروش بالاتری نسبت به رقبایی دارند که برند قوی ندارند.
برنامه ریزی برای برند در بازارهای صنعتی امروزه تبدیل به یک ضرورت شده است. یک برند صنعتی قوی نه تنها سود سرشاری دارد، بلکه تاوان سنگینی برای کسب و کارهایی دارد که به برندینگ صنعتی اهمیت نداده اند.
شناخت نقش هایی که برند صنعتی می تواند در نمایشنامه موفقیت کسب و کارها بازی کند، می تواند ما را با اهمیت آن آشنا سازد. آیا شما هنوز هم در اهمیت برندینگ در بازارهای صنعتی شک دارید؟ تا فنجان هجدهم صبر کنید. هفته آینده مورد فوق العاده جالبی را بررسی خواهیم کرد. همراه ما باشید.
پی نوشت 1: این فنجان، جمع بندی فنجان های سیزدهم تا شانزدهم است. از فنجان بعدی ابعاد تازه تری از بازارهای صنعتی و برندینگ در این بازارها را بررسی خواهیم کرد.
پی نوشت 2: فرض کنید شما مدیر عامل یک کارخانه تولید فولاد باشید. آیا به برندینگ کارخانه و محصول تان فکر می کنید؟
بسیار مفید بود جناب عزیزی
خواهش می کنم جناب آقای حسینی
سلام بسیار ممنون بحثها روز به روز پخته تر می شود ممنون
من یک سوال دارم ؟ اولویت خریدار های صنعتی چه میشود ایا این اولویت ها با اولویت برند هم خوانی دارند شاید خیلی چیزها از نظر برند اولویت تلقی شود و ضرورت سازمان خریدار اولویت های دیگری باشد ان وقت چه کار کنیم ؟؟؟ممنون
سلام
سوال شما را دوست عزیزمان جناب آقای ستوده پاسخ گفتند. شناخت نیازهای مشتری هم در بازار صنعتی و هم در بازار مصرفی از نکات بسیار مهم است که در پاسخ آقای ستوده هم بدان اشاره شد.
از همراهی شما ممنونم.
ممنون که به بازاریابی صنعتی هم میپردازید. خلا این موضوع توی کشور احساس میشه. آقای تیموری اجزای برند در بازار صنعتی و بازار مصرفی متفاوته. برای مثال در بازار صنعتی برند سازنده از برند محصول اهمیت بیشتری داره در حالیکه در بازار مصرفی ما شاید حتی اسم تولید کننده برند رو ندونیم!!!
برندینگ در بازار صنعتی هم مثل بازار مصرفی بر پایه نیازها و اولویتهای مشتری -که گاهی به عنوان همکار هم شناخته میشه- شکل گرفته. در این بازار مهمترین اولویتها معمولا کیفیت ارتباطات، زمان تحویل، اطمینان و کاهش ریسک تولید، کاهش هزینهها و از این دست موضوعات هست که شاید بعضی از آنها در بازار مصرفی جز اولویتهای اصلی نباشند.
البته زمانی که ارتباط به صورت B2B2C درمیاد اونوقت ممکنه اولویتهای بازار مصرفی هم روی اولویتهای مشتری تاثیر بذاره.
اینجا یک مدل ارزش ویژه برند برای بازار صنعتی که براساس مدل آکر ارائه شده رو میذارم که تفاوت و شباهتهای این دو بازار و ارزشآفرینهای برند رو نشون میده.
جناب ستوده، در ارتباط با پاراگراف اول فرمایشات حضرتعالی، به نظر ذکر این نکته خالی از لطف نیست که “برندینگ در بازار صنعتی، ارتباط تنگاتنگی با برندینگ ملی داره و هر دو از هم تاثیرپذیری شدیدی دارند”.
ممنون که لطف میکنید و مدل رو هم برای ما میفرستید، اما لطفاً تصاویر را با ابعاد حداکثر 640*480 ارسال کنید. ارادت داریم
از پاسخ جامع و چند بعدیتان نهایت تشکر را میکنم جناب ستوده .پایدار باشید .
سلام
از همراهی شما سپاسگزارم دوست عزیز
جناب آقای ستوده حضرتعالی اگر مدیر کارخانه فولاد باشید، به برند کردن محصول کارخانه خود فکر می کنید؟
مدل آکر
آقای حسینی ممنون از نکته مهمی که در مورد برند ملی گفتید، مدلها رو هم مجددا قرار میدم. امیدوارم مفید باشن.
آقای عزیزی همانطور که گفتم بیشتر از هر چیز به برند کردن کارخانه اهمیت میدم. در مورد کارخانه فولاد به نظرم میرسه که عواملی مثل کیفیت محصول، زمان تحویل، سهولت پرداخت و کیفیت ارتباطات اهمیت زیادی برای مشتریان داشته باشه، در اینصورت علاوه بر تلاش برای بهبود زنجیره ارزش کارخانه، به روابط عمومی برای معرفی و ایجاد تصویر مناسب از کارخانه اهمیت زیادی میدادم.
در ایران حدود 100 کارخانه و گارگاه ذوب آهن و تولید فولاد وجود داره (طبق آمار انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران)، میشه گفت حداقل 10 درصد این کارخانهها ظرفیت تولید بالایی دارن اما به نظر میرسه همه اینها نتونستن جایگاهی مثل فولاد مبارکه، فولاد خوزستان یا حتی فولاد خراسان یا کاویان داشته باشن.
ممنون جناب ستوده، مشخصه که حضرتعالی به مدل اشراف کامل دارید، ممنون میشوم برای امثال من که ممکن است کمی با این مدل غریبه باشند، مدل و روابط بین متغییر ها را نیز تشریح کنید. ارادتمند
آقای حسینی این نظر لطف شماست. من آشنایی کلی با این مدل و اجزای اون دارم اما سعی میکنم مطلبی درباره مدل اصلی کلر و مدل تغییر یافته اون برای بازارهای صنعتی تهیه کنم تا در صورت صلاحدید در کافه درج بشه.
ممنونم