“دو فیلم با یک بلیط” // تو یه جای عجیبی از تاریخ گیر افتادیم!

سریال های شبکه نمایش خانگی یا به تعبیری آثار شانه تخم مرغی اغلب کیفیت بالایی ندارند و جز چند موردشان مابقی آثار قابل دفاعی نبوده اند. اما این روزها سریال با کیفیتی در این شبکه توزیع شده است که سعی کرده با داستانی ملودرام، عشقی و جنایی که روایتش در تهران قدیم میگذرد و بهره گیری از بازیگران معروف و مورد علاقه مردم، نویسندگی و کارگردانی حسن فتحی، صدای علیرضا قربانی و آهنگسازی فردین خلعتبری، توجه تماشاگران را به خود جلب کند..

قصدم از این یادداشت بررسی مجموعه فعالیت های بازاریابی این سریال نیست. کاری به فرش قرمزش در آلمان، بیلبوردها، جوایز نقدی و غیر نقدی، بسته بندی و پک آن، کمپین ها، بازاریابی اینترنتی و فعالیت های روابط عمومی اش ندارم.

آنچه برای من عجیب بود همراهی سریال تماشایی برکینگ بد با دوبله فارسی با شهرزاد در یک دی وی دی است. ماجرای همان دو فیلم با یک بلیط داریوش فرهنگ. یکی بخر دو تا ببر از نوع هنری! شیوه ای از پروموشن که ترفندی برای تشویق مشتریان به خرید بیشتر و سریع تر محصولات می باشد. اما استفاده از این روش برای یک سریال کار درستی است. معمولا اتفاقی که در این مواقع می افتد این است که مشتری احساس می کند که یکی از این محصولات از کیفیت کافی برخوردار نیست. نمی دانم در این کیس ممکن است شهرزاد این حس را به مخاطب القا کند یا برکینگ بد.

.

.

چیزی که برای من عجیب تر بود اشاره نکردن به وجود این سریال خارجی روی بسته بندی شهرزاد است. تا حالا که سه قسمت از بیست و شش قسمتش پخش شده است کوچک ترین اشاره ای به وجود این اثر که خودش تحولی در سریال سازی ایجاد کرده نشده است. حالا من ماندم که برای این کار چه توجیهی می توان پیدا کرد: قرار بوده تبلیغی برای فروش بیشتر سریال شهرزاد باشد یا تبلیغی برای برکینگ بد که ممکن است با این دوبله فارسی در آینده روانه بازار شود. شایدم پا به پای جایزه نقدی سریال برای مخاطبانش، دیدن برکینگ بد اشانتیون و هدیه ایست برای تماشاگران ایرانی.

فکر می کنم به قول ترانه خانم علیدوستی که نقش شهرزاد را در این سریال بازی می کند: “ما تو یه جای عجیبی از تاریخ گیر افتادیم، باز میشه این در، صبح میشه این شب، صبر داشته باش”. باید منتظر بود و فرصت داد تا پخش سریال روال خود را طی کند و هدف این استراتژی هم روشن شود.

حالا نظر شما در مورد بازاریابی یک اثر ویدیویی چیست؟ چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید؟ عملکرد سریال شهرزاد از منظر بازاریابی و به خصوص این اقدامش را چطور ارزیابی می کنید؟ راستی بهترین نمونه ای که از بازاریابی سریال های شبکه نمایش خانگی به خاطر دارید کدام اثر بوده است؟

 


12 thoughts on ““دو فیلم با یک بلیط” // تو یه جای عجیبی از تاریخ گیر افتادیم!”

  1. سلام و عرض ادب. تشکر فراوان در مورد این مطلب. واقعاً کاری شگرف است نمی دانم آیا فروش به هر قیمتی درست است یا خیر و چه دلیل قانع کننده ای برای همراه کردن یک سریال اکشن و مهیج با این سریال وجود دارد.
    چند وقت پیش بود نیز در مورد کمپین های این سریال مطالعه می کردم و از مصاحبه ای که با مسئول امور تبلیغات شهرزاد بر می آمد، هزینه های نسبتاً خوبی برای بیلبورد و استند و حتی ایجاد رویداد متقبل شده اند. سریال شهرزاد؛ با فراهم آوردن کلاه مخملی ها به همراه پیکان های قرمز در برخی از چهارراه های تهران نیز به تبلیغ این سریال مبادرت می نمودند. با این تفاسیر شاید با این اقدامی که انجام داده اند ،برینگ بد علت فروش شهرزاد شود که چندان خوشایند نیست.

    1. سلام آقای قاسمی
      متشکرم از مشارکت شما، همونطور که فرمودید فعالیت های تبلیغاتی زیادی انجام دادن که باعث جلب توجه مخاطبان شده، اما در مورد برکینگ بد من تبلیغی ندیدم که انجام داده باشن و روی بسته دی وی دی هم اصلا چیزی قید نشده بود، از طرف دیگه خوب تعداد قسمت های این دو سریال برابر نیست یعنی شهرزاد خیلی خیلی کمتر از دیگری هست، راستش من در مورد تاثیر وجود این سریال بر فروش شهرزاد تردید دارم.

  2. سلام خانم احمدی و ممنون از این مطلب ارزشمند

    با شما موافقم. این حرکت همانطورکه فرمودید معمولا تداعی کننده کیفیت پایین تر یکی از دو محصول موجود در ذهن خریدار می باشد. چند وقت قبل یک فیلم ایرانی خریدم که بر اساس محصول دوم داخل جعبه اش، بهرحال توفیق اجباری دست داد تا با خواننده جدیدی هم آشنا شویم.(از نسل خوانندگان قربانی دعوای خانوادگی و قهر با والده محترم)!!! هرچند سی دی مذکور (محصول دوم) بدون هیچ استفاده ای در سطل زباله منزل آرام گرفت، ولی بعدها هم که این خواننده عزیز مشهور و مشهورتر شد همچنان نام وی در خاطر بنده بر اساس این حرکت، یادآوری چندان خوبی ندارد.

    1. سلام آقای جاوید، سپاسگزارم از توجه شما به این یادداشت
      این خاطره رو خیلی قشنگ تعریف کردین، از مطالعه نظرات شما یاد می‌گیرم و از ادبیات و لحنی که استفاده میکنید بسیار لذت می‌برم. موفق باشید

  3. سلام
    توی خیلی از صنایع، یه سری کالاها رو که به نوعی مرتبط با کالای اصلی باشه باندل میکنن و بعنوان هدیه به مصرف کننده میدن. برای مثال توی صنایع غذایی روغن رو با نوعی چنگال برای سرخ کردن، یا توی صنایع ساختمانی برخی ابزار رو با دستکش همراه میکنن. البته این موارد روی اصول خاصی طراحی میشن و اغلب کالاهای مکمل به کالای اصلی اضافه میشن.
    در خصوص این فیلم که خودم هم از علاقمندانش هستم باید بگم که شاید برکینگ بد به نوعی کالای جانشین باشه! در این خصوص فکر میکنم امکان نداره بشه به یه نظر واحد بین افراد و کارشناسان رسید!
    ممکنه عده ای بگن شاید افرادی که از برکینگ بد بیشتر استقبال کنند و با دانلود این فیلم دنبالش کنند و کلا شهرزاد رو فراموش کنن! اما خب سبک این دو فیلم کاملا متفاوته!
    شاید طراحان این استراتژی میخوان کلا مخاطبانشون رو به دیدن سریال ترغیب کنند و به نوعی فرهنگ سازی کنند.
    اساسا موضوعی که شما هم بعنوان یک بلیط و دو فیلم فرمودید به نوعی مشوق خرید هستش.
    امیدوارم در انتها بشه یه جمع بندی از نظرات انجام داد.

    1. جناب کوروش صحبت من از بازاریابی سریال های نمایش خانگی هست وفعالیت های مختلف و ابتکاری ای که انجام میدن و شهرزاد رو به عنوان یک کیس موفق انتخاب کردم که البته یکی از اقداماتی که انجام داده برای من سوال برانگیز بوده.
      ممنون از مشارکت شما

  4. خانم احمدی سلام
    خیلی خوشحالم که مجددا مطلبی رو به قلم شما در کافه بازاریابی می خونم.
    در مورد سریال شهرزاد باید بگم من هم مثل شما از همراه کردن سریال برکینگ بد با این سریال تعجب کردم!
    با وجود تبلیغات گسترده،‌بیلبوردها و فضاسازی‌های خوبی که این سریال قبل از پخش سی‌دی‌ها انجام داده بود من فکر نمی‌کنم گنجاندن سریال برکینگ بد در پکیج یه حرکت برای تماشای بیشتر سریال شهرزاد باشه … ضمن اینکه برکینگ بد هم سریالی نیست که دسترسی بهش یا دانلود کردنش برای مردم ما کار سختی باشه …
    از نظر تعداد قسمت‌ها هم این دو سریال با هم هماهنگی ندارن … بنابراین شاید … و فقط شاید این حرکت مقدمه‌ای برای پخش دوبله شده سریال برکینگ بد از شبکه نمایش خانگی باشه که بعد از پایان یافتن شهرزاد هم ادامه پیدا می‌کنه.
    شهرزاد جذابیت‌های خودش رو داره و این برای اینکه مخاطب ایرانی نگاهش کنه کافیه … داستان گیرا … بازیگرهای خوب و دروه زمانی که قصه در اون اتفاق می‌افته همه به قدر کافی ارزش دیده شدن دارند. اخیرا جایی خوندم که یکی از کارگردانان مطرح کشورمون اظهار نظر کرده بودند که سریال‌های شهرزاد و دندون طلا آبروی شبکه خانگی رو خریدند … بنابراین نیازی به ارائه یه محصول جایگزین برای فروش بیشتر نیست به نظر من ..
    اخیرا در بسته سی‌دی شهرزاد مسابقات عکاسی و اینستاگرامی هم اضافه شده که همگی می‌تونن در موفقیت این محصول موثر باشن … هر چند این دست مسابقات و اقدامات بازاریابی هم دارن تکراری می‌شن ولی خب هنوز هم میشه از اون‌ها استفاده کرد.
    در مورد بازاریابی محصولات سینمایی و ویدئویی که سوال فرمودین به عقیده من نگاه درست به یکی از اساسی‌ترین اصول بازاریابی یعنی “درک نیاز مخاطبان” حرف اول رو می‌زنه.
    فیلم‌ها و سریال‌ها این ویژگی‌ رو دارن که می‌تونن با زندگی روزمره مردم و دغدغه‌هاشون گره بخورن … محصولی که بتونه به سلیقه، مشکلات و واقعیت‌های زندگی امروز ما به حد کافی نزدیک بشه مسلما موفق خواهد بود…

    1. خانم کریم پور عزیز سلام
      از ابراز محبت شما خیلی متشکرم، با مطالبی که فرمودید موافقم، و به نظر من هم این سریال مخاطب خودشو داره و با مجموعه اقدامات تبلیغاتی ای که انجام داده بود باعث جلب توجه شده بود. از این که این نوشته را با نظر ارزشمندتون همراهی کردید ممنونم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *