جذب مشتری یا بلع آن // یک کفش که دو شماره دارد

باید در مورد آزادی و حقوق بشر و احترام به حریم خصوصی افراد و خلاصه از این قبیل چیزها در فرایند خرید هم توجه بشه. یعنی توجه ویژه نخبگان و جراید به این موضوع معطوف بشه!!! مگر یک مشتری زبان بسته از کودکی آفریقایی چی کمتر داره؟ به هر دو ظلم و اجحاف می شه. فقط مشتری بینوا زیر ذره بین نیست و کسی از داغ دش با خبر نمی شه. وقتی این مشتری وارد مغازه می شه که یا با بی توجهی مواجه می شه یا با اصرار بی وقفه فروشنده برای خرید و حتما خرید کی ازش حمایت می کنه؟

وارد مغازه ای شدیم که کفش بخریم، اینجا آقای فروشنده بر خلاف بسیاری از فروشندگان اصرار داشتن که ما حتما خرید کنیم. بالاخره یکی از کفش ها رو انتخاب کردیم چون در غیر این صورت موجودی ملعون و به دور از موادی ادب شناخته می شدیم. کفشی رو که آوردن امتحان کردیم و متاسفانه تنگ بود.البته یک شماره از اونی که من خواسته بودم کوچکتر بود،پیش خودم گفتم شاید متوجه نشدن یا فراموش کردن. در خواست یک شماره بزرگتر کردیم که فروشنده گفت بله میارم الان براتون. خلاصه رفت به قسمت انبا مغازه و برگشت و کفش یک شماره بزرگتر رو آورد. ما هم یک لنگشو امتحان کردیم و گفتیم خوبه. خریدیم و به خونه اومدیم.

وقتی سر فرصت داشتم به کفش نگاه می کردم متوجه شدم همون شماره کوچکتر رو با در آوردن کفی آن به ما فروختن!!! و اینجا بود که فهمیدم از اول فهمیده بود من چه شماره ای می خوام ولی من نفهمیدم چه کلاهی سرم داره میره.


2 thoughts on “جذب مشتری یا بلع آن // یک کفش که دو شماره دارد”

  1. سلام
    مرسی از مطلبتون. لازم شد بیشتر حواسمو توی خرید کردن جمع کنم. دوستان فروشنده برای فروش از هر روشی استفاده بهینه میکنن.
    اتفاقا دیروز یک مورد آلمانی رو از یکی از دوستانم که قبلا در آلمان در بوتیک کار میکرد شنیدم که میگفت زمانی که حراج زده میشد و مثلا جنس 700 فرانکی (قبل از یورو) 350 فرانک فروخته میشد اگر مشتری هفته قبل خارج از حراج جنس رو خریده بود می اومد میگفت ای کاش یک هفته دیرتر میخریدم که توی حراج باشه، مدیر فروشگاه خودش شخصا قیمت جنس رو به قیمت حراج محاسبه میکرد و پول تخفیف رو به مشتری بر میگردوند. حالا این کجا و آن کجا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *