بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي//خلاقيت در بازاريابي.قسمت دوم

بازریابی گردشگری

چند مدت پيش مطلبي رو در كافه با عنوان” بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي ” رو نوشتم. و اين مطلب نيز در ادامه بحث قبلي است كه ديده هايم از سفر به جاي جاي اين سرزمين است كه با بازاريابي گره خورده است.

شهرستان بانه يكي از شهرستان هاي استان كردستان است كه به يك قطب تجاري كشور تبديل شده است و هر ساله گردشگران بسياري براي خريد به اين منطقه سفر مي كنند.گاهي اوقات انقدر كالاهاي يكسان با قيمت هاي يكسان در فروشگاه ها مي بيني كه تصميم گيري براي خريد اون كالا رو از كدوم فروشگاه سخت ميكنه اما در اينجاست كه خلاقيت و ذوق يك فروشنده گره گشاي شما مي شود.

در اين شهرستان ساعت فروشي رو ديدم كه كل فروشگاه خود رو با جملات تاثيرگذار و مثبت از بزرگان مختلف پر كرده بود.

saat1 (1)

در يكي از سفرنامه هاي دوستانم در سفرش به اسلواكي از فروشگاهي صحبت مي كرد كه ساعت هاي دست ساز داشت و براي هرشغل و حرفه ايي ساعت مخصوص به خود را ساخته بود كه در تبليغاتش از عبارت “crazy design” استفاده كرده بود كه افراد بسياري رو با اين عبارت به خود جذب مي كرد اين هم جز خلاقيت در فروش به حساب مياد.

براي رستوران ها
براي رستوران ها

 

براي دوستداران رياضي
براي دوستداران رياضي

خلا3

براي شكموها
براي شكموها
برای برق کارها
برای برق کارها

از دوستان عزيزم در كافه تقاضا دارم اگر در جاي جاي اين كره خاكي خلاقيتي در تبليغات رو ديدن لطفا در اينجا مطرح كنند.

هر كدام مي توانند ايده ايي براي يك حرفه باشد.

 


6 thoughts on “بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي//خلاقيت در بازاريابي.قسمت دوم”

  1. باسلام
    یکی از دغدغه های شرکت هاو کارخانه ها و در کل هر کسب وکاری زندگی کردن کنارغول های اون رشته و حرفه هست .اونا ب بدلایلی مثله سرمایه ، قدمت ، سهم بازارو….. ومهمتر ازاونا جایکاهی که تو ذهن مشتریانشون دارن و عرصه رو برای بازیگرای خرد تنگ میکنن. خوب یکی از راه هایی که وجود داره برای پیدا کردن یه جایگاه بهتر و حتی یه روزنه واس امید به ایندشون انجام تبلیغاتیه که در عین سادگی و خلافیت و بدون نیاز به تسخیر وسیع بیلبورد های تبلیغاتی سطع شهر یا شبکه های عمومی هم از اثر گذاری بالاتو ذهن بازار هدف برخوردار باشن هم قدرت عرض اندام جلوی شبکه های مارکتنیگ رهبرای بازارو داشته باشه. این روش Guerilla Marketing یاهمون بازاریابی پارتیزانیه البته تعریف کاملی ازش نیست وبه نوعی خلاصه برداشت خودم از این مفهوم مهم بود.
    برای مثال یک باشگاه رزمی کاراته بدون این کارت باشگاه خودشو تو سطح وسیعی پخش کنه تو مرکز شهر دور چند درخت که تنه قطوری داشتن یک کمر بند مشکی کاراته پیچیده بود و چندتا کارتم وسط هر کدوم گذاشته شده بود تا خود مردم بتونن اونو کشف کنن.
    نمونه دیگر: موسسه خیریه ای که برای مردم آفریقا غذا جمع آوری میکرد ته هر جعبه بسته بندی عکس سه بعدی از یه کودک افریقایی چاپ کرده بود که باعث میشد هرکس که چیزیو داخل بسته میذاره تصویرکودکیو ببینه که دستشو ب نشانه ی احتیاج ب سمت بالا آورده و بسیاری موارد دیگر
    خوب بالاخره تودورانی که دورمون پراز تبلیغات تکراری و خسته کننده شده دیدن چنین نوآوری هایی باعث توجه اذهان میشه
    با تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *