مطلبی به قلم زینب چاووشی : خلق را تقلیدشان بر باد کرد ای دو صد لعنت بر این تقلید باد
کپی برداری از برندهای معتبر تبدیل به عادت شده. ما اصلا کار به نکته اخلاقی موضوع نداریم. مسئله ضررهایی هست که تو دراز مدت گریبان گیر تقلیدکننده میشه یا به قول شاعر کلاغ میاد راه رفتن کبک رو یاد بگیره راه رفتن خودشم یادش می ره. تولید کننده ای که زحمت راه اندازی خط تولید با این همه مشکلات رو به جون خریده چرا تو قسمت تبلیغات و بازاریابی جا می زنه و دنباله رو پیشینیان می شه؟ چرا پتانسیل رقابت خودش رو از اول نادیده می گیره؟
آیا به دلیل ضعف تبلیغات در ایران هست که نمی تونه ضمانت کافی رو به تولید کننده بده؟ یا محافظه کاری شرکت های تولیدی و عدم ریسک پذیری اونها؟
شامپوی شاتل چرا برای بخش بزرگسالش مقلد پرژک هست و برای بخش کودکان دنباله رو فیروز؟ کی این تصور رو ایجاد کرده که برند برتر همیشه پا بر جاست؟مگه شرکت انگلیسی یاردلی سالها فعالیت موفق نداشت؟ پس کجاست اون همه شوکت و موفقیت؟
شاید همین برند جدید بتونه با نوگرایی خودش شرکت قدیمی رو از میدون به در کنه. چرا سس مایونز مهرانه تو بیلبرد خودش تو جاده تهران قم باید آرمی مثل مهرام تصویر کنه؟
در نظر گرفتن توانایی و اعتماد به نفس پله اول رقابته.
تبلیغ با استفاده از تقلید میشه تقسیم ایده ها بدون اجازه ی طراح ایده!
مشکل ما شاید بخشیش در ضعف تبلیغات ایران باشه ولی بخش عمده ی اون در اینجاست که تولید کننده ی محترم نادیده میگیره شعور و فهم و خلاقیت ایرانی رو!
با آوردن تبلیغی مشابه تبلیغات محصولات معروف در همون ابتدا ضعف خودشون رو در ارائه یک نام نو به معرض نمایش میذارن!!! مخاطب ایرانی حس میکنه تازگی یک محصول یا برند رو و همینطور تقلید و ضعف اون رو… شاید تولید کننده ها بگن داشتن یک تصویر نو ریسک هست برای محصول نو پاشون ولی به نظرم توجه مردم الان بیشتر به سمت تفاوتهاست و داشتن یک برند یا تصویر شاخص که با فکر و خلاقیت طرح بشه و یا بهتره بگم زحمت طرح کردنش رو به خودشون بدن میتونه تاثیر گذارتر از تکرار مکررات باشه. مخاطب ایرانی امروزه تبلیغ رو میبینه و حتی موشکافی میکنه و به دنبال اصل پیام و کیفیت اون تبلیغ هست نه فقط رنگهاو شعر های شاد بعضا کودکانه که در خیلی از تبلیغات تلویزیون و بیلبوردها دیده میشه!!!
ممنون
باز هم یک جمله جالب
تبلیغ با استفاده از تقلید میشه تقسیم ایده ها بدون اجازه ی طراح ایده!
راستی شما اگر یک تولیدکننده بودید آیا به بحث کاور کردن تبلیغ خارجی فکر می کردید یا نه؟
به نظر من بحث کاور کردن یک تبلیغ خارجی اون هم از نوعی که در ایران رخ میده و با تغییرات جزئی در محتوای تبلیغ از به نوعی همان کپی تبلیغ خارجی به عنوان یک تصویر یا فکر نو استفاده می کنند اصلا نمیتونه ضامن بالا بردن اعتماد افراد یا خوب بودن اون تبلیغ باشه! شاید تصویری که ما از اون کل ایده ی ارائه یک محصول ایرانی رو میگیریم با استراتژی بازاریابی اون شرکت خارجی هماهنگ باشه و جوابگو باشه ولی در برنامه تبلیغاتی یک برند ایرانی جایی نداشته باشد!
من اگر یک تولید کننده بودم از اتاق فکر تبلیغات خواستار تبلیغی خلاقانه و نو میشدم. البته ایده گرفتن از یک تبلیغ میتونه کمک کنه نه کپی کردن اون تبلیغ با تغییر یک یا دو فاکتور!!!
بحث کپی در تبلیغات بحث خوبی است که دوستان نظرهای متفاوتی دارند
به جرات می گن بخش مهمی از تبلیغات برجسته ای که می بینیم کپی است
توجه کنید گفتم بخش مهم نه بخش اعظم
در روزهای اینده یادداشتهای مختلفی را به کپی درت بلیغات و نمونه های ان اختصاص خواهم داد
سلام خدمت دوستان کافه
والا این موضوع انقد توی جامعه ما ( خارج رو نمیدونم ) مبتلا به است، که کم کم یه باوری در من شکل گرفته که یه عده نگاه می کنند تو بازار مثلا فلان محصول تو صدر فروش قرار داره ، پس می رن همون محصول رو تولید می کنند با اسم و رنگ و بسته بندی و تبلیغ کاملا مشابه ، که خریدار تو فروشگاه گمان کنه همون محصول قبلی رو خریده ، در حالی که به دلیل شباهت محصوله دیگه ای رو خریداری کرده ، …
والا از وقتی یادم میاد ،انقد این کار رواج داره تو ایران که من اصلا به سلامت روانی اون مجموعه ( اعم از مدیرعامل و دیگرکسانی که تاثیر گذارند تو تصمیم مدیر ) شک می کنم .
آخه چه کاریه ،
خوبه که آدم تو هرجایی که مشغوله با شرافت رقابت کنه ، انسان درستی باشه …
از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
به نظرم این شرکت ها خودشونم می دونند که کیفیت خوبی ندارند ( خوانده شود ” مزخرفی دارند ” )
و فقط قصد دارند به واسطه اون برند معروف ، خیلی سریع و بدون زحمت به یه سود کلان برسند
( که نمیدونم چقدر موفق اند !!!؟؟؟ )
یه شبه ره صد ساله رو رفتن و بی زحمت و تلاش به ثروت رسیدن ،
که انگار بخشی از فرهنگ این دوران ما شده.
ممنون اقای لسانی
دل پری دارید ها!!!
سلام
چرا تقلید از … ؟ زیرا که … حرف اول تو فروش میزنه. زیرا که … تونسته بازار اون مورد خاص رو در دست بگیره و به همه رقبا بگه من می تونم.
متاسفانه کسانی هم که به خط … می آیند و می خواهند محصولات همانند او را تولید کنند نمی دانند که … نه تنها توی تولید بلکه توی تبلیغات و مشتزی مداری کارهای خاص خودش رو داره و تقلید کننده فقط جلوی بینی خودش رو می بینه و نمی تونه موضوع را هم بهتر و هم خوب درک کنه و در این میان شرکتهای تبلیغاتی هم بنا به گفته تقلید کننده عمل می کنند و پول خودشان را می گیرند و تقلید کننده رو با … در این میدان تنها می گذارند.
حالا بیا و ببین.
کانون ها و شرکتهای تبلیغاتی باید مشاوره ارائه کنند نه اینکه همانند رقیب تقلید کننده عمل کنند و تقلید کننده هر چه که خواست به همان بسنده کنند.
ولی خوب.
به نظر من استفاده از تبلیغات دیگر و تقلید از اونها حس بدی رو نسبت به شرکت ایجاد میکنه و اینکه اون تنوع و تازگی محصول رو نشون نمیده
این برای من سواله که چرا وقتی محصولی با زحمت و هزینه تولید میشه،برای تبلیغش زحمت زیادی نمیکشن!!
افراد زیادی هستن که نظرات بکر دارن.چرا از اونها استفاده نمیشه؟ هرچندهزینه بیشتری میطلبه ولی تبلیغ خاص در ذهن افراد میمونه و باعث فروش بیشتر میشه
تقلید در برند و در تبلیغات و کپی برداری های ناشیانه ، قابل تعمیم به خود محصول و سایر وِیژگی های آن است و شرکتی که دست به این اعمال می زنه بطور آشکار این پیام رو می ده که قصد داره یک بازی برد- باخت رو با جامعه داشته باشد.
بنده که همیشه سعی کرده ام از چنین مقلدانی خرید نکنم و دیگران رو آگاه کنم…
من وقتی یک محصول رو می بینم که در بسته بندی ، طرح لوگو، مارک تجاری و… از یک شرکت دیگه تقلید کرده اولین چیزی که به ذهنم میاد اینه که این محصول تقلبیه وبه هیچ وجه حاضر نیستم اون رو خریداری کنم.
تقلید وقتی می تونه یه استراتژی موفق باشه که در کنارش مزیت رقابتی ایجاد کنیم. مثلا در کیفیت ، خدمات پس از قروش و پروموشن ها اگر تقلید کنیم و در کنارش یک ویژگی ممتاز هم اضافه کنیم که دیگران فاقد آن هستند احتمال انتخاب شدنمون بیشتر می شه.
سلام جناب محمدیان ممنون از مطلب خوبتون که کمک ویژه ای بمن کرد.
من در حال حاضر دارم رو برندای تقلیدی در ایران مقاله مینویسم و بدنبال این گونه برندها هستم. ممنون میشم اگه در این زمینه کمکی کنید
حتما
ما اهالی کافه در خدمت شما هستیم
برام ایمیل میکنید؟
سلام
بسیار خوشحالیم که شما هم برای ما نوشتید
از نظرات شما هم لذت بردم
به نکات ارزشمندی اشاره کردید
چشم
سپاس 🙂
حتما از اهالی کافه در مقاله ام یاد خواهم کرد ..