تحلیلی بر کمپین ویستابست // برای مرتبه سوم و نقدی دیگر در کافه بازاریابی درباره ویستابست

مطلبی به قلم علیرضا حاتمی (کارشناسی و طراح ارتباطات) ///////// ویستا بست، تولیدکننده در و پنجره UPVC در ایران است که طرح تعویض در و پنجره‌های قدیمی را به‌صورت کمپین تبلیغاتی وسیع به اجرا درآورده است. این کمپین توسط شرکت ایران نوین، یکی از بزرگ‌ترین آژانس‌های تبلیغاتی ایران طراحی و اجراشده است. اما ایرادات اساسی در طراحی مفاهیم و اجرای آن نشان می‌دهد که مجریان این طرح، به مفاهیم ارتباطی برای برقراری یک معنی مشترک میان دو سوی ارتباط توجهی نداشته‌اند و صرفاً یک رابط بصری بدون هویت را اجرا نموده‌اند.

در کمپین مذکور، به‌رسم شیوه‌ای مرسوم، طراح اولیه، کل را به اجزای مختلف تبدیل نموده و آن را با خروجی‌های متفاوت به مخاطبان عرضه داشته است. هر قطعه از خروجی، قسمتی از تصویر جورچین اولیه  است که می‌بایست در کنار هم در ذهن مخاطب، به جمع‌بندی برسد. اما به نظر می‌رسد کمپین موردبررسی با چیدن قطعات خود کنار هم نه‌تنها به تصویر اولیه نمی‌رسد بلکه تصویر جدید بسیار ضعیف‌تر از تصویر ترسیم‌شده اولیه است.

این کمپین شامل بیلبوردهای مرحله‌ای در کنار تیزرهای تلویزیونی است که سطح به سطح، ذهن مخاطب را به سمت پذیرش سوق می‌دهد. اما این خروج‌ها، نه‌تنها چیدمان مناسبی ازلحاظ بصری ندارند، بلکه مجموع اجزای آن نیز به‌طور کل، مفهومی کمتر از اجزای آن را دارد.

این مشکل از سطح ایجاد محور شروع‌شده است. اسمی نامأنوس در کنار فشار برای تفهیم مشکل که می‌تواند منجر به افزایش مقاومت در خصوص واکنش مثبت مخاطب باشد.

ویستا بست خود اسمی نامأنوس برای عموم است. هرچند این اسم Vista BEst است اما با نگاهی به اطراف خود، به دلیل وجود فعل بستن در پنجره و ارتباط ذهنی در دسترس آن،  Vista BAst تلفظ می‌گردد.. همچنین کلمه Vista نیز خود مشهور و نام یک سیستم عامل از شرکت مایکروسافت است و لذا کمکی به درک نام نمی کند. این تناقض، اولین مشکل در پذیرش پیام است. مشکل بعد، وجود محوریت الو پنجره است. این جمله فارغ از ماهیت خودمانی، در نگاهی دقیق، تمسخرآمیز دیده می‌شود. هیچ‌کس قرار نیست به‌جایی زنگ بزند و بگویدالو پنجره؟!”. طراح خود این مطلب را درک نموده است و سعی نموده در تیزهای تلویزیونی این مطلب را توجیه نماید.

این توجیه به‌وسیله بزرگنمایی مشکل و تلاش در جلب نظر مخاطب به سمت پنجره انجام‌گرفته تا در پایان، ذهن مخاطب برای پذیرش راه‌حل آماده و جمله “الو پنجره” قابل‌درک باشد. پس از مشکلات نشان داده‌شده در تیزر، ناگهان فردی قاب به دست، تصویر یک طبیعت را نشان می‌دهد و این یعنی پایان مشکل! اما آنچه شاهد هستیم، یک‌روند غیردقیق از اجزا است. گویی تیزر از جایی آورده شده و یک انتها به آن چسبانده شده است.

در بیلبوردها مشکل چند برابر به نظر می‌رسد. حضور فرد درون تیزر با شاخص‌های به‌ظاهر هوشمندانه، با جمله الو پنجره را می‌شناسید؟؟” و در پی آن الو پنجره را بازکن، ویستا بست را صدا کن که به نظر می‌رسد هدف از این جملات، صدا کردن مخاطب و نشان دادن انتظار در رفتار اوست که این بار به دلیل یکنواختی پیام، کاملاً از درک مخاطب خارج می‌گردد. هرچند اجزا باهم در ذهن مخاطب شکل‌گرفته و جمع‌بندی می‌گردند، اما به نظر نمی‌رسد تیزرها آن‌قدر در انتقال این جمله موفق بوده باشند که در برخورد با بیلبوردها، پیام درک پذیر باشد.

اما در جمع‌بندی نهایی و پله آخر، بیلبوردها ضعیف‌تر از تمامی قسمت‌های کمپین، پدیدار می‌شوند. مجموعه اعضایی که ترکیبی از نتایج به‌دست‌آمده از مراحل قبل است.

اولین جز، حضور یک فرد، پشت به مخاطب در حال نصب یک پنجره است که در آن نقش طبیعتی شکل‌گرفته است. این پنجره روی تصویری از مبلمان یک سالن پذیرایی مونتاژ شده است. همان آدمی که قاب به دست در آخر تیزرها ظاهر می‌گردد. در این خصوص جای سؤال دارد که هدف در این تصویر، انتقال چه مفهومی است؟ حتی اگر مخاطب را منفعل و خالی از معانی محیط زندگی در نظر بگیریم، پذیرش چنین تصویری که حتی حاوی جذابیت تصویری هم نیست، برای مخاطب قابل‌قبول نخواهد بود و ایجاد معنی مشترک نخواهد کرد.

دومین جز، متن “تعویض طلایی با ویستا بست” است. همان‌طور که گفته شد، نام شرکت ویستا بست خود به‌اندازه کافی نامفهوم است. طرح تعویض نیز نشانی از طلایی بودن ندارد، مفهومی نیز ندارد. چراکه چه چیزی باعث “طلایی” بودن آن است، نشان داده نشده و معیاری برای مقایسه نشان داده نشده است. کاربرد رنگ قرمز در برجسته نشان دادن “طلایی” و “ویستا بست” نیز غیرهوشمندانه بوده است. زیرا برفرض معیاری برای طلایی بودن خدمت، واژه طلایی بر مفهوم “رویال و ویژه” بودن تأکید دارد، حال‌آنکه رنگ قرمز چنین خاصیتی نداشته و همزمانی شروع کمپین با هوای گرم شهریورماه نیز، حاکی از عدم برنامه‌ریزی صحیح در مهندسی ارتباطات کمپین است.  این جدا  از قلم خودمانی “طلایی” است که معنی مشترک با ماهیت “طلایی” نمی سازد.

جز سوم نیز “الو پنجره” است. “الو پنجره”  که مشکلات آن توضیح داده شد این بار در ترکیب با مهر تأییدی در تمسخرآمیز بودن خود قرار می‌گیرد. مهر “سامانه ارتباطی” که نشان می‌دهد باید کسی در یک‌طرف گوشی بگوید “الو، پنجره؟!”. گذشته از این مهم، حضور ساختارشکنی چون “الو پنجره” می‌بایست محور باشد، زیرا همخوانی بیشتری با محور اصلی تبلیغ دارد، حال‌آنکه به‌عنوان یک جز فرعی دیده‌شده و عملاً به خاطر نوع اجرا، کم‌اهمیت جلوه داده‌شده است.

چهارمین جز، راه‌های تماس است. شماره تلفن، USSID و نشانی وب‌سایت، هرچند متحدالشکل و تقریباً رند انتخاب‌شده است، اما کارایی مناسبی روی بیلبورد ندارد. مخاطبی که با خودروی خود و بسیاری از افکار روزانه از خیابان رد می‌شود و عملاً زیر ۱۰ ثانیه، بیلبورد را نگاه خواهد کرد، چیز زیادی از نشانی‌ها را به خاطر نخواهد سپرد.

می‌توان گفت با جمع اجزای تبلیغ در کنار هم، نه‌تنها تبلیغی دقیق با تکیه‌بر شیوه‌های مهندسی ارتباطات طراحی نشده، بلکه نشانی از تجربه و تخصص نیز در آن دیده نمی‌شد. شاید این تبلیغ در کشور دیگری به‌صورت موفق اجراشده و مجری از آن الهام گرفته باشد، اما توجه به شرایط بومی و فرهنگی و غنای زبانی مخاطبان در کشورهای متفاوت از اصول مهم تبلیغ است. تبلیغ مؤثر می‌بایست بتواند در کل حرفی فراتر از اجزای خود زده و با نگرش‌های در دسترس مخاطب، تعامل برقرار نماید که این مهم در کمپین طراحی‌شده به چشم نمی‌آید. هرچند در بسیاری مواقع تبلیغ با فشار اولیه خود بر دید مخاطب، می‌تواند سهم کمی از ذهن او را به خود اختصاص دهد اما می‌توان آن را در رده موفقیت‌های طراحی و اجرا دسته‌بندی نمود.


12 thoughts on “تحلیلی بر کمپین ویستابست // برای مرتبه سوم و نقدی دیگر در کافه بازاریابی درباره ویستابست”

  1. با سلام به دوستان خوب ما در کافه
    با تشکر از شما جناب آقای علیرضا حاتمی که مطالب رو به صورت دقیق موشکافی کردین و موضوعات رو کامل توضیح دادین و من واقعا استفاده کردم، با توجه به تمامی موضوعاتی که اشاره شد در اولین روز اکران کمپین “الو پنجره” من رو یاد هدایای تبلیغاتی “الو گیفت” انداخت و شباهت این دو اسم باعث شد احساس کنم که حتما باید شرکتی با انواع و اقسام خدمات اینترنتی و هدایایی تبلیغاتی و از این دست فعالیت داشته باشه اما در نهایت شرکت دیگری رونمایی شد.
    خیلی نمی خوام به این بحث بپردازم می خواستم نوشته های شما رو از زاویه ای دیگه بررسی کنیم، شاید ضعف عمده در برنامه های اجرا شده و یا کمپین های پشت سر هم و رگباری از این دست را بتوان در رکود بازار حاکم بر صنعت دانست، رکورد بازار در بخش صنعت ساختمان سازی و کمتر شدن فعالیت های ساخت و ساز و …. بخش عمده ای از بازار مصرف که در صنعت B2B فعالیت داشتند را دچار مشکل کرد، به همین دلیل رویکرد شرکت نیز عوض شد و از صنعت B2B به بخش B2C تغییر حرکت داد که بتواند در این شرایط نیاز های خود را پوشش دهد، که همین امر باعث حرکت های سریع در تبلیغات شد. حتی اگر این رویکرد مد نظر شرکت ویستا بست بوده باشد، کمپین های اجرا شده موفق نبوده، البته به دلیل نداشتن اطلاعات کلی این جانب نمی تونم نظری در خصوص اتفاقات فروش و خدمات پس از فروش بدهم.
    در کمپین های ویستا بست چیزی هایی که باعث آزار و اذیت شد را می توان به سر و صدای زیاد کمپین (مانند جنگ های دوران گذشته که با استفاده از طبل باعث ایجاد رعب و وحشت می شدند)، نداشتن محتوای متناسب با صنعت و ربط آن به مصرف کننده که مهمترین بخش کارکردی کمپین ها می توانست باشد را نام برد، که برای جبران کم بودها در این قسمت جوایز عکاسی مربوط به صفحه اینستاگرام و تخفیفات آن چنانی و تعویض های مختلف پنجره ها پیشنهاد شد.
    اما در نهایت بعد از گذشت این چند وقت اگر بخواهیم در دو صنعت مشابه ویستا بست و وین تک رو با هم بررسی کنیم شاید کمپین های اجرا شده برای وین تک رو موفق تر، کم سروصدا تر و حتی کم هزینه تر از ویستا بست دانست.

    با سپاس

  2. باعرض سلام خدمت اهالی کافه
    در مورد نقد این کمپین و در کل این برند باید به چند نکته اشاره نمود:
    ۱)نام این برند ویستا بست می باشد.لغت ویستا در زبان انگلیسی به معنای perspective, outlook, landscape که همان چشم انداز خودمان می باشد، می شود.واژه ای است به نظر زیبا و راحت در بیان وتلفظ. ولی آیا چند نفر از مردم می دانند که معنی آن چشم انداز است و ربطی به سیستم عامل سابق ویندوز ندارد؟
    هم چنین در ترکیب اسم برندvista+best آمده می دانیم کهbest صفتی عالی است و ترجمه برند (چشم انداز برترین) می شود. این ترجمه برای بنده نامانوس است چون برای مثال در گزارش فوتبال گزارشگر در پایان بازی برای انتخاب بهترین بازیکن میدان از عبارت………… best player استفاده میکند.
    در ضمن خود بنده برای اولین بار بنر آن را در ورزش۳ دیدم حس کردم باید تبلیغی برای برطرف کردن آن لاین مشکلات نرم افزاری و سخت افزاری شبکه باشد.

    ۲) بانگاهی به نام این صنعت به خصوص در تبلیغات ویستا به نام ( پروفیل در و پنجره) برخورد کردم. شاید این اشتباه بنده باشد ولی تاکید بسیار زیاد ویستا فقط در نشان دادن پنجره های یوپی وی سی خود می باشد حتی شعاری هم مطرح کرده اند که می گوید: شاید فاصله میان من و تو یک پنجره باشد. تفاوت میان ویستا و وین تک به عنوان دو رقیب اینجا مشخص میگردد که وین تک هم در تبلیغات و هم در عمل روی پنچره های upvcخود مانور می دهد ولی ویستابست در عمل روی در و پنجره و در تبلیغات بر پنجره های خود تاکید دارد(البته در یک تبلیغ بنده نمایی کوچکی از در ویستا را هم دیدم که در ادامه تبلیغ را تعریف میکنم).

    ۳) با بررسی کوچکی بر ویدئوهای تبلیغاتی شرکت های خارجی به یک شیوه کلاسیک و تکراری در تبلیغات این صنعت برخورد کردم که به زعم بنده وین تک از آن پیروی می کند (شاید به همین دلیل است که دوستی بیان کرد تبلیغات وین تک ارزان تر و تاثیر گذارتر است) آن هم نشان دادن سرو صدای زیاد و باد وباران و طوفان و اعضای خانواده ای، که با بستن در یا پنجره خود آرامش را به خانه می آورند. بنظرم ویستا با فراهم کردن کمپین الو پنجره قصد بر نهادن بدعتی در تبلیغات داخلی این صنعت داشته است. این نکته بسیار مهم و مثبتی است که قصد بر برهم زدن عادت های بینشی معمول را داشته باشیم ولی کمی تفکر در شیوه های جدید ابداعی و میزان مرتبط بودن و تاثیر گذاری آن ها لازم است.

    ۴) نکته آخر را هم به یکی از تبلیغات دیگر ویستابست اختصاص میدم. در تبلیغی کلاسیک کارگری را نشان می دهد که با چکش مکانیکی در حال شکافتن آسفالت کوچه بوده، تصویر یک لحظه بر صورت کارگر زوم کرده و سپس امتداد نگاهش را نشان می دهد. این امتداد جایی نیست به جز خانه یک پیرزن که مشغول نخ کردن یک سوزن می باشد(در این بین پنجره و نمای کوچکی از در ویستا که مانع از ورود صدا می شود به عنوان بک گراند اتاق پیرزن نشان داده می شود). نکته جالب در نگاه کارگر و صورت در هم کشیده شده او می باشد که این حس را منتقل می کند انگار می خواسته از روی عمد مانع تمرکز زن شده و از این که ویستا جلوی آن را گرفته ناراحت شده وبا حسرت به زن می نگرد.جالب اینجاست آن قدر که روی کار این پیرزن تمرکز دارد روی کار خود متمرکز نیست.
    مهم اینجاست که پیرزن با وجود آرامشی عجیب که در اتاق حکم فرماست بازهم نمیتواند سوزن را نخ کرده و به سرمنزل مقصود برسد. اگر قصد ویستابست نشان دادن آرامش ناشی از سر و صدا بود ، هر چند هم که آن زن سالخورده باشد بازهم باید بتواند کار خود را باتمرکز ناشی از ویستا (که پیام اصلی تبلیغ همین می باشد) به موفقیت برساند آن هم در چارچوب زمان در نظر گرفته شده ولی این چنین نشد.
    سعی کردم که در این نقد بیشتر روی نقاط مهم و به زعم خودم گم شده تبلیغات ویستا بست تمرکز کنم امیدوارم که مثمرثمر واقع شود.

    با تشکر
    محمدرضادانشوردیلمی

  3. من احساس می کنم این کمپین هدفش و بریف پشتش خیلی مربوط به بازار نبوده و احتمالا از این نوع سفارشها بوده که صاحب برند گفته میخوام بترکونم همه شهرو همه جا اسم برند من باشهو بین رقبا پز بده که همه جا رو گرفتم، مهم نیست چقدر بازگشت داره یا هدفش چیه!البته نظر منه 🙂

  4. دیدگاه من شاید سوال برانگیز باشه
    اما فارغ از مبحث مطرح شده
    به اعتقادم حجم مطالبی که در رسانه های مختلف به نقد ویستابست اختصاص داده شده بیش از حد است
    درهمین کافه این سومین نقد است
    فارغ از نوع مطالب مطرح شده که باز هم قابل توجه است این همه تاکید وتمرکز جامعه تبلیغات به عملکرد این برند را افراط می دانم
    شبکه های اجتماعی نیز این برند را به شدت تخریب می کنند که کمی طنز تخلیه نشده و جهت گیری در نقدها به این برند در شبکه های اجتماعی زیاد است
    برای دوستانمان در ویستابست ارزوی موفقیت دارم
    راستی من اگر قرار باشدروزی پنجره های خانه رو تعویض کنم حتما با ویستابست تماس می گیرم

    1. سلام و عرض ادب خدمت دکتر محمدیان عزیز
      کاش شرح مختصری در زمینه های بازاریابی مثبت این طرح برای تنوین افکار بنده و شاید سایر دوستان بیان می فرمودید. یا حتی در مطلبی جداگانه که جنبه آموزشی داشت تا از محضر شما استفاده می کردیم.
      موفق و پیروز باشید استاد گرامی.

  5. سلام خدمت دوست گرامی
    از نوشته ی زیبای شما لذت بردم و استفاده کردم. به نظر من یکی از گمشده های این روزهای تبلیغات اخلاق است. اخلاق حرفه ای. کتاب بزرگان تبلیغات را که می خوانیم آنجا که می خواهند به شرح کار خود بپردازند اخلاق حرفه ای و رعایت مقتضیات کار مشتری برایشان به همه چیز حتی ماندگاری و سود خودشان ارجح است.

  6. با سلام خدمت همه اساتید و حاضرین در این مبحث
    ویستا بست به عنوان یکیداز تولیدکنندگان پروفیل در و پنجره یو پی وی سی قدرت نمایی تبلیغاتی خود را از نمایشگاه های تخصصی بین المللی شروع کرد. این مجموعه از تمامی نمایندگان اصلی خود از سراسر کشور خواسته بود تا در نمایشگاه حضور داشته باشند و تیزر پیرزن که اشاره شد در تی وی های نمایشگاه مدام پخش می شد. حضور چشم گیری بود و هزینه های گزافی هم شده بود . چند دستگاه خودرو گران قیمت برای انتقال افراد در سطح نمایشگاه حضور داشتند و موارد دیگری از این دست. تبلیغات محیطی نیز ماشا الله فراوان می نمود. این سیر تبلیغاتی باذسرو صدای زیا د ادامه داشته و الو پنجره نیز ارایه شد. تبلیغات تلویزیونی زیاد و پر هزینه اما در تمامی این فعالیت ها چند چیز گم شده بود. آغاز تبلیغات چه گونه باید شروع می شد و چرا باید تبلیغ می شد. هدف معرفی یو پی وی سی و درب و پنجره بود برای افزایش آگاهی عموم و افزایش مشتریان؟ افزایش نمایندگان فروش در نمایشگاه یا افزایش مشتریان نمایندگان سراسر کشور از طریق نمایشگاه؟ شاید هم کلی نماینده داریم رغیب زیاد شده بازار ممکنه از دست بره شاید هم در حال از دست رفتن است زود حرکتی انجام بدیم بقیه رغبا دیده نشوند؟ کلی پول داریم چطوری خرجش کنیم و یا شاید… مورد دیگه برنامه تبلیغات چطور بوده و از کجا به کجا قراره برسیم؟ اصلا شرکت ویستا بست در چه مرحله ای است رشد بلوغ یا افول؟ چرا طرح تعویض پنجره انتخاب شد آیا این یک کمپین بود یا اطلاع رسانی عمومی برای ارایه یک خدمت جدید؟ به نظرم آشفتگی زیادی وجود دارد با سرمایه های وسیعی که در حال از دست رفتن است. فکر کنم سراسیمگی در تبلیغات ویستا بست مشهود است. پیام مناسب انتخاب نشده و توازن در نوع انتقال داده ها به خوبی وجود ندارد. اجرای هنری بی نظیر است و لازم به تمجید است اما در امر تبلیغات مناسب نیست. گاها می شود بین هدف افزایش فروش و یا انجام برندینگ تمایز قایل شد اما در تبلیغات ویستا بست این امر قابل مشاهده نیست. در مورد شعار نیز برداشت صحیحی اتفاق نمی افتد . اصولا فاصله بین افراد جز در مواردی که افراد از یکدیگر نفرت داشته باشند امر خوبی نیست. و این فاصله به خار ویستابست ایجاد شده است. در ضمن اگر مطمین به این امر نیستیم و شایدی در کار است بهتر نیست فعالیت خود را بر آن استوار نکنیم. مشتری باید احساس نیاز داشته باشد تا اقدام به خرید یا ارایه درخواست خدمت کند. این تبلیغات و پیام چطور می خواهد در مخاطب میل به خرید را ایجاد کند. جاذبه موجود در این تبلیغات چیست؟ با عرض معذرت اینها مواردی است که برای بنده هنوز مشخص نشده است نه اینکه ایرادی گرفته باشم و نقد منفی کرده باشم.
    موفق باشید

  7. با سلام خدمت همه دوستان و همکارانم
    همانطور که آقای دکتر فرمودند، بنده هم معتقد هستم نکات مثبتی هم در تبلیغ به وجود آمد:
    یادتون میاد برای قالیشویی “شربت اوقلی” چه جوک ها و لطیفه هایی تو همین روزها در اومد، مثال:
    “با توجه به توافق هسته ای ایران و غرب، قالیشویی شربت اوقلی همین جا اعلام می کند که شعبه دیگری ندارد”
    و…
    همه یه زمانی می گفتند که این چه اسمی هستش که اینا گذاشتن، اما بعدها همین نقطه ضعف باعث شد تا سر زبان ها بیافته و در تمامی شبکه های اجتماعی نامش بیاد و دهان به دهان هم نام برندش سر زبون ها بچرخه.
    باید سعی کنیم از نقطه ضعف های خودمون نقطه پرش بسازیم، گاهی هوشمندانه میشه و دست خودته و با برنامه این پروژه جلو میره، گاهی هم شانس بهت رو میکنه مثل ویستا بست و قالیشویی شربت اوقلی از این شانست لذت میبری.

    با احترام
    حسین جعفری

  8. در رابطه با عبارت تعویض طلایی باید بگم، این یه عبارته فوتبالیه. بازیکنی که به صورت تعویضی وارد زمین میشه و گل میزنه، یا روند بازی رو تغییر میده بهش میگن تعویض طلایی. اون آقایی هم که تو بیلبوردا پشب به تصویر یه پنجره رو دست گرفته، در اصل نمادی از یک داور فوتباله که تابلو تعویض رو بالا گرفته. اگر اشبتاه نکنم تو تبلیغ تلویزیونی وقتی حرف از تعویض طلایی زده میشه، یه صدا سوت هم پخش میشه، که مثلن صدای سوت داوره. البته انقد صدا غیر طبیعی هست که به هر چیزی شباهت داره تا به سوت داور

    ولی در کل من تا قبل از شروع این تبلیغات هیچ شناختی از ویستا بست نداشتم. هرچند به نظرم تبلیغات ویستا بست، پر حجم و اعصاب خورد کنه، ولی اگه الان کسی ازم در مورد در و پنجره پی وی سی سوال کنه، اولین برندی که تو ذهنم میاد، ویستا بست هست، نه چیز دیگه. و با خودم میگم برندی که انقد می تونه تبلیغات کنه، حتمن برند خیلی قوی و پولدار و به تبعش خوبی هست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *