ظهور حرفهای بی ارزش در تبلیغات ایران // واقعا این “چندین کشور جهان” که در تبلیغات می گویند کجاست؟

مساله نقد تبلیغات در ایران چند سالی است که رواج پیدا کرده است و معمولا تبلیغ را از بعد ساخت نقد می کنند. بررسی ساخت تبلیغ یکی از ابعاد نقد تبلیغ است اما تبلیغات ایران ابعاد جالبی دارد برای اینکه کمی ما را مشغول کندو دامنه نقد را توسعه دهد. یکی از مواردی که در این بین قابل توجه است مزیت ها و برتری هایی است که توسط برندها در قالب تبلیغ به رخ مخاطب کشیده می شود. مساله مهمی  که زیاد رو ان تمرکز نمی کنیم و منجر به پوچ گویی ها و بی خاصیت شدن تبلیغ می شود. مثلا همین علامت استاندارد که راحت به رخ می کشیم غافل از اینکه استاندارد یعنی حداقل شرایط لازم برای ورود به بازار یه جوری هم می گوییم استاندارد که گویی کمر غول را شکسته ایم. یا مثلا همین رب گوجه ایرانا در تبلیغ خود با دل قرص می گوید صادر کننده به چندین کشور جهان. واقعا چندین کشور جهان کجاست؟ چقدر مردم را احمق فرض می کنیم. چند درصد ما فکر می کنیم که این چندین کشور جهان کشورهای توسعه یافته هستند؟ واقعا عراق، افغانستان و تاجیکستان یعنی اینقدر صاحب سبک هستند که من ایرانی خودم را با انها تنظیم کنم. تولیدکننده ای دیگر روغن خودرو تولید می کند (روغن صبا) خود را مطابق با استاندارد APISG معرفی می کند. یکی نیست بگه یعنی چی؟ اگر جای هر یک از حروف انگلیسی به کار رفته در این اصطلاح مخفف حرف دیگری قرار دهیم اصلا مخاطب می فهمد یا نه. مثلا اگر بگوییم APITG خیلی فرق می کند. انتظار ندارم بگویی مردم ما هنوز به دام این حربه های تبلیغاتی قدیمی می افتند و زودباور و ساده لوح هستند.

همه اینها را گفتم تا به این موضوع برسم که واقعا مزیتی که برای تبلیغ بر می گزینیم چقدر برای مخاطب اهمیت دارد. اینکه ما محصولی تخصصی با تکنولوژی تولید تخصصی داریم سر جای خود اما مخاطب باید حرف ما را بفهمد و برایش مهم باشد. فکر می کنم برای مخاطب دیگر مباحثی مثل استاندارد، ایزو … مثل سابق ارزش ویزه ای ندارد.


10 thoughts on “ظهور حرفهای بی ارزش در تبلیغات ایران // واقعا این “چندین کشور جهان” که در تبلیغات می گویند کجاست؟”

  1. سلام
    من نمی دانم که چه کسی این رو مطلب رو برای سایت ارسال کرده، ولی هر کسی باشه ازش ممنون متشکرم.
    نوشته اید” مثلا همین علامت استاندارد که راحت به رخ می کشیم غافل از اینکه استاندارد یعنی حداقل شرایط لازم برای ورود به بازار یه جوری هم می گوییم استاندارد که گویی کمر غول را شکسته ایم.”
    راستش کاملا با شما موافق هستم. شرکت هایی با چندین و جند استاندارد جهانی وجود دارند که اصلا از اینجور کلمات برای تبلیغ کالای خود استفاده نمی کنند و بدنبال راه حلهای بروزی هستند.

    ما مثلی رو داریم که میگه ” سنگ بزرگ علامت نزدن است”.
    ممالک قدر دیگری مثل کشور ترکیه در همسایگی ما وجود دارد که با بیشتر کشورهای دنیا در ارتباط است و جالب اینکه من در مورد تبلیغات آنها چنین موردی رو ندیده و نشنیدام.
    بعضی از شرکت های ضعیف به ناچار با شرکت های تبلیغاتی ضعیفی در ارتباط بوده و از آنها مشاوره می گیرند غافل از اینکه به راحتی می توانند نه تنها با شرکتهای خوب تبلیغاتی کشور خودمان بلکه با شرکتهای تبلیغاتی سایر کشوره هم در ارتباط باشند و از آنها مشاوره بگیرند.
    الان اکثر صنایع تخصصی تر شده و دارد باز هم تخصصی تر هم می شود و من نمی دانم که چرا این شرکتها به فکر آینده نیستند و حتی
    نمی خواهند برای آینده خود و منافع خودشان هزینه کنند.

    1. دوست عزیز این مطلب از یادداشتهای خودم هست
      مطالب دوستان حتما به نامشان در سایت درج می شود
      در غیر این صورت مطالب برای نویسنده ای است که نامش در نوار بالای هر یادداشت امده
      موفق باشید
      ممنون از نظرتان

  2. من فکر می کنم در مورد محصولاتی مثل رب گوجه و امثال آن هنوز هم مطرح کردن مباحثی مثل استاندارد، ایزو و … جواب میده ، چرا که مخاطب اصلی این کالاها زنان خانه دار هستند و اینگونه عبارات رو نشانه ی سلامت و کیفیت محصول می دونن.
    البته این خیلی خوبه که تغییراتی در شیوه تبلیغاتی داشته باشیم و عنصر خلاقیت رو بیشتر دخیل کنیم.

  3. 1-واقعا متاسف می شوم وقتی می بینم فردی با کمال وقاحت به خود اجازه می دهد که همه ی ایرانیان را مثل خود نادان فرض کند و اینچنین توهین کند.
    2-استاندارد،صادرات حتی به افغانستان،لایسنس و گواهی و … هرچه که باشند گواهی بر کیفیت نسبی بر دیگر محصولاتی هستند که حتی این موارد را هم ندارند
    3-شما که بنگاه سخن پراکنی افتتاح نموده اید،آیا تا کنون توانستید ذره ای از موفقیت شرکت های نامبرده را کسب کنید؟

  4. یادم آمد که در یکی از سریال های طنز که اتفاقا به قلم پیمان قاسم خانی عزیز بود، یک تولید کننده داشت افق های پیشرفت خود را اینچنین شرح می داد:
    “ایشالا اول بزرگ ترین تولید کننده توی خاور میانه میشیم، بعدشم تو ایران!”

    من فکر می کنم که نبود خلاقیت نتنها در تمامی ارکان مارکتینگ ایران بیداد می کند، بلکه عدم صداقت و نا آگاه فرض کردن مشتریان، می تواند فضا را برای تبلیغ زدگی و متهم کردن فارغ التحصیلان دانشگاهی رشته بازاریابی، به ماکیاولیستی آماده کند.

    به قول دکتر ناصحی فر:

    “بد تر از ساده بودن، ساده فرض کردن دیگران است”

  5. بد نیست به این مقوله هم اشاره کرد که در امدادرسانی به حادثه دیدگان بلایای طبیعی نیز اکثر کمکهای انساندوستانه و بسته بندیهای دست ودلبازان برخی صنایع فرصت طلب ، برندهای نوظهور و بی کیفیت و با الماس رد شده از ممیزیهای ارگانهای مربوطه است که فال و تماشا را یکی و روغن ریخته را نذر امامزاده میکنند و با تهیه عکس و گزارش از دلسوزیهای مادی جویانه هم خدا را رازی میکنند هم خرما و صاحب درختش را.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *