چند فنجان درباره چاشنی های فروش گفتگو کردیم. امروز می خواهیم با بررسی یک صنعت، بحث خود را ادامه دهیم. امروز در فنجان برندینگ شما چای خواهم ریخت. نوش جان!
درباره گروه هدف چاشنی های فروش صحبت کردیم و گفتیم که یکی از مهمترین گروه های هدف کسب و کارها، مشتریان شان هستند. اما مدیران صنعت چای برای جلب نظر من و شما برای خرید محصولاتشان چه می کنند؟ شاید بتوان گفت بسیاری از شرکت های تولیدکننده یا واردکننده چای، صرفا بلدند جشنواره فروش برگزار کنند. خودرو، سکه، سرویس طلا، سفر و… جوایزی است که قرار است برای این برندها مشتری جلب کند.







اما این جشنواره ها چقدر موثرند؟ چاشنی های فروش ابزاری شامل تکنیک هایی است که نهایتا قرار است منجر به افزایش فروش در کوتاه مدت شود. بنابراین معمولا در بازه های زمانی کوتاه از آن استفاده می شود. به سایت محسن که سر بزنید می بینید چای محسن از آبان ۹۲ تا به امروز همیشه در حال برگزاری جشنواره بوده است. این صنعت درگیر جشنواره شده است. به طوری که بازیگران دیگر صنعت که در شهرستان ها هم هستند به برگزاری جشنواره روی آورده اند. اما آیا می توان با این فعالیت ها، مشتریان را به برند وفادار کرد؟
هنگامی که رکود در اقتصاد می خزد، بسیاری از شرکت ها با مشکل فروش مواجه می شوند و استفاده از چاشنی های فروش افزایش پیدا می کند. اما استفاده مداوم از چاشنی های فروش، اثرات جانبی فراوانی دارد، مخصوصا بر برند. استفاده مداوم از چاشنی های فروش می تواند منجر به مرگ برندها هم بشود. امروزه صنعت چای در ایران دچار بیماری استفاده افراطی از چاشنی های فروش است. مشتریانی که یاد گرفته اند وقتی چای می خرند ابتدا کارت قرعه کشی اش را پیدا کنند و اس ام اس بزنند، آیا به شما وفادار خواهند ماند؟ اگر محسن یا دیگر بازیگران این صنعت، دیگر جشنواره فروش برگزار نکند، آیا باز فروش قبلی اش را خواهد داشت؟؟
نظر شما چیست؟ عاقبت برگزاری این جشنواره ها چه خواهد بود؟ راستی! شما چه برندی از چای را می نوشید؟ لطفا دلیل خرید خود را هم بگویید. سودای جوایز یا کیفیت و مسائلی دیگر؟
سلام جناب عزیزی عزیز
اول از همه بگم که مطلب بسیار جالبی بود و لذت بردم. ممنون
به عقیده من جشنواره فروش خوبه ولی نه دیگه به این شکل. جشنواره های فروش این چنینی عادت و رفتار خرید خریدارن ایرانی رو داره عوض میکنه و شایدم عوض کرده و این عادتهای که من میبینم یعنی خودکشی. این برندها عادت خریدارانشون رو عوض کردن و متاسفانه به مسیر ناخوشایندی هدایت کردند. خردیدار رو یه جورایی پولکی کردن، کاری کردن که شرطی شده. چای یا خیلی چیزای دیگرو به شرطی می خره که جایزه داشته باشه و جایزش بهتر باشه.
یه زمانی در صنعت شوینده ها این اتفاق رواج پیدا کرده بود (البته هنوزم هست ولی نه به درخشانی صنعت چای) اما تاژ با این قضیه مقاومت کرد و تبلیغاتش رو بر اساس اینکه کیفیت ارائه شده جایزه ای که به مشتری میرسه سعی کرد بر خلاف این جریان باشه. البته درسته که کیفیت حق مشتریه اما خب برای مشتری اون زمان فکر میکنم اون تاکتیک جواب داد و الان میبینیم که وضعیت شوینده ها مثل چای اونقدرام بحرانی نیست و شرکتهای مثل تاژ همچنان با کمترین حجم جوایز یا حتی بدون جایزه فروش بسیار خوبی دارند.
مشتری خیلی زود شرطی میشه و دیر از حالت شرطی بیرون میاد خصوصا اینکه شرکتهایی که فروش جایزه ای رو دارند از ترس از دست دادن مشتریان شرطی شدشون، جایزه رو خیلی خیلی سخت کنار میگذارن.
من همچنان چای احمد برند اولمه 🙂
سلام و درود بر جناب داورنیای عزیز
دقیقا شبیه این داستان رو در شوینده ها هم داشتیم. سودای سکه…
نکته جالب حرکت تاژ بود در آن زمان. اما در حال حاضر چند برند از چای که مطرح هم هستند جایزه نمی دهند اما وضعیت این سنعت در این قسمت، بحرانی است. چه کنند در تبلیغاتشون جناب داورنیا؟ بر کیفیت تاکید کنند؟ گمان کنم اینفدر برخی از برندها بد از این کلمه استفاده کردند که اون برشی رو ه انتظار داریم، دیگه نداره.
چای احمد هم خیلی خوبه. نوش جان شاهرخ جان. فنجان بعدی رو به یاد این پست و یک فنجان برندینگ بنوش 🙂
من به شخصه همیشه از برندهایی خرید می کنم که اسمشون با محصول چای گره خورد. مثل چای احمد، لیپتون و گلستان، که البته در مورد آخری تعجب می کنم که چطور با این سابقه و اعتبار تن به این بازی آماتوری داده که این برندهای تازه سر از تخم بیرون آورده شروعش کردن. من هم به عنوان کسی که در زمینه مارکتینگ و برندینگ فعالیت می کنه از دیدن این استراتژی های غیرخلاقانه ناراحت می شم. اگر این تولیدکنندگان به این درک می رسیدند که بجای هزینه های گزافی که صرف جوایز و تبلیغات تلویزیونی می کنند می تونن با بودجه های به مراتب کمتر و همکاری با نیروهای مختصص و آژانس های خلاق و استفاده از اصول و مدل های علمی چقدر در زمینه برندینگ موفق باشند الان وضع این صنعت این نبود. متاسفانه در کشور ما برندینگ هنوز جا نیفتاده، چون مدیران ما صبر و حوصله ندارند تا بجای فروش های لحظه ای امروز دانه ای بکارند و فردا ده برابر امروز سود ببرند.
خیلی خوشحالم که همراهی شما رو داریم جناب سیاوش. دقیقا صحیح می فرمایید. نکته جالبی که اشاره کردید همراهی برخی از برندهای معتبر با این وضعیته. به نظر شما به عنوان یک فعال در حوزه برندینگ، این شرایط گریبان گیر برندهای معتبر دیگه هم میشه؟
با سلام
با نگاه شما به استفاده مناسب و به اندازه از چاشنی فروش موافقم.
خود من هیچوقت یک کالا رو برای برنده شدن در قرعه کشی نخریدم چون دید مثبتی به واقعی بودن و عادلانه بودن این قرعخ کشی ها ندارم و تا به حال هم کسی از دوستان و آشنایان رو نمیشناسم که توی این جور قرعه کشی هایی برنده شده باشه ، بنابراین کالایی رو می خریدم که قبلا اون رو استفاده می کردم و از کیفیتش راضی بودم
من از چای سنتی انگلیسی شرکت گلستان استفاده می کنم و دلیلش رنگ خوب و طعم خوب اون هست.
ممنون
سلام و درود بر جناب حکیمی پور عزیز
موردی که اشاره کردید خیلی جالبه. برندهایی مثل محسن، با استفاده از برنامه های مششارکتی تلویزیون در برنامه هایی در شبکه های مختلف اقدام به قرعه کشی میکنن که حس ناعادلانه بودن، که قبلا در بین مردم بود، کمتر بشه اما الان میبینیم حضرتعالی این حس رو نسبت به قرعه کشی ها دارید. این حس رو نسبت به قرعه کشی بانک ها و دیگر جاها هم از مشتریان شنیدم. جناب حکیمی پور فارغ از بحث چای، به عنوان فردی که این حس رو داره، اگر مشاور شرکتی باشید که قصدش برگزاری قرعه کشیه، چه راه حلی رو پیشنهاد می کنید که این حس رو از جامعه مصرف کننده بگیرید؟ چون به حال قرعه کشی ابزاریه که اگر به اندازه استفاده بشه، مفید هم هست.
سپاسگزارم
درود بر عزیزان کافه بازاریابی…
چرا این شرکت ها ساده ترین مقوله تولید را رعایت نمی کنند؟
نیاز نیست یک متخصص برندینگ باشی یا یک تولید کننده در کلاس جهانی،کافیست به دل جامعه هدف بروی و از مردم بپرسی راز ماندگاری یک محصول چیست؟مسلما اولین و مهم ترین اصل برای آن ها کیفیت است…حال شما بیا با انواع زرق و برق ها و جشنواره های زنگوله دار و سندهای منگوله دار وارد سبد کالای مردم شو،وقتی کیفیت نداشته باشی فوقش میهمان روزهایی باشی که مردم فقط برای جایزه تو را می خرند و دیگر هیچ!
پر واضح است که دیگر کسی چای محسن را برای کیفیت خوب آن نمی خرد چرا که کیفیت آن به همگان ثابت شده است و مجبور است برای فروش بیشتر از چاشنی های فروش استفاده کنند که آن هم به قول آقای عزیزی مقطعی است!تا کی می خواهند جشنواره را ادامه بدهند؟شک نکنید در آینده ای نه چندان دور شرکت هایی که به جای کیفیت،ماشین می فروشند،بنزین ماشینشان تمام می شود و به پارکینگ منتقل می شوند!چرا که دیگر هیچ سوختی نمی تواند آن ها را راه بیندازد!
در پایان این جمله یکی از مدیران خوب کشور( به شخصه کارشون رو قبول دارم) یعنی آقای ژان بقوسیان رو نقض کنم،ایشون یه جا نوشته بودند که کیفیت نمیتونه مزیت رقابتی باشه ولی بنده می گویم اتفاقا وقتی همه شرکت ها قرعه کشی میکنند و ماشین هدیه می دهند و پس از مدتی تب آن ها خوابید،آن وقت است که کیفیت می شود مزیت رقابتی!
سلام آقای بهزادی عزیز
تا حدودی با صحبت های شما موافقم ولی به نظر من باید در مورد مسائلی کلی مانند کیفیت بر محور “بستگی دارد” حرکت کرد و چند سوال را پاسخ داد .
اول اینکه در چای کیفیت به چه معناست ؟ دوم اینکه اگر من به عنوان یک خریدار معمولی در بازاری که تماما چای ها از چندین منبع وارداتی (در مورد چای های وارداتی) مشخص وارد و با برند های مختلف بسته بندی می شوند چه چایی خواهم خرید؟
و در آخر اینکه چای در سبد خانواده ی ما چه نوع کالایی محسوب می شود و مخاطب عام آن می توانند برندهای خارجی خریداری کنندیا برنده های ایرانی خریداری می کنند که حداقل شانسی برای یک شبه پولدار شدن آنها داشته باشد؟
با احترام
جناب بیاتی عزیز سلام
مسائلی قابل تاملی رو بیان فرمودید. نکته جالب تر خواست ما ایرانی ها به یک شبه به همه جا رسیدن است و جالب تر استفاده جامعه نخبگانی ما از این موضوع هست. نه تنها تصمیم نمی گیریم که این نگاه را کمتر کنیم، بلکه موج سواری هم می کنیم. فقط به نظر شما با این نوع نگاه شرکت محسن 100 سالگی اش رو جشن خواهد گرفت؟
ممنون آقای عزیزی
به نظرمن هم استراتژی هایی مانند قرعه کشی و چاشنی های بازاریابی یک استراتژی موقت هستند ولی میزان این موقت بودن کاملا بستگی به مشتریان و البته کارهایی که این شرکت های می کنند دارد. اگر دقت کرده باشید پایان هر تبلیغ چای محسن دیده می شود که یک نماینده از شرکت مذکور می آید و از برنده شهادت می گیرد که سالهاست محصولا ت محسن را مصرف می کند.
در هر صورت اگر محسن تغییر استراتژی ندهد فکر نمی کنم 100 سال که هیچ به 50 برسد
با احترام
بله متاسفانه این موقت بودن رو فراموش کردند مدیران این برندها در این صنعت. من هم مثل شما فکر می کنم. متاسفانه با این وضع اگر پیش روند، به 50 سالگی هم نخواهند رسید.
سپاس از همراهی شما با کافه بازاریابی
جناب بهزادی سلام
لذت برذم از قلم حضرتعالی و استعاره هایی که به کار برده بودید. استفاده مفرط از اینگونه جشنواره ها، مشتریان این برندهارو شرطی خواهد کرد. اما مساله ای که مطرح هست اینه که الان همه دارن یک کار اشتباهی رو انجام میدن و ترس از اینه که برندهای معتبری که تا الان خودشون رو تووی این بازی وارد نکردن، وارد بازی بشن. اون موقع کل صنعت دچار بیماری وحشتناکی میشه. از طرف دیگه جامعه هدف این محصول اونقدر از دیگر برندها و دیگر صنایع از کیفیت شنیدن که دیگه این کلمه براشون معمولی شده. چه کنند جناب بهزادی؟ تاکید بر چه نکته ای میتونه این شرکت ها رو نجات بده؟
ممنونم از همراهی شما با کافه بازاریابی
با سلام
ممنون از مطلبتون جناب عزیزی
چاشنی های فروش جزء آن دسته از ابزارهایی محسوب می شوند که در صورت استفاده درست و به موقع از آن ، می تواند فروش شرکتی را از حالت رکود خارج کرده و جانی دوباره به آن ببخشد. اما کاربرد افراطی و بدون خلاقیت همین ابزار احیاء کننده ، می تواند برند یک شرکت را به گورستان بفرستد.. ! فکر می کنم اولین گزینه پیش روی یک تولید کننده مواد غذایی برای تبلیغ و در صورت داشتن یک دید بلند مدت و حرفه ای، باید و باید کیفیت محصول تولیدی آن باشد … به نظرم پایان این جشنواره ها چیزی جز تغییر سلیقه و عادات خرید خریداران نیست و تولید کنندگان چای با تغییر این عادت خرید ، خود رو ملزم به ادامه این جشنواره ها می کنند چون به محض متوقف کردن آن ، مشتری نسبت به کیفیت محصول حساس تر می شود و در صورت فقدان میزان کیفیت درخواستی از سوی او، قطعا شرکت ها با بحران و از دست دادن حجم وسیعی از مشتریان خود روبه روخواهند شد. آنچه برای شخص من اهمیت دارد کیفیت یک محصول خوراکی است با جشنواره ای از هدایای نفیس یا بدون آن..
چای احمد و گلستان مرغوب ترین برندهایی بودند که من استفاده کردم…
خانم محمدامینی سلام
لطف دارید. دقیقا صحیح می فرمایید. به محض توقف، مشتری نسبت به حقوق خودش، یعنی کیفیت، حساس خواهد شد و آنوقت است که دیگر برای کار کردن بر روی این مسائل خیلی دیر شده است.
سپاس از همراهی شما
چای هم نوش جانتان
با سلام خدمت دوستان.
تا وقتی که احمق وجود دارد عاقل بیکار نمیماند!
من خودم به شخصه تا به حال نشده است که کالایی را به خاطر قرعه کشی خریداری کنم. و همیشه در این فکر بودم که آیا افرادی هستند که بخاطر جایزه کالایی را خریداری کنند؟ تا زمانی که یکی از آشناهایمان از آن سر شهر آمده بود از فروشگاه شهروند نزدیک ما خرید کند و با او به فروشگاه رفتم. ایشان اگر چای میخواستند حتما چند عدد چای با قرعه کشی میخریدند و مواد شوینده و …. و هر چیزی که میخریدند حتما باید کارت قرعه کشی میداشت تا این آشنایمان خرید میکرد.
حال جالب است بدانید یکی از همسایگان دوستانم در زمان اوایل قرعه کشی های محسن رفته بود و یک وانت چای محسن خرید کرده بود و همه ی کارت قرعه کشی ها را ارسال کرده بود ولی چیزی برنده نشد!
به نظر شما بعد از آن همه قرعه کشی شرکت تبرک بر سر این برند چه آمد؟
سلام بر جناب راحمی
مسلما افرادی وجود دارند که قرعه کشی برایشان اهمیت دارد و اولویت خرید ایجاد می کند اما مثال برند تبرک واقعا جالب بود. صرفا حمید و تبرکش در ذهن باقی ماند. آن هم به واسطه تبلیغات به یاد ماندنی اش…
سپاس از همراهی شما با کافه بازاریابی
سلام، مرسی از مطلب مفیدتون ..
به نظر من باید به تعریف چاشنیهای فروش (Sales Promotions) برگردیم : محرکهای کوتاهمدتی که برای تشویق مشتریان مورد استفاده قرار میگیرند.
در تعریف اومده : کوتاهمدت ! یعنی اگه قراره این جایزهها و قرعهکشیها تاثیر داشته باشه باید به صورت مقطعی ازش استفاده بشه .. این مثل این میمونه که به یه بچه در تمام طول سال برای تشویقش به درس خوندن جایزه بدی .. خب فکر میکنم خیلی زود این جایزهها براش عادی میشه و دیگه انگیزهای ایجاد نمیشه برای درس خوندن ..
در ضمن من فکر میکنم مشکل دیگهای که هست استفاده نکردن از خلاقیته .. چاشنیهای فروش فقط شامل قرعهکشی و جایزه نیست .. از خیلی روشهای دیگه هم میشه مشتریها رو تشویق به خرید کرد .. نباید بذاریم که ذهنمون به اصطلاح bias بشه.
من شخصا هیچ اعتقادی به این جایزهها ندارم و اصلا باورشون ندارم و تا الان هم محصولی رو به خاطر جایزهاش نخریدم (حتی شاید جایزهای هم داشته و متوجه نشدم!!)
در ضمن چایی که استفاده میکنم چای سوفیا (آبی و قرمز) و المنیس هست .. هر دو از برندهای خارجی 😉
سلام بر خانم کریم پور
خواهش می کنم. صحیح می فرمایید. این کوتاه مدت بودن رو متاسفانه مدیران این برندها از یاد برده اند. برند المنیس رو نشنیده بودم تا حالا. کیفیت و سطح قیمتی اش چطوره؟
چای هم نوش جانتان…
سلام مجدد آقای عزیزی ..
عذرخواهی میکنم بابت تاخیر در پاسخگویی ..
برند المنیس یک برند عربی (کویتی) هست که بسیار مرغوب و عالیه .. ما این چای رو از تهران تهیه نمیکنیم بلکه به واسطه بستگان جنوبی مون به دستمون می رسه.
قیمتش رو سوال کردم .. حدودا یک کلیو چای المنیس 21 هزار تومان هست .. در اینترنت هم می تونین مطالبی پیدا کنین.
سپاسگزارم از مطلب خیلی خوبتون.
پایدار باشید.
سلام خانم کریم پور
خواهش می کنم
بسیار اطلاعات جالبی فرمودید. تشکر می کنم.
چای المنیس نوش جان…
سلام
با مطلبتون و نظرات دوستان موافقم. اما سوالی که برام پیش اومد اینه که در جامعه ای که بیشترین مشتریان این محصولات رو افراد با درآمد متوسط و پایین تشکیل میده و عموما افرادی هستند که به شانس و اقبال در زندگی خیلی معتقد هستند و دنبال یه شبه ره صد ساله رو رفتن هستند، برای محصولاتی که از کیفیت تقریبا یکسان و قیمت مشابهی برخوردار هستند چه چیزی جز دریافت جایزه می تونه جذابیت برای خرید رو ایجاد کنه؟
سلام خانم میراشرفی
نکته ای که قصد داشتم بهش فکر کنیم دقیقا همین موردی ست که شما اشاره داشتید. شرطیی کردن مشتری به دریافت جایزه، می تونه برند رو مضمحل کنه. اما چه باید کرد؟ آیا سیستم توزیع مناسب، قیمت مناسب تر با دیگر رقبا، تبلیغات هدفمند و علمی، برندینگ مناسب در ذهن مشتری، به کارگیری نیرو های فروش مناسب در زنجیره تامین پس از کارخانه یا … می تونه فروش برای شرکت به ارمغان بیاره یا اینکه صرفا جایزه تنها راهکاره؟
به گمانم این شرکت ها باید از مشاورانی زبده استفاده کنند تا به دنبال راه حل های بهتر و سالم تر باشند. راه حل هایی که به مرگ برند در طی زمان منتهی نشه.
نظر شما چیست؟ به جز جایزه، چه راه حل دیگه ای رو پیشنهاد می کنید؟
فکر میکنم اول از همه این برندها باید دنبال یک مزیت رقابتی خاص باشند. برندهای چای به جای صرف هزینه در جوایز، می تونن با افزایش تنوع سبد محصول و افزایش کیفیت چای این مزیت رو در خودشون ایجاد کنن. این روزها مردم علاقه زیادی به طب گیاهی و در پی اون دمنوش های گیاهی و چای های طعم دار نشون میدن که میشه از این توجه برای جلب رضایت مشتریان با ارائه این محصولات با کیفیت بالا استفاده کرد.در قدم های بعدی با فعالیت های مناسب تبلیغاتی میتونن موفق تر ظاهر بشن. با شما در همکاری مشاورین با این برندها موافقم. مشاورینی که خارج از شرکت قرار دارن بدون تعصب خاص به مسئله نگاه میکنن و میتونن راهکارهای ارزشمندی به این برندها بدن.
ایده های بسیار خوبی را پیشنهاد دادید خانم میراشرفی. بسیار عالی. توجه به سلامتی، و در امتداد این موضوع توجه به طب گیاهی و دمنوش های گیاهی، می تونه بازار قابل توجهی برای بازیگران صنعت چای باشه. همچنین با نظر شما درباره مشاورین خارج از شرکت کاملا موافق هستم. اینگونه مشاوران در بیشتر مواقع کاراریی بسیار مناسب تری نسبت به مشاورین داخل شرکت دارند و نگاه بدون تعصب این افراد می تونه شرکت ها رو کمک کنه.
سپاسگزارم از همراهی شما خانم میراشرفی
در صنعتی که همه به یک شکل تبلیغ می کنند، 2 راه بیشتر نداری، یا همون راه رو ادامه بدی و تقلید کنی یا کار بهتری ارائه بدی
الان از شما می پرسم، من بعنوان مدیر بازرگانی چای زرگران ((واقعا همچین شرکتی وجود داره اما اسمش رو نشنیده بودین مگه نه؟)) چکار کنم که از قافله عقب نمونم؟ آیا بهترین کار این نیست که یک ماشین شاسی بلند هدیه بدم؟ زودتر توی بازار و ذهن مخاطب جا باز نمی کنم؟
کیفیت درست، اما در مورد صنایعی که واقعا می تونن کیفیت را ارتقاء بدن، شرکت های چای و برنج، همشون یک انبار و یک تامین کننده دارند و فقط بسته بندی شون متفاوته!!! پس روی چه وجه تمایزی شون مانور بدن؟
من که از قرعه کشی ها به هر نحو استقبال می کنم، چه توی مواد غذایی چه توی لوازم خانگی، تازه امیدوارم سایت کافه هم قرعه کشی راه بیاندازه.
اما پیشنهادم به چنین شرکت هایی که روش دیگری جز قرعه کشی و جایزه دادن توی برنامه هاشون نیست، اینکه لااقل کیفیت این مسابقات رو بهبود بدن. مثل درخواست نظرسنجی توی سایت بعلاوه شماره کارت های قرعه کشی یا استفاده از برنامه های فرهنگی مثل ((از تو می پرسند و اسپانسر شدن)) و حتی تبلیغات مسئولیت اجتماعی + قرعه کشی، و …
من یک بار در دوران خوش جاهلیت ((راهنمایی دبیرستان)) در قرعه کشی لواشک فافا برنده یک کااااااارتن لواشک شدم که یکروزه تموم شد و یک عالمه لوازم التحریر، الان واقعا حس خوبی نسبت بهش دارم. فکر می کنم لواشک، یعنی فافا
سلام و احترام به خانم همکار
1-شما باید خوب بدونید که چای از راه بورس به فروش میرسه و اگه تمام چای یکی بود و تفاوتی نداشت چطور بورس میذارن براش؟
2- شما باید خوب بدونید که چایی نسبت به مکانی که رشد میکنه از همه نظر فرق میکنه یعنی چایی که در بالای قله به وجود میاد با چایی که در دشت تولید میشه فرقش زمین تا آسمونه.از لحاظ رنگ دهی و طعم و عصاره.
دوستان چایی در واقع یک ماده دارویی هستش و باید به دقت به کیفیتش توجه کنید.
خلاصه میخوام بگم که بحث صنعت چایی بسیار گستردست که تاریخی 5000ساله داره و تا الان همچنان تحقیقات در موردش ادامه داره و تموم نشده.البته چینی ها در این وادی بسیار جلو و پیشگام هستند.
آفای سواری :
نه من این اطلاعات رو نداشتم ولی فکر می کنم اشتباه می کنید یا اینکه درسته ولی قطعی نیست!
صرفا توی بورس رفتن نشانه این نیست که مزرعه چایی شون مشخصه و از یک انبار نمی گیرن. در واقع کیفیتشون باعث رفتن این شرکت ها در بورس می شه یا …. و اینکه اگه برای جوابتون منبع دارید، لطف کنید منبع اش رو بزارین اگه که قانع شدم اطلاعات جدید رو توی مغزم جایگزین کنم. مرسی
سلام خانم زرگران
خیلی خوشحالم که سرکار الیه در این بحث شرکت کردید و خیلی خوشحال تر که از صنعت چای کشور هم عزیزانی چون شما به ارائه نظر پرداختند.
من برند زرگران رو نمی شناختم و بعد از خوندن نظر شما سرچ کردم و از طریق سایت با اون آشنا شدم. اما خانم زرگران طبق نظر خودتون، چرا از راه حل های دیگه استفاده نمی کنید؟ رفتن مسیر محسن و دبش و امثالهم، مسلما دچار شدن به مشکلات امروز این برندها رو در پی خواهد داشت. برندینگ صرفا آگاهی اون و برگزاری قرعه کشی نیست. البته که مسلما این ابزار اگر به جا استفاده بشه، سودآوری خواهد داشت و خود من هم در صورت نیاز از این ابزار برای شرکت ها استفاده می کنم اما متاسفانه بازیگران صنعت شما از این ابزار بیش از نیاز استفاده کردند. لطفا برند شما دچار این بازی افراطی نشه. می تونید از کمک مشاوران استفاده کنید و راه ماندگاری رو طی کنید. وضعیت اقتصادی کشور متاسفانه مناسب نیست و همین موضوع باعث میشه این وضعیت فکری بازیگران صنعت چای ادامه داشته باشه. اقیانوس قرمز جایزه دادن به اندازه کافی خون به خودش دیده. به اقیانوس آبی راه پیدا کنید.
ها ها ها آقای عزیزی این تشابه اسمیه من کجا شرکت چای سازی زرگران توی اصفهان کجا!!!
می دونید من فکر می کنم که کار سختی از شرکت های اینچنینی می خواهید. ضمن اینکه محصولاتشون هم بد نیست و از نظر کیفیت گاها از همون چای فامیل ما بهتره و مای خریدار ضرر نمی کنیم از اینکه توی بازی انها شرکت کردیم. درست مثل وقتی که پولت توی صندوق قرض الحسنه است، بهرحال یا ثوابش رو می بری یا جایزه اشو
شناخت نادرست شرکت ها از مردم و شاید هم فرهنگ جا افتاده در مردم باعث این جور جهت گیری ها میشه. شاید هیچ شرکتی فکر نمی که که یک تبلیغ با حس مسئولیت اجتماعی مثل همون تبلیغ بانک گردشگری چقدر می تونه روی مردم تاثیر بگذاره و با دادن این جایزه ها و پرکردن برنامه تلویزیونی قرعه کشی در واقع خلاء شخصیتی برندشون یا خلاء هویتی شون رو پر می کنند.
فرهنگ مصرف کننده خیلی موثره توی تبلیغات کشورها. چیزی که ایراد می گیرید مثل نقد هایلیسیمه!!!
نبود مدیریت صحیح هم می تونه تاثیر گذار باشه، من فکر می کنم همه از نقد شما باخبرند حتی مدیر تبلیغات این شرکت ها، اما راهشو نمی دونن استراتژی بلد نیستند و خیلی صریح بگم بی سوادند!
آن طور که فرمودید من گمان کردم مدیر بازرگانی هستید. حال حتما در آینده در معتبرترین شرکت ها سرکار الیه را به عنوان مدیرخواهیم دید.
بله متاسفانه آن نوع نگاه یک شبه به همه جا رسیدن دامنگیر برخی مدیران مارکتینگ ما هم شده است. برندینگ بحث یک شب، یک ماه یا یک سال نیست! برندنیگ صبوری می خواهد و نگاه استراتژیک. به همین دلیل اگر درست رفتار شود، می تواند دارایی نامشهود بسیار ارزشمندی به حساب آید. امیدوارم این شرکت ها با این حجم هزینه برای تبلیغات، با کمک مشاوران زبده، بتوانند کم کم راه بهتری را پیش بگیرند و جایگاه خودشان را در ذهن مصرف کننده با کلمات بهتری (نه همچون جشنواره و جایزه و خودرو!) همنشین کنند.
سپاس از همراهی شما با کافه بازاریابی خانم زرگران
يا سلام
همانطور كه در مان جناب عزيزي بيان كرديد استفاده از چاشني هاي فروش جهت افزايش تمايل خريد مشتريان در مقاطع كوتاه مدت است، يا به بيان ديگه اگه بخوام عرض كتم يعن اينكه ما به عنوان فروشنده انگيزه اي در مشتري براي خريد محصولمون بوجود بياريم كه اين انگيزه به ويژگي محصول برنمي گرده (دروني نيست) بلكه به يك عامل بيروني (انگيزه مادي) بر ميگرده، خب اين ويژگي يك بار منفي رو با خودش به همراه داره و اون هم اين هستش كه مشتري به عنوان تصميم گيرنده نهايي به اين فكر ميكنه كه فلان شركت نتونسته بياد و روي ويژگي هاي منحصربفرد و كيفيت محصولش مانور بده و اومده اين خلا ها ي كيفي محصول رو با جايزه و… پوشش داده.نكته جالب ديگه اي هم كه به ذهنم رسيد اين بود كه وقتي ابزارهاي چاشني فروش محصول رو مطالعه مي كردم استفاده از جايزه رو توي اين ابزارها نديدم و يا شايد يكي از اخرين اولويت هاي يك چاشني فروش باشه كه اين هم باز برميگرده به خلاقيت شركت ها در ايجاد يك چاشني فروش تاثيرگذار،(استفاده از متقارن ترين و كلاسيك ترين روش ،) .
خب همه ميدونيم كه چاشني هاي فروش يك نوع رويكرد هستن كه براي كوناه مدت البته اگه ويژگي هاي يك چاشني مناسب رو داشته باشن موثرن ولي متاسفانه شركتهاي اينچنيني اين تكنيك هارو با استراتژي اشتباه ميگيرن و اون ها رو در برنامه هاي بلند مدت اجرايي ميكنن، بزرگترين ضربه اي كه شركت از اين طريق ميخوره از بين رفتن اعتبار برندشه كه چرا كه دقيقا مثل يك مسكن و يا عامل تشويقي با فواصل زماني ثابت عمل ميكنه كه اگه قطع بشه بلافاصله مشتري واكنش تشون ميده و خريد رو قطع ميكنه.
از ديگر پيامدهاي استفاده بلند مدت از چاشني هاي فروش اين ميتونه باشه كه:
-به تعويف افتادن خريد توسط مشتري:در واقع به نظرم توي اين حالت مشتري وقتي تبليغات دايم چاشني هاي فروش اينچنيني رو ميبينه اولا جذابيت تبليغ براش كاهش پيدا ميكنه و ثانيا خريد محصول رو به تعويق ميندازه و يا اون حصول رو جزو اخرين اولويت هاي خريد خودش قرار ميده.
-تغيير رفتار مشتري: همانطور كه گفتم مشتري ديگه به اين موضوع عادت ميكنه و اگه كوچكترين اختلال و قطعي اي در شبكه تبليغ جايزه بوجود بياد مشتري بلافاصله خريد خودش رو قطع ميكنه،چرا كه براي خريد اون محصول به دنبال يك پاداش ميگرده،.
نكته ديگه اي هم كه به ذهنم اومد اين هستش كه حتي چاشني هاي فروش همه شركت ها و توليد كننده ها مثل همه، همه خودرو ميدن، همه ١٠٠ ميليون جايزه و… ميدن، حتي در اين مورد هم نميان و تفاوت ايجاد نميكنن كه حداقل ديده بشن از اين طريق.
با تشكر.
سلام جناب زمانی عزیز
خیلی تحلیل مناسب و جالبی بود. کاملا موافقم و بسیار استفاده کردم. خیلی لذت می برم از اینکه کافه همراهانی بزرگواری چون شما دارد.
جناب زمانی عزیز نظر شما نسبت به این صنعت چیست؟ اگر شما مشاور برند محسن باشید، با این سطح استفاده افراطی از جوایز، چه راهکاری رو پیشنهاد می دهید؟
سلام جناب اقاي عزيزي،
ممنونم شما به من لطف داريد.
در جوابتون بايد عرض كنم من شخصا اگه توي اون جايگاه بودم از اين روش استفاده ميكردم و اسمش رو “مواز كاري” ميذاشتم ، به اين صورت كه خب طبق گفته هاي دوستان صنعت چاي در حال حاضر براي برندهايي كه اين چاشني هارو استفاده نميكنند نابود كنندست، خب پس اولا اين سياست رو اگرچه غلطه ولي حذفش نميكردم تا بتونم به رقابتم ادامه بدم، اما توي همين نوع سياست تجديد نظرهايي هم ميكردم و شاخص هاي استفاده از چاشني هاي فروش رو تغيير ميدادم تا بتونم به عنوان يك برند توي اين زمينه متمايز بشم يعني بهتر بگم نوع چاشني فروش روتغيير ميدادم تا بتونم به عنوان بك برند حداقل تو اين زمينه متمايز بشم و جلب توجه كنم، حال به موازات اين سياست غلط ولي اجتناب ناپذير ميومدم و يك استراتژي بلند مدت طراحي ميكردم براي اينكه كم كم استفاده از چاشني هارو زماني كه برند مشهور شد كمرنگ تر كنم و پاي كيفيت رو به موازات اون به ميون بيارم و روش تاكيد بيشتري داشته باشم، ولي سياست چاشني هارو حذف كلي نميكردم بلكه كمرنگ ميكردم، يعني زماني كه مشتري هاي خودم رو پيدا كردم حالا كمي علمي تر، ب پيام هاي محيطي مناسبي كه اون ها رو درگير ميكنه جلو ميرفتم تا اگاهي سازي مناسبي كنم تا بتونم جذابيت محصول رو با يك روش مناسب بالا ببرم، به اين صورت كه ابتدا يك پايه هرچند سست و نامستحكم از چاشني بوجود مياوردم و بعد از رون با استفاده از ابزارهاي اثربخشي علمي مثل ايدا و… بنيان اون رو محكم ميكردم و مشتري هارو علمي بار ميوردم نه شرطي.
با تشكر
سپاس از شما جناب زمانی عزیز
راهکار کاملا هوشمندانه ای ارائه فرمودید. تغییر آرام یکی از استراتژی هایی است که بسیاری از شرکت ها در مواقع تغییر استراتژی از فواید آن استفاده می نمایند.
از طرف دیگر توجه به تغییر عادت مشتری در خرید در نگاه شما به حل مساله کاملا هویداست. بسیار عالی. این تغییر نگاه لاجرم باید صورت بگیرد تا در آینده کم کم این صنعت از این بیماری ای که بدان مبتلا شده، رهایی یابد.
از استراتژی موازی کاری لذت بردم جناب زمانی عزیز
سپاس از همراهی شما با یک فنجان برندینگ و کافه بازاریابی
سلام .زمان پخش این تبلیغات چیزی که من زیاد می شنیدم این بود « این پولا رو از کجا میارن اینقدر جایزه می دن واقعا اینقدر سودشون زیاده که می تونن اینقدر جایزه بدن ؟» و فکر می کنم این جایزه ها بی اعتمادی ایجاد میکنه . واقعا با این همه پول نمیشه کار دیگه ای کرد؟
سلام خانم قاسمی
سپاس از همراهی شما. این نگاه بی اعتمادی نسبت به قرعه کشی ها وجود داره. اما فارغ از صنعت چای، به نظر شما برندهایی که از این ابزار استفاده می کنند چه باید کنند و همراه استفاده از این ابزار چه پیامی رو به مشتری منتقل کنند که این فضای بی اعتمادی نسبت به اون برند به وجود نیاد؟
سپاسگزارم
سلام وقت بخير به دوستان
من خودم نوع ايراني جاي (جاي لاهيجان) راترجيح ميدهم. اکر بخاطر داشته باشيد جند سال کذشته از طرف وزارت بهداشت نسبت به سمي بودن برخي محصولات وارداتي هشدار داد . در مورد جاي وارداتي نيز بعيد مي دانم از اسانس و مواد غيرمجاز براي سلامتي مضر است استفاده نشود. برکزاري جنين جشنواره هايي به اين معني که به ازاي خريد محصول ناسالم حايزه بکيريم که عاقلانه و منطقي نيست.
طي جند سال کذشته و با ورود محصولات بي کيفيت خارجي (برنج و جاي و….) ذايقه و سليقه مردم نسبت به اين محصولات عوض شده و مثلا در شهر لاهيجان که جاي مرغوب توليد مي کنند، جاي خارجي نيز در فروشکاهها وجود دارد.
اين شرکتها ممکن در کوتاه مدت سود اوري داشته باشند ولي در بلند مدت اينطور نيست. جون از کيفيت پاييني برخوردارند. به نظر من محصول /خدمتي که کيفيت بالايي داشته باشد و مردم از ان راضي باشد، مردم نسبت به ان وفادار خاهند بود. در پايان از نويسنده بابت اين مقاله خيلي خوب که دغدغه خيلي ها شده تشکر مي کنم.
سلام خانم مکاره چیان
از همراهی شما و لطف شما سپاسگزارم. دغدغه سلامتی بعد دیگری از این داستان بود که شما به درستی به آن اشاره فرمودید. متاسفانه ما با اینکه خود تولید کننده چای هستیم اما برند قوی ای در این زمینه نداریم. چند وقت قبل چای فومنات خریدم که اگر بسته بندی آن را پیدا کنم حتما در ذیل همین پست خواهم گذاشتو متاسفانه دیگر این برند را جایی ندیدم و این نشاندهنده مساله ای است. شما از چه برندی از چای ایرانی استفاده می کنید؟
وفاداری نسبت به این برندها متاسفانه پایین است. امیدوارم این برندها فکری کنند.
از همراهی شما سپاسگزارم
چای لاهیجان سالم نوش جانتان…
با سلام وقت بخيرو تشکر از شما
موضوع جالبي اشاره کرديد نظرات موافق و مخالف دوستان نيز جالبه. در موردجاي فومن که اشاره کرديد،بايد عرض کنم که جاي توليد فومن نيز مرغوب است ولي متاسفانه جامعه شناخت زيادي نسبت به آن ندارند. علت ان شايد عدم تبليغات کافي مي باشد و همانطور که اشاره کردم مردم در شهر لاهيجان و فومن و …… نيز ازجاي خارجي استفاده مي کنند. در مورد اينکه پرسيديد از جه نوع جاي استفاده مي کنيم بايد عرض کنم که مصرف جاي سالانه مان را در فصل بهار مستقيما از کارخانه تهيه مي کنيم. لازم به ذکر است که از منبعي معتبر شنيدم که در طي رشد بوته جاي هيج افت کش يا سمي استفاده نمي شود.(اکر دوستان اطلاعات دقيق تري در اين مورد دارند اعلام بفرمايند)
سلام مجدد خانم مکاره چیان
بله متاسفانه برندهایی که در این زمینه فعالیت می کنند تبلیغات مناسب و اطلاع رسانی کافی ندارند. می دانیم که برخی از چای های وارداتی دارای ضررهایی برای بدن هستند و از طرف دیگر کشاورزان شمالی عزیز ما دچار مشکل فروش در چای خود هستند. بحث کیفیت، البته مهم است اما می توان انتظار داشت که شرکتی بیاید با تجهیزات آزمایشگاهی و اطلاح بذر و موارد فنی، هم کیفیت چای مناسبی در اختیار مصرف کننده قرار دهد و هم چای سالم که مطمئن باشیم لااقل از نوشیدن آن، اگر سودی ندارد، ضرری به ما نخواهد رسید.
چند وقت پیش چای فومنات را خریدم. صرفا به دلیل نوشته ای که روی بسته بندی مشخص است: درآمد حاصل از این چای…
و باز هم قصه پرغصه ارتباط صنعت و دانشگاه…
به هر حال برندهایی که از چای ایرانی استفاده می کنند مزیت رقابتی مناسبی می توانند برای خود دست و پا کنند. اگر و تنها اگر درست گام بردارند
با سلام و احترام به همه دوستان
من علی سواری از اهواز هستم.درحال حاضر هم به عنوان سوپروایزر چای سوفیا در استان خوزستان فعالیت میکنم.من خودم الان چای سوفیا با طعم هل مصرف میکنم نه بخاطر اینکه توی این شرکت کار میکنم بلکه بخاطر کیفیت بسیار عالی و خوبش.البته از وقتی تو این شرکت کار کردم کیفیتشو فهمیدم.میخوام دوستان عزیز آدرسشونو بدن و با خرج خودم براشون بفرستم و معنی کیفیت و تفاوت در صنعت چایی رو بفهمند.ولی چایی و تنوعش تفاوتهای بسیاری داره.تعجب و ناراحت شدم از بعضی از نظرات که از روی بی آگاهی تمام چایی ها رو یکی میدونستن.
به هرحال من دوست دارم عضو مجموعه دوستان کافه باشم.
ممنون
جناب سواری عزیز سلام
خیلی خوشحالم که عزیزانی چون شما از صنعت چای هم در این بحث شرکت فرمودند. اولا خیر مقدم عرض می کنم و خوش آمد میگم و منتظرم از نظرات شما در این بحث و دیگر بحث های کافه استفاده کنیم. ثانیا خیلی خوشحال خواهم شد اگر، همان طور که جناب آقای دکتر فرمودند، یک مطلب مستقل درباره صنعت چای تهیه بفرمایید که در صحن علنی منتشر کنیم. جناب سواری عزیز این چای وارداتی از کجا می آید؟ تماما یک تولید کننده است؟ چای سوفیا برای جذب مشتری چه استراتژی ای دارد؟ چای تان از کدام کشور تامین می شود؟
سوالات بیشتری دارم که خوشحال خواهم شد بحث کوچکی در ذیل این بحث و بحثی هم در ذیل پست خودتان داشته باشیم.
سپاسگزارم از همراهی شما
آقای سواری عزیز به طور مستقل یک مطلب از چایی تهیه بفرمایید و برای صحن علنی ارسال کنید تا همگان بخوانند و استفاده کنند. اگر در مورد شرکت خودتون هم شرح دهید چه بهتر ممنون
با سلام و احترام به همه دوستان عزیز
با توجه به دستور دوستان در مورد بیان مطالبی در مورد چایی و همچنین معرفی محصولات شرکت چای سوفیا بر آ شدم تا مطالبی رو بنویسم.
امید وارم که مورد استفاده عزیزان قرار بگیره.
ضمنا دوستان هر کسی سوال یا نظری داره خوشحال میشیم بشنوم.ممنون
ویژگی اصلی چای سوفیا:
1- تازگی چای به دلیل تامین چای از سریلانکا و کنیا که 12 ماه سال چای دارند به طوری که از زمان برداشت برگ سبز تا مصرف چای سیاه یا سبز خشک زمانی بین 3 ماه الی نهایتا 4 ماه مورد نیاز است .
در حالی که چای کشوری مثل هند در فصل بهار و تابستان برداشت و برای 6 ماه آینده انبار خواهد شد در نتیجه کهنگی آن بالاتر می باشد. ضمن اینکه زمان مصرف چای که در بسته بندی ها 2 سال هیچ تاثیری بر فاسد شدن آن ندارد و فقط تازگی آنرا از بین می برد –(عوامل نگهداری و حمل که بعضا باعث کپک و سایر مواد خارجی می شود از این قاعده مستثنی هستند )
2 – چای سوفیا به هیچ وجه ترکیبی از چای های مختلف دنیا مانند ویتنام ، اندونزی ، هند، رواندا،ایران و سایر کشور ها نمی باشد.
3- بسته بندی فلزی بهترین پوشش و البته گرانترین جهت نگهداری چای به منظور جلوگیری از کپک و حفظ تازگی چای می باشد.
4- چای کله مورچه کنیا که از بهترین باغات آن کشور تهیه می شود در کشور ما بسیار کمیاب می باشد و مصرف کنندگان و حتی بازرگانان شناختی از این چای ندارند.
5 – کلیه چای های مورد استفاده شرکت از مناطق High ground تهیه می شود که دارای بالاترین طعم می باشند.
محصولات شرکت
1- شکسته ساده :چای مناطق High ground سریلانکا – مناسب با ذائقه هایی که چای را بدون هیچ طعم اضافه دوست دارند – دارای طعم طبیعی چای سیلان-در بسته بندی فلزی به شکل مربع و با رنگ نارنجی
2- شکسته عطری: چای مناطق High ground سریلانکا – با عطر طبیعی برگاموت (برگاموت از خانواده نارنج می باشد) (Earl gray)– چای مخصوص صبحانه به طوری که مصرف آن پس از بیدار شدن و همراه صبحانه توصیه می شود و بدن را آماده فعالیت روزانه می نماید .بسیار خوش طعم ،شیرین و مطبوع و مصرف خالی آن در صبح ها نه تنها باعث ضعف نمی شود بلکه انرژی و نشاط می بخشد. در بسته بندی فلزی به شکل مربع و با رنگ آبی
3- شکسته با طعم هل : چای مناطق High ground سریلانکا – با عطر طبیعی Cardmom (هل) – در بسته بندی فلزی به شکل مربع و با رنگ سبز
5- کله مورچه لایت: چای کله مورچه ساده – در بسته بندی فلزی به شکل مثلث و با رنگ نارنجی
5- کله مورچه فول: دارای بالاترین سطح طعم چای کنیا و به اصطلاح full flavor – طعم گس بسیار جذاب – توصیه می شود پس از کار روزانه و در حین کار جهت رفع خستگی نوشیده شود. در بسته بندی فلزی به شکل مثلث و با رنگ آبی
4- کله مورچه با طعم هل :با عطر طبیعی Cardmom (هل) – پر طرفدارترین و پر فروشترین محصول شرکت – محصول کنیا – جالب است بدانید که فرآوری این چای به گونه ایست که به کشور کنیا صادر می گردد. در مورد این چای هیچ گونه رقیبی در بازار وجود ندارد. در بسته بندی فلزی به شکل مثلث و با رنگ سبز
یک توضیح در مورد عطر طبیعی Cardmom و برگاموت :این نوع افزودنی در صنایع دیگر مانند بستنی و ماء الشعیر مورد استفاده قرار می گیرد ولی در مورد چای حساسیت ان بسیار زیاد است – در حالی که عطر Cardmom مورد استفاده در چای سوفیا جزء گرانترین افزودنی موجود و full nature می باشد.
در مورد انتخاب عطرهای تی بگ و سایر چای های فوق تحقیقات میدانی توسط تیم کارشناسان طعم انجام می پذیرد.
به دلیل محدودیت های بازرگانی کشور جمهوری اسلامی ایران و حمایت از تولید و اشتغال ایرانی فقط بسته بندی کالا ها در منطقه آزاد چابهار انجام می پذیرد و انتخاب این منطقه به دلیل اعمال کنترل های لازم توسط شریک خارجی و شرایط صدور ویزا و روادید و امنیت سرمایه گذاری و انتقال ارز راحت تر نسبت به سایر مناطق کشور می باشد .
همچنین واردات قانونی چای صرف هزینه های درمانی و سایر زیر ساخت های کشور می شود .
خواص سایر محصولات چای سوفیا:
تی بگ 20 عددی envelop دار :خصوصیت ویژه تی بگ های سوفیا عدم استفاده از منگنه به علت فلزات سنگین موجود در این گونه مواد و همچنین نگهداری در فویل آلومینیوم که بهترین پوشش نگهداری برای چای می باشد و تازگی طعم و عطر را چند برابر می نماید .و توضیح دیگر آنکه برای داشتن حد اکثر طعم در تی بگ بهتر است میزان 2 دقیقه در فنجان یا قوری باقی بماند.
1- چای و زعفران ترکیب بسیار مناسب و سبب افزایش خواص دارویی و درمانی چای بخصوص افزایش هضم غذا ،خون ساز: بر طرف کننده افسردگی ،اضطراب تسکیل دهنده درد ،تسریع در آرامش اعصاب ،تقویت کننده قوای جنسی ، توقف خون ریزی بعد از عادت ماهانه و زایمان ،خواب آور و ضد تشنج و نشاط آور
2- چای و هل – ضد گاز معده و روده ،تقویت کننده دستگاه گوارش – خوشبو کننده و ضد عفونی کننده دهان و دندان ، تسکین دهنده ، اشتها آور به درمان سرما خوردگی سرعت می بخشد ،کاهش ترشی معده ،ضد مسمومیت ، نشاط آور . این ترکیب خواص غذائی و پیشگیری و درمانی چای را افزایش میدهد.
3- چای و دارچین :باعث جوان شدن و شادابی پوست ، نشاط آور ، بر طرف کننده ضعف کلیه و دست و پا ، در مان کم خونی مسکن دردهای عضلانی ، تب بر، خاصیت ایمنی چای را افزایش میدهد ، کاهش فشار خون ، در مان اسهال و سرماخوردگی .
بدین ترتیب ترکیب چای و دارچین که سابقه بسیار طولانی در طب سنتی ایران و هندوستان دارد موجب افزایش کلیه خواص عدیده چای سیاه می گردد و آنرا گوارا و معطر میسازد.
4- چای سبز در سه طعم ساده – هلو – جاسمین
5- چای سیاه : ساده وعطری
چای very special brand
1- چای آرما- این چای از باغ زیبای روهونا و نمونه ای از چای بسیار با کیفیت ارتفاعات معروف سیلان است-
طلایی رنگ ،معطر و متعالی بوده و نوشیدن آن موجب میشود احساسات زیبا به راحتی مجال بروز پیدا کنند.
2- چای کلاسیک: طعم دلچسب آن گواهی بر این مدعاست که همیشه وقت خوردن چای است.
این چای از از باغ زیبای مزرعه طلایی که در منطقه معروف نوارالیا واقع شده بدست می آید.
نکته: این دو معصول از سرگل چای تهییه می شود و بخاطر محدود بودن سرگل چای و منطقه خاص تولید ، بسیار کم یاب کمی گرانتر از چایی های معمول می باشد
چای سوفیا متعهدانه می کوشد بهترین و مرغوبترین چای را روانه بازار کند و در دسترس مصرف کنندگان بگذارد.
چای و انواع آن
نام علمی چای:Camelia Science و سابقه 5 هزار ساله دارد- و گیاه اصلی چای در مناطق چای خیز دنیا(30 کشور دنیا) از جمله:سریلانکا، کنیا،هندوستان،چین ،ایران،ترکیه و … قرار دارند.
a) طبقه بندی انواع چای : چای سیاه از لحاظ سایز
1) قلم (op1) درشت و دیر دم زمان دم – 15 دقیقه
2 ) شکسته (FBOP) به لحاظ سایز نصف چای قلم می باشد و زمان دم بین 8 تا 10 دقیقه
3) (FBOPF) باروتی :زمان دم 5 تا 7 دقیقه
4) کله مورچه یا CTC:زمان دم 3 تا 5 دقیقه
5) PF (چای مورد استفاده در تی بگ) :زمان دم 2 دقیقه
اساسا زمان دم چای بر اساس سایز چای تعیین می گردد،
b) طبقه بندی چای بر اساس عملیات فر آوری: چای سبز:عملیات اکسیداسیون انجام نمی شود
چای سیاه:عملیات اکسیداسیون انجام می شود
چای اولونگ:بین سیاه و سبز
چای سفید:قبل از سبز
مراحل چایسازی:
1 پلاس
2 مالش
3 تخمیر
4 خشکاندن Drying
5 Sorting
– سریلانکا یا سیلان در ساخت چای ارتودوکس(شکسته) شهرت دارد و بیشتر تولید این کشور ارتودوکس می باشد
– کشور کنیا در ساخت چای (کله مورچه)CTC شهرت دارد.
– ویژگیهای چای شکسته خوب:
برگ زرد ندارد –حالت پیچیدگی بیشتری دارد – چگالی بیشتری چای باعث طعم دهندگی بیشتر می باشد . هر 1 کیلو گرم چای 450 فنجان چای شراب می دهد ، نسبت به چای CTC شیرین تر است
– ویژگیهای چای CTC :
750 لیوان در یک کیلو – جهت اقتصاد خانواده موثر تر است – رنگ بالا به همراه طعم گس و بسیار بالا
عوامل تاثیر گذار در فرآوری یک چای خوب:آفتاب مناسب – باران به موقع و به اندازه –هوای خوب به طوری که در ارتفاعات چای با طعم بیشتری به عمل می آید – فرآوری به موقع و مناسب – چیدن خوب –نگهداری باغات با روش های علمی
ویژگیهای ظاهری چای خوب :
سیاهی زیاد دلیلی بر خوب بودن چای نیست – رنگ ظاهری مشکی و بعضی اوقات همراه با قهوه ای می باشد که به خاطر تازگی چای است ولی زردی برگ و داشتن چوپ و سایر اشیائ خارجی از کیفیت چای می کاهد – چگالی بالای چای یا سنگینی نشان دهنده عناصر بیشتر چای در هر واحد محاسباتی می باشد – داشتن زر سفید یا نقره ای یا طلایی در طعم بالای چای تاثیر زیادی دارد و این نوع چای به ندرت یافت می شود و بسیار گران می باشد . باغ های روهانا و نوارالیا در سریلانکا در سال مقدار کمی چای با زر بالا تولید می کنند .
ودر نهایت چای را با تست چشائی می توان شناخت – مطابق سنت در بازار ایران به ظاهر توجه زیادی می شود – و بازهم نهایتا می توان گفت ذائقه هر نفر تعیین کننده رضایت فرد از یک چای خاص می باشد.
– چای چینی در کشورهائی مانند سریلانکا که نزدیکی خط استوا قرار دارند 12 ماهه انجام می پذیرد و در کشورهائی مانند ایران ،هند که 6 ماه سال هوا سرد است چای عمل آوری نمی شود و در واقع رشد نمی کند.
رابطه طعم و رنگ چای :
چای در سه منطقه ارتفاعات یا High ground – middle ground و land ground (مناطق پست) کشت می شود.
خصوصیات چای High ground :طعم زیاد و رنگ کم – مصرف این چای برای کسانی که آشنایی زیادی به چای دارند مرسوم است . چای زر دار در این مناطق به عمل می آید.
خصوصیات چای High ground : طعم متوسط ،رنگ متوسط
خصوصیات چای land ground: طعم بسیار پایین و رنگ بالا – مصرف این چای در ایران بسیار رواج دارد.
نکاتی در مورد نگهداری چای :
1- به هیچ وجه در کنار مواد بودارمانند ادویه جات و محیط های بودار نباید قرار بگیرد.
2- در مجاورت اکسیژن زیاد قرار نگیرد و بهتر است در قوطی فلزی یا شیشه ای نگهداری شود.
3- در جای مرطوب نگهداری نشود زیرا باعث کپک می شود .
مواردی در مورد چای ایرانی :
1- به لحاظ آماری اگر کلیه باغات ایران بتوانند چای مرغوب تولید کنند جوابگو 20 % مصرف خواهند بود این در حالی است که کمتر از 2-4 درصد از چای های موجود در باغات ایران به صورت اصولی و علمی نگهداری و تامین چای می نماید.
2- چای در ایران بصورت برداشت یک فصل در سال می باشد و در هر فصل 3 چین خوب داریم .
3- ذائقه مردم ایرانی با چای خارجی هماهنگ شده است. همانطور که ذائقه ایرانیها با برنج ایرانی می باشد.(نسبت به برنج هندی و پاکستانی)
– مواردی در مورد چای و قهوه:کافئین موجود در چای به میزان نصف قهوه می باشد به طوریکه در قرصهای در مانی مانند دیفن هیدرامین کافئین وجود دارد.
– مواردی در مورد دمنوش های گیاهی:سازمان بهداشت جهانی به 5 کشور مجوز تخصص طب سنتی داده است هند، چین،ایران ،یونان و …. ودر این مورد هیچ گونه text book وجود ندارد ،هم اکنون طب سنتی در دانشگاه تهران و دانشگاه مشهد تدریس می شود. و وزارت بهداشت و سازمان استاندارد هیچ گونه استانداردی در مورد تامین ، تهیه ،نگهداری و consume dosage گیاهان داروئی ارائه نکرده اند.
– مصرف متعادل چای توصیه می شود –مصرف زیاد چای نیز موجود Hypo یا افت فشار می شود.
خواص آب در چای:
رنگ ،عطر و کیفیت هر نوع چای با شفافیت ، املاح و اسیدیته آب مورد استفاده در طبخ چای بستگی دارد.
اگر برای دم کردن چای از آب های فاقد کلر و عاری از املاح کلسیم و سدیم استفاده نمائید ، چای شفافیت کیفیت و رایحه طبیعی خود را به خوبی نشان می دهد.
چای CTC کنیا در آب های قلیایی نظیر آب تهران طعم گواراتری خواهد داشت.
بطور کلی در آب های حاوی کربنات و بی کربنات کلسیم بعلت یونیزه شدن پلی فنل رنگ چای تیره می شود.
علاوه بر تراکم املاح ،جوشیدن بیش از حد آب کتری و سماور بعلت کاهش گاز کربنیک و اکسیژن آب کیفیت چای را کاهش می دهد.
کلیه محصولات موجود چای سوفیا در بازار ایران بر اساس طبقه بندی آب در 4 استان انجام شده است .
بهترین دما برای تهیه چای سبز 80 درجه سانتی گراد می باشد .بطوریکه قبل از جوشیدن آب و به محض دیدن بخار آب بهترین زمان دم کردن چای سبز است.
خواص چای سیاه :
آنتی اکسیدان بالا – زندگی مدرن امروز و اسیدهای چرب و مایکرویوها باعث ایجاد الکترونهای آزاد در بدن می شود که آنتی اکسیدان باعث خاصیت ضد سرطانی می شود.
کاهش فشار خون بالا
افزایش سوخت و ساز بدن(متابولیسم)
کاهش خطر بیماریهای قلبی و عروقی با افزایش خاصیت ارتجاعی رگها و کاهش کلسترول بد
کاهش خطربروز دیابت نوع 2 و پیشگیری از افزایش قند خون
جلوگیری از پوکی استخوان با افزایش متراکم بافت استخوانی
به خاطر سه ماده کافئین ،تئوبرومین و تئو فیلین دارای اثر آرام بخش و انرژی دهنده به عضلات است.
خواص چای سبز:
به تائید FDA آنتی اکسیدان 1 لیوان چای معادل 8 لیوان آب پرتقال و 1 گیلاس شراب است.(در مورد چای سیاه نیز صدق می کند)
میزان ئیتامین ث چای سبز به اندازه یک لیمو کامل می باشد.
به خاطر کافئین ،تئو برومین و تئو فیلین و اسد آمینه تئانین دارای اثر آرام بخش سلسله اعصاب و بافت عضلانی است.
پلی فنل چای سبز در زمره قویترین آنتی اکسیدان ها است که اثر بخشی آن دویست برابر ویتامین E می باشد.این ماده دارویی فرسودگی و حافظ سلول های بدن در برابر عوامل بیماری زاست ) رادیکال آزاد)
نوشیدن روزانه چند فنجان چای سبز از سرعت عوارض پیری و کهولت میکاهد.
چای سبز بدن را در برابر انواع سرطان پروستات ، کلون، پستان ،دستگاه گوارش و دهانه رحم حفظ می کند.
سبب کاهش کلسترول و گرفتگی عروق کرونر قلب می گردد.
به دفع سموم بدن و افزایش ادرار کمک می کند.
چای بویژه را پی گلوکاتشین گالات (EGCG) مانع فعالیت های مخرب مولکول اکژن رادیکال آزاد یعنی عامل عمده اکثر بیماری می باشد.
نوشیدن چای سیاه بویژه سبز سبب بهبود بهداشت دهان و دندان و استحکام عاج و مینای دندان ها میگردد.
کاتشین چای سیاه و سبز موجب فعال کردن نسوج کبد و آنزیم های خنثی سازی سموم شیمیایی میگردد. باکتری های مضر روده کوچک را کاهش داده و به افزایش فعالیت باکتری مفید موثر در هضم غذا کمک می کند.
سبب ترمیم بافت کششی پوست بدن بخصوص دست و صورت و کاهش چین و چروک صورت میشود.
حافظ پوست بدن در برابر تابش اشعه ماوراء بنفش سرطان زا می گردد.
در درمان اسهال خونی و آمیبی کاربرد دارد.
ماده داروئی چای سبز EGCE دویست برابر بیشتر از ویتامین C و خاصیت ذخیره کردن آن در بدن به بهبود سرماخوردگی و آنفولانزا کمک موثر می کند.
چای سبز مانند آسپیرین از تشکیل لخته و گرفتگی عروق پیشگیری می کند
به هضم مواد غذایی و سرعت گردش خون کمک می کند.
باعث افزایش سوخت و ساز بدن (متابولیسم ) می شود.
ویتامین C آن بیش از یک لیوان آّ پرتقال است.
عکس انواع چای سوفیا
جناب سواری عزیز
سلام مجدد
از نظر مبسوط حضرتعالی بسیار استفاده کردم. مخصوصا مواردی که به طور کلی به چای پرداخته بودید.
همچنین بسیار سپاسگزارم که نظر خود را با همراهان کافه بازاریابی به اشتراک گذاشتید.
در مورد چای ایرانی چه پیشنهادی دارید جناب سواری؟ آیا شرکت شما برنامه ای برای تغییر و بهبود کاشت چای در ایران دارد که به مرور به چای ایرانی گرایش پیدا کنیم؟ به هر حال بسیاری از مشتریان به سلامتی چای خارجی شک دارند و ترجیح می دهند چای ایرانی سالم بنوشند. شرکت شما طرحی در این مورد دارد؟
سپاس
آقای عزیزی لطفا این مطلب در صحن علنی اکران شود. ممنون از نگارنده
چشم جناب آقای دکتر
در زمان بندی انتشار قرار گرفت
از تمامی دوستان سپاسگزارم. به ابعاد مختلفی در استفاده از جوایز اشاره شد که مطمئنا برای تمامی ما درس آموز استو مطالبی هم از دل صنعت بیان شد که بسیار عالی بود.
سلام
استراتژی جمعه بازاری
به نظر من این وضعیتی که در بازار صنایع مختلف کشو راه افتاده است ازجمله بازار چای ، مانند یک جمعه بازاری می ماند که همه محصولات خود را آورده اند و تنها آن فروشنده ای برنده است که صدایش بلند تر یا اجناسش حراج است .
باید به مدیران بازاریابی این شرکت ها تبریک گفت که نهایت خلاقیت آنها تبلیغاتی است که نشان می دهد آنها نجات بخش خانواده هستند.
با احترام
در محیط رقابتی بازار ما، فروش حرف اول را می زند، هر اقدامی که شرکت انجام می دهد اگر به فروش منجر نشود، محکوم به قطع اجراست. مسئولیت اجتماعی و فرهنگ سازی اگر به فروش منجر نشود، به مرحله اجرا نخواهد رسید، کم هستند برندها و تولید کنندگانی که چنین گرایشی ندارند، اما خوب این رویکر غالب است. مطلع هستم که جشنواره فروش محسن، فروش و سود سرشاری را نسیب این برند کرده است. اگر نظر سنجس شود، بعید می دانم که فردی در ایران، نام برنج و چای محسن را نشنیده باشد، پس هم هدف فروش محقق شده و هم هدف آگاهی از برند. آیا این موفقیت نیست؟؟.
اگر سوال آخر بنده و پرسش مطرح شده در مطلب جناب عزیزی را کنار هم بگذاریم، حقیقتاً دچار نوعی سردرگمی می شویم.
سلام بر جناب حسینی عزیز و تشکر از نظر چالشی شما 😀
ذیل بحث دیجی کالا، بسیاری از عزیزان دلیل تبلیغات دیجی کالا را آمدن رقیب غربی قدرتمندی بیان کردند که از دیجی کالا از ترس به تبلیغ افتاده است. میبینید؟ دیجی کالایی هم که گمان می کنیم خوب کار کرده است باز هم رویکردی کوتاه مدت دارد.
تفاوت رویکردها به نظر من، ناشی از نوع نگاه به بیزنس است. مدیران این برندها به سود کوتاه مدت یکی دو ساله نگاه می کنند. اجناس بی کیفیتی عرضه می کنند و با صرف تبلیغات فراوان، کالای خود را به مصرف کنندگان می فروشند. مسلما باید فروش نگاه غالب باشد. اما پس کی می خواهیم برندهایی بسازیم که استخوان دار و محکم باشند؟ این نوع نگاه کوتاه مدت، همه پتانسیل مدیران اجرایی ما را گرفته است. از طرف دیگر آگاهی از برند صرفا کافی نیست. اگر محسن جشنواره خود را قطع کند، مسلما با کاهش فروش عجیبی روبرو خواهد شد. این برندها، محکوم به شکست هستند اگر وضعیت اقتصادی ما بهبود یابد و شرایط بازی قدری به نفع مصرف کننده تغییر کند.
من به نظرم این رویکرد ما را به جایی نخواهد رسانید. صرفا در دوره های مختلف زمانی، برندهایی می آیند و کالای خود را به مردم می اندازند و می روند. برند و برندینگ را سطحی می بینیم.
البته من نظر شما اصلی و دغدغه های شما را درباره برند می دانم جناب حسینی. شما نظر برخی از مدیران اجرایی را بیان کردید که هر روزه با آن ها سرو کار داریم. می خواهم خواهش کنم باز با نگاه همان مدیران پاسخ دهید و دوستان دیگر هم نظراتشان را بیان کنند تا بحث بهتری داشته باشیم
آقای عزیزی سلام
با حرفهای شما موافقم ولی متوجه دلیل اینکه چرا دیجی کالای جوان مرتکب این اشتباه شده نشدم اگر ممکن است یک توضیح مختصر بدهید.
ممنون
سلام و درود جناب بیاتی
من فکر می کنم دیجی کالا روند رشد مناسبی را طی کرده است. سایتی کارآمد، سیستم توزیع به نسبت مناسب و مدیریت خوب، همگی باعث شده اند دیجی کالا برندی قابل قبول در ذهن من و شما باشد. اما تبلیغات دیجی کالا دلیل بیرونی داشته است و این خوب نیست!
انتظاری که از دیجی کالا داشتیم این بود که به عنوان رهبر بازار، مدت ها قبل تبلیغات خودش را آغاز می کرد. رویکرد کوتاه مدت بدان معنی نیست که مدیران باور داشته باشند و اندیشه کرده باشند که به طور کوتاه مدت در بازاری خواهند آمد، سوی خواهند برد و بعد هم خواهند رفت. این بخشی از ماجراست. اما اگر با مدیر چای محسن هم مصاحبه کنیم به احتمال زیاد خواهند گفت که می خواهند سال های سال در این صنعت باقی بمانند. رویکرد کوتاه مدت یا سطحی، نگاهی است که کارهایی که باید به موقع انجام شود، انجام نشود. مانند تبلیغ یا خاتمه دادن به جشنواره هایی با طعم خودرو
نظر شما چیست جناب بیاتی عزیز؟
به گمان شما حتی برخی برندهای قوی ما هم رگه هایی از سطحی نگری در برخی از بخش ها را ندارند؟
این موضوعی که شما فرمودید بسیار درست است .
اجازه دهید یک داستان برای شما نقل کنم در زمانی یک شرکت بسیار زیان ده شده بود و مدیر آن به دنبال راهی برای بازپرداخت بدهی هایش بود شبی بر روی پلی پیرمردی را دید و برای تخلیه ذهنی موضوع را به او گفت و پیرمرد با لبخند او را همراهی می کرد و در آخر به او گفت کارهایت درست می شود. فردای آن روز یک چک 5 میلیون دلاری به امضا آقای راک فلر بر روی میز مرد بود . مدیر شرکت ابتدا می خواست به وسیله ی آن چک بدهی هایش را بپردازد اما چک را در گاو صندوق گذاشت و با این تفکر که پشتوانه ی محکم دارد تولید خود را افزایش داد تا جایی که سود آن سال بیشتر از سالهای گذشته شد و تمام بدیهی هایش را پرداخت کرد.
منظور این بود که بخش عمده اهداف کسب و کارهای ما در همان دو قسمت پایینی هرم مازلو خلاصه می شود و هیچ موقع به قسمت های 4 و 5 حتی فکر هم نمی کنیم و این طرز تفکر باعث نزدیک بینی برای مدیران ارشد ما شده و تا این طرز تفکر پابرجاست ما به هیچ عنوان اپل و سامسونگ یا زیمنس در ایران نخواهیم داشت.
بله دقیقا. متاسفانه چنین رویکردی در بین برخی از مدیران ما وجود دارد. به قول یکی از دوستان در ذیل همین بحث به نقل از جناب آقای دکتر محمدیان، ببسیاری از شرکت ها مشغول صیفی کاری اند و از این موضوع خوشحال. حال آنکه درخت کاری سال های قبل سامسونگ، امروز سودآوری فوق العاده ای برای سامسونگ دارد. یا داستان درخت کاری های سال های قبل الجی که امروزه دیگر این برند را نمی توانیم تحت سایه سامسنوگ در صنعت گوشی های تلفن همراه بدانیم بلکه خود به عنوان غولی در این صنعت شناخته می شود. امیدوارم روزی هم همین حرف ها را درباره برند های ایرانی بزنیم.
سپاس از همراهی شما جناب بیاتی عزیز
جناب عزیزی عزیز اگر اشکالی نداره می خواستم ازتون درخواست کنم که این نظر خوبتون رو با توجه به اینکه در خصوص دیجی کالا هم توضیحات بسیار مفیدی بیان کردین، در مطلب دیجی کالا هم درکپی کنید تا دوستانی که به اون بحث مراجعه میکنند بتونن از این نظر ارزشمند شما هم استفاده کنن
با سپاس فراوان
به روی چشم جناب داورنیای عزیز
نظر لطف حضرتعالی است.
جناب عزیزی، متاسفانه مهم نیست که شما چقدر می دانید، مهم این است که صاحبان برند چقدر از سخنان شما را درک می کنند. هر چقدر بگوییم که این اقدام برای آینده برند خوب نیست، اما برای مثال طی یک سال 600 میلیارد به فروش می افزاید، صاحبان برندی قسمت دوم جمله را متوجه می شوند. البته منظورم همه صاحبان برند نیست، هستند برندهایی که همچنان اصالت خود را حفظ کرده اند.
تجربه به من ثابت کرده و این اعتقاد من است، ممکن است درست نباشد: “هر چقدر مبلغ سرمایه گذاری برای جشنواره فروش افزایش یابد، کیفیت محصولات و خدمات کاهش می یابد”. پس اگر به این جمله معتقد باشیم، ادامه این جشنواره های فروش به ایجاد انتخاب بهینه برای مصرف کنندگان منتهی نخواهد شد، اما ادامه این رویکرد برای صاحبان برند شیرینی خاصی دارد که نمی توانند کنارش بگذارند.
من از چای گلستان قرمز برای صبحانه و گلستان مشکی برای پذیرایی استفاده می کنم. دلیلش هم به کیفیتی است از این دو محصول دیده ام. البته هر از گاهی که مسیرم به گیلان و شهرستان کلاچای می رسد ، چای خشک طبیعی فله ای می خرم.
این جمله شما “هر چقدر مبلغ سرمایه گذاری برای جشنواره فروش افزایش یابد، کیفیت محصولات و خدمات کاهش می یابد” واقعا مرا به فکر فرو برد. امیدوارم شیرینی کوتاه مدت امروز که در آینده به بیماری های بزرگتری منتهی خواهد شد را کنار بگذارند و حلاوت سالمی را برگزینند.
چای گلستان نوش جان و همین طور چای سالم کلاچای…
آقای عزیزی ممنون فکر کنم هیچ کدام از مطالب شما به اندازه این نظرات را جلب نکرده بود. درست می گم یا نه . علت چیه
خواهش میکنم جناب آقای دکتر
ارادتمندم
بله این مطلب نظر دوستان را جلب نمود. کافه بازاریابی سعی دارد تا با همراهی همراهان همیشگی و عزیزش به بررسی مطالبی بپردازد که جامعه بازاریابی ایران با آن مطالب سر و کار دارد. صنعت چای و چاشنی های فروش هم یکی از مباحث.
سپاس از حضرتعالی و دیگر دوستان و همراهان کافه بازاریابی
با سلام خدمت همه دوستان
آقای عزیزی با نظر شما موافقم. اگر از چاشنی های فروش زیاد استفاده شود آگاهی مششتری بالا می رود ،ولی اعتبار برند کاهش می یابد. در واقع شرکت های چای ایرانی فقط به سود در کوتاه مدت فکر می کنند،و به فکر برند سازی و تفکر بلند مدت نیستند.
به قول استاد ارجمند دکتر محمدیان دنبال صیفی کاری هستند ، و به درخت کاری نمی اندیشند. در حالی که وقتی برند خود را به عنوان برندی معتبر و تولید کننده یا ارائه دهنده کالای با کیفیت در ذهن مشتری جایگاه یابی کنیم،در بلند مدت سود بیشتری عایدمان می شود.
با احترام
سلام و درود بر جناب شجاعی عزیز
دقیقا صحیح می فرمایید. صیفی کاری اکثر برندهای ایرانی، مساله ای است که در بسیاری از صنایع متاسفانه با آن ها سر و کار داریم. امیدواریم این نوع تفکر کم کم جای خود را به درخت کاری دهد.
مدیران این برندها گمان می کنند صرفا آگاهی از برند کافی است و اگر روزی جشنواره های فروش هم قطع شود، همین میزان بالای آگاهی، آن موقع فروشی به میزان حال حاضر برای آن ها به ارمغان خواهد آورد.
ارادتمند
با سلام و احترام
قطعا استفاده از چاشنی های فروش بسیار موثر است اما زمانی که وارد مرحله افراط نشود. چای محسن اگر اشتباه نکنم هر هفته شاهد قرعه کشی ها و جوایز بزرگ آن هستیم.. چاشنی فروش یک محرک موقتی است که فروش را زیاد می کند اما در صورت به کارگیری درست و به موقع آن. من فکر میکنم بیشتر مشتریان این قبیل شرکت ها صرفا به خاطر این جوایز شاید وفادار ماندند باید دید اگر این چاشنی ها حذف شود درصد وفاداری آن ها چقدر است!!
با تشکر
سلام و سپاس از همراهی شما خانم رضایی
دقیقا صحیح می فرمایید. اگر به سایت محصن سر بزنید، این شرکت حداقل از آبان سال گذشته بدون توقف درحال برگزاری جشنواره فروش است! مشتریان امروز محسن، به خودرو وفادارند نه برند محسن! من احساس می کنم اگر چاشنی ها حذف شوند، بخش قابل توجهی از مشتریان محسن به برندهای دیگر مهاجرت خواهند کرد. اما به نظر شما در صورت انجام یکدفعه ای قطع جشنواره ها، که این موضوع را پیشنهاد نمی کنم، محسن چند درصد ریزش مشتری خواهد داشت؟
خیلی ممنون آقای عزیزی 🙂
خواهش می کنم. سپاس از حضرتعالی بابت همراهی با یک فنجان برندینگ
از انتشار این مطلب مدتی میگذرد اما امروز اتفاقی عکسی دیدم که یاد این مطلب افتادم
شرکت های تولید کننده چای می توانند ایده های جدیدی را دنبال کنند و با خلاقیتخودشان را از رقبا متمایز کنند و برندِ خودشان را در ذهن مصرف کننده ماندگار کنند.
سرکار خانم جاور سلام و سپاس از نظر شما و یادآوری این مطلب
بسیار مورد جالبی رو به اشتراک گذاشتید.
واقعا زیباست
متاسفانه در این صنعت -و البته بسیاری از صنایع دیگر- نوآوری تنها مفهومی تجملی است! در صورتی که نوآوری از نان شب هم برای کسب و کارها واجب تر است
و این نمونه، یک نوآوری ساده در چای کیسه ای است. ساده از منظر فنی و عملیاتی، و البته سخت از منظر شکستن اینرسی ذهنی مدیران این صنعت!
به نظر شما اگر فردا طرحی شبیه به این – و یا حتی زیباتر از این مورد- را به مدیرعامل محسن و یا هرکدام از شرکت های دیگر این صنعت ، ارائه دهیم چه پاسخی خواهیم شنید؟
سلام خانم جاور ممنون از همراهی شما. مدتی نبودید. فعال تر باشید ممنون
درست میفرمایید… به هر حال من فکر میکنم تغییر رو باید از یه جایی شروع کرد. اگر من ِ نوعی انقدر برای ایده ی خودم پیگیر باشم ، که امروز برم شرکت x، اگر جواب نگرفتم فردا برم شرکت y، اونجا نشد پسفردا شرکت z… بالاخره ممکنه یه جایی یکی پیدا شه که برای ایده ی من ارزش قائل شه… و شما فکر کنید ایده ی من توسط یکی از این شرکت ها عملی بشه ! ازاون به بعده که سایر شرکت های اون صنعت به خودشون میان و متوجه میشن نوآوری از نون شب براشون واجب تره!
سلام
ممنون از بررسی هایی که انجام میدین
نظرات خیلی جالبی ارایه میشن اینجا که واقعا اموزنده هستن.
راستش من چندتا سوال داشتم در زمینه برندینگ در ایران؟
۱. ایا تو مملکتی که خیلی از شرکت ها کنترل کافی رو برخی از مهمترین متغیرها مثل قیمت ندارن چطور میشه به فکر ایجاد برند تو این کشور بود؟
۲. دوستانی که در مورد جوایز فروش نظر دادن آیا از خودشون پرسیدن که شاید شرکت هایی که از این روش استفاده می کنند ان هم در طولانی مدت لابد اثرش رو روی فروش می بینن که به این کارشون ادامه میدن وگرنه مدیران این شرکت ها از ماها باهوشتر نباشن حتما کم هوش تر نیستن؟ چرا این شرکت ها بطور مستمر هزینه این فرایند رو پراخت می کنن؟ شاید همچنان مردم دوست دارن تو لاتاری این شرکت ها بطور مستمر بعنوان یه سرگرمی نگاه کنن و شرکت کنن؟
۳. ایا به رفتار شرکت های بین المللی با برندهای جهانی تو بازارهایی مثل امریکا یا اروپا توجه دارن که خیلی هاشون در طول سال به طور مستمر از جایزه و تخفیف استفاده می کنن و اساسا اسیبی به برندهاشون نمی رسه؟ منظورم برندهای بسیار معتبری که در وال مارت و مارکت بسکت و میسیز و … اقدام به عرضه محصولاتشون می کنند و در طول سال هم جایزه و تخفیف می دن؟
۴. آیا کسی مطالعه کرده که نقش برند (به معنایی که بسیاری از دوستان ازش برداشت دارن) چقدر در تصمیم گیری خانواده ایرانی نقش داره؟ در مقایسه با قیمت و …
۵. آیا کسی مطالعه کرده خرده فروش ها و بنک دارهای درگیر در توزیع مواد مصرفی چقدر به برند و چقدر به خروج کالا از قفسه فروشگاه هاشون اهمیت میدم؟ لطفا فقط به منطقه شمال شهر تهران توجه نداشته باشید کل کشور را در نظر بگیرید
۶. شاید اساسا مدیران یا صاحبان یک شرکت به دنبال ایجاد برند نباشند و هدف دیگری در سرداشته باشند بنابراین ارزیابی رفتار انها از دریچه برندینگ و متهم کردن شرکت ها به نزدیک بینی و صیفی کاری و نادانی و بی اطلاعی و … بیش از اینکه جایگاه منتقدین رو افزایش بده به مدیران و کارشناسان درگیر فرایندهای اجرایی بازاریابی (نمی دونم چند نفر از دوستانی که اینجا نظر دادن واقعا خودشون چند بار بطور عملی و در سطح ملی یا بین المللی درگیر فرایندهای برندینگ شدن) نشون میده که کارشناس ها و تحصیل کرده های بازاریابی کشور چقدر سطحی و از روی ذهنیت های خاص خود اظهارنظرهای کلیشه ای ارایه می کنند.
آقای دکتر حسینی سلام از مطالب ارزشمند شما سپاس گزارم از این که با کافه همراه هستید ممنون
آقای عزیزی خوشحالم که بخش برندینگ اینقدر فعال شده و نظرات زیادی جذ ب می کند.
من فقط چای ماسوله میخورم … چون کیفیتش از چایی های دیگه خیلی بهتره …
به نظر من شرکت ها تبلیغ میکنن تا کمبود فروششون رو پوشش بدن.تا به ظاهر برندشون جا بیوفته.
ولی بهترین تبلیغ کیفیت هستش …