نام گذاری برند // “الو پنجره” با کی کار دارید؟

“الو پنجره را می شناسید؟” عبارتی که خیلی از ما در تهران و برخی از شهرهای دیگر کشور دیده ایم. شاید هم در برخی از خبرگزاری ها و یا شبکه های اجتماعی این سوال از شما پرسیده شده باشد! تبلیغی که قرار بوده ذهن بیننده را به خود مشغول کند تا بعد از مدتی، رمزگشایی اتفاق بیافتد و درون جعبه را نیز ببینیم!

aa0e0b37-b097-455e-a7f5-e2f0c531d8e9

حالا رمز گشایی از این تبلیغ صورت گرفته و بیلبوردها و دیگر رسانه ها به روز شده اند. “الو پنجره را باز کن” تبلیغی برای در و پنجره های یو پی وی سی است.

۵۴ed89d8-c688-4b84-b645-00d918141fab

فارغ از نقد این کمپین از منظر تبلیغ، که مطمئنم جای بحث دارد، در این یادداشت مایلم بیشتر این کمپین از منظر برندینگ نقد شود. “الو پنجره” عبارتی که قرمز نوشته شده تا جلب توجه کند، معرف یکی از بازیگران ممتاز صنعت یو پی وی سی است. ویستابست، از تولیدکنندگان در و پنجره یو پی وی سی است که اخیرا با کمپین “الو پنجره” پا به عرصه تبلیغات گذاشته تا با بازیگرانی همچون وین تک، دکتروین، همارشتن، سیندژ، ایده آل و… که سهم بازار خوبی هم دارند، به رقابت بپردازد. صنعت یو پی وی سی، از جمله صنایعی است که علاوه بر  بازیگران زیاد داخلی، چند برند خارجی نیز در رقابت برای کسب سهم بازار هستند.

در این کمپین، که با اجرای تیزر تلویزیونی، تبلیغات محیطی و تبلیغات در دنیای مجازی به طور مناسبی دیده شده است، “الو پنجره” به طور واضح معرفی شده است. اما وقتی جستجو کنید،  “الو پنجره” شما را به شرکت شرکت ویستابست رهنمون می کند که چندین سال قدمت دارد و از بازیگران این صنعت است. حالا سوال واضح این است که چرا “الو پنجره”؟

اگر قرار است محصولات این شرکت از این به بعد با برند “الو پنجره” وارد بازار شود، سوال این خواهد بود: واقعا چرا “الو پنجره”؟ به نظر می رسد اصول نام گذاری برند و همین طور لوگو به خوبی رعایت نشده است و همین موضوع در آینده بر این برند لطمه وارد خواهد نمود. همین طور درباره فرایند ورود این برند به بازار می توان یادداشت ها نوشت! اگر هم قرار است برند محصولات همان ویستابست باشد، که گمان کنم اینگونه باشد، چرا در هیج جای این تبلیغات، کلمه ای از ویستابست گفته نشده و صرفا بر “الو پنجره”ای تاکید شده که نقش خاصی در نمایشنامه برند شرکت ندارد؟ با این وسعت هزینه در کمیپین، برند شرکت مهجور مانده است به طوری که حتی بر تلفن ارتباط با مشتریان شرکت، بیشتر از نام برند تاکید شده و آدرس اینترنتی با این شماره تلفن گرفته شده در صورتی که باز به همان وب سایت اصلی شرکت متصل شده است. حتی در تبلیغات تلویزیونی هم نشانی از ویستابست نیست! انگار همه رسانه ها دست به دست هم دادند تا برند ویستابست به بهترین شکل مهجور بماند!

صنعت پروفیل های یو پی وی سی، از جمله صنایع پُربازیگر کشور است. تولیدکنندگانی در کشور وجود دارند که محصولات خود را با کیفیت پایین و در سطح کارگاهی تولید می کنند. اما این صنعت بازیگران خوبی نظیر ویستابست، وین تک و دیگران دارد که علاوه بر تاکید بر کیفیت، با مشکلاتی نظیر زیرفروشی، تولیدکنندگان کارگاهی و قیمت گذاری های آنان و… مواجه اند. حالا با این شرایط، وقتی شرکتی کمپینی را با این وسعت، شروع می کند، باید اهداف مشخصی در عرصه های مختلف همچون برندینگ داشته باشد. اما…

نظر شما چیست؟ “الو پنجره” با چه کسی کار دارد؟

 

پاورقی: 

کمپین “الو پنجره” فاز سوم خود را آغاز نموده و برند ویستا بست را در تبلیغات خود نمایان ساخته است. برندی که به نظر می رسد در مقایسه با شاه کلید این کمیپن، الو پنجره، کمی مهجور باقی مانده است! حالا که مطمئن شدیم ویستابست محصولاتش را با برند ویستابست وارد بازار خواهد کرد، لطفا نظر خود را از منظر برندینگ درباره این کمپین بگویید. من معتقدم هنوز ویستابست در سایه “الو پنجره” قرار دارد و برند آن طور که باید، جایگاه سازی مناسبی برایش رخ نداده است. نظر شما چیست؟
پی نوشت ۲: سپاس از جناب آقای سعید راحمی عزیز، همراه کافه بازاریابی برای اطلاع شروع فاز سوم کمپین از دیروز.

33 thoughts on “نام گذاری برند // “الو پنجره” با کی کار دارید؟”

    1. سلام دوستان
      من هم تازه یه جمع شما اومدم
      راستش من فکر میکنم که ضعف های بسیاری در زمینه تبلیغات این برند وجود داره
      ۱- اولا معمولا برای تبلیغات اینچنینی مثل درب و پنجره از صورت انسان به عنوان جلب توجه استفاده نمی کنند مگر اینکه شخص معروفی باشه . ( معمولا برای تبلیغات لباس یا لوازم آرایشی یا از این قبیل از صورت یا بدن انسان استفاده میکنند) و من فکر میکنم این شخص ی که عکسشو گذاشته خود مدیریت تبلیغات این برند هست و قصدش بیشتر مطرح کردن خودش هست تا برند.
      ۲- این محصول جز نیاز های ضروری و حیاتی مردم نیست که بخواهند یه سامانه پاسخگویی سریع برایش ایجاد کنند و این همه جار و جنجال و تبلیغات در سراسر ایران راه بیاندازند.
      ۳- در بعضی از شهرها گرانترین تابلو تبلیغات برایش اختصاص داده شده که حتی اون شهر نیازی به این نوع پنجره ها ندارد.
      .
      .

      و خیلی موارد دیگه میشه نام برد از ضعف تبلیغات و برندینگ و بازاریابی ووو
      به نظر من این کمپین کارش میلنگه ….
      ضعف انتخاب مدیر تبلیغات و اعتماد کردن به اون
      این کمپین با هزینه ای که کرده محکوم به شکسته …

  1. “الو پنجره” سامانه ای است که از طریق تماس با تلفن ۲۳۰۰۲۴۰۰-۰۲۱ و یا با مراجعه به سایت http://www.23002400.ir درباره پنجره‌های یوپی‌وی‌سی استاندارد، اطلاعات لازم را کسب کنند و همچنین اگر سوال دیگری داشتند با ضبط صدای خود پاسخ آن را در اسرع وقت دریافت نمایند.
    این سامانه برای افزایش آگاهی مردم نسبت به پنجره یوپی‌وی‌سی راه‌اندازی شده و شامل اطلاعاتی از قبیل کیفیت و مزایای پنجره یوپی‌وی‌سی استاندارد، خرید پنجره، نکات مهم در زمان خرید و سفارش پنجره، تعویض پنجره‌های قدیمی و نصب و نگهداری آن است.

    “الو پنجره” این بار در فاز سوم خود علاوه بر راه‌های ارتباطی قبلی که شامل تلفن گویای ۲۳۰۰۲۴۰۰ و سایت http://www.23002400.ir میشدند، راه ارتباطی جدیدی را با استفاده از سامانه USSD در نظر گرفته است؛ تا با استفاده از آن بتوان اطلاعات مفیدی پیرامون پنجره را بدون صرف هزینه و در کوتاه‌ترین زمان ممکن در اختیار مخاطبان قرار داد.

    منبع : سایت رسمی ویستا بست

    1. جناب راحمی عزیز از دقت نظری که حضرتعالی دارید سپاسگزارم
      حال با توجه به فاز سوم کمپین الو پنجره، نظر حضرتعالی نسبت به این کمپین از منظر برندینگ چیست؟ به نظر شما ویستابست در ذهن مخاطب به طور مناسب جایگاه سازی شده؟

      1. با سلام خدمت دوستان کافه مارکتینگ
        و عرض خسته نباشید خدمت آقای عزیزی بابت انتخاب این کمپین بسیار جالب
        واقعیتش من در جایگاهی نیستم که درباره ی این کمپین نظر تخصصی بدم. ولی از روزی که کمپین الو پنجره شروع به کار کرد چند سوال در ذهن بنده به وجود آمد.
        قبل از اینکه بدانم الو پنجره همان ویستا بست است:
        ۱) الو پنجره یک برند جدید درصنعت پنجره یو پی وی سی است . واقعا چرا اسم این برند الو پنجره است؟ آیا اسم دیگری برای این برند پیدا نکرده اند؟
        ۲) آیا واقعا کسی با این شماره تلفن تماس میگیرد؟
        من خودم مدتی هست که واقعا به دنبال تعویض پنجره یو پی وی سی بودم و در نمایشگاه صنعت ساختمان تبریز با مدیر عامل شرکت دیدآوران (نماینده ی ویستا بست در تبریز ) صحبت کردم و واقعا برند ویستا بست یکی از بهترین برندهای موجود در بازار هست. ولی من مصرف کننده که بدنبال خرید پنجره بودم و یک مشتری بالقوه بودم با این حجم تبلیغاتی که الو پنجره درتهران کرده است حتی یکبار هم در اینترنت سرچ نکردم الو پنجره ! یا اصلا با آن شماره تماس نگرفتم.
        بعد از اینکه متوجه شدم الو پنجره همان ویستا بست است:
        ۳)سوال اصلی من این است آیا واقعا این کمپین برای ویستا بست تاثیر گذار بود؟
        ۴)اگر ویستا بست از اول بر روی بندینگ ویستا بست کار میکرد بهتر نبود؟
        من که خودم جواب این سوالات را دارم. مرحله ی اول و دوم کمپین الو پنجره برای من ۱۰۰% بی فایده بود

        1. خواهش می کنم جناب راحمی عزیز
          دقیقا با حضرتعالی موافقم. من هم نکته ای که نظرم رو جلب کرد، ضعف برندنیگ در این کمپین بود. این کمپین شاید از منظر تبلیغات، کمپین خوب و خوش اجرایی بوده باشد، با توجه به سطح دیده شدن، اما از منظر برندنیگ، قطعا دارای مشکلاتی است. علاوه بر این، ویستابست از خوبان این صنعت است. شما دلیل ضعف کمپین الو پنجره در فازهای اول و دوم را چه می دانید؟

  2. سلام و خسته نباشید .
    با مهجور بودن نام ویستا بست واقعا حداقل به عنوان یک بیننده ساده موافقم چون وقتی یه روز از خانواده پرسیدم الو پنجره واقعا چیه گفتند برنامه رادیویی است !!! فکر میکنم برای خیلی مخاطبان عام مثله من که زیاد اهل سرچ این تبلیغات معمایی نیستیم این تبلیغات خیلی طولانی و‌زیاد بود احتمال کهنگی تبلیغ وخستگی مخاطب هست . اما یه سوال این صنعت بیشتر b to b تا b to c کمتر به شخصه دیدم افراد شخصا اقدام به تعویض در و‌پنجره های خودشون کرده باشند مگر اینکه از دست خاک و الودگی هوا تهران به ستوه امده باشند به فرض مخاطب هدف برند رو شناخت ایا شناخت نام برند به شناخت مزیت های محصول برتری داره و یا مخاطب رو به سمت شناخت مزیت ها رهنمون میکنه؟ این کالا نیازمند تجربه و‌اعتماده ایا شناخت یک نام به‌ فرض موفقیت تبلیغات کفایت میکنه ؟

    1. سلام
      سپاس از همراهی شما
      با شما موافقم کاملا. من هم فکر می کنم برند در مقایسه با کمپین مهجور واقع شده. اما در رابطه با سوالی که مطرح کردید، من رو به فکر فرو بردید.
      فارغ از اینکه معتقدم برخی از کالاهای B2B اگر تبلیغ های گسترده ای داشته باشند، نهایتا به نفع برند و سازمان خواهد بود، اما در رابطه با این کالاهای خاص ممکن تبلیغات اخیر بازیگران این صنعت، کمی به خاطر تبلیغ رقبا و داستان “خب رقیب تبلیغ کرده ما هم تبلیغ کنیم تا عقب نمانیم” باشد. شما چگونه فکر می کنید؟

  3. با سلام خدمت اساتید محترم
    بسیار موضوع جالبی انتخاب شده
    برای خود من که تو کار تبلیغات هستم مدتی که این کمپین در حال اکران بوده همیشه سوال بود که یعنی چی این ؟ نمیدونستم این برندشه یا اینکه ترفندیه برای اینکه تو ذهن مخاطب ایجاد سوال کنه. ولی با توجه به دوره زمانی اکرانش به این نتیجه رسیدم که الو پنجره برندشه. یعنی چه اسم بی معنی. چرا الو پنجره . الان تازه متوجه شدم که در واقع این کمپین ادامه دار هست و در واقع مرحله به مرحله دارند مخاطب رو به جواب میرسونند. اما به نظرم خوب اجرا نشده . به نظرم تو این دوران که مخاطب مدام در حال حمله از طرف شرکت ها برای نفوذ تو ذهن انها هست, شما انقدر زمان ندارید که باهاش به اینگونه بازی کنید , به نظرم باید سریعتر جواب بهش میداد. چون در زمانی که شما اونها رو منتظر جواب گذاشتین , هجمه های تبلیغاتی دیگه ذهن اونها رو از سوال شما پاک میکنه و در نتیجه شما به جواب دلخواهتون نمیرسید.

    1. جناب آقای بیات سلام
      برخی از دوستان دیگه هم اول گمان می کردند که الو پنجره نام برند است. می توان حدس زد اگر هم پایشی صورت بگیره، الو پنجره بیشتر از وستابست دیده شده که خب این موضوع مبین ضعف کمپین از منظر برندینگ هست. شما به عنوان فردی فعال در حوزه تبلیغات، شصف این کمپین رو دقیقا در چی می دونید؟ آیا فازهای این کمپین دیر اجرا شدند و دیر رمزگشایی صورت گرفت؟ یا موارد دیگه

      1. ممنون جناب عزیزی
        بله به نظر من با توجه به جملات , شعارها و طراحی انجام گرفته در این کمپین , فازهای ان بیش از حوصله مخاطب طولانی اجرا شدند.

        1. ارادتمندم
          طولانی بودن زمان اجرای فازهای این کمپین از منظر حضرتعالی یکی از نقاط ضعف اصلی کمپین است. امیدوارم مسئولان ویستابست از نظران کارشناسانه اهالی کافه بازاریابی استفاده کنند و محصولات خوب خود را با کمپین های اثربخش تری به بازار عرضه نمایند

  4. سلام بر دوست عزیز آقای عزیزی
    حقیقتش چی بگم! گاهی اوقات چیزایی در این صنعت شما اتفاق میوفته که آدم شاخ درمیاره
    واقعا طراحان کمپین کذایی چه ارتباط عاطفی و ذهنیی بین الو و پنجره و مخاطبان و ویستا بست و … لحاظ کردن که این ایده رو به صورت گسترده بهش پرداختن؟
    اگه درست فهمیده باشم قصد تاکید بر “الو پنجره” ایجاد یک آیکون در ذهن ما رو داشته که شخصا فکر می کنم بیشتر به کمدی های اسلب استیک شبیه شده تا آیکون!
    گرافیک استفاده شده هم جای سوال داره که منظور از استفاده از شخصیتی شبیه به بازیگر خارجی چه کارکردی داشته برای الو پنجره و همچنین فونت چه نکته ای درش لحاظ شده!

    1. سلام و عرض ادب
      جناب سپهری نکاتی که اشاره کردید از تیزبینی حضرتعالی نشات میگیره که واقعا قابل تقدیره. راستش این کمپین مشکلاتش اونقدر بزرگ هست که اصلا در متن اشاره کافی به شخص نشد. البته که فونت ها تقریبا نزدیک به فاجعه است! در کمپینی که برند زیرسایه دیگر کلمات قرار داره، حتی فونتت کلمات طوری انتخاب نشده که اگر فردی فردا روزی این رو توی مغازه دید، ویستابست رو بتونه تشخیص بده!
      تیزر تلویزیونی که جای خود داره! اصلا مورد بحث ما نیست اما مطمئنم تیزر رو که ببینی متعجب خواهش شد از امضایی که پای قرارداد نهایی بین کانون تبلیغاتی و ویستابست اتفاق افتاده!
      فارغ از انتخاب این شخص، من متعجبم از تفاوت فریم عینک استفاده شده در این دو تصویر!! یعنی همه چیز این کمپین اوکی بوده و صرفا این فریم قرار نقش نهایی رو بازی کنه! و البته در تصویر اول اون بازتاب نور به رنگ سبز که دیگه زبان از بیان مطلب نمی چرخد!
      نظر شما چیست قربان؟ 🙂

        1. البته بعضا مدیران هم در شرایط خاصی قرار می گیرند که با توجه به شرایط باید تصمیماتی اتخاذ کنند. این کمپین ابعاد گوناگونی دارد که از برخی مناظر کمپین خوب ارزیابی می شود. امیدواریم مسئولان ویستابست نظرات کارشناسانه اهالی کافه بازاریابی را بخوانند و محصولات خوب خود را با کمپین هایی اثربخش تر وارد بازار نمایند

  5. سلام خدمت آقای عزیزی و سایر دوستان کافه
    به نظربنده راه اندازی این سامانه از شرکت ویستا بست می تواند از نقاط قوت برای ترغیب و تعامل با مشتری باشد
    نقطه قوت تبلیغ را هم کمپین سریالی با طرح در گیر کردن ذهن ماجراجوی انسان ( همراه کردن ذهن گام به گام تا رسیدن به برند اصلی) و استفاده از کنتراست مناسب میدانم
    اما یک سری ایرادات از دیدگاه بنده به این کمپین وارد می باشد
    ۱- قرار گرفتن تصویر در سمت راست متن در اکثر تبلیغات و در سایت خود ویستا بست. بر اساس صحبت هایی که با بعضی از اساتید داشتم ، در تبلیغات به خصوص تبلیغات محیطی چون توجه به بیلبورد در یک لحظه و یک نگاه اتفاق می افتد پس نحوه قرار گیری متن و تصویر به چهت خواندن مرتبط نمی باشد و بر اساس مباحث روانشناسی باید تصویر در سمت چپ قرار گیرد
    ۲- در بیلبوردهایی که در شهر های مختلف مستقر کرده اند و در خود سایت هم قابل مشاهده می باشد هماهنگی وجود ندارد. سایز های مختلف. یکی بلند یکی بزرگ یکی پهن و … حتی بعضی به صورت ایستاده و نوشته از بالا به پایین
    ۳-در تصویر اول که سوال الو پنجره را می شناسید قرار دارد، تصویر آقا با گردن کچ شده و دهنی که توازن در خنده آن دیده نمی شود و یک سمت دهان بیشتر کشیده شده حس ارتباط دوستانه را برقرار نمی کند.
    خود اسم الو پنجره هم بای مورد بحث قرار گیرد که آیا این نام توانسته ارتباط خوبی با ذهن مشتری برقرار کند یا خیر

    1. جناب تاج نسائی عزیز سلام
      در مورد لزوم تلیغ ویستابست و تعامل با مشتریان و مصرف کنندگان نهایی با حضرتعالی موافقم. موارد دیگر را هم نگاه تیزبین حضرتعالی کاملا دقیق مورد بررسی قرار داده است. شما به تفاوت تصویر شخصیت در دو تصویر بالا پرداختید. سوال من این است که آیا تصاویر شخص و همچنین فرم انتخاب شده برای صورت و گردن و لبخند را می پسندید؟ به نظر شما چه نکاتی باید مورد توجه قرار گیرد؟ آیا آوردن دست نزدیک گوش و همچنین انگشت اشاره به جلو برای این تبلیغ مناسب است؟

      1. ممنون از شما آقای عزیزی بزرگوار
        بنده را برای بحثتان قابل دانستید
        با انگشت رو به جلو موافقم هم اشاره و هم تایید را نشان میدهد اما قرار دادن دست کنار گوش خیلی عامیانست و در شیطنت های جوانان نیز استفاده می شود کمی به من حس خوبی نمیدهد. به نظر بنده استفاده از گوشی واقعی بهتر می باشد اما باز این نظر شخصی بندست
        با توجه به نکات زبان بدن خنده واقعی باعث ایجاد چین در دور چشم می شود اما خنده این تصویر تصنعی بودن را نشان میدهد. می شود روی این بخش هم کار کرد. اگر اسم الو پنجره هم بررسی شده است و تحقیق خود را جواب داده است بحث خاص دیگه ای به نظر نمی رسد. البته باید دانست هدف اصلی از این تبلیغ ایجاد تعامل است و آیا در ای راستا واقعاً ویستا بست توانسته استفاده بهینه بکند یا نه.

  6. سلام مجدد و خسته نباشید .
    دقیقا حرف دل بیننده ای مثل من را زدید چون من مدام این تبلیغ رو با تبلیغ یک برند دیگر ذهنم مقایسه میکردم حتما ویستا بست نخواسته از قافله عقب باشه اما نکته جالبی از جواب شما به ذهنم‌رسید این که خیلی از خرید های سازمانی این شکلی یه نوع تقاضا انتقالیه .تبلیغاتچی ها خوب میدونند حتی یه ذره هیاهو تقاضا خرید از طرف مصرف کننده نهایی حتی اگه خودش خرید نکنه بازم به نفع سازمان تبلیغ کننده است اما این هیاهو‌ تا الان حداقل کمتر توانسته مصرف کننده ها را به یه واکنش درست درمان وادار کنه حداقل من به زعم خودم هیچ واکنشی ندارم انشالله ادامه کمپین موفقیت امیز باشه.

    1. سرکار خانم تیموری سپاس از همراهی شما با این بحث
      اگر شما مشاور این برند بودید، ادامه مسیر این کمپین رو چطور مدیریت می کردید؟ کمپینی که بعضی از همراهان کافه معتقدند فاز اول و دوم اون خیلی کم موفق بوده و در فاز سوم هم هنوز برند اصلی شرکت زیر سایه نام کمپین واقع شده و مشکلاتی که خود شما هم به اون ها اشاره کردید، وجود دارند.

  7. با سلام
    این تبلیغ خوب شروع شد. با رمز گذاری ای که مخاطب رو به یافتن پاسخ وا می داشت. اما آنقدر ادامه دار شد که منه مخاطب رو خسته کرد. منظور از من مخاطب عام هست. چراکه دیدم اعضای خانواده ام ابتدا جذب تبلیغ شدند اما بعد مدتی بعلت کش دار شدن ابهام نهفته در تبلیغ، خسته شدند. اما خود من از فضای تبلیغ (نور زیاد و پنجره پس زمینه) و بکاربردن نام پنجره حدس زدم که محصول مورد نظر پنجره یو پی وی سی باشه اما آنچنان مشتاق رمزگشایی نبودم که به آدرس سایت معرفی شده سر بزنم.
    بنظرم اگر فاز سوم رو طولانی تر از فاز یک و دو کنند و یک مقدار فضای تیزر رو متنوع تر کنند(موسیقی، رنگ ها، مدت زمان و تصاویر) می تونه تا حدودی از خستگی ذهن مخاطب(در فضای تکراری فاز یک و دو) کم کنه

    1. سلام
      سرکار خانم ترحمی به نکات ارزنده ای اشاره کردید و درباره تیزر هم نکاتی خیلی خوبی رو مورد توجه قرار دادید. من خودم راجع به تیزر خیلی حس خوبی ندارم. مخصوصا در بحث رنگ که شما هم به اون اشاره کردید.
      درباره تبلیغ های فازهای قبلی، چرا تبلیغ ها نتونست شما رو به عنوان یک فرد آگاه در این زمینه جذب کنه و به آدرس سایت معرفی شده سری بزنید؟ این تبلیغات چه چیزی کم داشت که نتونست توجه شما رو به خودش جلب کنه؟

  8. سلام مجدد و تشکر از شما جناب عزیزی . قطعا دید من و نگاه من فقط به عنوان مخاطب عام از بیرون ولی به رغم احترام برای تمام تلاش های مسوولان این کار شاید اگه شرکت از ابتدا یه ذره خلاقیت از خودش خرج میکرد شاید واقعا نیاز به این همه صرف زمان و هزینه نبود یاداوری برند خوب صورت گرفته اما هیچ گونه مطلوبیتی برای مشتری نداره . مسوولان شرکت میتوانستند هدف خودشون‌رو ارتقا سلامت جامعه پیش ببرندو با نشان دادن یک معضل در هر فاز مطلوبیت بیشتر رغم بزنند مثلا فاز اولش خردسالان و سالمندان و تاثیر گرد و غبار هوای تهران و الودگی هاش هم برای انها و هم برای کسایی که مریض هستند رو نشون بده هم در فاز های بعدی مزیتهای دیگه اش رو هم برای گروه مخاطب جدید معرفی کنه در عصر امروز با این همه اطلاعات خیلی از مشتری ها محصول و مزیتهاشو می شناسند اما چیزی که فراموش میکنند کمکی که این محصول به جزییات پر اهمیت زندگیشون میکنه و تاثیری که در بلند مدت بر زندگیشون داره. یاداوری این جزییات میتونست اجرای کار رو متفاوت کنه کاری که حداقل من مخاطب عام از رقبای مشابه این صنعت ندیدم .

  9. با سلام
    کاهش کسانی که تبلیغاتچی هم نبودند می آمدند اینجا و نظر می دادند و مدیران ویستابست نظر آنها را هم می خواندند.
    برخلاف قواعد نقد، اینقدر از آژانس های تبلیغاتی و سبک جهت دهی شان به برندها دلخور هستم که میخوام بی پرده یسری نکات رو خدمت دوستان عرض کنم.
    متاسفانه خیلی از مدیران بازاریابی این شرکت ها درک درستی از الفبای مارکتینگ ندارند. حتی تو همون ۴p و چگونگی آمیختن این ابزارهای مارکتینگ و تناسبشون در صنایع مختلف.
    احساس می کنم، مدل تصمیم گیری این دوستان بر اساس قواعد صحیح مارکتینگ شکل نگرفته واقعا!
    واقعا عمده خریداران یوپی وی سی مردم عامه هستند؟
    CPE این تبلیغ چقدره واقعا؟
    تو فرایند خرید این یوپی وی سی ها نقش های خرید (پیشنهاد دهنده، مصرف کننده، تاثیرگذار و …) رو چه کسانی بعهده دارند؟
    ذهن من مخاطب تو این عصر جنگل برندها (بویژه برند محصولات مصرفی و تندمصرف و…) چرا باید درگیر ویستابست و یوپی وی سی بشود؟
    اصلا به فرض هم که اثرگذار بود. خوب! حالا چه بکنیم؟ خرید کنیم؟ توصیه کنیم خرید کنند؟ آگاهی برند ایجاد شده؟ تداعی جدیدی از برند شکل گرفته؟ یوپی وی سی رو تو یک جمله تعریف کنیم؟ فرق یوپی وی سی با پی وی سی رو بگیم؟ …
    امیدوارم این شرکت اینقدری که تو حوزه تبلیغات فعاله تو حوزه سنجش اثربخشی و کارایی تبلیغات هم کوشا باشند و بطور کاملا علمی و منطقی اثرات این تبلیغ رو هم بسنجند…

  10. با سلام
    در زمان اجرای این کمپین من هم فکر می کردم که الو پنجره نام برند می باشد. اما با شروع فاز سوم و با به میان آمدن نام برند ویستا بست غافل گیر شدم. به نظرم اصلا ایده جالبی برای برندینگ ویستا بست استفاده نشده چون مطمئنم اکثر افراد مثل من تصور کردند که قراره با برند جدیدی رو به رو شن. به نظرم باید از واژه یا ایده دیگری استفاده می شد که تداعی کننده نام برندی جدید دراین حوزه در ذهن مخاطب نکنه.اجرای این کمپین فوق العاده زمان بر بود و به جای برندینگ ویستا بست به نظرم برندینگ الو پنجره محقق شده. حداقل اگر فاز دوم این کمپین حذف می شد و زودتر از برند ویستابست رونمایی می شد اثر بخشی بیشتری داشت.

  11. شخصا کمپین ویستا بست را هم موفق و هم ناموفق می دونم. در زمینه اجرای گرافیکی ضعف های فاحشی وجود داشت که می توانست خیلی بهتر انجام بشه. لی اوت تبلیغات خیلی بد، بی نظم و مشکل دار بود و در رمز گشایی برند هم کارکتر خیلی ناشیانه به حاشیه برده شده بود یا مثلا خنده کارکتر در بعضی از تصاویر مصنوعی و حالت مسخره کردن داشت.
    دوم اینکه وقتی شما می خواهید از روش پازلی برای کمپین خود استفاده کنید دیگر نبایستی قبل از رمز گشایی نام برند را در فضای مجازی لو بدهید! که من با یک سرچ ساده و قبل از لو رفتن شعار “ویستابست را صدا کن” موفق شدم نام برند رو در اینترنت پیدا کنم و به نظر می رسید یک ناهماهنگی فاحش در کمپین وجود داشته! حتی یک اتفاق ناشیانه را هم در وب سایت اصلی شرکت دیدم مبنی بر فراخوان یا یک همچین چیزی جهت تبلیغات و درخواست شرکت از افراد خلاق برای تولید محتوای تبلیغاتی که هنوز هم در شوک اون هستم! احتمالا دست اندارکاران شرکت فراموش کرده اند با شروع کمپین جدید تبلیغات غیر منسجم قبلی را از فضای مجازی حذف کنند. اما با توجه به اینکه به صورت مداوم در میان مردم به ارزیابی تبلیغات می پردازم به خوبی میدیم که یک علامت سوال بزرگ ذهن بسیاری را مشغول کرده که الو پنجره چیه و افراد زیادی رو دیدم که این سوال رو می پرسیدن و برای خود من هم سوال شد و البته خیلی سریع با همون سوتی که اشاره کردم جواب سوالم رو پیدا کردم.

  12. درود خدمت دوستان عزیز در کافه بازاریابی…

    در چند نکته می خواهم نکاتی را مطرح کنم که دوستان کمتر به آن اشاره کردند…

    – روش بازاریابی این شرکت “بازاریابی انتظار” بود،حال یا به علم اینکه این روش را می دانستد این کمپین را اجرا کردند یا ناخوداگاه این اتفاق رخ داد
    در واقع استراتژی این نوع بازاریابی این است که در مردم انتظار ایجاد کنند! و همیشه انتظار باعث جلب توجه می شود.
    این را می شود از نقد ها و یادداشت هایی که در رابطه با این کمپین منشتر شده(به طور مثال آقای دکتر محمدیان که یکی از بزرگان این صنعت هست در همین نظرات گفتند:این تبیلغ از تبلیغات قابل تامل و شایسته بحث است)،از رفتارهای مردم(به شخصه در مسابقات فوتبال جام رمضان چند شب پیش این را در شعار تماشاگرها حس کردم…پس در انتخاب نوع بازاریابی تا حدودی موفق عمل کردند…

    البته اغلب فیلم های محبوب و پرفروش جهان قبل از فیلم نسخه دمو یا تیزر اون فیلم رو پخش می کنند و فیلم رو تا حد معقول به تعویق می اندازند تا وقتی که این سوال برای افراد پیش بیاد”پس کی میاد؟”

    پس نکته کلیدی این نوع بازاریابی اینه”پس کی میاد؟” حال این سوال نیز در ذهن مخاطبین شکل گرفته بود که الو پنجره رو می شناسید؟و همه با خودشون میگفتن یعنی” چی میتونه باشه؟

    پس در بخش جلب توجه و ایجاد سوال انتظاری در مخاطب نیز تقریبا موفق بودند هر چند می توانست سوال یا ایده بهتری مطرح شود
    حال باید تا کی انتظار ایجاد کنیم؟و محصول یا خدمات را رونمایی کنیم؟

    من در جواب این سوال دو حالت رو در نظر می گیرم
    حالت اول: اگر کمپین ما طوری باشد که واقعا محصول یا خدمات ما برای کاربر سودی داشته باشد بازاریابی انتظار هر چقدر تاخیر داشته باشد شاید نارضایتی و بد قولی ایجاد کند ولی می تواند فروش خوب و نتیجه فوق العاده ای ایجاد کند(در این نمونه یک اتفاق برای یکی از همکاران افتاده بود و دقیقا با همین روند توانستند در کمتر از ۲۸ روز ۲هزار نسخه کتاب را بفروشند)

    حالت دوم:اگر کمپین طوری باشد که محصول یا خدمات سود آنچنانی برای کاربر ایجاد نکند بازاریابی انتظار باید دقیقا سر بزنگاه و با تاخیر کمتری اجرا شود چرا که اگر مراحل کمپین پیوستگی نداشته باشد،به دلیل اینکه منافعی برای مخاطب ندارد ریزش مخاطب زیادی دارد وبدین ترتیب اون کمپین تقریبا شکست میخورد.

    نمونه این حالت “الو پنجره رو می شناسید ” بود/تاخیر زیاد در رو نمایی از فازهای کمپین و ریزش مخاطب!
    شناختن یا نشناختن یک اسم سود آنچنانی برای مخاطب ندارد،پس طبیعی است مخاطب وقتی جیغ می زند”یعنی چی میتونه باشه؟ و جواب این رو تو یه فرصت مشخص نگیره دیگه جیغ نمی زنه!و سکوتی میکنه بالاتر از فریاد…

    من هم به نشانه اعتراض به عدم رونمایی به موقع از فازهای این کمپین به سبک بازاریابی انتظار چند مورد جالب و موشکافانه دیگر که در رابطه با این کمپین بود را نیمه کاره رها می کنم و اصلااز فازهای بعدی رو نمایی نمی کنم…

    لطفا منتظر نباشید…

    با تشکر سعید بهزادی

  13. درود به دوستان گرامی

    در ابتدا تشکر می کنم بابت مطلبی که نوشتید. در جواب سوال شما باید گفت متاسفانه اکثر شرکت های ” رسانه دار” مبحث کاملا علمی و تخصصی “برندینگ” را با “هژمونی رسانه” اشتباه می گیرند. این اشتباه سهوی است یا عمدی خدا می داند. بنابراین با توجه به مورد یاد شده نمی توان در این زمینه اظهار نظر کرد بجز اینکه با این همه هزینه ” awareness ” بالایی ایجاد کرد که البته این کار مهمی نیست در برندینگ و قدم اول است. سرهنگ قذافی هم با کرایه کردن یک باغ و چادر زدن در کشورهای خارجی که قرار بود حضور پیدا کند، awareness بالایی ایجاد می کرد. این مساله در مقابل “brand personality” در مدیریت یک برند هیچ بحساب می آید.

    به نظر من اگر شما می خواستید چند میلیارد تومان را از کانال بازاریابی و تبلیغات به آتش بکشید این شیوه، شیوه ی خلاقه ای بود.

    پای نوشت ۱: یکی دوشب پیش فرصتی شد کتاب “آسیب شناسی تبلیغات در ایران” اثر دکتر محمدیان عزیز را که سال ۱۳۸۱ منتشر کرده بودند ورقی بزنم …در جایی دکتر اشاره کرده بودند که برخوردهای برخی از شرکت های تبلیغاتی باعث دلزدگی و دوری صاحبان صنایع از تبلیغات میشود. متاسفانه بعد از قریب به ۱۳ سال درد همان درد است و …

    پای نوشت ۲: چرا این صنعت که به گفته درست نویسنده بازیگران زیادی دارد به تبلیغ انبوه روی آورده است!؟ بنظرم این صنف گرفتار یک چشم و هم چشمی تبلیغاتی شده است… بهتر نیست یک بازنگری در شیوه های بازاریابی این صنف گردد؟

    دوستان گرامی شاد و موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *