ای کاش این انبوه درختها اجازه می داد تا جنگل را ببینیم // بازاریابی “پی زده ” ارثیه مک کارتی به ما.

جروم مکارتی در سال های آغازین دهه 1960، اصطلاح آمیزه و یا اجزای بازاریابی را که مرکب بود از چهار عامل عمده کالاا، قیمت، توزیعو ترویج را پیشنهاد کرد و به وضعیت ادبیات بازاریابی سر و سامانی بخشید. حوزه بازاریابی در ایران آن قدر پی زده هست که از هر بازاریابی حتی حالش را می پرسی در قالب چهار پی، هفت پی و هشت پی جوابت رو می دهد. طبقه بندی خوبی که قرار بود راهگشا باشد اما پرداختن بیش از حد به ان قضیه را کمی پیچیده کرد. یکی از دغدغه های دوره دانشجویی من این بود که یه مطالعه جامع در مورد دیدگاه های مختلف روی پی های بازاریابی داشته باشم. یه مقاله هم تو این زمینه نوشتم که دیگر کسی دنبال این پی ها رو نگیره. در این یادداشت هم لیست جامع این پی ها رو براتون اوردم. با هم بخوانیم و سعی کنیم از این به بعد همه به اصل بازاریابی و نه ظواهر اون که همین طبقه بندی هاست بپردازیم.

  1. Product
  2. Price
  3. Place (Distribution)
  4. Promotion
  5. Packaging
  6. Public Opinions
  7. Politics
  8. Perspective
  9. Paradox
  10. Paradigm
  11. Persuasion
  12. Passion
  13. People
  14. Physical Evidence
  15. Process
  16. Profitability
  17. Probing
  18. Planning
  19. Partnership
  20. Power
  21. Productivity

8 thoughts on “ای کاش این انبوه درختها اجازه می داد تا جنگل را ببینیم // بازاریابی “پی زده ” ارثیه مک کارتی به ما.”

  1. توی مقاله ای که قراره برای دانلود بگذارید راه جایگزینی پیشنهاد شده؟ اگر نه میشه یه تفکر جایگزین ارایه کنید؟ درست بازاریابی و یا شاید بازاریابی متداول خیلی پی زده است ولی این موضوع تقریبا مثل اینه که بگیم مهندسی مکانیک، فیزیک زده است. البته نمی خوام بگم نباید به شکل دیگه ای بازاریابی رو تعریف و طبقه بندی کرد اما چهار پی و نه بیشتر راه خوبی برای طبقه بندی هست. این که یه عده ای اومدن و پی سازی کردن موضوع رو خراب کرده.

    1. البته تمام حرف من هم همین موردی بود که تو خط اخر نوشتید
      ولی در مقاله من که برای دوره بسیار جوانی بود خبری از پیشنهاد ویزه نیست
      نگاه ویزه هست اما پیشنهاد نه
      انشالله می ذارم رو سایت

  2. با سلام و عرض ادب . تعدد زیاد این pها حتی برای کسانی که در رشته های بازاریابی و تبلیغات فعالیت می کنند مشکلات فراوانی ایجاد کرده است. اجازه بدهید یک مثال واقعی که برای خودم اتفاق افتاد برایتان عرض کنم.
    روزی با مهندس کشاورزی هم صحبت شدم ، ایشون متوجه شدند که رشته تحصیلی و فیلد مورد علاقه ام Marketing است ، شروع کرد صحبت کردن در مورد p های بازاریابی . برام جالب بود که یک مهندس کشاورزی تا این حد از ابزارهای بازاریابی مطلع بود و جالب تر اینکه خود ایشون برای خودشون چند p اضافه کرده بودند. مثلا personnel که البته جایگزین مناسب این p در آمیخته بازاریابی ، people است.
    من می خواستم یه نکته ای یادآور شم . پی Packaging یا Packing زیر مجموعه p محصول است و نیازی نیست که به عنوان یک p مجزا در نظر گرفته شود. مثل اینکه بگوییم pre sales و past sales به عنوان p های مجزا محسوب می شوند در صورتیکه این دو هم در p محصول محسوب می شوند .البته ایرادی ندارد به عنوان pهای مستقل در نظر گرفته شوند فقط به کثرت تعداد این p ها می افزاید و موجب سردرگمی Marketers toolkit می شود.
    من مطالعاتی نیز همانند شما در این زمینه داشتم و به یک نمونه جالب برخورد کردم . با اینکه اول آنها با p آغاز نمی شود ولی از آنها به عنوان pهای بازاریابی یاد می شود. این موارد عبارتند از : Accessibility , Affordability , Accountability و Addressability . هر کدام از این موارد تعاریف منطقی خود را دارند که چرا به عنوان آمیخته بازاریابی شناخته شده اند . اما نظر شخصی من این است که این 4 مورد می بایست به عنوان 4A بازاریابی شناخته می شدند نه 4p.
    ضمنا این چهار A توسط stan rapp و chuck Martin در کتاب Max-e-Marketing in the net future بیان شده است.
    موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *