دیده بان تبلیغات بعد از گذشت دو ماه و کلنجارهای بسیار؛ و پرس و جوهای بسیار؛ بالاخره خود را مجاب کرد تا این طرح محیطی را به نقد بکشد و روی سایت بگذارد و همه را دعوت به نقد کند. به راستی این طرح می تواند صاحب تبلیغ را به اهدافش برساند. اول از همه می خواهم از دریچه انصاف به این نکته اشاره کنم که در فضای خود شیفته تبلیغات محیطی این روزها که کارفرما دوست دارد مطالب زیادی را در یک طرح پیاده کند دیدن این طرح کم حجم به لحاظ نوشتار مورد تاکید قابل تقدیر است.
مشخص است که ایساکو دغدغه دعوت مردم به خرید محصولات اصل را دارد اما به نظر شما این طرح بعد از گذشت 2 ماه توانسته این اهدف را پوشش دهد. واقعا برای مخاطب خسته این روزها مشخص است که کدام برند این پیام را می دهد.
دیده بان تبلیغات اعتقاد دارد که این طرح نتها نمی تواند در متقاعد کردن مخاطب به خرید قطعات اصل موفق باشد (که هیچ دلیلی در این طرح نیست و هیچ تلنگری هم نمی زند) بلکه حتی مخاطب نمی تواند تشخیص دهد که کدام شرکت این پیام را می دهد. آن هم برای این مخاطب خسته.
دیده بان تبلیغات اعتقاد دارد که صاحب آگهی هم مثل مخاطب آن کمی خسته است و حوصله ارسال پیام به شکلی خلاق و شفاف را ندارد. دیده بان اعتفاد دارد که صاحب اگهی فقط دلش خوش است که بودجه تبلیغاتی خود را در مسیر تعیین شده خرج کرده است.
در تبلیغ جزییاتی وجود دارد که از هر 1000 نفر یک نفر هم آن را نمی خواند. مثل شعار خوب “رفیق فابریک شما“ که بازمانده از یک کمپین نصفه و نیمه این شرکت است.
راستی نقد منصفانه، نقد بدون جانبداری، نقد بدون توجه به صاحب اثر و خیلی از مفاهیم دیگر که در کارگاه نقد دکتر محمدیان بسیار مطرح شد را فراموش نکرده اید که. الان وقت ان است تا آنها را به کار بگیریم.
پاورقی: اصطلاح مخاطب خسته را به این دلیل اوردم که بگویم نمادهایی که در این طرح معرف ایساکوست، به راحتی برای مخاطب خسته ما قابل رمزگشایی نیست.

با سلام
منصفانه عرض میکنم. در نگاه اول (از روی عکس موجود در متن) به هیچ عنوان متوجه صاحب تبلیغ نشدم و مدتی در فکر بودم که تبلیغ چه شرکتی است؟ لذا به نظر می رسد این تبلیغ به هیچ عنوان نتوانسته پیام مورد نظر را به مخاطب، آن هم از نوع خسته اش برساند.
اما نکته مهم تر! با فرض آن که مخاطب پیام را دریافت کرده باشد، آیا برند ایساکو واقعا توانسته هاله اعتماد و علاقه و اشتیاق را نزد مصرف کننده خود ایجاد کند؟ خرید یک قطعه اصل به چه قیمتی؟ بنده در شهرستان زندگی میکنم.بدون توضیح اضافه ای اشاره کنم که قطعات اصل را می توان از برخی فروشگاه ها با تفاوت قیمت کاملا محسوسی تهیه نمود. به عنوان مثال فروشگاه بی نی سی در تهران. تجربه لذت بخش و بسیار رضایت بخش یکی از دوستانم را خدمتتان عرض کردم.
متاسفانه شعار ایساکو با رفتارش چندان همخوانی ندارد!
از ایساکو تنها شعاری خیلی در خاطرم مانده “تامین قطعات ، تضمین خدمات ” است.
سلام خیلی دوست دارم طراح محترم این طرح هم خودشان در مورد آن اظهار نظر کنند تا همه ابعاد طرح مورد بررسی قرار گیرد.
سلام
من بر خلاف نظر برخی و شاید هم نگارنده محترم این تبلیغ را خیلی عجیب و دور از ذهن نمی بینم
و ایرادی را که گرفته اند مبنی بر “عدم متوجه شدن صاحب کالا” را من اینطور نیافتم بلکه در نظر نخست
متوجه شدم شاید یک جواب این باشد که این کالا ها مخاطب خاص دارند و برای افرادی است که با ماشین سر و کار
دارند ، و مخاطبی مانند مواد خوراکی یا الکترونیکی ندارد که همه درگیر باشند.
همچنین تصویر جعبه ای که در آن لوازم یدکی است و آرم های روی جعبه بر واضح بودن آن افزوده است.
اما اینکه آیا اساساً این برند ارزش خرید یا به طور کلی تولیدات قطعات ایرانی کیفیت لازم را دارا هست
نکته ای دیگری است که بحث جای خود را دارد.
سلام
نظر بنده با شما متفاوته!
درسته که در این طرح بطور واضح نام برند آورده نشده اما فکر میکنم کسی که صاحب اتومبیلی مرتبط با محصولات ایساکو باشه، بطور مشخص با نگاه به بسته بندی محصولات ایساکو، براحتی این برند رو تشخیص میده.
اتفاقا نکته خلاق در این طرح، بلد نبودن نام برند است. طراح قصد گفتن این رو داره که حتی بدون درج نام برند در تبلیغ می تونه خودش رو به مشتری یادآوری کنه. و این بدلیل شناخته شده بودن و مورد پذیرش عمومی بودن این برند هست.
راستی!
فکر میکنم اگه طرح مورد نظر، دارای برجستگی از بالا بود و قطعات به میزان بیشتری واضح بودند زیباتر میشد. مثل طرح اسنوا که مقداری از تصویر (سر افراد)، بالاتر از طرح اصلی است.
یه سوال هم داشتم؛ منظورتون از مخاطب خسته (و تاکید بر این واژه) رو اگه امکان داره کمی توضیح بدید. خیلی حدس میشه زد در موردش که نمیدونم مورد نظر نویسنده چیه.
ممنون از شما
مخاطب این روزها به دلیل تعدد تبلیغات که ان را به الودگی بصری تغبیر می کند و همچنین مشفله های مختلف مثل من و شما روی تبلیغات متمرکز نمی شود.
مخاطب تبلیغات این روزها خسته است خسته
اصلا اون قدر که تبلیغات برای من و شما جدی است برای مخاطب جدی نیست
مخاطب تبلیغات را عنصر مزاحم زندگی می داند البته برخی هایشان
چند اشکال اساسی این طرح :
1- قرار دادن فله ای و بسیار بد نمونه محصلول در آگهی که بیشتر شبیه به قطعات دست دومه تا قطعه اصل و به قول معروف آک بند
2- تاکید بر کلمه اصل بدون هیچ تناسب و رابطه ای با تصویر
3- گرافیک کلمه اصل با فاصله ای که توسط کلمه بخرید در آن ایجاد شده قدرت اصل را در ذهن مخاطب دچار شکست می کند . اصلی ترین کلمه در این آگهی(اصل) با فاصله ای که در آن افتاده ، شکسته ،ضعیف و سست به نظر می رسد
4- به لحاظ بصری این ترکیب بندی متعادل نیست و وزن سمت راست تصویر بسیار سنگین تر از سمت چپ است
5- عکس محصولات در ابتدایی ترین حالت ممکن کار شده است و عکاسی صورت نگرفته
البته شایان ذکر است که این آگهی متناسب با استاندارد های کمپانی سفارش دهنده اجرا شده است . یک کمپانی خوب می تواند یک آگهی خوب داشته باشد .هر زمان محصولات ایران خودرو به مرز رضایت مندی نزدیک شد ، می توان توقع یک آگهی خوب را از آن داشت
یک سوال ، آخرین تبلیغ خوبی که از ایران خودرو دیدید برای چه زمانی بود ؟ آخرین محصول ایران خودرو که هیجان در بازار خودرو ایجاد کرد برای چه زمانی بود ؟
قطعا یک تاریخ زمانی مشابه جواب این دو سوال خواهد بود
ارادتمند علیرضای عزیز
ممنون از نکاتی که اشاره کردی
خوشحالم که تبلیغاتچی خوبی مثل تو خواننده کافه بازاریابی است
امیدوارم بیشتر از اینها از تجربیاتت با ما شریک شوی
ارادتمند علیرضای عزیز
ممنون از نکاتی که اشاره کردی
خوشحالم که تبلیغاتچی خوبی مثل تو خواننده کافه بازاریابی است
امیدوارم بیشتر از اینها از تجربیاتت با ما شریک شوی
در مورد سوال اخرت هم گمان می کنم بیش از انکه سوال باشد تلنگر به ایران خودرویی هاست
سلام
قطعا بیلبورد حاضر نمیتونه حتی توجه مخاطب رو جلب کنه چه رسد به انتقال و دریافت پیام . نا مشخص بودن شرکت تبلیغ کننده هم که ایرادات این طرح رو تکمیل کرده . برای نقد این تبلیغ همین بس که به طرحی با هدف دقیقا مشابه ( ترغیب مشتریان به خرید محصول اورجینال ) از شرکت bmw توجه کنیم ، این اثر خارق العاده با کمترین کلمات ، بیشترین و بهترین و تاثیر گذارترین پیام رو ارائه میده که قابل تحسینه . شما به نکته این تبلیغ پی بردید ؟
تبلیغ bmw برای فروش قطعات اورجینال
با سلام خدمت اهالی محترم کافه
به نظر من هر تبلیغی در نگاه اول باید به یک بیننده غیر حرفه ای و عام یک حس خوب رو منتقل کنه مثلا با یک ایده جدید و جذاب، با رنگ بندی متفاوت، با یادآوری خاطرات و نوستالژی ها و… یا لااقل اگر اگر حس خوبی منتقل نمیکنه خنثی باشه و حس بدی رو منتقل نکنه.
اما ما در این تبلیغ متاسفانه شاهد این هستیم که طراح با انتخاب رنگ های سرد و چیدمان بسیار نامناسب المان های تبلیغ و همچنین استفاده از یک تایپوگرافی با ایده ای بسیار پیش پا افتاده اصلا مراعات مخاطب خسته این روزهای شهر ما را نکرده است.
دلیل این بی توجهی در عرصه تبلیغات صنعت خودرو نبود خطر جایگزینی رقیب و کاهش سهم در بازار داخلی است و تا وقتی که این سیاست در عرصه خودرو یکه تاز باشد هیچ توفیقی در این صنعت حاصل نمیشود اما خلاف این را میتوان در صنعت بانکداری مشاهده کرد.
لازم به توضیح است تا وقتی که مصرف کننده از اصل محصول رضایت نداشته باشد نمیتوان این رضایتمندی و مطلوبیت از دست رفته را در خدمات پس از فروش جستجو کرد.
پس میتوان نتیجه گرفت که ایساکو یا ایران خودرو با این تبلیغ به هیچ کدام از اهداف مد نظر خود (اگر هدفی وجود داشته باشد) نرسیده است.
در آخر اعتراف میکنم من هم اولین باری که این تبلیغ را دیدم فکر کردم این یک تبلیغ شهرداری با مخاطب آزاد است و جهت ارتقای فرهنگ نصب شده است پس ایساکو حتی با این تبلیغ نتوانسته برند خود را مطرح کند.
پیشنهاد: یک اتود ساده
با سلام خدمت اهالی کافه …
من خودم خیلی به تبلیغات میطی علاقه دارم اما این تبلیغ ایراداتی از نظر من داره که این ایرادات باعث عدم جذابیت این طرح شده است… حالا بماند موفق خواهد بود یا خیر؟
بنظر بنده استفاده از رنگ بندی سرد در تبلیغی که زمان ارائه ان در فصل سرد است اصلا جذابیتی ندارد. در این عکس اسمان خاکستری.. رنگهای استفاده شده در این تبلیغ هم ابی و خاکستری است و باعث جلب توجه و علاقه مخاطب نمی شود.. حتی به قول جناب اقای محمدیان مخاطب خسته را از لحاظ روحی خسته تر می کند…
مورد دیگر می توان به تبیلیغ قدیم بصورت دو جمله ریز در زیر تبلغ جدید و کاملا بی ربط بودن به هم اشاره کرد. طبق چیزی که من دیدم دو خط پایین در رابطه با شعار رفیق فابریک است اما شعار جدید اصل بخرید است…..بنظر من هیچ سنخیتی ندارند.
در استفاده از کارتن در این تبلیغ با نظر اقای سلطانی موافق هستم که فرمودند فله ای بودن وموارد این چنینی را به ذهن مخاطب وارد می کند.
با تشکر
سلام به مجتبی عزیز و همه دوستان خوب کافه ای
اولین نظر شخصی من در مورد این تبلیغ این است که این تبلیغ دیگه الان تبدیل به درخت کنار خیابون شده، یعنی از بس همونجا و با همون طرح مونده دیگه دیده نمیشه. هیچ تغییری رو در اون نمیبینیم.
به نظرم عبارتی که قراره پیام رو انتقال بده به وضوح داره میگه جنس اصل رو بخرید و راستش من اول فکر میکردم این تبلیغ مال سایپاست، چون همیشه سایپا روی قطعات و خدمات پس از فروشش تاکید داشت و شعارش”تامین قطعات، تضمین خدمات” بود. ولی بعدش که بیشتر دقت کردم فهمیدم که طرح مال ایران خودروست. البته بعد از چند بار دیدن. دیدن تبلیغات محیطیم که دیدن پر از دقتی نیست و گذریه. اون شعار “رفیق فابریک” رو هم که اصلا ندیده بودم.
مجتبی عزیز به نظر من تبلیغات محیطی وقتی ماهیتا ثابت هستند ما که صاحب برند، طرح یا مجری تبلیغ محیطی هستیم باید به اون پویایی بدیم. پویایی در طرح و پویایی در اجرا. باید برای این پویایی برنامه ریزی کنیم. طرح هرچقدرم خوب باشه بعد از یه مدت کوتاهی تکراری میشه. راحت ترین کار اینه که در طول اکران، فیدبکهای مخاطبین رو بگیریم و طبق فیدبکها طرح رو حداقل ماهی یک بار عوض کنیم. میدونم که کار سختی نیست چون خودم در بازار تبلیغات هستم. یا کم کمش برای طول اکران چند طرح رو در نظر گرفت و عوض کرد. از طرف دیگه شخصا معتقدم یک طرح نباید بیشتر از یک ماه بر روی یک تابلوی تبلیغاتی بماند. مخاطبی که در مسیر اون تابلو قرار دارد مطمئنا در طول یک ماه به اندازه کافی طرح تبلیغاتی رو خواهد دید. طرح ها باید روی تابلوهای دیگر بچرخند. خوشبختانه صاحبان رسانه هرکدام حداقل 30 40 تا تابلو در سطح شهر دارند، دیگه میتونن طرح 4 تا تابلو رو بین این 30 تا تابلو بچرخونن یا نه؟ اگر هم از نظر مکانی، مکان تابلوها برای صاحب برند اهمیت ویژه ای داره بهتره با تعویض طرح و تعویض تابلوها در همون منظقه این کار رو انجام بده.
در شرکتهایی مثل ایران خودرو میدونم که پرسنل با تجربه و با دانش بسیاری وجود دارند چون خودم شاگرد دو سه نفر از اونها بودم در دانشگاه و مطمئنم به عنوان یک مخاطب این حق رو دارم که از این شرکت بزرگ بین المللی توقع خیلی بیشتری داشته باشم.
مطلب بسیار خوبی بود و متشکرم و خوشحالم از اینکه در اون مشارکت داشتم
با سلام
به نظر من عدم استفاده از رنگ های جذاب و زنده در کل تبلیغ و همچنین طرز نگارش ” اصل بخرید” که انگار بیشتر تمرکزش روی کلمه ی ” بخرید” است، باعث عدم کارا بودن این تبلیغ می شود. تبلیغ به قدری گنگ است که در عرض چند ثانیه یا حتی چند دقیقه ای که با ماشین از زیر آن در حال عبور هستیم امکان ندارد منظور تبلیغ ومخصوصا نام تجاری شرکت مورد تبلیغ را متوجه بشویم.
واقعا چرا؟
به نظر من تبلیغ سرد و بی روحی اومد که اصلا دلم نمیخواست بهش نگاه کنم و کامل بخونمش، هیچ جذابیتی در این تبلیغ دیده نمیشه، اما فکر میکنم بعضی از تبلیغات هم از بی نمکی تو ذهن آدم موندگار میشه، مثل تبلیغ رایتل که این روزا همه جا دیده میشه “من 18سال دارم” واقعا از بس بی نمکه تو ذهنم مونده
با سلام. بنظر بنده سادگی امری ضروری برای هر تبلیغ موفق است اما سادگی به تنهایی نمی تواند جذاب باشد مگر آنکه هسته و مفهموی پیچیده را در بر داشته باشد.به بیان دیگر هنر تبلیغ باید بیان شعار محوری موسس به نحوی جالب و گیرا باشد…در تبلیغ فوق با آنکه با شعار سر راست و نسبتا کلیشه ای مواچه ایم اما هیچ حسی از اصل بودن و یا بهتر بودن محصول نسبت به کالاهای دیگر دریافت نمی شود…شما فرمودید مخاطب خسته است و من اضاف می کنم که مخاطب بی اعتماد است! و عملا تبلیغ هیچ اعتمادی را در مخاطب در نکاه اول ایجاد نمی کند….
با سلام.
در نگاه اول اصلا مشخص نمیکنه که مخاطب این تبلیغ چه کسیه.
فقط میشه گفت شاید برای کسانی که زیاد با قطعات سر و کار دارند،
آشنا باشه.مثل مکانیک ها و فروشنده ها.
اتفاقا خیلی مختصر و مفیده . منظور اینه که بجای خرید از فروشنده های غیر مجاز از خود ایساکو خرید کنین