کار از محکم کاری عیب نمیکنه

ایران مهد تمدن چندین هزار ساله است.تا سالها ایران برند سرشناس کشور ها بوده.واین متاسفانه تنها چیزی هست که امروزه برامون باقی مونده، یک خاطره.

.

.

دنیا مثل قواعد ریاضی می مونه، معادله برابر با جواب.یک سمت معادله عملکرد ما هست و سمت دیگه نتیجه آن. سالهاست که ما نتیجه خوبی نمی گیریم و یقینا این موضوع به خاطر عملکرد خود ما هست.پل های سنگی قدیمی چندین هزار ساله تفریح گاه ما شده نه عبرت گاه ما.ازکار درست پیشینیان چه برداشتی داریم جز نوشتن و حک کردن یادگاری؟ هر کدوم از ما در موقعیت خودش چقدر کارش رو درست انجام داده؟ زرنگ ترین ما اونی هست که بیشتر از زیر کار شونه خالی کنه.همیشه مقصر رو دولت می دونیم ولی باید آدم یه سوزن به خودش بزنه بعد یه جوال دوز به همسایه.ما چه کار درستی رو به خوبی انجام دادیم؟البته هر چند که طبق گفته امام علی الناس علی دین ملوکهم.که وظیفه اصلی رو به عهده حاکمیت می گذارد.
تنبلی و سستی علت عقب موندن ما هست و تکیه بر اینکه من آنم که رستم بود پهلوان.گذشته ما چنین و چنان بوده.الان ما چطور هست؟ آثار باستانی ما سالهاست که پابرجاست ولی اسکلت ساختمان در حال ساخت فرو می ریزه.دردناک هست این داستان.داستان به انزوا رفتن ملتی سربلند.کار نیکوی گذشتگان از پر کردن آن ها بوده اما کار امروز ما چگونه است؟
اگه هر کدوم از ما توی کار خودش دقت کنه و دل به کار بسپاره خشت اولی خواهد بود که نه کج بلکه درست به ثریا خواهد رفت.مادری که درست فرزند خود را تربیت کند، معلمی که درست آموزش و پرورش دهد، مهندسی که درست سازه را بنا کند، دکتری که به سوگند نامه خود پایبند باشد، تعمیر کاری که پیچ را سفت کند.خیلی ساده دنیا گلستان می شود اگر هر کدام از ما اونی باشیم که باید باشیم.


18 thoughts on “کار از محکم کاری عیب نمیکنه”

  1. به دلیل نزدیکی مفهومی به این متن حیفم اومد این دست نوشته که چند روزه نوشتمش رو اینجا نزارم.شاید یه تلنگری باشه
    ببخشید یکم طولانیه ولی ارزش خوندن داره:
    این مطلب خیلی خاصه! دوست دارم دقیق بخونی و بهش عمل کنی خلاق باشی عزیز…

    سکانس اول

    یکی از دوستان گفت نزدیک خونه ما دبستان پسرانه من هر وقت از کنار پنجره های این دبستان رد میشم بیشترین صدایی که میشوم اینه
    “چیه چیزی شده چرا نارحتی دوست نداری من کنارت باشم تا باشه کی”
    یا این “دوست پسر جدیدت مبارک باشه اصلا مگه میشه سلیقه شما بد باشه”
    بعضیاش واقعا دیگه غیر قابل پخشه…

    سکانس دوم

    دیروز یه پسره اومده بود یه مغازه یهو چشمش میفته به چتر و باباش تصمیم میگره واسش چتر بخره!بعد یه چتر با طرح ساده ای رو براش آوردن و گفت نمیخوام،گفت طرح مرد عنکبوتی میخوام!

    سکانس سوم

    یه مدتی تو یه مغازه الکترونیکی بودم و تبلت هم داشتند؛ از این تبلتای ارزون قیمت،یه آماری گرفتم دیدم بیشترین آمار خرید تبلت رو بچه های ۵ تا ۱۳ سال داشتند و اونایی که هنوز دوره راهنمایی رو تموم نکردند،این بماند که خیلی از والدین پول خریدشو نداشتند ولی مجبور بودند بخرند چون که فرزندشون ایراد گرفته بود چرا پسر همسایه داره و من ندارم!(غافل از جیب پدرش بوده!)

    محاله کسی تبلت داشته باشه و بازی انگرزی برد رو نشناسه،اون پرنده های خشمگینی که با خشونت خودشون تو رو مرحله به مرحله جلو میفرستادند!

    سکانس چهارم

    شبکه ۳ چند سال پیش اگه یادتون باشه یه فیلم کره ای میزاشت به نام افسانه جومونگ،افسانه ای که به واقعیت تبدیل شد اونم تو ایران!همه یه پا شده بودند جومونگ!فلانی اسم بچشو گذاشته بود جومونگ و…

    سکانس پنجم

    یکی از دوستام رو میشناسم سریال های ۲۴ و لاست و فرار از زندان و نیکیتا و… شده خوراک شبهاش؛ بجای خواب شب!صبح با چشای پف کرده میومد سر کلاس میگم چرا نخوابیدی؟میگه ۸ قسمت فلان فیلم و پشت سر هم دیدم!!!

    خیلی اهل گله کردن نیستم و بخوام هی غر بزنم بگم مشکل از فلان جاست…

    اما بعضی وقتا باید فقط و فقط به حال خودمان غبطه بخوریم که الگوهایمان شده مرد عنکبوتی،انگرزی برد شده بازی محبوبمان،فلان خواننده با شعرهای ناپسند شده ورد زبون بچه دبستانی ها،جومونگ شرق آسیایی ها شده رویاهای شبای ما!

    آقا کار نکردیم که نکردیم!

    مگه ما کم اسطوره داریم؟مگه ما بزرگانی مثه حافظ و سعدی نداریم؟ چند تا بیت شاهنامه فردوسی رو خوندیم؟ چند تا فیلم خوب مثه یوسف پیامبر و مختار ساختیم؟

    وقتی که از غزل های ناب حافظ بگذری اونوقت باید رمان های تو خالی و عاشقانه ای بخونی که آخرشم مشخص نیست دختره خیانت کرده یا پسره!

    وقتی صدا و سیما فیلم و سریال خوب پخش نکنه که مخاطب پسند باشه اگه رفت به سراغ ماهواره و غربی ها چیزها جذاب ریختن تو سبد ذهنش نباید بگی چرا ماهواره استفاده میکنی؟چون که اونجا چیزهای حداقلی ارائه میده که تو نداری! فوق فوقش میای یه سریال غربی رو کپی میکنی و فقط سکانس های غیر مرتبطشو حذف میکنی و میدی به خور مردم که همشون یه پا کارگردان هستند!

    بیایم از خودمون شروع کنیم،نکنه فردا روز وقتی واسه بچت داری از ایها الساقی حافظ میگی بهت بگه بابا خفه شو! یه چیزی بخون که معروف تر باشه!!!این سکانس ها همش زنگ خطریه واسه تک تک ما،هر کی با هر لباسی با هر سطح سوادی در هر جایی بتونه یه قسمتی از این خاک سرزمین پارسی رو زنده نگه داره میتونیم به آیندمون امیدوار باشیم و گرنه باید منتظر یه عصری باشیم به نام عصر سرزمین اونور آبی ها!
    برگرفته از وب سایت خلاق باش

  2. سلام
    اينكه ما فرهنگ خيلي غني و كهني داريم هيچكسي توش شكي نداره، كل كشورهاي دنيا به اين موضوع واقف اند اما يك سوال:
    اين فرهنگ كهن تونسته باعث پيشرفت ما بشه يا برعكس مثل يك مانع عمل كرده؟؟
    ممكنه با نظر من مخالف باشيد ولي من نظرم اينه مارو هرروز داره به عقب هل ميده، هر روز هر كسي كه از شخصيت يا جامعه ما نقدي ميكنه هرچند به جا با يك جمله توجيهش ميكنيم: ” ما فرهنگ ٢٥٠٠ ساله داريم ، ما ادماي خاصي هستيم”، الان ما كجا هستيم؟ چه برنامه اي براي اينده داريم؟؟ فقط تكيه بزنيم و بگيم فرهنگ ٢٥٠٠ ساله داريم كافيه؟؟ چقد از ما سواستفاده شده بخاطر كم كاري خودمون؟ چقدر عقب افتاديم از كشوراي ديگه؟ يك جواب داره به نظرم و اون هم عدم احساس مسيوليت شخصيه به خاطر فرهنگ حال حاضر ما.
    امريكا فرهنگي نداره ولي فرهنگ ميسازه هرچند مصنوعي ولي وضعيت الانش يك توجيه براي اينكه ادعا كته فرهنگ داره،
    فرهنگ شمال غرب اروپا و اسكانديناوي كه سراسر وحشي گري وايكينگ ها بود الان چطوره؟؟
    فرهنگ ژاپن وقتي بمب اتم به كشورش برخورد كرد ايا مانع برخاستن دوباره اون ها شد و يا سكوي پرتابشون شد؟؟
    همين عرب هايي كه همه ما به تمسخر ميگيريمشون الان كجا هستن؟
    به نظرم فرهنگ يك جريان زندست كه در سرتاسر زندگي كشورها جاريه نه يك خاطره كه قاب شه و به ديوار زده بشه، بايد فرهنگ رو زنده نگه داشت تا بشه اصلاحش كرد.
    با تشكر.

  3. خانم چاووشی .. سلام، چه زیبا نوشتید.
    نگاهی که به اطرافمون می‌کنیم می‌بینیم که مهم‌ترین و کمیاب‌ترین چیز یعنی “زمان” به سرعت در حال سپری شدنه و ما برای حرکت به سمت بهتر شدن وقتی برای تلف کردن نداریم.
    من هم با بهسازی فردی موافقم و بهش اعتقاد دارم. البته به عمل در اوردنش کار ساده‌ای نیست ولی به نظرم رسالت ما باید به تصویر کشیدن “بهترین ویرایش” (Best Version) از خودمون باشه.
    مسلما این کار روی سرنوشت جامعه‌مون هم تاثیر خواهد داشت.

  4. پس رفت ماازوقتی شروع شد که فکرکردیم خیلی هستیم. به جای تکیه به خودمون به گذشته مون تکیه کردیم.به جای اینکه به باتلاش بودنمون افتخار کنیم به باهوش بودنمون افتخار کردیم. اما باخوندن این مطلب و مطالب مشابه درسایت های علمی دیگه،خوشحالم که کم کم داریم خودمون رو پیدا می کنیم.

  5. خانم چاوشی مطلبتون قشنگ و ویدئوی انتخابی تون قشنگ تر بود.
    اما من متاسفانه یا خوشبخانه اصلا دارای الق (علق) ملی نیستم. هیچ احساس تعلق یا وابستگی به محل زندگی ام ندارم. به نظرم نمی شه در گذشته زندگی کرد. ایرانی هایی که من می بینم (البته با فاکتور گرفتن عده ای ) آنهایی نیستند که باعث افتخار من به ایرانی بودنم بشن!!! خودمم که …
    ایرانی های قدیم، آنهایی که احتمالا تخت جمشید را ساختند، به افسانه و رویا بیشتر شباهت دارند، حتی اثار باستانی شون هم بیشتر از اینکه ما را به یاد دوران با شکوه شان بیاندازد، ما را به یاد خاطراتی که همین هم سن وسالانمان از زمان دیدارش بر روی سنگ ها حک کرده اند، می اندازد.
    به چه چیزمان این قدر فخر می فروشیم؟ وقتی که خیلی از کشورهای پیشرفته امروز، که سالهایی که ما فرهنگ و تمدن داشتیم، بویی از تمدن نبرده بودند، جدای از پیشرفت در تکنولوژی، از نظر فرهنگی نیز از ما پیشی گرفته اند.
    افتخار کافی است!!! این نتایج بیشتر برای غربی ها علااااااامت سوال است که واقعا رتبه اول ایران بوده؟ چرا؟ و کار تحقیقاتی می کنن که این اتفاق برای خودشان نیفتد.

  6. البته داشتن عرق ملی ذاتی و درونی هر انسانی است که در جای خود بروز می کنه نه در هر شرایطی. امیدواریم که ما ایرانی ها با تلنگری از خواب بیدار بشیم و آستین همت را بالا بزنیم و به افتخار شایسته مون برسیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *