نظرسنجی در مورد حضور آدم های چشم رنگی در تبلیغات // نظر شما چیست؟ موافق یا مخالف؟

سوالی که همواره در تبلیغات، ذهن من را به خود مشغول کرده است و هنوز هم نتوانسته به پاسخ صحیح آن پی ببرم این است که آیا استفاده از شخصیتهای خارجی یا به قول معروف همان آدم های چشم رنگی و مو بور در تبلیغات خوب است یا نه؟ آیا ما شایسته است برای تبلیغ یک محصول ایرانی از تصاویر خارجی با ادم های خارجی استفاده کنیم یا نه؟

در اکثر پروژه تبلیغاتی که درگیرشان بوده ام و هستم چه در بخش تبلیغاتی تلویزیونی و چه به ویژه در بخش تبلیغاتی چاپی همواره تاکید داشته ام که از شخصیتهای ایرانی بهره ببریم. تا حدودی هم به این امر اعتقاد دارم. اما هنوز که هنوز است برخی برندها برای ارسال پیام تبلیغاتی خود از تصاویر پراکنده خارجی که در تمام صفحات اینترنت پیدا می شود استفاده می کنند. تصاویری که برخی مواقع بارها مورد استفاده قرار می گیرند؟

از آنجا که همواره اعتقاد دارم چیزی که من فکر می کنم الزاما شاید کامل و صحیح نباشد و دیگران هم می توانند درست فکر کنند با دیدن تصاویر خارجی در تبلیغات ایرانی همواره این سوال باز به ذهنم خطور می کند که حق با کیست؟

آیا از تصاویر خارجی برای تبلیغ محصولات ایرانی می توان استفاده کرد یا نه؟ به نظر شما این تصویر برای تبلیغ برند پاک نام یا بیمه پارسیان که در آن یک شخصیت خارجی وجود دارد تبلیغ موثری است یا نه؟

منتظر شنیدن نظر همه دوستان هستیم؟


9 thoughts on “نظرسنجی در مورد حضور آدم های چشم رنگی در تبلیغات // نظر شما چیست؟ موافق یا مخالف؟”

  1. مشکل اینگونه تبلیغات عدم آشنایی مدیران و مسولان تصمیم گیرنده با ذات و مشی تبلیغات است. وقتی تبلیغات از نظر این افراد کلا در فتوشاپ و تکه کلام رنگ گرم و رنگ سرد و” درشت تر بنویس ببینند” خلاصه میشود نباید به اثربخشی هزینه های مصروف امیدواربود. چانه زنی با طراحان غیر حرفه ای و برگزاری استعلامات و مناقصه های سوری جهت رفع تکلیف و نهایتا واگذاری پروژه به همانی که شیرینی شان را از ته فاکتور برایشان کنار میگذارد ، نتیجه ای جز راه ترکستان نخواهد داشت. شاید صاحبان امر سوژه فوق واقعا اطلاعی از حرفه ای گرایی در این موضوع نداشته و بنا بر اقتضای سواد و بودجه تخصیص داده شده تن به چنین ناچاری داده باشند، اما حقیقت امر این است مادامی که کارمند حقوق بگیر روابط عمومی همزمان عهده دار تولید خلاقیت و بازاریابی و برندینگ ، تبیین هویت سازمانی و کارپردازی و نظارت بر پیمانکاران تبلیغات بوده و درد آور اینکه از هیچکدام هم جز دانستن چند اصطلاح بضاعتی نداشته باشد جز در جوی اب ریختن منابع و هزینه ها ،دستاوردی عاید سازمان متبوعش نخواهد کرد.
    روی سخن اینجانب مستقیما متولیان این اگهی نبوده و قصد جسارتی بر انان نیست، بلکه هر مطلب و دیدگاه بهانه ایست درجهت ابراز کجرویهای دانسته و ندانسته این مقوله مریض تبلیغات و بازاریابی به شیوه ایرانی که دامنگیر تولید و صنایع ماست.

  2. سلام
    همیشه در چنین مواردی پول حرف اول را می زند. وقتی کانون های تبلیغاتی برای کارشان پول زیادی را پیشنهاد می کنند، مدیران شرکتها بدنبال افرادی می گردند که هم پول کم و هم اینکه کاری به دلخواه آنان انجام دهند.
    خوب دیگر مدیر است و پول دارد و هر چه بخواهد باید همان شود. مثلا نوشته اش را بزرگ کن، رنگش رو عوض کن، نه خوشم نیومد عوض کن، این بهتر نمیشه طراحی کرد همانند طرحهای خارجی و …
    نهایتا چنین کارهایی به وجود می آیند و جالب اینکه در تلویزیون، مجلات، نشریات، روزنامه ها و حتی بیلبردهای شهری دیده می شوند و مهمتر اینکه با همین وضعیت به نمایشگاه هم می روند.
    خلایق هر چه لایق.

  3. با سلام ؛
    شاید متولیان این شرکت ها احساس می کنند که در کشور ما افراد خوشکل و خوش تیپ نیست ، یا اگه هم موردی پیدا بشه ، پیش فرض اینه که حتما پول زیادی می خواد … یا شاید توجه ندارن که در تبلیغ برای مردم عادی ، نباید از خوشکل های خارجی و از تصویر هایی که با مردم عادی خیلی فاصله داره ، استفاده کنن . چون قطعا اون هایی که تبلیغ براشون مهمه و به تبلیغ ها توجه دارن ، از این حرکت زیاد خوششون نمی یاد . این تصویرها بیشتر از جذب کردن ، به نظر من یا خنثی هستند و یا دفع می کنن .
    البته برای خیلی از تبلیغاتچی ها هم گرفتن تصویر از آدم ها توی یه حالت هایی که در ذهنشون هست ، کار سختیه !!! پس فکر می کنن که راحت ترند ، از تصویر های آماده استفاده کنن .
    یه مطلب دیگه هم که دوست دارم عنوان کنم ولی شاید زیاد به این بحث ربطی نداشته باشه ، اینه که : مثلا چرا برای تبلیغ دستگاه درازونشست که قیمت اون اندازه ای است که تقریبا اکثر خانواده های ایرانی می تونن اون رو تهیه کنن ، از آدام های پولدار و یه ماشینی استفاده کرده اند که به بیننده تلقین کنن ، این محصول ماله آدم پولدار ها هست و یه وقت شما که آدم های طبقه متوسط هستید ، مبادا که بخرینا ! واقعا اگر کمی در انتخاب شخصیت ها و فضای تبلیغ دقت کنن ، هم هزینه هاشون میاد پایین و هم یه کم بیشتر ممکنه که در ذهن آدم های واقعی معمولی ( مثل من ) اثر بزارن .

  4. با سلام
    به نظر من نفس استفاده از افراد چشم آبی (افراد خارجی، یا ایرانی که مثل خارجی ها زندگی میکنن و لباس می پوشند) اشکالی نداره،اما اینکه که برخی برندها برای ارسال پیام تبلیغاتی خود از تصاویر پراکنده خارجی که در تمام صفحات اینترنت پیدا می شود استفاده می کنند و به تعبیر شما تصاویری که برخی مواقع بارها مورد استفاده قرار می گیرند، اشکال داره. کلاً الگوبرداری خوبه اما تقلید نه.
    استفاده از افراد خارجی در تیزرهای تبلیغاتی گاهی میتونه برای مصرف کنندگان ایرانی الگو ساز باشه. یعنی به مصرف کننده ایرانی غیر مستقیم بگه که درست چیه و غلط چی. مثلاً در بین مردم ما این برداشت وجود داره که خارجی ها راحت تر زندگی می کنند و آرامشش و آسایششون در زندگی بیشتره، بنابراین میشه برای تیزرهای تبلیغاتی یا تصاویر تبلیغاتی صنعت بیمه از افراد خارجی استفاده کرد، با این نیت که بتونه این ایده رو در ذهن مصرف کننده ایرانی بنشونه که دلیل آرامش خارجی ها، استفاده وسیع از خدمات پوشش بیمه ایه. مثلاً یه بچه کانادایی یا اروپایی رو نشون بده و در تیزر اشاره بشه که بیش از 50 درصد از کودکان کانادایی از بدو تولد تحت پوشش بیمه عمر قرار میگرند و این کودک موفقیت های بعدی زندگیش رو وابسته به تصمیم پدر و مادرش در بیمه کردنش متصور بشه. یا یه با توجه به رشد روز افزون فروشگا های زنجیره ای که با استقبال هر چه بیشتر خریداران ایرانی برای خرید تمامی کالاهای خود زیر یک سقف همراه بوده، یک تور خرید فرد خارجی رو در یکی از فروشگاههای بزرگ نشون بده. و غیره.

  5. من فکر می کنم استفاده از شخصیت های خارجی و یا افرادی که شبیه خارجی ها هستند در تبلیغات کالای ایرانی جالب نیست. به خصوص در مواردی مثل پوشاک یا خوراکی ها
    یکی از برندهای معروف پوشاک چرمی مدتیه که از تیپ های اروپایی در بیلبوردها و تبلیغات چاپی استفاده می کنه و برام سواله که چرا این کار رو میکنه؟ من خودم با دیدن این تبلیغات میلی به خرید از اون برند ندارم چون ناخودآگاه حس می کنم این لباس به اون تیپ بیشتر میاد واسه همین هم با این فرد تبلیغ شده!

  6. از قدیم گفتن سفید ، سفید صد تومن ، سرخ و سفید سیصد تومن ، حالا که رسید به سبزه هرچی بگی می ارزه …
    اما این ماله قدیمه من فکر می کنم که ذائقه مردم ما تغییر کرده است نمی خواهم دلایل آنرا بررسی کنم اما باید قبول کرد که بخشی از جذابیت های تبلیغات در دنیای حرفه ای ها جذابیت های جنسی است که شاید این نوع تبلیغات را توجیه کند

  7. کاملا مخالف حضور چشم رنگی هادرتبلیغات هستیم. چون چشم رنگی نه تنها معیارزیبایی نیست بلکه زیبایی زنهای چشم تیره ایرانی روهم نادیده میگیریم که بعضا جذابیت نفس گیری دارند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *