آیا این طرح هم حاشیه ساز خواهد شد؟ // در نظرسنجی همگانی درباره این طرح شرکت کنید.

انجمن طراحان گرافیک انقلاب اسلامی به مدیریت اقای صانعی که قبل از این با طرح های محیطی حاشیه ساز”صداقت آمریکایی” و “شمر زمانه‌ات را بشناس” در بین مردممعروف شده است با طراحی بیلبوردهای جدیدی با پیام “تشویق مردم به کیفیت زندگی بهتر با بچه بیشتر” به بیلبوردهای شهر تهران بازگشته است. در این یادداشت قصد نقد این طرح ها را ندارم  چرا که فکر می کند این طرح انچنان در مقام اجرا قابل نقد نیست. با این حال به نظر شما آیا باز هم این طرح حاشیه ساز خواهد شد یا خیر؟

پاورقی: حتما شما هم با دیدن این طرح یاد این جمله اوایل انقلاب افتادید که ” فرزند کمتر زندگی بهتر”. این جمله ای که امروز بر در و دیوار شهر می بینیم نشان می دهد که ما مردم حرف گوش کنی هستیم و پیام اوایل انقلاب را بیش از حد گوش کرده ایم.


17 thoughts on “آیا این طرح هم حاشیه ساز خواهد شد؟ // در نظرسنجی همگانی درباره این طرح شرکت کنید.”

  1. اول بدون جهت گیری خاصی، من به شدت موافق استفاده از دانش بازاریابی در تحقق اهداف فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی هستم.

    برای مثال صحبت های اخیر دکتر ظریف، قبل از سفر به ژنو3 می توانست در یک کمپین بین المللی انتشار پیدا کند و بتواند کلیشه های ذهن مردم دنیا از ایران و انرژی هسته ای را تغیر دهد.

    یا ما می توانیم با طراحی یک کمپین وسیع تبلیغاتی، مثل سایر کشور های دنیا در جذب توریست از طریق انتخاب درست رسانه “اعم از شبکه های اجتماعی، کانال های خبری و حتی بیلبورد های تبلیغاتی” و طراحی شعار هایی مثل “visit the persia” یا “شهر من، من به تو می اندیشم” در جذب مخاطبین خارجی و ایرانیان مقیم در خارج اقدام کنیم. چرا که مردم دنیا تمدن پارسه را در کتاب های تاریخی خود خوانده اند و ایرانیان هنوز هم به وطنشان متعصب هستند.

    نکته ای که خیلی در چنین تبلیغات محیطی مهم است، طراحی شعار تبلیغاتی است که به نظر من شعار “فرزند بیشتر، زندگی شادتر” که بر وزن “فرزند کمتر، زندگی بهتر” است، نمی تواند تاثیر گذار باشد، چون شعار قبلی در فرهنگ ما جا افتاده بود و برای این می بایست فراموش شود، نه اینکه از جمله ای هماهنگ با آن برای تبلیغ استفاده گردد.

    همچنین باید قبول کرد که فرزند بیشتر، به هیچوجه نمی تواند با شادی آفرینی و مفهوم بهار که در تبلیغ آمده همخوانی داشته باشد؛ در اینجا میشد به از شعار های با مفهوم آینده نگری و سرنوشت سازی در ارتباط با بهار و نتیجه نگری دست به انتخاب شعار زد.

    به نظر من، اینچنین تبلیغاتی، بدون در نظر گرفتن مخاطب هدف، ازجمله قشر تحصیلکرده و دانشجو که با نتنش های شدید فرهنگی و اقتصادی رو به روست و یا ابعاد کاهش جمعیت از جمله مهاجر پذیری و عواقب آن که در کشورهای اروپائی به چشم می خورد، نمی تواند اثر گذاری لازم را داشته باشد

  2. نکته جالب توجهی که در بیلبورد فوق نظر من رو جلب کرد این بود که خانواده دوم که سوار دوچرخه خیلی خسته و ناراحت بنظر می رسند چرا مادر ندارند؟ آیا جدا شدن؟ یا…

    به هر حال درسته شاید فرزند بیشتر زندگی شاد تری در بر داشته باشه اما با مسائل اقتصادی و معیشتی خانواده های جوان امروزی، آیا می شه به 3 تا بچه فکر کرد؟ الان که دارم فکر می کنم واقعا شدنی نیست…… پوشک بسته ای 80 هزار تومان ….

    1. البته بعد مادر داشتن در طرح دوم از همین مجموعه جبران شده و مادر به طرحاضافه شده البته در مقالم یک خانواده که در حال پارو زدن هستند.

  3. اول بدون جهت گیری خاصی، من به شدت موافق استفاده از دانش بازاریابی در تحقق اهداف فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی هستم.

    برای مثال صحبت های اخیر دکتر ظریف، قبل از سفر به ژنو۳ می توانست در یک کمپین بین المللی انتشار پیدا کند و بتواند کلیشه های ذهن مردم دنیا از ایران و انرژی هسته ای را تغیر دهد.

    یا ما می توانیم با طراحی یک کمپین وسیع تبلیغاتی، مثل سایر کشور های دنیا در جذب توریست از طریق انتخاب درست رسانه “اعم از شبکه های اجتماعی، کانال های خبری و حتی بیلبورد های تبلیغاتی” و طراحی شعار هایی مثل “visit the persia” یا “شهر من، من به تو می اندیشم” در جذب مخاطبین خارجی و ایرانیان مقیم در خارج اقدام کنیم.

    چرا که مردم دنیا تمدن پارسه را در کتاب های تاریخی خود خوانده اند و ایرانیان هنوز هم به وطنشان متعصب هستند.

    نکته ای که خیلی در چنین تبلیغات محیطی مهم است، طراحی شعار تبلیغاتی است که به نظر من شعار “فرزند بیشتر، زندگی شادتر” که بر وزن “فرزند کمتر، زندگی بهتر” است، نمی تواند تاثیر گذار باشد، چون شعار قبلی در فرهنگ ما جا افتاده بود و برای این می بایست فراموش شود، نه اینکه از جمله ای هماهنگ با آن برای تبلیغ استفاده گردد.

    همچنین باید قبول کرد که فرزند بیشتر، به هیچ وجه نمی تواند با شادی آفرینی و مفهوم بهار که در تبلیغ آمده همخوانی داشته باشد؛ در اینجا میشد از شعار های با مفهوم آینده نگری و سرنوشت سازی در ارتباط با بهار یا واژه ای با مفهوم”جوجه را آخر پائیز بشمرید”و نتیجه نگری دست به انتخاب شعار زد.

    چرا که نکته اصلی مطرح شده برای افزایش موالید از دیدگاه جمعیت شناختی پیر شدن جمعیت جوان فعلی است که از نظر نسل فعلی بچه دار شدن را لازم نمی بیند.

    در پایان، اینچنین تبلیغاتی، بدون در نظر گرفتن مخاطب هدف، ازجمله قشر تحصیلکرده و دانشجو که با نتنش های شدید فرهنگی و اقتصادی رو به روست نمی توان ره به جائی برد و طراحی و گرافیک، بدون در نظر گرفتن فرآیند AIDA “attention, interest, desire, action” در خصوص تغییر نگرش به بچه دار شدن در کمپین های اینچنینی، جز آلودگی بصری نتیجه ی دیگری نخواهد داشت.

    در این راستا می توان با طراحی تبلیغات مناسب با ابعاد کاهش جمعیت از جمله مهاجر پذیری و عواقب آن که در کشورهای اروپائی به چشم می خورد، به توجیه نسل پرسشگر فعلی درخصوص تشکیل خانواده و افزایش موالید دست یافت.

  4. طنز جالبی بود من که حسابی خندیدم …. طراح این کار و ایده پردازش و اون شخصی که اعتقاد به زندگی بهتر با فرزند بیشتر داره حتما ایران زندگی نمی کنن !! کسی که تو این جامعه باشه و وضع مردم رو از نزدیک دیده باشه …..

  5. به نظرم حاشیه ساز میشه
    توی این زندگی بهتر مادر خانواده رو چی حساب کرده که نیستش ؟ ( به قول علی پروین شاید مادرو در نقش مدیر فنی تیم که کشکه به حساب آورده ) ، خوب شد حالا در مفهوم ذهنی طراح بودن یک فرزند دختر در بین پنج فرزن خانواده بلامانع تشخیص داده شده
    بعد همون طور که دوستان ذکر کردند، انقد این پیام مسخره ست و بی مفهوم که اصلا جای صحبت نمی ذاره ، …
    بیشتر شبیه جکه

  6. با یک گل بهار نمیشه!!!
    با این شعار که میخوان به نوعی وصل کنن به فرزندان خانواده نه تنها با چند تا گل بهار نمیاد بلکه با این وضع اقتصادی مملکت قحطی و خشکسالی هم مهمون خانواده ها میشه!!!
    به نظرم در نظر گرفتن این تعداد افراد شاید تو تفریح شاد به نظر بیاد ولی اگه همین تصویر تو خونه تصور بشه مشکلات و کمبودها تازه خودشونو نشون میدن!! اگه بحث برانگیز نشه جای شک داره!

  7. پیروی نظر آقای لسانی گفتم شاید بد نباشه حرف یکی از دوستان روزنامه نگارم رو اینجا بزارم. خیلی جالب و دقیق بیان شده و خوندنش خالی از لطف نیست. نقل مستقیم

    “اصلا کار ندارم به اینکه آویزون کردن همچین چیزایی از در و دیوار شهر چقدر به شوخی شبیهِ و مایه خنده و انبساط خاطر خانواده‌های تا خرخره در قرض و قسط و وام رو فراهم می کنه، می خوام به نکته‌ای اشاره کنم که احتمالا بعدش خیلی از شماها من رو به در آوردن شور فمینیست بازی متهم می‌کنید، اما سوال من اینه که چرا در این پوستر پدر خوشبخت ماجرا چهارتا پسر داره و یه دختر؟ آیا تصویرساز محترم فکر کرده اگه تعداد دخترا بیشتر از پسرا یا به اندازه اونا باشه ممکنه در دل بیننده شکی نسبت به میزان خوشبختی پدر خوشحال به وجود بیاد؟ حالا اون یه دونه دختر چرا آخر از همه نشسته؟ و مهم‌تر اینکه چرا بر خلاف همه پسرا، قوز کرده و خنده چندانی هم رو لبش نیست؟ حالا از همه اینا گذشته آیا این بچه ها یتیم و صغیرن و مادر ندارن؟ سه حالت داره، یا در نظر نگارنده مادر خانواده وظیفه خودش رو که همانا تولید این تعداد یا بیشتر بچه بوده انجام داده و جهت تکمیل خوشبختی دیگه نیازی به وجودش نیست یا شاید هم مادر خانواده، بچه ششم رو حامله ست و اساسا نمی تونه دوچرخه سواری کنه یا چون دوچرخه سواری با شئونات یک زن مسلمان مغایره اون داره پیاده دنبال دوچرخه میاد و چون قیافش خیلی شبیه خوشبختا نیست تو تصویر دیده نمیشه!”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *