بازاریابی حسی // این بار بررسی حس شنوایی و تاثیرش در فروش

مطلبی به قلم سپیده منتهایی/// در ادامه بررسی بازاریابی حسی این قسمت تصمیم دارم سه حس شنوایی را بررسی کنیم (قسمت قبلی درباره حس بینایی بود که می توانید از اینجا مطالعه کنید).

حس شنوایی: صدا روی خلق و خو و شرایط روحی روانی ما تاثیر می گذارد ، در برابر خطر به ما هشدار می دهد و آرامش ذهن را برای روحمان به ارمغان می آورد .

صدا جز مهم فروش را تشکیل می دهد . مثلا صدای غرش خشن و خاص گرفته ی موتور هارلی دیویدسون و یا صدای خرد شدن غله ی صبحانه ی کلاگز ، آهنگ های آغازی مایکروسافت ، نوکیا و اینتل اینساید ملودی های زندگی تجاری روزانه ما رو تشکیل می دهند. هر روزه مردم صداهای زیادی می شنوند اولین صداهایی که توجه مردم را جلب می کنند صداهایی با فرکانس بالایی دارند ، اما صداهایی نیز وجو دارند که حتی اگر حواس ما به آن ها نباشد باز هم روی ما تاثیر می گذارند . وقتی یک صدای مستمر با فرکانس پایین مانند یک پنکه یا یخچال قطع می شود ، احساس آسودگی به ما دست می دهد . افراد توانایی بالایی در یادآوری صداهای دوران گذشته زندگی شان دارند . به عنوان مثال ، موسیقی مورد علاقه ی دوران جوانی مان می تواند ما را شدیدا احساساتی کند و به زمان و مکانی برگرداند که اولین بار شنیده ایم .

  • شرکت‌های بسیاری در بخش خرده‌فروشی از چگونگی کمک موسیقی به آن‌ها در ساخت هویتی قوی‌تر آگاه شده‌اند. شرکت‌هایی مثل فروشگاه‌های زنجیره‌ای The Gap آمریکا، Eddie Bauer، Toys “R” US برای سفارش قطعات موسیقی برای برند‌هایشان سرمایه‌گذاری می‌کنند.
  • بر اساس یک پژوهش، موسیقی موجب تحریک احساسات خاص مشترکی میان بسیاری از افراد می‌شود، احساساتی درونی که نیازی به تعریف و معرفی ندارند و با موسیقی منتقل می‌شوند. برای مثال در تحقیق مذکور به این نکته اشاره شد که قطعات منتخبی از باخ منجر به ایجاد واکنش‌های یکسانی در هر شرکت‌کننده می‌شود.
  • نتایج یک پژوهش نشان می‌دهد که موسیقی روی رفتار مردم در رستوران مؤثر است. موسیقی با ضرب‌آهنگ تند موجب می‌شود تا مشتریان رستوران زودتر میز خود را ترک کنند تا فضای نشستن برای مشتریان بعدی نیز مهیا شود. پخش این موسیقی برای رستوران‌های فست فود زنجیره‌ای و ناهارخوری‌هایی که گردش مشتری بیشتری دارند، می‌تواند مفید باشد. موسیقی با ضرب‌آهنگ کندتر را می‌توان هنگام شب پخش کرد تا موجب شود مشتریان زمان بیشتری در رستوران بمانند و غذای بیشتری سفارش دهند.

کاربردهای حس شنوایی نیز مانند حس بینایی بسیار وسیع و گسترده است : در صنعت بهداشت و درمان ، هتلداری ، بانکداری و از دوستان عزیز می خواهم که تجربیاتی که مرتبط با این حس داشتید یا درموردش شنیدید را در اختیار بقیه دوستان هم قرار بدید تا باهم در مورد این حس بیشتر بحث کنیم.

 

.


23 thoughts on “بازاریابی حسی // این بار بررسی حس شنوایی و تاثیرش در فروش”

  1. خانم منتهایی بسیار عالی
    ۳ سال پیش یکی از دوستان که کارش فروش و اجرای خانه هوشمند بود از این گلایه می کرد با تبلیغات مشتریان زیادی را تا شو روم شرکت می آوریم ( در این شو روم همه بخشهای خانه هوشمند از نور ، صدا ، رقص نور ، تجهیزات امنیتی برای بازدید و تست بود ) ولی درصد قرار دادها پایین هست و بعد از بازدید متوجه شدم ۲ نوع مشتری برای آنها وجود دارد . افراد مذهبی و غیر مذهبی ( پی ام سی بازها ) همانجا به نظرم رسید روی صدا ، آوا کارکنیم و تصمیم این شد برای مذهبی ها صدای ریز سنج که در جنوب کشور بین مذهبی ها محبوب است هنگام ورود به شو روم پخش کنیم و برای دسته دوم زیر صدای موسیقی بندری و رقص نور . و اتفاق جالبی که افتاد اکثر خریداران همان ۲ آیتم اول را چک می کردند و قرار داد را امضا می کردند و آنهایی که مشتری نمی شدندعلت این بود که فقط جهت بررسی خانه هوشمند آمده بودند و مبلغات خوبی می شدند.
    امیدوارم این بخش ادامه پیدا کند ….

    1. سلام جناب باباخانی..چقد خوبه که شما در این زمینه تجربه دارید و من وقتی نظرات شما رو میخونم شور وهیجان بیشتری میگیرم و بیشتر به این شیوه علاقه مند میشم.واقعا به نظرم این شیوه بازاریابی تاثیرگذاری جالبی روی مخاطبانش میگذاره…
      ممنون بابت سهیم کردن ما در تجربیاتتون

  2. سلام
    خانم منتهایی از روند بسیار منطقی که در معرفی بازاریابی حسی دارید ممنونم ، بسیار طبقه بندی شده پیش می ریم و در طول هفته به حس های معرفی شده ان بخش بیشتر حواسمان هست.
    دقیقا با دوستی صحبت میکردم که کرمانشاه در بازار سنتی مغازه پارچه فروشی دارند ، نظر ایشان این بود که پخش موسیقی کردی و فولکلور منطقه همیشه به جذب مشتری بیشترشان کمک کرده است.
    پارچه های لباس کردی ،پارچه هایی سنگین با رنگهای شاد و معمولا انتخاب شده برای عروسی ها هستند.حال در نظر داشته باشید که موقع خرید پارچه در حال و هوای عروسی و شادی به واسطه همین موسیقی قرار بگیرید مسلما با رضایت و خشنودی بیشتری هم دست به جیب شده وخرید میفرمایید.

    1. سلام دوست خوبم خانم دهکانی..ممنون بابت مشارکتتون در بحث..
      بله همینطور که فرمودید موسیقی جز مهمی از فروش هست.همه ما شاید تجربه حضور در فروشگاه ها و بوتیک هایی رو داشتیم که صدای موسیقی در فضای طنین انداز هست ( که اکثرا فکر میکنم زیاد به تناسب موسیقی که پخش میکنند و محیط فروشگاه توجهی نمی کنند ) و در مثال شما یک فروشنده با ذوق چقدر خوب تونسته با هماهنگی فضای کسب و کارش با موسیقی به فروش بیشتر کمک کنه .

      راستی خانم دهکانی عزیز شما خودتون همچین تجربه ای داشتید؟ تا حالا یک موسیقی ، صدا یا طنین خاصی روی شما برای خرید از فروشگاه یا حتی ایجاد یک حس خوب که شما رو تشویق کنه دوباره به اون فضا سری بزنید تاثیر گذاشته ؟

      1. سلام مجدد
        یکی از فروشگاههایی که موسیقی آن همیشه باعث ایجاد حس بهتر در من میشه ،فروشگاه های شهر کتاب هستن.
        راستی یک آقای راننده ای هم هستند از دوستان سیر و سفر ، اینقدر موزیک های خوبی گوش میدهند که من همیشه نهاایت تلاشمو میکنم مسافرایشون باشم و با سرویس انها برگردم.فکر کنید توی اتوبوس یا استاد شجریان باشد یا موزیک اروم و کلاسیک.. نمیدونم سلیقه ما با هم یکی بوده و باعث شده بنده همیشه مبلغ پرسونال برند ایشون باشم یا واقعا ایشون نیاز سنجی کرده و دیده حین سفر موزیک های اروم و کلاسیک یا حتی البوم های استاد شجریان تاثیر بهتری در حال مسافر داره..

        1. ممنون خانم دهکانی..تجربه جالبی از شرکت های مسافربری گفتید..راستش منم مثله شما مسافر ثابت جاده ها و این شرکت های مسافربری هستم و هربار به این فکر میکنم که چقدر ابزارهای این بازاریابی در این حوزه جای کار داره و چقد خوب میشد اگر مسئولین این چنین شرکت هایی به این موضوع توجه کنند شاید فقط جنبه حس لامسه ( راحتی صندلی ) را مدنظر قرارد دادن ( که البته اکثرا فقط شعار است و عملا اینگونه نیست یا در حد بسیار ضعیفی هست .
          مثلا همین موسیقی …انتخاب یک موسیقی ( یا موسیقی برند ) و توجه به حس شنوایی، انتخاب رنگ صندلی ها ، پرده های اتوبوس هماهنگ با فضای دفتر و سایت و مسلما تاثیر گذار بر حس آرامش ، انتخاب رایحه مناسب یا حتی رایحه برند ( این مورد رو سر بحث خودش بیشتر درموردش صحبت میکنم 🙂 )
          همه این ها مواردی که میشه به ذهن و قلب مشتری نفوذ کرد ( و صد البته به جیبش 🙂 ). اما متاسفانه هیچ تلاشی برای این منظور نمیشه 🙁

  3. خانم منتهایی
    سلام و درود
    روی موضوع بسیار جذابی دست گذاشتین. امیدوارم فرصت کرده باشین مقاله ای رو که خدمتتون ارسال کردم مطالعه کنین.
    چیزی که در اون مقاله بهش اشاره کردم دقیقا همین نشانه شناسی آوایی نام های برند هست که می تونه انتخاب مصرف کنندگان رو تحت تاثیر قرار بده.
    همون طور که در مقاله هم عنوان شده از میان حروف الفبایی انگلیسی حروف صدادار یعنی a، e، o، i و u به دو دسته زیر و بم تقسیم میشن. بر این اساس محققان نتیجه گرفتن که نام های برندی که در اونها از صداهای زیر مثل i و e استفاده شده در زمان تلفظ با ماهیت محصولات کوچک ، نرم و زنانه در ارتباط هستن. مثل برند Smarties یا Barbie
    و در مقابل نام های برندی که حروف صدادار بم مثل o یا u رو در اسمشون دارن بر روی محصولات بزرگ تر، حجیم تر، زمخت تر و مردانه تر گذاشته میشن. مثل شخصیت Hulk یا کلمه Humberger ..
    حتی در داستان های اسطوره های یونان قدیم اومده که کراتیلوس عقیده داشته حرف r همیشه صدا و حسی مثل حرکت، پویایی و زنده بودن رو در خودش داره و این یعنی تمام صداهایی که ما در اطرافمون می شنویم می تونن به صورت ناخودآگاه واجد معانی خاصی برای ما باشن و در بازاریابی هم به دلیل ارتباط نزدیک این رشته با مردم کاربرد این مفاهیم صد چندان میشه.

    خانم منتهایی دغدغه ای که من همیشه در زمان مطالعه مقالات آواشناختی داشتم این بوده که چطور میشه ایم مفاهیم رو برای اسامی برند ایرانی به کار برد؟؟ همون طور که می دونین ما در زمینه نام گذاری روی برندهامون با مشکلات زیادی مواجه هستیم و خیلی از برندهای موجود در بازار از استانداردهای نام گذاری پیروی نمی کنن .
    به نظر شما چطور میشه این مطالب رو عملا در برندسازی برای برندهای ایرانی مورد استفاده قرار داد؟

    1. سلام خانم کریم پور عزیز …بله مقاله شما رو مطالعه کردم و باید بگم واقعا لذت بردم و شگفت زده شدم ..در مطالاتی که پیرامون بازاریابی حسی و حس شنوایی داشتم به این مورد بر نخورده بودم و ممنون که قسمتی از مطالب مقاله تون رو در اختیار دوستان کافه ای گذاشتید و بحث رو شیرین تر و جذاب تر کردید…
      راستش دقیقا من هم مثل شما وقتی مقاله رو میخوندم ذهنم درگیر نام ها و برند های ایرانی شد همه برندها از اسامی بانک ها گرفته تا تمام اقلامی که هر روز باهاش سرو کار داریم از ذهنم گذشت و به این فکر می کردم در پس نام گذاری این اسامی هم این چنین دیدی هست ؟؟؟ همونطور که توی مقاله بهش اشاره کرده بودید این شیوه برای هر زبانی کاربردی است اما به نظرم نیاز داره تا متخصصین آواشناسی و زبان شناسی و حتی روانشناسی در کنار متخصصین بازاریابی گرد هم بیان.
      راستش به این فکر کردم چقد خوب میشد حالا که ما دو نفر علایق مشترکی پیدا کردیم در این زمینه و روی برندهای ایرانی با کمک اساتید کار کنیم و اگر دکتر محمدیان این افتخار رو به ما بدن بی نظیر میشه 🙂
      البته ناگفته نماند من در حوزه بازاریابی رایحه ای وارد شدم و دارم یه کارایی میکنم 🙂

      1. خانم منتهایی، مرسی از محبت شما.
        واقعا بحث بازاریابی حسی خیلی جذابه و پژوهش میدانی قوی هم در ایران براش انجام نشده.
        من که خیلی مشتاقم با هم کار کنیم و برام باعث افتخاره …
        با شما در ارتباط هستم، اگه استاد عزیزمون هم ما رو یاری کنند که عالی خواهد بود.

  4. خانم منتهایی عزیز با سلام
    ابتدا تشکر میکنم برای مطلب خیلی خوبتون. من سوالی از خدمتتون دارم.چند سال پیش تعدادی از شرکتهای تولید کننده شکلات(الان متاسفانه نام برندها تو خاطرم نیست) نوعی از شکلات را که معمولا به عنوان هدیه افراد تهیه میکنن را در جعبه هایی قرار داده بودند که به محض باز شدن در جعبه ملودی میزد.میخوام بدونم این اقدام در این راستا بوده یا تنها به عنوان یکی از آپشنهای بسته بندی مورد استفاده قرار میگیره. من از نوشته شما اینطور برداشت کردم که موسیقی اگر سفارشی باشد در این دسته بندی قرار میگیرد.سپاسگزار خواهم بود راهنمایی بفرمایید.

  5. سلام دوست خوبم خام اردلانی …به نکته جالبی اشاره کردید..چیزی که در بازاریابی حسی و استفاده از حس شنوایی اهمیت دارد اینه که چطور میشه از این حواس در خلق تجربه ماندگار برای مشتری بهره برد تا بیشترین تاثیر را بر مصرف کالا وخدمات بذاره و به دنبالش وفاداری و رضایت مشتری روهم تامین کنه . دانیل ام جکسون پژوهشگر و نویسنده کتاب برندسازی صوتی این نکته رو تصدیق می کنه که مهمترین جنبه ای که باید هنگام ساخت صدا مدنظر قرار داد ، ارتباط آن با هویت برند است . مثلا موسیقی که از رادیو پخش میشه اغلب بدون تحلیل و بررسی تناسب آن انتخاب میشه اما بازاریابی حسی توصیه می کنه که گزینش موسیقی باید دقیق تر از این حرف ها باشه . انتخاب آگاهانه موسیقی پیش زمینه یا پس زمینه می تونه فضای دلنشین و دلپذیری رو خلق کنه وجکسون هم می گه شرکت ها باید اینقد صداهای مختلف رو در فرآیند بازاریابی حسی شرکت به کار بگیرند تا در نهایت به صدایی متمایز و به یاد ماندنی دست پیدا کنند. در واقع تناسب موسیقی با برند و فضا ( مثل همون مثال خانم دهکانی در مورد تناسب موسیقی محلی در فروشگاه لباس محلی ) بر ادراک مصرف کننده موثر است و در موردی که شما فرمودید این شیوه یک آپشن بسته بندی است که ممکنه در شما حس خوبی هنگام مصرف این شکلات ایجاد کنه ولی اون چیزی که مهم هست ماندگاری این حس همراه با صدایی است که در ذهن شما حک بشه و همین نکته جذابیت و ظرافت این شیوه بازاریابی هست که این شیوه رو از شیوه های سنتی بازاریابی متمایز میکنه .

  6. سلام خانم منتهایی
    خیلی ممنون از مطالب خوبتان فقط سوالی که دارم اینکه آیا پژوهش های انجام شده که فرمودید در ایران هم انجام شده؟؟؟ ایا شرکتی در ایران به صورت تخصصی و حرفه ای این کار را در تحقیقات خود اعمال کرده اند یا نه؟؟
    ممنون میشوم اگر اطلاعی دارید بیان کنید با تشکر

  7. سلام جناب اصلانی..کارگیری حواس مختلف در بازاریابی در ایران نیز اقداماتی صورت گرفته البته نه بصورت شیوه برندسازی..کاربرد رنگ و توجه به حس بینایی در برندهایی اپراتورهای تلفن همراه نام بردم..در مورد حس شنوایی هم صاایران همان صدای همراه با تیک تداعی کننده برند است..حواس دیگه مثل بویایی هم اقداماتی انجام شده که اگر اجازه بدید سر مبحثش عرض می کنم.
    اما موضوع مهمی که من بهش برخوردم اینکه پژوهش کاربردی در راستای برندسازی و متناسب سازی حواس با برند و فضا کسب و کاری انجام نشده.و اکثر مقالات در زمینه بازاریابی حسی مقالات ترویجی هستند نه پژوهشی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *